آقای لوک ماجرای برخورد خود با مهاجمانی را که به دفتر کمیته مردمی کمون در داک لک حمله کرده بودند، بازگو کرد.
هدف را به سرعت خلاصه کنید
ظهر روز ۱۷ ژوئن، خانواده آقای تران تان لوک (۶۳ ساله، ساکن هملت ۲۴، کمون ایا نینگ، منطقه کو کوین) برای یافتن سلاح در باغ قهوه خود جمع شدند، زیرا گمان میکردند مظنونی که به دفتر کمیته مردمی کمون در داک لاک حمله کرده بود، پس از دستگیری توسط آقای لوک، سلاح خود را جا گذاشته است.
آقای لوک تعریف کرد که صبح روز یازدهم ژوئن، ساکنان متوجه شدند که پلیس و نیروهای نظامی در حال تعقیب گروهی از مظنونین هستند که به دفاتر کمیته مردمی کمونهای Ea Tieu و Ea Ktur (منطقه Cu Kuin، استان Dak Lak) حمله کرده و به روستا گریختهاند. بدون اینکه به آنها اطلاع داده شود، سالمندان و زنان درهای خود را بستند و برای امنیت در خانههای خود ماندند، در حالی که مردان و جوانان برای حمایت از مقامات، قمه، چوب و چماق آماده کردند.
در مزرعه ذرت همسایه آقای لوک، پلیس ضد شورش و ساکنان محلی گروهی متشکل از حدود ۵-۶ مظنون را که پنهان شده بودند، کشف و آنها را محاصره کردند. کمی بعد، ۲ مظنون دستگیر و ۱ نفر تسلیم شد.
آقای تران تان لوک روند دستگیری و تحت کنترل درآوردن مظنون را شرح داد.
آقای لوک گفت: «طبق اطلاعات اولیه، گروهی که به روستا فرار کردند شامل ۵-۶ نفر بودند، اما تاکنون فقط ۳ نفر دستگیر شدهاند. من گمان میکنم که آنها هنوز در باغ من یا باغ دیگری در روستا پنهان شدهاند. ساعت ۴ بعد از ظهر ۱۱ ژوئن، من و دامادم چاقوهایی برداشتیم و به باغ قهوه رفتیم تا بررسی کنیم که آیا مظنونی هنوز پنهان شده است یا خیر. هنگام بررسی حصار مرزی خانه همسایه، من و پسرم نشانههایی پیدا کردیم که نشان میداد کسی حصار را برای ورود به باغ ما پایین آورده است .»
همانطور که انتظار میرفت، چند متر دورتر از حصار لگدمال شده، آقای لوک و پسرش با مردی که شلوار استتار پوشیده و کلاهش را پایین کشیده بود و در بوتههای قهوه پنهان شده بود، رو در رو شدند.
« به دامادم گفتم که برای جستجو کمی خم شود، زیرا گیاهان قهوه و فلفل بسیار متراکم بودند. تنها چند قدم مانده به حصار لگدمال شده، خم شدم تا گیاهان قهوه را از هم جدا کنم و با مردی که شلوار استتار، تیشرت و کلاهی کشیده پوشیده بود، رو در رو شدم. صورتهایمان فقط به اندازه یک دست از هم فاصله داشت، آنقدر نزدیک که میتوانستم صدای نفسهایش را بشنوم. در آن موقعیت، یقهاش را با دست راستم گرفتم، با دست چپم چاقویی را زیر گردنش گرفتم و فریاد زدم: «بیحرکت بمان! اگر مقاومت کنی، تو را میکشند!» آقای لاک لحظهای را که با مظنون روبرو شد و او را مطیع خود کرد، بازگو کرد.
بلافاصله پس از آن، آقای لاک و دامادش پیراهنهایشان را درآوردند، مظنون را بستند و او را به حیاط آوردند. آقای لاک به یاد میآورد: « من پیراهنم را پاره کردم و دامادم به سرعت به بستن دستان مظنون به دستان من کمک کرد تا او را به حیاط هدایت کنم. برای جلوگیری از فرار او، من جلو رفتم، دامادم دنبالم آمد و من اعلام کردم که اگر سعی کند فرار کند، کشته خواهد شد. مظنون مدام التماس میکرد و بارها میگفت: «من اشتباه کردم، لطفا مرا ببخشید. »
آقای لاک و پسرش پس از اسکورت مظنون تا حیاط، از روستاییان کمک گرفتند که او را مهار کردند، مانع فرارش شدند و او را به پلیس تحویل دادند.
آقای لوک گفت: « من و پدرم به بررسی باغ ادامه دادیم و یک سرنیزه، چندین گلوله و یک کیسه جیره غذایی خالی را در کنار یک درخت قهوه دیگر کشف کردیم. همه اینها کمی بعد به مقامات تحویل داده شد .»
به گفته آقای لاک، خانوادهاش با بهرهگیری از هوای آفتابی امروز، به پاکسازی باغ برای جستجو ادامه دادند، زیرا گمان میکنند که هنوز اسلحههایی از عاملان جنایت باقی مانده باشد. آقای لاک گفت: « ما چند گلوله پیدا کردیم، بنابراین گمان میکنم که اسلحهها را اینجا انداختهاند .»
درخت قهوه در باغ آقای لوک، جایی که مظنون پنهان شده بود، دستگیر شد.
تمام روستا به جستجوی مظنونین پیوستند.
آقای نگوین مان (۴۶ ساله، رئیس انجمن کشاورزان هملت ۲۳، کمون ایا نینگ) گفت که حدود ساعت ۸ صبح ۱۱ ژوئن، او و دیگران در مزارع مشغول کار بودند که صدای شلیک گلوله و قدمهای دویدن را شنیدند. بلافاصله پس از آن، پس از اطلاع پلیس مبنی بر تعقیب گروه مظنونانی که به دفتر کمیته مردمی کمون حمله کرده بودند، روستاییان بلافاصله برای کمک رسانی جمع شدند.
آقای دِ (The) روایت کرد: « گروه مظنونین در مزارع قهوه پراکنده شدند و پلیس و ارتش بیوقفه آنها را تعقیب میکردند. من و روستاییان با منطقه آشنا بودیم، بنابراین از چوب و چاقو برای راهنمایی آنها در تعقیب استفاده کردیم. از صبح 11 تا 13 ژوئن، مردان و پسران روستا در کنار پلیس و ارتش برای تعقیب و محاصره مظنونین تلاش کردند .»
نیروهای تعقیبکننده با راهنمایی ساکنان محلی، عملیات پاکسازی مداومی را آغاز کردند و گروه مظنونان را مجبور به رها کردن اسلحه، چاقو و کوله پشتی خود و فرار کردند. برخی از مظنونان هنگام رسیدن به حومه روستا توسط پلیس و ساکنان محلی دستگیر شدند.
آقای دِ گفت: « در روزهای اخیر، ساکنان محلی به جستجو و ضبط برخی از سلاحهایی که این گروه در مزرعه قهوه رها کرده بودند، ادامه دادهاند و آنها را به پلیس تحویل دادهاند .»
خانم نگوین تی وین، رئیس هملت ۲۴، کمون ایا نینگ، روایت کرد که حدود ساعت ۹ صبح روز ۱۱ ژوئن، مظنونین به دهکده رسیدند و توسط برخی از روستاییان که در مزارع خود کار میکردند، مشاهده شدند. این روستاییان با او تماس گرفتند تا حادثه را گزارش دهند. بر اساس اطلاعات روستاییان، خانم وین فوراً موضوع را به نیروی پلیس گزارش داد تا آنها را دستگیر کند.
خانم وین گفت: « وقتی روستاییان فهمیدند که مظنونین تمام سلاحهای خود را پنهان کردهاند، فوراً از یکدیگر خواستند که آنها را محاصره و دستگیر کنند. درست پشت باغ من، دو مظنون که پنهان شده بودند، صبح روز ۱۱ ژوئن دستگیر شدند. پس از آن، روستاییان در هملت ۲۴ به تعقیب ادامه دادند، یک مظنون را محاصره و دستگیر کردند و او را به مقامات تحویل دادند .»
کوله پشتی و قمه ای که مظنون در مزرعه قهوه جا گذاشته بود، صبح روز ۱۷ ژوئن توسط ساکنان ایا نینگ پیدا شد.
خانم وین در مورد همبستگی مردم در حمایت از پلیس و نیروهای نظامی گفت که برای جلوگیری از بازگشت این گروه به حمله، مردم هملت ۲۴ به سالمندان و کودکان دستور دادند که در خانههای خود بمانند، درهای خود را با دقت قفل کنند و مطلقاً هیچ کس اجازه بیرون رفتن نداشت. همه جوانان و افراد سالم خود را به چاقو، قمه، چوب و غیره مسلح کردند و با مقامات در این عملیات همکاری کردند. صدها نفر هر مزرعه قهوه، جویبار، نهر و بوته زار را جستجو کردند و به پلیس کمک کردند تا چندین مظنون دیگر را دستگیر کند.
خانم وین گفت: « امروز صبح، مردم محلی به جستجوی خود ادامه دادند و کوله پشتی و قمه ای را که مظنون در مزرعه قهوه جا گذاشته بود، پیدا کردند. آنها را به اینجا آوردند تا به پلیس تحویل دهند .»
چاو، پنجشنبه
سودمند
احساسات
خلاق
منحصر به فرد
منبع






نظر (0)