Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

باران، چای برگ‌گنده و ایستگاه قطار هوئه.

Việt NamViệt Nam13/10/2024


460513645_1078256706991871_4424704969821436296_n.jpg
«غذاهای ویژه» در ایستگاه قطار هوئه .

باران سیل‌آسا در هوئه، سرما را به هر گوشه‌ای آورد، اما فقط قلب مردم بی‌تأثیر ماند! یکی از دوستانم مکان کوچکی را درست روبروی ایستگاه قطار هوئه - جایی که زنان نوشیدنی‌فروش دهه‌ها آنجا بودند - توصیه کرد، بنابراین ما با وجود باران به آنجا رسیدیم.

با نگاه به دکه نوشیدنی فروشی مخروبه با چند میز و صندلی خیس از باران که در گوشه‌ای تاریک پنهان شده بودند، دلم سوخت. زنی که نوشیدنی می‌فروخت، خودش را «خاله» خطاب می‌کرد، همان شکل خطاب رایج در هوئه.

او تعریف کرد که مادرش از سال ۱۹۷۶ در اینجا به مسافرانی که منتظر قطار بودند نوشیدنی می‌فروخت. دیدن او که روی میز یک قوری چای، یک بشقاب تخمه کدو، یک بشقاب تخمه هندوانه، یک بشقاب آبنبات بادام زمینی، یک بسته تنباکو، در کنار یک پیپ و فلاسک سنتی چیده بود، حتی تأثیرگذارتر بود - اقلامی که نمی‌توانستند ویتنامی‌تر از این باشند!

ناگهان، در حالی که نشسته بودم، عشقی وصف‌ناپذیر به چیزهای معمولی که قبلاً دیده بودم احساس کردم، و از ویتنامی بودنم احساس غرور کردم.

هر بار که خارجی‌ها را ملاقات می‌کنم، با افتخار خودم را معرفی می‌کنم: «من ویتنامی هستم.» یادم می‌آید که در طول مکالمه‌ای با کارگردان و نویسنده، شوان فوئونگ، در دانشگاه هوئه، به من گفت که قبل از 10 سالگی متوجه نشده بود که ویتنامی است، تا اینکه همکلاسی‌اش را دید که روی سایه پرچم کشورش قدم می‌گذارد. احساسی عجیب و نگران‌کننده در قلبش ایجاد شد و بعداً تصمیم گرفت خود را وقف کشورش کند.

لحظه‌ای که متوجه می‌شوم «من ویتنامی هستم» واقعاً ارزشمند است! این حقیقت ارزشمند بارها در زندگی‌ام به من یادآوری شده است. امشب، یک بار دیگر، در ایستگاه قطار هوئه، زیر باران، کنار یک فنجان چای و نور سوسوی یک چراغ نفتی.

460518119_1078258143658394_4624072777097922891_n.jpg
ایستگاه قطار هوئه در یک عصر بارانی.

چراغ‌های نفتی امروزی زیر نور شدید چراغ‌های برقی، نور ضعیفی دارند، اما این چیزی از ارزش آنها کم نمی‌کند. زنی که نوشیدنی می‌فروخت، به یاد آورد که در قدیم، ایستگاه قطار هوئه به اندازه الان روشن نبود.

روبروی ایستگاه قطار، رگه ای طولانی از نور وجود داشت که به نقطه های کوچکی از چراغ های نفتی دکه های چای فروشی که در فاصله کمی از هم قرار داشتند، ختم می شد. نور این چراغ های نفتی جادویی بود، هرچند هدف آنها نه تنها تأمین روشنایی، بلکه روشن کردن پیپ های تنباکوی مشتریان نیز بود.

به تدریج، تعداد فروشندگان خیابانی که نوشیدنی می‌فروختند کاهش یافت و جای خود را به انواع رستوران‌ها، کافه‌ها و میخانه‌ها دادند... فقط حدود سه دکه نوشیدنی هنوز سبک ساده روزهای قدیم را حفظ کرده‌اند و حتی در آن صورت هم، بستگی به آب و هوا دارد.

بعضی روزها، مثل امروز، فقط یک صف از مردم وجود دارد. بازدیدکنندگان ایستگاه ممکن است به‌طور اتفاقی با چیزهایی از گذشته روبرو شوند. ما را مهمانان خوش‌شانسی بدانید که می‌توانیم از مناظر ویتنام قدیم به‌طور کامل لذت ببریم.

مطمئن نیستم زنی که نوشیدنی می‌فروشد، زیبایی فرهنگی گذشته را گرامی می‌دارد یا اینکه برای امرار معاش، همان چیدمان غرفه‌اش را حفظ کرده است.

اما یک چیز قطعی است: به لطف معدود افراد باقی‌مانده مانند او که این کار را در ایستگاه قطار انجام می‌دهند، جوانانی مانند ما می‌توانند در فضایی دلپذیر زندگی کنند، در آغوش چیزهایی که نه تنها برای ما، بلکه برای نسل‌های گذشته نیز آشنا هستند.

من ویتنامی هستم و به این افتخار می‌کنم!



منبع: https://baoquangnam.vn/mua-tra-man-va-ga-hue-3142664.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول