
گلها و شاخ و برگها برای نمایش رنگهایشان با یکدیگر رقابت میکنند و به استقبال بهار جدید میروند - عکس از: هوآی فونگ
خانه من روی گودال بمبی ساخته شده بود که بعد از جنگ پر شده بود. مادرم میگفت گودال خیلی بزرگ بوده. تمام زبالههای شهری که سالها در آن زندگی کرده بودم، آنجا انباشته شده بود و انگار هیچوقت نتوانسته بود آن را کاملاً پر کند.
موقع پی ریزی، پدرم مجبور شد کلی چوب بامبو را ببرد و نزدیک به بیست کامیون آوار را بار بزند تا کمی احساس امنیت کند. تمام تلاش و پولی که پدر و مادرم خرج آن پی کردند، اما در عوض، خانه کوچک بود.
از آنجا که مادرم میخواست به پدربزرگ و مادربزرگ مادریام نزدیک باشد، پدرم از زندگی با آنها به عنوان خانوادهی همسرش و تلاش اضافی برایشان مهم نبود. این نشان میدهد که اگرچه پیوند محبت ضعیف است، اما به اندازهی کافی قوی هست که افراد را به خواستههای خودشان پایبند کند.
حتی در آن زمان، خریدن یک قطعه زمین در جای دیگر و ساختن خانه بسیار سادهتر بود. از منظری دیگر، خانهای که بر روی «آثار جنگ» ساخته میشود، راهی برای مردم است تا تابآوری قدرتمند خود را نشان دهند.
هر روز، پدرم مادرم را با دوچرخهی زهوار در رفتهاش میبرد و از این دکه به آن دکه میرفت. اولش، یک قابلمه گوشت کبابی بود و بعد، من هم به آنها پیوستم. دوران کودکیام روی صندلی دوچرخه، در خیابانهای پهن و خاکی، پوشیده از دود اگزوز و گرد و غبار جاده گذشت.
آن خانه کوچک و شبیه لانه کبوتر، حاصل سالها فروش اجناس خانه به خانه توسط پدر و مادرم بود. آنقدر کوچک بود که از حیاط میشد تمام گوشه و کنار خانه، از جمله اتاق خوابها را دید.
دیوارهای بیرونی خشن بودند، با چند خط افقی و عمودی که با عجله کشیده شده بودند. کف سیمانی صاف و صیقلی بود و وقتی لمس میشد، خنک و لغزنده به نظر میرسید. در اصلی از چوب خشن و صیقل نخورده ساخته شده بود. پدرم موقتاً تختهای را به در کناری بسته بود، فقط به اندازهای که سایهای از آفتاب و باران ایجاد کند. با این حال، پناهگاه بینظیری برای دستهای از گنجشکها بود.
تخته چوبی یک سوراخ گرد دارد که به اندازه کافی بزرگ است تا گنجشکها بتوانند از آن عبور کنند. آنها هر روز با مشغله فراوان کاه را برای ساختن لانههایشان حمل میکنند، جیکجیک میکنند و غذا میآورند. در یک صبح بهاری، نور طلایی خورشید به آرامی پخش میشود و پرنده مادر بالهایش را میگشاید تا از جوجههایش که در حال یادگیری پرواز هستند مراقبت کند. آرامش دور نیست، درست کنار لبه بام خانه.
شب اولی که مادرم در آن خانه خوابید، از این پهلو به آن پهلو غلتید و نتوانست بخوابد. بوی کاه خشک مخلوط با خاک رس گچی روی دیوارها دیگر به مشام نمیرسید. صدای موشهایی که دنبال غذا میگشتند و در کف خاکی لانه میساختند، دیگر به گوش نمیرسید. بوی گرم دیوارهای آهکشویی شده، حس پناهگاه امن، در خوابش نفوذ کرده بود و او را از اشتیاق بیقرار میکرد. خانه کوچک و دلربا، مانند لانه کبوتر - رویای روزهایی که در خیابانها دستفروشی میکرد - حالا شکل گرفته بود.

انواع شیرینیها و شکلاتهای آشنا در طول تت (سال نو قمری) - عکس از: هوآی فونگ
در سال ۱۹۹۱، زادگاه من هنوز برق نداشت. یک چراغ نفتی سوسو زن، وعدههای غذایی ساده ما را روشن میکرد، با این حال پدر و مادرم احساس میکردند که ثروتمندترین افراد جهان هستند. مادرم در آن خانه جدید فرزند دیگری به دنیا آورد. خانه پر از صدای تکان خوردن ننوها و خنده و گریه کودکان خردسال بود.
من و خواهرانم در آن خانهی کبوتری، در میان گنجشکها، با آرامش بزرگ شدیم. روزهای آفتابی و شبهای بارانی را با آرامش سپری میکردیم. در حالی که پتوها را دور خود پیچیده بودیم و به صدای باران که از ایوان میبارید گوش میدادیم، آن سالها طوری به نظر میرسید که انگار زندگی هرگز طوفانی نخواهد داشت...
پدرم در شب عید تت (سال نو قمری) درگذشت. باران نمیبارید، اما طوفانی در قلب من به پا شد که تا به امروز ادامه دارد. نور کمسوی چراغ نفتی روی محراب، درخششی ضعیف دارد و هقهقهای خفه مادرم و پیکر در هم فشرده کودک شیرخوارش را روشن میکند. صدای باران شبانه با این غم عمیق همراه است.
بیست سال پس از درگذشت پدرمان، زیر سایه آن خانه کبوتری، مادرم خستگیناپذیر برای بزرگ کردن من و خواهرم زحمت کشید. سپس، یکی یکی فرزندانمان به دنیا آمدند. خانه دقیقاً همانطور که در کودکی ما بود، باقی ماند. خانه قدیمی و پوشیده از خزه در روستا با یک ویلای چند طبقه جایگزین شده بود. خانه کوچک و دلربا در کنار درخت ساپودیلای قدیمی قرار داشت.
امروز بعد از ظهر، با بازگشت به کنار مادرم، به خانه قدیمیام، احساس آرامش و آسودگی میکنم، درست مثل دوران کودکیام. لازم نیست کس دیگری باشم، لازم نیست کاری انجام دهم، فقط باید فرزند والدینم باشم. در نهایت، هر کسی جاهای بیشماری برای رفتن دارد، اما فقط یک جا برای بازگشت دارد: خانه. ما، مانند گنجشکها، زمانی آرزوی بال گشودن و پرواز در آسمان پهناور را داشتیم. امروز، مشتاق آن احساس آرامش، آرزوی بازگشت به خانه هستیم.
دوران کودکی تمام شده است؛ ما نمیتوانیم برای همیشه کوچک بمانیم. اما میدانم که مامان همیشه زیر لبه بام خانهمان که به شکل لانه کبوتر است، منتظر ماست.
از خوانندگان دعوت میکنیم در مسابقهی نویسندگی شرکت کنند.
یک روز گرم بهاری
به عنوان یک هدیه ویژه برای سال نو قمری، روزنامه Tuoi Tre با همکاری شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت میکند تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند تا خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگیهای آن و خاطرات فراموشنشدنیاش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند .
خانهای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهاید؛ خانهای که خودتان ساختهاید؛ خانهای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را میتوان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.
مقاله «خانهای بهاری و گرم» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپیرایت بر عهده نویسنده است، کمیته برگزارکننده حق ویرایش دارد و در صورت انتخاب مقاله برای انتشار در نشریات Tuoi Tre ، نویسنده حق امتیاز دریافت خواهد کرد.
این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، میتوانند در آن شرکت کنند.
مقاله «خانهای گرم در یک روز بهاری » به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه میشود (عکسها و فیلمهای گرفته شده از رسانههای اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمیشوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته میشوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمیشود.
آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.
نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.
کارکنان و کارمندان روزنامه Tuoi Tre و اعضای خانواده آنها میتوانند در مسابقه نویسندگی «خانه گرم در بهار» شرکت کنند، اما برای جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان
هیئت داوران، متشکل از روزنامهنگاران و چهرههای فرهنگی مشهور به همراه نمایندگان روزنامه Tuoi Tre ، آثار ارسالی اولیه را بررسی و جوایزی را اهدا خواهند کرد.
مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه 2026 در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.
جایزه:
جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛
جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛
جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre ؛
۵ جایزهی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهینامه، یک نسخه از مجلهی بهاری Tuoi Tre .
۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre .
امتیازهای رأیگیری بر اساس تعامل با پست محاسبه میشوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.
منبع: https://tuoitre.vn/ngoi-nha-hinh-to-chim-cau-20251231195147683.htm







نظر (0)