دستان لاغر و استخوانیاش به آرامی نشانهایی را که یادبود ۴۰، ۵۰، ۵۵ و ۶۰ سال عضویت در حزب بودند، نوازش میکردند. به نظر میرسید چشمان این جانباز در سکوت فرو رفته و در خاطرات دور سالهای جنگ شدید گم شدهاند. اینها فقط جوایز معتبر نبودند، بلکه نقاط عطفی در کل دوران نظامی او، زندگیای سرشار از وفاداری تزلزلناپذیر به سرزمین پدری، حزب و ارتش نیز بودند.
![]() |
| کائو وان تای، کهنه سرباز، یادگاریهای قدیمی دوران خدمتش در ارتش را ورق میزند تا خاطرات روزهای فراموشنشدنیاش را مرور کند. |
کائو وان تای، متولد ۱۹۳۸ در روستای ساحلی جیائو چائو، جیائو توی، نام دین سابق (که اکنون کمون جیائو هونگ، استان نین بین است)، مکانی غنی از سنتهای انقلابی، در فوریه ۱۹۶۱ در پاسخ به ندای مقدس میهن به ارتش پیوست. روزی که او زادگاهش را برای پیوستن به ارتش ترک کرد، داراییهای این سرباز جوان تنها شامل چند لباس رنگ و رو رفته و سخنان مادرش بود: «اگر از انقلاب پیروی میکنی، باید زندگی شایستهای داشته باشی.»
نصیحت ساده مادرش در طول بیش از 20 سال خدمت در ارتش، همراه کائو وان تای بود. کائو وان تای از یک سرباز جوان، پلههای ترقی را طی کرد و در واحدهای مختلف خدمت کرد و در میدانهای نبرد مختلف جنگید. در میان سیل خاطرات دوران جنگ، آقای تای به یاد آورد: «وقتی برای اولین بار به خدمت سربازی رفتم، به گروهان خمپارهانداز 82 میلیمتری منطقه 4 نظامی اعزام شدم و سپس در یک مأموریت بینالمللی در استان خاموان، لائوس شرکت کردم.»
![]() |
| زوج پیشکسوت، کائو وان تای و همسرش در خانه کوچک و سادهشان، پر از گرما و محبت. |
بیش از نیم قرن از پایان جنگ گذشته است، اما خاطرات آن سالهای جنگ در لائوس هنوز در ذهن سرباز پیر زنده است. آن شبها، شبهایی بودند که در جنگلهای عمیق قدم میزدند، ماهها کمبود برنج و نمک؛ عذاب مالاریا؛ و لحظاتی که با مرگ و زندگی در فاصلهای بسیار نزدیک روبرو بودند. هر بار که از میدان نبرد قدیمی صحبت میکند، صدایش آرام میشود، زیرا رفقایش را که در کوههای مرزی جان باختند به یاد میآورد.
او گفت چیزی که بیش از همه او را آزار میداد سختیهایی که کشیده بود نبود، بلکه تصویر رفقایش بود که در آن سن کم از پا درمیآمدند. بعضیها درست روز قبل سیگارشان را با او تقسیم میکردند و روز بعد برای همیشه رفته بودند. آن فقدانها به خاطراتی فراموشنشدنی در زندگی سربازی تبدیل شدند که میدان جنگ را تجربه کرده بود.
آقای تای در طول بیش از 20 سال خدمت در ارتش، پیوسته وظایف محوله خود را به خوبی انجام داد. او از یک سرباز، به تدریج درجات نظامی را طی کرد، اعتماد سازمان را به دست آورد و مسئولیتهای مهمی مانند افسر سیاسی گروهان و معاون فرمانده گردان امور سیاسی گردان 28، لشکر 326 (منطقه نظامی 2) به او سپرده شد. جوایزی مانند مدال سرباز افتخار، درجه یک، دو و سه؛ مدال مقاومت در برابر آمریکا و بسیاری از مدالهای دیگر، نشان از فداکاری مداوم او برای ارتش است. اما برای او، بزرگترین پاداش مدالها نیستند. او به سادگی گفت: "گرانبهاترین چیز این است که من زنده ماندم و به خانه برگشتم و میتوانم کشورم را در صلح ببینم."
او با ترک میدان جنگ، به خدمت خود در ارتش ادامه داد تا اینکه به درجه سرگردی ارتقا یافت و سپس در سال ۱۹۸۳ بازنشسته شد و به زادگاهش بازگشت. در بازگشت به خانه، او رفتار ساده، منظم و دلسوزانه یک سرباز ارتش عمو هو را حفظ کرد. او مورد اعتماد قرار گرفت و به عنوان رئیس انجمن پیشکسوتان کمون جیائو چائو و رئیس هیئت نظارت بر تعاونی کشاورزی مین تان انتخاب شد. زندگی این جانباز مانند جویباری مداوم است که در جنگ و سختی جریان دارد، اما هرگز وفاداری خود را به کشور و مسئولیت خود را در قبال مردم از دست نمیدهد.
روستاییان هنوز با تصویر این جانباز سالخورده به عنوان یک الگو، خوشبرخورد و همیشه مشتاق به امور محلی آشنا هستند. برای فرزندان و نوههایش، او یک نگهبان نمونه از سنتهای خانوادگی است؛ برای همسایگانش، او یک عضو نمونه حزب است که با صداقت و درستکاری زندگی میکند.
![]() |
کائو وان تای، کهنه سرباز، و پسرش از موزه تاریخ نظامی ویتنام بازدید میکنند. |
نکته قابل توجه این است که او در طول سالها، تک تک یادگارهای جنگ را با دقت حفظ کرده است. از مدالها و نشانهای درجههای قدیمی گرفته تا اسناد نظامی رنگپریده، همه چیز به طور مرتب در جعبههای کوچک چیده شده است. شاید برای بسیاری، اینها فقط اقلام قدیمی باشند. اما برای او، هر یادگار، بخشی از زندگی و خاطرات رفقایش را که جان خود را برای استقلال و آزادی سرزمین پدری فدا کردند، در خود جای داده است.
آقای تای با احساسی عمیق تعریف کرد که به عنوان ستوان، فرماندهی گردان توپخانه ضدهوایی خود را در سرنگونی دو هواپیمای دشمن در هام رانگ، تان هوآ، در ۱۸ نوامبر ۱۹۷۲ و ۱۱ دسامبر ۱۹۷۲ بر عهده داشته است. به خاطر این دستاورد، به خاطر شجاعت، تدبیر و هماهنگی نزدیکش در سرنگونی هواپیماهای دشمن، به او تقدیرنامه اعطا شد. او با نگاهی پر از غرور به سینیای که فنجانهای چای در آن بود اشاره کرد. آن سینی بخشی از لاشه یک هواپیمای دشمن بود که او و رفقایش آن را سرنگون کرده بودند. او آن را برگرداند، به شکل سینی درآورد و از آن زمان تاکنون از آن استفاده میکند.
در دنیای مدرن امروز، با پایان یافتن جنگ، سربازانی مانند آقای کائو وان تای به پلی پویا تبدیل میشوند و به نسل جوان کمک میکنند تا ارزش صلح را بهتر درک کنند. زندگی این جانباز گواهی بر وفاداری به حزب و سرزمین پدری است؛ گواهی بر ویژگیهای تزلزلناپذیر ارتش هوشی مین در طول تاریخ.
با تماشای سرباز پیر، تقریباً ۹۰ ساله و عضو حزب به مدت بیش از ۶۰ سال، که با دقت هر مدال را روی سینی مرتب میکرد، فهمیدم که برای او، برخی خاطرات هرگز با گذشت زمان محو نمیشوند. زیرا در قلب این جانباز، شعله دوران جنگ هنوز میسوزد - شعله آرمانها، ایمان و میهنپرستی مادامالعمر.
منبع: https://www.qdnd.vn/nuoi-duong-van-hoa-bo-doi-cu-ho/nguoi-cuu-chien-binh-nang-niu-tung-ky-vat-nho-1040864













نظر (0)