در سال ۲۰۰۲، وقتی فقط ۲۴ سال داشتم، برای کار در بخش فیزیوتراپی و توانبخشی، که اکنون بخش توانبخشی بیمارستان مرکزی نظامی ۱۰۸ است، استخدام شدم. در آن زمان، من بسیار جوان بودم، جوانترین فرد در بخش، مجرد، و با سردرگمی یک تکنسین تازه فارغالتحصیل وارد محیط بیمارستان شدم.
به محض ورود، خانم ین، رئیس وقت اداره، از بخش پرسنل نظامی، به استقبالم آمد. او مرا به دفتر راهنمایی کرد تا با دکتر نگوین کوانگ وین، پزشک متخصص و پزشک برجسته، رئیس بخش، ملاقات کنم تا وظایفم را به من محول کند. اولین برداشت من از او، گرمی و صمیمیتش، نگاه و لبخندش مانند نگاه پدر یا عمو به فرزند گمشدهاش بود. این موضوع به سرعت احساس غریبگی، دستپاچگی و عصبی بودنم را از بین برد. پس از پرسیدن درباره شرایطم، به من آموخت: «در این حرفه، باید صبور باشید، بیماران را با دقت مشاهده کنید و از سلامت خود مراقبت کنید.»
![]() |
معلم نگوین کوانگ وین (چهارمین نفر از سمت چپ) در جلسه بزرگداشت هفتاد و دومین سالگرد روز سنتی بیمارستان نظامی مرکزی ۱۰۸ (۱ آوریل ۲۰۲۳). |
اگرچه همیشه دلسوز و حامی زیردستان خود بود، اما در کار خود بسیار سختگیر بود. برای او مسئولیتپذیری و فداکاری از اهمیت بالایی برخوردار بود؛ هر تکنیکی در مراقبت و درمان بیماران، هر چقدر هم کوچک، باید طبق رویهها و تکنیکهای مناسب انجام میشد. او خود پزشکی بود که در میدان نبرد، در شرایط کمبود پرسنل و منابع، سربازان زخمی را درمان کرده بود. تصمیمات سریعی که او باید در میان بمبها و گلولهها میگرفت، جایی که حتی یک اشتباه کوچک میتوانست بر زندگی یک فرد تأثیر بگذارد، احتیاط، دقت و حس مسئولیتپذیری بالایی را در حرفهاش در او ایجاد کرده بود. این سختگیری نه تنها فشاری ایجاد نمیکرد، بلکه به ما کمک میکرد تا درک کنیم که حرفه پزشکی هیچ بیدقتی را تحمل نمیکند.
در جلسات توجیهی و جلسات شاخه حزب، او اغلب بر کلمه "مسئولیت" تأکید میکرد: مسئولیت در قبال بیماران، رفقا و شرافت یک افسر نظامی. او سالهای زیادی با پشتکار برنامه روزانه خواندن روزنامههای عصرگاهی را حفظ کرد. او شخصاً روزنامهها را با صدای بلند برای افسران و کارکنان بخش میخواند، به خصوص مقالات روزنامه ارتش خلق و سایر نشریات رسمی. به گفته او، افسران پزشکی نظامی باید از نظر سیاسی ثابت قدم و نسبت به وقایع جاری حساس باشند. خواندن روزنامهها نه تنها برای به روز کردن اطلاعات، بلکه برای تقویت عزم، حفظ موضع و افزایش حس مسئولیتپذیری آنها در انجام وظایفشان است.
بدین ترتیب جلسات مطالعه روزنامه عصرگاهی به یک روال منظم تبدیل شد که تا به امروز نیز ادامه دارد. برای موضوعات مهم، استاد مکث میکرد تا آنها را تجزیه و تحلیل کرده و به کار عملی بخش ربط دهد و به هر افسر و کارمند کمک کند تا جایگاه خود را در مأموریت کلی بیمارستان و ارتش درک کند. از طریق همین فعالیتهای به ظاهر ساده است که روحیه نظم و انضباط و آگاهی سازمانی در بخش به طور فزایندهای تقویت شده است.
از تعیین وظایف کشیک و بررسی سوابق بیمار گرفته تا نظارت بر رویههای فنی، او شخصاً بر همه نظارت داشت و به آنها یادآوری میکرد. جایی برای خودسری وجود نداشت. نظم و انضباط بر اساس الگوی خوب بودن حفظ میشد. او همیشه اولین کسی بود که میرسید و آخرین کسی بود که میرفت، و همیشه آماده بود تا در مواقع دشوار بخش حضور داشته باشد. من هنوز مورد بیمار NTH (از نام دین ) را به یاد دارم، زنی نسبتاً جوان که پس از تصادف دچار آسیب شدید زانو شد، تقریباً توانایی راه رفتن خود را از دست داد و کاملاً به خانوادهاش وابسته شد. به عنوان نانآور اصلی خانه، مجبور شدن به ترک کار باعث شد که او به حالت افسردگی و بدبینی بیفتد. او با درک شرایط، شخصاً به بخش رفت تا با تمام خانواده ملاقات و صحبت کند تا شرایط و احساسات بیمار را درک کند. او نه تنها برنامه بهبودی خاص را برای تقویت باور آنها تجزیه و تحلیل کرد، بلکه تدوین یک برنامه درمانی واقعبینانه را نیز هدایت کرد و پزشکان و تکنسینها را برای نظارت دقیق بر هر مرحله منصوب کرد. خانواده به طور دقیق در مورد نحوه مراقبت از بیمار، هماهنگی تمرینات و ایجاد یک سیستم حمایت عاطفی قوی برای بیمار راهنمایی شدند. آن مراقبت دقیق و فداکارانه به او کمک کرد تا به تدریج اراده خود را بازیابد، فعالانه همکاری کند و به تدریج توانایی حرکتی خود را بازیابد.
او در کارش نه تنها به بیماران توجه داشت، بلکه به همکارانش در بخش نیز اهمیت میداد. به عنوان جوانترین عضو خانواده و دور از خانه، اغلب سوالات و تشویقهای بیشتری از او دریافت میکردم. نگرانی او آرام و ساده بود: او در مورد شرایط زندگی من، اینکه آیا استرس دارم یا نه، و اینکه آیا مشکلی دارم، میپرسید و ما میتوانستیم با هم در مورد آنها بحث کنیم تا راهحلهایی پیدا کنیم.
![]() |
| آقای نگوین کوانگ وین (نفر دوم از سمت چپ در ردیف) در جلسه حضور یافت تا به مناسبت سال نو قمری ۲۰۲۶ (سال اسب) به اعضای سابق و فعلی کارکنان تبریک سال نو را ابلاغ کند. |
از دل آن مراقبت و اعتماد بود که من به شیوهای بسیار طبیعی درسهای حرفهای گرفتم. یکی از خاطراتی که تا به امروز به وضوح به یاد دارم، زمانی است که معلمم حالش خوب نبود و از فشار خون بالا و سردرد رنج میبرد. او وارد اتاق درمان شد و به آرامی از من خواست که در ماساژ سر، صورت و گردنش کمک کنم. در حین درمان او، درد را تحمل میکرد و در عین حال به من آموزش میداد که چگونه بیماران مبتلا به فشار خون بالا را مدیریت کنم و به من میگفت که کدام نواحی نیاز به توجه دارند تا بیمار احساس راحتی بیشتری داشته باشد. من هنوز حرفهای او را از آن روز به یاد دارم...
حتی پس از ترک سمت خود، او مرتباً برای بازدید، بحث در مورد کار و ابراز نگرانی برای زندگی و پیشرفت حرفهای همکارانش بازمیگشت. برای او، تعهدش به این بخش فراتر از یک دوره بود؛ این یک مسئولیت و محبت بود که به بخش جداییناپذیر زندگی او تبدیل شده بود.
با نگاهی به آن زمان، متوجه میشوم که افرادی هستند که نیازی به صحبت زیاد در مورد خودشان ندارند. زندگی و شخصیت آنها در نحوه انجام حرفهشان، در اصولی که با قاطعیت رعایت میکنند و در درسهای آرامی که نسلهای بعدی در طول دوران حرفهای خود با خود به همراه دارند، منعکس میشود. برای من، نگوین کوانگ وین، پزشک متخصص سطح ۲، پزشک برجسته، یکی از این افراد است - یک مربی در سالهای اولیه من در بیمارستان مرکزی نظامی ۱۰۸.
منبع: https://www.qdnd.vn/nuoi-duong-van-hoa-bo-doi-cu-ho/nguoi-thay-trong-trai-tim-toi-1027818









نظر (0)