![]() |
من سه برادر بزرگتر دارم که در مقاومت علیه فرانسویها در منطقه جنگی دونگ هوا شرکت داشتند. در سال ۱۹۵۴، آنها به شمال نقل مکان کردند و در تان هوا زندگی و کار کردند. برادرم، نگوین ون دوین، یک سرگرد پلیس، بلافاصله پس از ۲۶ مارس ۱۹۷۵ به هوئه اعزام شد تا به تثبیت امنیت و نظم در پایتخت باستانی کمک کند، بنابراین او پس از بیش از ۲۰ سال جدایی، عید تت را با خانوادهاش جشن گرفت. بنابراین، علاوه بر کیکهای برنجی چسبناک سنتی هوئه، کیکهای طرحدار و مربای زنجبیل، خوراکیهای عید تت شامل آبنبات های ها، چای بستهبندیشده با دین، سیگارهای دین بین و شراب لیموی هانوی نیز میشد. به ویژه داستان ۲۰ سال جشن تت در شمال و جنوب قابل توجه است، که همه در این اولین تت گرد هم میآیند، شادیای که درنگ کرد و سپس فوران کرد، مانند اشعار یک نوازنده که برای آن بهار میسراید: «مادر به فرزندانش که بازگشتهاند نگاه میکند / آن بهار آرزومند اول از راه میرسد / اشکها روی شانهاش، شانههایش را گرم میکند / شادی لحظهای درخشان است.» مهمان ویژه جشن تت خانواده من در سال اژدها (۱۹۷۶) پروفسور هو تان ترای، مدرس دانشگاه هانوی بود. او قبلاً در لانگ تو زندگی میکرد و در فونگ دوک با عمویم شوان، که در محله تدریس میکرد، تحصیل میکرد. عمویم در سال ۱۹۷۳ درگذشت. او که اولین تت خود را در زادگاهش جشن میگرفت، برای عمویم شوان عود روشن کرد و برای تبریک سال نو به خانوادهام سر زد.
پروفسور هو تان تری از تخلص فام ون سی، نام سرباز همکارش، استفاده میکرد. دوستش با علم به اینکه تنها مدت کوتاهی از عمرش باقی مانده بود، مراقبت از همسرش را تا پایان عمر به هو تان تری سپرد. بنابراین، پروفسور هو تان تری هنگام نوشتن مقالات و انتشار کتابهای ادبی از نام دوستش به عنوان تخلص خود استفاده میکرد. او تا پایان عمر با همسرش زندگی کرد، اگرچه آنها فرزندی نداشتند. پروفسور هو تان تری یکی از اولین کسانی بود که پایههای تأسیس دانشگاه هوئه را در سال ۱۹۷۷ (که اکنون دانشگاه علوم هوئه نام دارد) بنا نهاد و همچنین رئیس دانشکده ادبیات و تاریخ بود.
دیگر مهمانان ویژهای که برای تبریک سال نو به خانوادهام آمدند، سربازان بودند. واحدی از هنگ ششم (هنگ فو شوان)، نیروی اصلی منطقه نظامی تری تین، در روستای من مستقر بود. آنها در ۲۶ مارس ۱۹۷۵ پرچم خود را بر فراز قلعه هوئه برافراشتند. هر سربازی میخواست تت (سال نو قمری) را با عزیزانش در خانه جشن بگیرد و هر خانوادهای میخواست فرزندانشان پس از سالها دوری، برای اولین تت خود برگردند. اما وظیفه سربازان هنوز محافظت از بهار ملت بود. بنابراین، آنها برای تشویق خانوادههایشان و ماندن در هوئه برای جشن تت، نامههایی به خانه نوشتند. این سربازان در جریان سیل بزرگ هوئه در اکتبر ۱۹۷۵، مردم را همراهی و کمک کرده بودند و به زیباسازی روستا برای جشن بهار و استقبال از تت ادامه دادند. علاوه بر میوههای شیرین و کیکهای برنجی چسبناک، بستههایی از بیسکویتهای خشک به سبک نظامی نیز وجود داشت که طعمی بینظیر و خوشمزه داشتند.
له هوی تاپ، اصالتاً اهل استان نام دین، سربازی در هنگ ششم بود که در ۲۶ مارس ۱۹۷۵ به سمت هوئه پیشروی کرد. او پرچم آزادی نیمه قرمز و نیمه آبی را از ارتفاعات رودخانه عطر حمل کرد و از آن عبور کرد تا در آرامگاه تو دوک جمع شود، جایی که سربازان در ۲۶ مارس آن را بر فراز ارگ هوئه برافراشتند. به دلیل صدای زیبای آوازش، پس از اتحاد مجدد کشور، به گروه هنرهای نمایشی منطقه نظامی تری تین که در تای لوک مستقر بود، پیوست و در استانها و شهرهای جنوبی گشت و گذار کرد و تنها در نزدیکی تت (سال نو قمری) به هوئه بازگشت. له هوی تاپ با زنی از هوئه ازدواج کرد و آثار زیادی درباره هوئه سرود، از جمله ابیات معروف شعر و موسیقی مانند: "اگر رودخانه عطر نبود / شعر هوئه در طول مسیر گم میشد."
نوازنده له هوی تاپ با یادآوری اولین تت (سال نو قمری) خود در هوئه، گفت که فضای تت کاملاً آرام بود اما از قبل رنگ و بوی یک زندگی جدید را داشت، با فعالیتهای فرهنگی و هنری که توسط واحدهای نظامی و اداره نظامی سازماندهی شده بود. در طول تت بین تین (۱۹۷۶)، مردم و سربازان کل کشور هنوز سرشار از شادی پیروزی بودند، بنابراین آهنگهای بهاری عمدتاً آهنگهای قهرمانانهای بودند که سربازان، دستاوردهای انقلاب و شادی عظیم کل ملت را ستایش میکردند.
در آن بهار رویایی، من دانشآموز کلاس هفتم دبیرستان کوک هوک بودم، یک پیشاهنگ جوان، که آهنگی از آن دوران را برای جشن گرفتن رسیدن بهار میخواندم: «پایتخت باستانی، که زمانی با شالهای قرمز آراسته شده بود، اکنون دوباره جوان شده است / ما با شادی از روزی نو که از راه رسیده استقبال میکنیم / استقلال و آزادی، شمال و جنوب متحد در سرود.» هوئه، همراه با بقیه کشور، با زمین، آسمان و قلبهای مردمش، مانند آهنگ «بهار اول» وارد بهار شد: «سپس بهار به آرامی با پرستوها از راه میرسد / فصل عادی، فصل شادی، اکنون فرا رسیده است / آن بهار رویایی اول از همه میآید / با دودی که بر فراز رودخانه بلند میشود، خروسها در ظهر کنار رودخانه بانگ میزنند، ظهری آفتابی برای این همه روح.»
الهامبخش آهنگ «اولین بهار» آهنگساز ون کائو نیز از شادی مشترک مردم بود. او این آهنگ را برای جشن گرفتن اتحاد و اتحاد مجدد کشور، برای جشن گرفتن بهار سال اژدها (۱۹۷۶) نوشت، زمانی که مردم در سراسر کشور میتوانستند زندگی عادی پر از مهربانی انسانی، عشق خانوادگی و عشق رمانتیک را در میهن زیبای خود داشته باشند. ملودی آهنگین و ملایم است، تصاویر زیبا هستند و اشعار نرم اما صمیمانه و عمیقاً تأثیرگذار هستند: «از این پس، مردم میدانند چگونه از یکدیگر مراقبت کنند / از این پس، مردم میدانند چگونه یکدیگر را دوست داشته باشند»...
در سال ۲۰۲۵، ما پنجاهمین سال صلح و اتحاد ملی را جشن خواهیم گرفت و به استقبال بهار ۲۰۲۶، سال اسب، خواهیم رفت، پنجاهمین سالگرد اولین بهاری که آرزویش را داشتیم، و همچنین پنجاهمین سالگرد الهامبخش آهنگ «اولین بهار» اثر ون کائو.
همه این ها یک پیام صمیمانه را منتقل می کند: ما باید بهار آرام کشور و میهن خود را برای همیشه گرامی بداریم و حفظ کنیم.
منبع: https://huengaynay.vn/van-hoa-nghe-thuat/mua-xuan-mo-uoc-ay-162629.html








نظر (0)