«نشانههای زنده» در دریا
گوشی هوشمند روشن شد و آقای دانه فو روی آیکون آشنا روی صفحه نمایش ضربه زد. نقاط سبز چشمکزن ظاهر شدند که به وضوح و با جزئیات، شماره، مختصات، سرعت و جهت حرکت کشتی ماهیگیری را نشان میدادند. تنها در عرض چند ساعت، کشتیهای تدارکات ماهیگیری یکی پس از دیگری به بندر میرسیدند.
دستهایی که زمانی به ماهیگیری عادت داشتند، اکنون با مهارت با گوشیهای هوشمند کار میکنند و این نشان میدهد که زندگی دیجیتال ماهیگیران با فناوری همگام شده است. به لطف سیستمهای نظارت بر کشتیها (VMS) و سیستمهای ردیابی الکترونیکی غذاهای دریایی (eCDT)، مدیریت کشتیهای ماهیگیری و شناسایی مناطق ماهیگیری آسانتر از همیشه شده است. آقای دانه فو در مورد کارش گفت: «در ابتدا، کار خیلی سخت به نظر میرسید، اما با راهنمایی سربازان مرزبان، همه ماهر شدند.»
او که در جزیره مروارید فو کوک به دنیا آمد، طعم شور دریا در روح کودکیاش نفوذ کرد. صدای ملایم امواج اقیانوس، مرغهای دریاییِ در حال اوج گرفتن و لالاییهای مادرش خاطرات زیبایی برایش باقی ماندهاند. این جوان از گروه قومی خمر، در دوران کودکی، داوطلبانه به خدمت سربازی رفت (۱۹۷۸)، و در فرماندهی نظامی منطقه فو کوک مشغول به کار شد. پس از اتمام خدمت سربازی ، به زادگاهش بازگشت و خود را وقف صنعت ماهیگیری کرد.
از آنجایی که سالم و ماهر بود، بسیاری از صاحبان قایقهای ماهیگیری به دنبال او بودند. او با داشتن دانش فنی در مورد ماشینآلات، نقش مهندس ارشد را در کشتیهای بزرگ ماهیگیری فراساحلی بر عهده گرفت. با کسب تجربه، صاحبان قایق مسئولیت مهم کاپیتانی را به او سپردند. پشتکار، پویایی، سختکوشی و قضاوت خوب ذاتی او تضمین میکرد که پس از هر سفر طولانی در دریا، همیشه محمولههای پر از ماهی میآورد.
|
آقای دان فو تجربه خود را در مدیریت کشتیهای ماهیگیری از طریق یک نرمافزار کاربردی نصب شده روی تلفن همراهش به اشتراک گذاشت. |
آقای دانه فو با صدای گرم و دلنشین یک جنوبی گفت: «پیش از این، شناسایی دستههای ماهی کاملاً به تجربه متکی بود؛ اکنون با کمک تجهیزات مدرن، این کار بسیار آسانتر شده است.» طبق باور عامیانه، وقتی دستههای ماهی از راه میرسند، رنگ آب دریا تغییر میکند و موجهای غیرمعمولی ظاهر میشوند. مشاهده شدت و تراکم تغذیه مرغهای دریایی نیز میتواند به تخمین تعداد ماهیها کمک کند.
داستان وقتی جذابتر شد که او درباره رفتار دستهجمعی ماهیها صحبت کرد. هر منطقه دریایی چند گونه ماهی خاص دارد و ماهیگیران باتجربه میدانند ماهیها چه زمانی برمیگردند، چگونه آنها را صید کنند، چه زمانی در نزدیکی ساحل ماهیگیری کنند و چه زمانی به مناطق دورتر بروند. برای او، تابو، ماهیگیری نکردن در طول فصل تولید مثل است تا از منابع دریایی متنوع و پایدار محافظت، نگهداری و توسعه یابد.
برای کسب آن دانش و مهارتهای اولیه، او مجبور بود تجربه عملی کسب کند و خودش به نتیجهگیری برسد. او علاوه بر داشتن حافظه خوب و آشنایی با مناطق ماهیگیری، تسلط کاملی بر قوانین و مقررات دریایی نیز داشت که به اعضای خدمه هنگام ماهیگیری در دریا آرامش خاطر میداد.
با دیگران همانطور رفتار کن که با خودت رفتار میکنی.
آقای دانه فو دفترچه یادداشتش را گوشه میزش گذاشت و میخواست چراغها را خاموش کند و به رختخواب برود که تلفن زنگ خورد. از آن طرف، صدای دوست قدیمیاش با عجله میآمد: «بیمارستان همین الان یک مورد اورژانسی را دریافت کرد. کودک از خانوادهای فقیر و در شرایط وخیم است. پدر زود فوت کرده، مادر کارگر است و آنها به شدت به کمک جامعه نیاز دارند.» قبل از قطع کردن تلفن، دوستش فراموش نکرد که اطلاعات کامل، آدرس و شماره تماس را ارائه دهد. با نگاه به تاریکی، احساس میکرد که سیاهچالهای آنها را از هم جدا کرده است. دستور نجات کودک در سرش طنینانداز شد. بدون هیچ تردیدی، آقای دانه فو کتش را از کمد برداشت و با تاکسی به بیمارستان رفت.
در جزیره فو کوک، مردم اغلب با محبت او را «عمو های» صدا میزنند. دلیلش این است که عمو های نه تنها خوشبرخورد است، بلکه بسیار مهربان نیز هست و به بسیاری از مردم از نظر مادی و معنوی کمک کرده است. به عنوان مثال، مورد آقای نگوین ون مئو، متولد ۱۹۷۳، که از نکروز مفصل ران و چندین بیماری زمینهای دیگر رنج میبرد.
آقای مئو اهل استان دیگری بود و اتاقی در دهکده سوئی دا، بخش دونگ تو، شهر فو کوک اجاره کرده بود. روزی احساس درد کرد و به پزشک مراجعه کرد. پزشک نکروز مفصل ران را برای او تشخیص داد و او نیاز به درمان سریع داشت زیرا تأخیر میتوانست منجر به معلولیت شود. در ناامیدی، او به شدت به حمایت خانواده نیاز داشت، هیچ کس، هیچ پولی، مسکن اجارهای، همسر و فرزندانی دور از خود نداشت و تهدید بیماریاش بسیار زیاد به نظر میرسید. با در نظر گرفتن همه این موارد، او خود را به سرنوشت سپرد.
آقای دانه فو با شنیدن داستان، به دیدنش آمد و او را تشویق کرد: «سلامتی گرانبهاترین دارایی یک فرد است و من در کنارت خواهم بود.» بنابراین، او تمام مراحل درمان، از هزینههای بیمارستان گرفته تا هزینههای زندگی روزمره را بر عهده گرفت. از آنجا که هزینههای درمان بالا بود، علاوه بر پول خودش، دوستان و اقوام را نیز بسیج کرد و هر کدام مقداری کمک کردند. در روز ترخیص، آقای نگوین ون مئو دستان آفتابزده آقای دانه فو را محکم در دست گرفت و چشمانش پر از اشک شد.
گذشتگان میگفتند که «آرامش منجر به رفاه میشود»، به این معنی که تنها با یک زندگی پایدار میتوان در کار خود احساس امنیت و شادی کرد. با بازدید از خانه آقای تین رام (دهکده گیونگ که، بخش فو لوی، منطقه جیانگ تان، استان کین جیانگ )، هنوز هم میتوان بوی رنگ تازه را حس کرد. با نگاه به خانه بزرگ و مرتب با کف کاشیکاری شده براقش، هیچ کس حدس نمیزند که زمانی یک کلبه مخروبه بوده است.
آقای تین رام زیر سایه یک درخت سبز، داستان شخصی خود را تعریف کرد. از آنجایی که او خواهر و برادرهای زیادی داشت، پس از ازدواج، او و همسرش درخواست کردند که جداگانه زندگی کنند و یک خانه موقت کوچک در حاشیه دهکده ساختند. با گذشت سالها، خانه به طور قابل توجهی رو به زوال رفت؛ در طول روز، خورشید مستقیماً به زمین میتابید و شبها، آنها میتوانستند ستارههای آسمان را بشمارند. بدترین قسمت، روزهای بارانی بود، زمانی که پتوها و پشهبندها خیس میشدند و احساس میکردند که در فضای باز هستند. تنها امید او ساختن خانهای جدید بود تا همسر و فرزندانش زندگی راحتتری داشته باشند.
سپس، برنامه «پناه کشاورزان» اجرا شد و آقای دان فو ۵۰ میلیون دانگ ویتنامی برای ساخت خانه به خانواده اهدا کرد. در روز مراسم کلنگزنی، همه همسایهها حضور داشتند و هر کدام به نحوی به کارگران کمک میکردند. این زوج علاوه بر کمکهای مالی و پساندازهایشان، از اقوام خود نیز برای ساخت سازههای اضافی پول قرض گرفتند. او با قرار دادن گلدانهایی در گوشه خانه، با افتخار نشان داد که برای استقبال از فصل گلدهی سال آینده، چند گلدان ارکیده دیگر در جلوی ایوان خواهد کاشت.
اشتیاق به این حرفه به شدت شعلهور است.
پس از بستهبندی محموله، تصویر ماهی کولی که روی کارتن چاپ شده بود، خاطرات نوستالژیک گذشته را زنده کرد: «ماهی کولی از ماهی اسکاد خوشمزهتر است / چون عاشق سس ماهی جزیره هون بودم، از دست مادرم فرار کردم تا دنبال تو بیایم.»
وقتی در مورد ماهی کولی صحبت میکنیم، منظورمان منبع مواد اولیه برای جزایر است. جزیره فو کوک، جزیره مونگ تای، جزیره می روت ترونگ، جزیره دام نگانگ، جزیره تام... علاوه بر زیبایی رویاییشان، جوهره فرهنگی روستاهای صنایع دستی سنتی مشهور را نیز در خود جای دادهاند. سس ماهی فو کوک مظهر غذاهای ویتنامی است، طعم و احساسی که خاطرات «دلتنگ تو بودن وقتی دور هستی، و مجذوب تو بودن وقتی نزدیک هستی» را تداعی میکند.
|
آقای و خانم دان فو همیشه به کسب و کار سنتی خانوادگیشان در زمینه تولید سس ماهی افتخار میکردند. |
پس از سالها پسانداز سرمایه، آقای دانه فو با همسرش ایده افتتاح یک کارخانه تولید سس ماهی را مطرح کرد. در سال ۱۹۹۷، شرکت خصوصی های نگوین رسماً فعالیت خود را آغاز کرد و برای جامعه محلی شغل ایجاد کرد.
با استفاده از مواد اولیه محلی موجود مانند ماهی کولی و نمک دریا، به همراه سالها تجربه در تخمیر و استخراج سس ماهی، مرکز او سس ماهی با پروتئین بالا تولید کرده است. این محصول کاملاً طبیعی است، حاوی هیچ ماده نگهدارنده یا طعمدهندهای نیست، برای سلامتی بسیار مفید است و برای مصرفکنندگان بیخطر است.
آقای دان فو در مورد کیفیت اظهار داشت که سس ماهی خوب باید چهار معیار را داشته باشد: رنگ، شفافیت، عطر و طعم. به عبارت ساده، سس ماهی خوب باید رنگ زرد کاهی داشته باشد، مانند عسل برق بزند، وقتی در مقابل منبع نور قرار میگیرد شفاف به نظر برسد، تعادل هماهنگی بین نمک و شیرینی داشته باشد، عطر ملایمی داشته باشد و طعم طبیعی و نه بیش از حد تند داشته باشد.
آقای دان فو با وجود سن بالا، هنوز مورد اعتماد جامعه محلی است و به عنوان رئیس گروه محله؛ رئیس گروه قایق و کشتی ایمن؛ و گروه همبستگی در دریا انتخاب شده است. علاوه بر این، او از دو کشتی ماهیگیری حمایت کرده است. یکی از کشتیها با مقامات محلی در پیشگیری از بلایا، نجات و امدادرسانی مشارکت دارد؛ دیگری با نیروی مرزبانی برای انتشار اطلاعات حقوقی در دریا همکاری میکند. در طول این سالها، او همچنین هزاران پرچم ملی و تصاویر رئیس جمهور هوشی مین را سفارش داده است تا هنگام عزیمت به دریا، به صاحبان قایقها و کشتیهای ماهیگیری اهدا کنند.
سرهنگ دوم دان تام، کمیسر سیاسی فرماندهی گارد مرزی بندر دونگ دونگ (گارد مرزی استان کین گیانگ)، در مورد این ماهیگیر باسابقه که علاقه عمیقی به دریا دارد، گفت: «آقای دان فو چهرهای محترم در میان مردم خمر و یک پیشکسوت نمونه است. او به طور فعال با گارد مرزی در انتشار و ترویج قوانین دریایی مشارکت دارد و برای لغو کارت زرد بخش شیلات ویتنام همکاری میکند.»
با غروب خورشید، خیابانها با چراغهای روشن روشن شدند. وقتی کنار خانهاش ایستادم، آقای دانه فو را دیدم که هنوز مشغول بستهبندی هدایا بود. پس از دست دادن محکم، با گرمی گفت: «باید عجله کنم تا بتوانم فردا صبح آنها را به مدرسه ببرم تا جوایز را به دانشآموزان محرومی که به نتایج تحصیلی بالایی رسیدهاند، اهدا کنم.»
تلفن دوباره زنگ خورد. از آن طرف، صدای جوانی با هیجان اعلام کرد: «کشتی ما تازه پهلو گرفته، سفر بیخطر بود و صید خوبی داشتیم، حال همه خوب است، عمو های!»
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/cuoc-thi-nhung-tam-guong-binh-di-ma-cao-quy-lan-thu-16/nguoi-vac-tu-va-dao-ngoc-832825








نظر (0)