Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تابستان در حومه ساحلی

با جدیدترین و داغ‌ترین اخبار در مورد زندگی اجتماعی، اقتصاد، حقوق، آموزش، جهان، ورزش، سرگرمی، فرهنگ و بسیاری از زمینه‌های دیگر در تای نین، به‌روز باشید.

Báo Tây NinhBáo Tây Ninh19/06/2026

دریای زادگاه من نه آبی باشکوه و پر جنب و جوش مقاصد گردشگری معروف است و نه شلوغ و پر از گردشگران پرسروصدا. دریا ملایم و ساده است، درست مثل مردم سخت‌کوش این منطقه ساحلی. هر صبح زود، همزمان با طلوع خورشید سرخ و درخشان در افق، قایق‌های ماهیگیری به دریا می‌روند. و سپس قایق‌هایی هستند که به ساحل بازمی‌گردند، با ذخایر پر از میگو و ماهی. ماهیگیران آفتاب‌سوخته سایه‌های بلندی بر روی شن‌ها می‌اندازند، صدایشان با صدای واضح موتور قایق‌ها در هم می‌آمیزد و منطقه‌ای ساحلی را که هنوز تا حدودی بکر است، بیدار می‌کند.

دوران کودکی من پر از آفتاب و طعم شور نسیم دریا بود. بعدازظهرهای تابستان، ما بچه‌ها پابرهنه روی شن‌های داغ می‌دویدیم، خرچنگ‌های کوچک را دنبال می‌کردیم و با خنده‌ای که در آسمان طنین‌انداز می‌شد، فریاد می‌زدیم. گاهی اوقات همه ما برای شنا به دریا هجوم می‌بردیم و اجازه می‌دادیم امواج مو و پوستمان را خیس کنند. دریای تابستان با آغوش خنک، بی‌کران و بخشنده‌اش، بچه‌های روستای فقیر ما را در آغوش می‌گرفت.

شاید برایتان جالب باشد
شکاف انتشار برای شهروندان سالمند
شکاف انتشار برای شهروندان سالمنددر حالی که بازار کتاب‌های کودکان، نوجوانان و بزرگسالان پررونق است، انتشارات مربوط به سالمندان با کمبود مواجه است. کتاب «پارادوکس پیری» نوشته تران نگوک چائو که اخیراً توسط انتشارات تره منتشر شده است، یکی از کتاب‌های نادری است که به این گروه از مخاطبان می‌پردازد.
داستان کوتاه: شبی در کنار دانوب
داستان کوتاه: شبی در کنار دانوبیه نفر یه جایی گفته: تو زندگی، پیدا کردن دوستای زیاد یا کسی که دوستت داشته باشه سخت نیست، اما پیدا کردن کسی که بتونی بهش اعتماد کنی و بهش اعتماد کنی همیشه آسون نیست...
داستان‌هایی از افرادی که جرات انجام کارهای دشوار را دارند.
داستان‌هایی از افرادی که جرات انجام کارهای دشوار را دارند.مطالعه و پیروی از ایدئولوژی، اخلاق و سبک هوشی مین در تای نین به طور فزاینده‌ای از طریق اقدامات روزانه کادرها و اعضای حزب در سطح توده مردم، عینیت می‌یابد.

با فرا رسیدن غروب، دریای زادگاهم به طرز نفس‌گیری زیبا بود. خورشید، سرخ و گِرد مانند بشقابی برنجی، به آرامی در پهنه‌ی وسیع آب فرو می‌رفت. هر موجِ کاکل‌سفید، بی‌صدا مانند نفس‌های خستگی‌ناپذیر اقیانوس به ساحل می‌خورد. دسته‌های پرستو بی‌قرار در آسمان گرگ و میش بنفش عمیق بال می‌زدند. در ساحل شنیِ دراز، مادران نشسته بودند و تورهایشان را تعمیر می‌کردند و منتظر بازگشت شوهران و پسرانشان از سفرهای ماهیگیری بودند. کودکان در اطراف مادرانشان تلوتلو می‌خوردند و چشمانشان به دریای دور خیره شده بود. و در آن زمان، من اغلب مدت زیادی روی شن می‌نشستم، به امواج گوش می‌دادم و رویای افق‌های دور را در سر می‌پروراندم.

دریای سرزمین ما نه تنها ماهی و میگو را برای مردم فراهم می‌کند، بلکه با عشق و شکیبایی خاموش، زندگی‌های بی‌شماری را نیز پرورش می‌دهد. در فصول طوفانی، هنگامی که امواج غرش می‌کنند و به ساحل می‌کوبند، روستاییان همچنان صبورانه برای امرار معاش به دریا چنگ می‌زنند. چهره‌هایشان نشان آفتاب و باد را دارد، اما چشمانشان هنوز از امید می‌درخشد. من می‌فهمم که در پشت طعم شور دریا، طعم شور عرق و سختی‌های زندگی انسان نهفته است.

همچنان که دوران کودکی‌ام می‌گذشت، زادگاهم را ترک کردم تا به سرزمین‌های دیگر سفر کنم. مواقعی بود که در مقابل سواحل معروف، وسیع و زیبا می‌ایستادم، اما در اعماق وجودم، هنوز هم به شدت دلتنگ دریای سرزمین مادری‌ام بودم. مسیر شنی کوچک منتهی به ساحل، ردیف درختان کاسوارینا که در باد تکان می‌خوردند، بوی معطر ماهی خشک شده که از خانه‌های کنار ساحل ساطع می‌شد و حتی آن شب‌های تابستانی که دراز کشیده و به صدای امواج در دوردست گوش می‌دادم و احساس آرامش وصف‌ناپذیری داشتم را به یاد می‌آوردم.

شاید، وطن همیشه همین‌طور است. مهم نیست که انسان چقدر سفر کند، قلب همیشه آرزوی بازگشت دارد. و تابستان، برای من، فقط فصل آفتاب طلایی یا وزوز جیرجیرک‌ها نیست، بلکه فصل دریا در زادگاهم نیز هست - جایی که دنیایی از خاطرات را در خود جای داده که هرگز محو نمی‌شوند. در خاطراتم از تابستان کنار دریا، به وضوح روزهایی را به یاد می‌آورم که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خواهر و برادرهایم زیر سقف آهنی کوچک و قدیمی موج‌دار جمع می‌شدند و تمام شب به نسیم دریا گوش می‌دادند. بعدازظهرهایی که پدرم از قایق ماهیگیری‌اش برمی‌گشت، پوستش از آفتاب و باد تیره شده بود و عطر شور اقیانوس هنوز روی شانه‌هایش باقی مانده بود.

مادرم مشغول روشن کردن آتش برای پختن یک قابلمه معطر سوپ ماهی ترش بود. تمام خانواده دور این غذای ساده می‌نشستند، خنده‌هایشان همیشه گرم و آرامش‌بخش بود. مادربزرگم را به یاد دارم که اغلب روی ایوان می‌نشست و تورهای ماهیگیری را تعمیر می‌کرد، دستان لاغرش در غروب سرخ آتشین دریا به سرعت حرکت می‌کردند. او داستان‌هایی از روزگاران قدیم، از فصل‌های طوفانی، از دوران قایق‌رانی پدربزرگم در میان امواج تعریف می‌کرد. ما بچه‌ها با دقت می‌نشستیم و گوش می‌دادیم، امواج دور با صدای غم‌انگیز او در هم می‌آمیختند و ملودی‌های فراموش‌نشدنی می‌ساختند. و در آن خاطره تابستانی از زادگاه ساحلی‌ام، چهره‌ای وجود دارد که حتی اکنون، هر وقت او را به یاد می‌آورم، قلبم هنوز مانند صدای دور امواج عصرگاهی به درد می‌آید... در آن زمان، دختر کوچکی در همسایگی خانه من، از همان دهکده ماهیگیری، زندگی می‌کرد. ما در آن تابستان‌های آفتابی و بادخیز با هم بزرگ شدیم. صبح‌ها، او اغلب مادرش را برای دسته‌بندی ماهی‌ها به ساحل می‌برد، موهای بلندش در نسیم دریا می‌وزید و پاهای برهنه‌اش روی شن‌های مرطوب نقش می‌بست. و من اغلب وانمود می‌کردم که از کنارش رد می‌شوم تا خنده‌اش را بشنوم، خنده‌ای به زلالی دریا در روزهای آرام. بعدازظهرهای تابستان، اغلب با هم در امتداد ساحل قدم می‌زدیم، صدف جمع می‌کردیم و خرچنگ‌هایی را که روی شن‌ها می‌دویدند، تعقیب می‌کردیم. گاهی اوقات فقط ساکت روی صخره‌ای می‌نشستیم و غرق شدن خورشید سرخ آتشین در دریا را تماشا می‌کردیم. نسیم دریا به آرامی روی شانه‌هایمان می‌وزید و هیچ‌کس کلمه‌ای با هم حرف نمی‌زد... یک بار را به یاد دارم که دریا مواج بود و پدرم از قایقش برنگشته بود. مادرم روی ایوان نشسته بود و با نگرانی به دریای تاریک نگاه می‌کرد. آن دختر کوچک بود که بی‌سروصدا یک سبد کوچک ماهی و یک قابلمه فرنی داغ برای مادرم آورد. آن شب، زیر نور زرد کم‌رنگ چراغ، چشمانش را دیدم که به طرز عجیبی مهربان بودند. آن چشم‌ها در سفرهای سرگردانی و آوارگی‌ام مرا دنبال کرده‌اند و من هرگز آنها را تا آخر عمر فراموش نخواهم کرد.

شاید برایتان جالب باشد
سومین جلسه شورای مردمی کمون کان دوک: هشت قطعنامه مهم تصویب شد
سومین جلسه شورای مردمی کمون کان دوک: هشت قطعنامه مهم تصویب شددر ۲۴ ژوئن، شورای مردمی کمون کان دوک (استان تای نین)، دوره دوم، ۲۰۲۶-۲۰۳۱، سومین جلسه خود (جلسه عادی میان‌سال ۲۰۲۶) را برای ارزیابی اجرای قطعنامه توسعه اجتماعی-اقتصادی برای شش ماه اول سال و تعیین دستورالعمل‌ها و وظایف کلیدی برای شش ماه آخر سال ۲۰۲۶ برگزار کرد. نگوین هونگ سون، نایب رئیس شورای مردمی استان، در این جلسه حضور داشت.
مسابقات قهرمانی فوتبال زیر ۲۱ سال کشور ۲۰۲۶: تای نین با اطمینان وارد دور مقدماتی می‌شود.
مسابقات قهرمانی فوتبال زیر ۲۱ سال کشور ۲۰۲۶: تای نین با اطمینان وارد دور مقدماتی می‌شود.بعدازظهر ۲۳ ژوئن، در مرکز تمرینی تای نین (ساختمان شماره ۲) در کمون چائو تان، استان تای نین، تیم زیر ۲۱ سال تای نین تمرینات فشرده خود را برای آماده شدن جهت حضور در مرحله مقدماتی مسابقات قهرمانی ملی فوتبال زیر ۲۱ سال ۲۰۲۶ ادامه داد.
مسابقات قهرمانی تیم‌های قوی ملی کان خمر ۲۰۲۶: مسابقات هیجان‌انگیز فراوان
مسابقات قهرمانی تیم‌های قوی ملی کان خمر ۲۰۲۶: مسابقات هیجان‌انگیز فراوانشامگاه ۲۳ ژوئن، ورزشکاران شرکت کننده در مسابقات قهرمانی ملی تیم‌های قوی کان خمر ۲۰۲۶ در میدان تو کویین، بخش تان نین، استان تای نین وارد رینگ شدند.

سال‌ها بعد، بالاخره فرصتی پیش آمد تا به ساحل زادگاهم برگردم. ساحل شنی هنوز آنجا بود، امواج هنوز مثل قبل زمزمه می‌کردند، درختان کازوارینا هنوز در نسیم دریا تکان می‌خوردند... اما دیگر آن دخترِ سال‌های دور را نمی‌دیدم. مردم می‌گفتند خانواده‌اش مدت‌ها پیش به جای دیگری نقل مکان کرده‌اند. هیچ‌کس نمی‌دانست او الان کجاست یا چگونه زندگی می‌کند. آن بعدازظهر مدت زیادی کنار ساحل ایستادم و در قلبم احساس پوچی عظیمی کردم، مثل جزر و مد... حالا، بسیاری از اقوامم پیر شده‌اند، برخی برای همیشه از دنیا رفته‌اند، اما هر تابستان، با شنیدن صدای امواج ساحل زادگاهم، احساس می‌کنم هنوز همان کودکی هستم که زمانی بودم، هنوز پابرهنه روی شن‌ها می‌دویدم، هنوز در آغوش گرم خانواده‌ام در این منطقه ساحلی بادخیز و شور زندگی می‌کردم.

مای لی

منبع: https://baotayninh.vn/mua-he-que-bien-149755.html

روندها بر اساس دسته‌بندی

پربازدیدترین

Google Trends

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خط پایان

خط پایان

جشنواره فلوت همونگ

جشنواره فلوت همونگ

گریه نوزاد تازه متولد شده

گریه نوزاد تازه متولد شده