Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خانه مشترک و روستا

Việt NamViệt Nam25/10/2023

«خدایا، لطفاً ستون‌های خانه‌های اشتراکی روستا را برکت بده تا محکم بمانند، سقف آنها را بادوام کن، روستاییان را برکت بده تا بتوانند برنج زیادی برداشت کنند و هیچ بیماری یا بیماری همه‌گیر وجود نداشته باشد.» - دعای بزرگ روستا، آ ثور، در صدای ناقوس‌ها و طبل‌ها طنین‌انداز شد و نشانگر افتتاح رسمی خانه اشتراکی جدید روستا بود.

روستاییان در حال ساخت یک خانه اشتراکی جدید. عکس: TH

در چند روز گذشته، اهالی روستا از اتمام ساخت خانه اشتراکی جدید روستا بسیار خوشحال بوده‌اند. فرقی نمی‌کند مشغول چه کاری باشند، هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوند یا هر عصر که به خانه برمی‌گردند، همه زمانی را برای تحسین خانه اشتراکی باشکوه اختصاص می‌دهند، خانه‌ای که سقفش مانند تبری که آسمان آبی را می‌شکافد، سر به فلک کشیده است.

«این خانه‌ی اشتراکی روستاست، با عرق جبین و سخت‌کوشی روستاییان ما ساخته شده است - همه با افتخار این را می‌گویند و فکر می‌کنند.»

در روز جشن خانه اشتراکی جدید، روستا مانند یک جشنواره شادی می‌کند. زنان جدیدترین و زیباترین لباس‌های خود را می‌پوشند و مردان ناقوس‌ها و طبل‌های خود را بیرون می‌آورند تا بهترین آهنگ‌ها را برای جشن گرفتن خانه اشتراکی جدید، برای جشن گرفتن ارواحی که یک مکان مسکونی زیبا دارند و برای روستاییان که مکانی برای فعالیت‌های اجتماعی مطابق با هویت خود دارند، بنوازند.

جشن خانه اشتراکی جدید با آیینی برای آگاه کردن ارواح آغاز می‌شود که فقط ریش‌سفید روستا، آ ثور، و دیگر ریش‌سفیدان در آن شرکت می‌کنند. برای اجرای این آیین، ریش‌سفید روستا یک مرغ و یک پیشکش کوچک را که در پلکان شرقی خانه اشتراکی (پلکان فرعی) قرار داده شده است، آماده می‌کند.

او با صدای بلند دعا می‌کرد، به این امید که ارواح «روستایی‌ها را متبرک کنند تا جشنواره با خوش‌شانسی برگزار شود و کسانی که برای بریدن تیرک مراسم رفته‌اند، زخمی نشوند، نیفتند یا با چاقو یا قمه زده نشوند.»

«خدایا، لطفاً ستون‌های خانه‌های اشتراکی روستا را برکت بده تا محکم بمانند، سقف آنها را بادوام کن، روستاییان را برکت بده تا بتوانند برنج زیادی برداشت کنند و هیچ بیماری یا بیماری همه‌گیر وجود نداشته باشد.» - دعای بزرگ روستا، آ ثور، در صدای ناقوس‌ها و طبل‌ها طنین‌انداز شد و نشانگر افتتاح رسمی خانه اشتراکی جدید روستا بود.

بنابراین، هر شب، سالمندان، کودکان، مردان و زنان روستا برای جلسات و فعالیت‌های اجتماعی در خانه اشتراکی جمع می‌شوند.

خانه اشتراکی روستا بر اساس معماری سنتی گروه قومی Xơ Đăng ساخته شده است و ۱۲ متر ارتفاع، ۱۱ متر طول و ۹ متر عرض دارد و هزینه کل آن بیش از ۲۰۰ میلیون دانگ ویتنامی بوده است. از این مبلغ، دولت نزدیک به ۱۶۰ میلیون دانگ ویتنامی و مردم مابقی را به صورت نیروی کار پرداخت کرده‌اند.

آن شب، پیرمردی به نام «آ ثور» از ما دعوت کرد تا در خانه اشتراکی‌اش اقامت کنیم، شراب برنج را از کوزه‌های سفالی بنوشیم، موش‌های جنگلی کبابی و ماهی نهر پخته شده با جوانه‌های بامبو بخوریم و به داستان‌هایی درباره ساخت خانه اشتراکی گوش دهیم. سرمای جنگل قدیمی، هرچند هنوز گزنده نبود، اما همچنان همراه با باد کوهستان از شکاف‌های دیوارهای بامبوی خانه اشتراکی به داخل نفوذ می‌کرد و باعث می‌شد همه به آتش شعله‌ور نزدیک‌تر شوند.

پیر آ ثور جام شرابش را بالا برد و چشمانش نیمه بسته بود: «پس، روح روستا حالا جای مناسبی برای سکونت دارد. برای ما مردم شو دانگ، بدون خانه‌ی اشتراکی، روستایی وجود ندارد و ارواح نمی‌توانند برگردند زیرا جایی برای اقامت آنها وجود ندارد.»

صدای مهتر آ ثور، گاهی بلند و گاهی آرام، در میان خش‌خش چوب‌های کاج طنین‌انداز می‌شد: «این روستا ۱۵۰ خانوار دارد که اکثراً از قوم شو دانگ هستند. به لطف توجه و سرمایه‌گذاری استان و منطقه، این روستا ۶ مورد از ۱۰ معیار برای ساخت یک روستای جدید را کسب کرده است. ظاهر روستا بسیار تغییر کرده است. خانه‌ها بازسازی شده‌اند تا دنج‌تر باشند؛ جاده‌های روستا عریض‌تر و توسعه یافته‌اند.»

مردم آموخته‌اند که علم و فناوری را به کار گیرند، گونه‌های جدید محصولات کشاورزی را به چرخه تولید وارد کنند؛ آنها می‌دانند چگونه باغ میوه بسازند، مرغداری کنند، برای پرورش ماهی استخر حفر کنند و دیگر به دولت متکی نباشند، بلکه زندگی جدیدی برای خود بسازند. این واقعاً یک «انقلاب» در طرز فکر مردم است.

اما روستاییان هنوز عمیقاً نگران یک چیز هستند: روستا فاقد خانه اشتراکی (nhà rông) است. برای مردم Xơ Đăng، هنگام تأسیس روستا، اولین کاری که باید انجام دهند ساخت یک خانه اشتراکی است، زیرا جایی است که ارواح در آن ساکن هستند. خانه اشتراکی همیشه در زیباترین نقطه قرار دارد و هر ساله، جشنواره‌ها همچنان در آنجا برگزار می‌شوند. مهم نیست که چقدر دور شوند، روستاییان همچنان یک خانه اشتراکی خواهند ساخت تا نسل‌های آینده بدانند که اجدادشان چنین خانه مشترکی داشته‌اند.

زیر سقف خانه‌ی اشتراکی، شب به شب، گاهی ده‌ها شب، بزرگان اغلب برای نوه‌هایشان اشعار حماسی درباره‌ی قهرمانان افسانه‌ای و شکل‌گیری جهان و حیات بر روی زمین می‌خواندند و تعریف می‌کردند.

زیر سقف خانه‌ی اشتراکی، شب به شب، از سنین پایین، بچه‌ها پدر یا مادرشان را در گردهمایی‌های روستایی که در آنجا برگزار می‌شد، همراهی می‌کردند.

بزرگان، دور آتش، از طریق گفتگو، آواز خواندن، نواختن و حتی نشستن کنار کوزه شراب، روش‌های کاشت برنج در مزارع، نحوه پیش‌بینی آب و هوا، نحوه زندگی با جنگل و مردم، نحوه رفتار با سالمندان و جوانان، آشنایان و غریبه‌ها، دوستان و دشمنان، زندگان و مردگان و ارواح را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کردند.

در زیر خانه اشتراکی، روستاییان برای بحث و تصمیم‌گیری در مورد مسائل مهم و جزئی مربوط به زندگی خود جمع می‌شوند؛ این مکان به عنوان مکانی برای پذیرایی از مهمانان عمل می‌کند؛ و جایی است که بزرگان روستا بر آیین‌های مذهبی جامعه ریاست می‌کنند.

خانه اشتراکی در زیباترین قطعه زمین روستا ساخته شده است. عکس: TH

پیش از این، روستا یک خانه اشتراکی نیز داشت، کوچک اما به عنوان مکانی برای فعالیت‌های اجتماعی. یک سال، طوفانی آن خانه اشتراکی را ویران کرد. هفت سال پیش، روستاییان یک خانه چوبی کوچک به نام مرکز فرهنگی ساختند تا از آن به عنوان محل ملاقات استفاده کنند.

با این وجود، سالمندان غمگین بودند، و جوانان نیز همینطور. زیرا این هنوز آن خانه‌ی اشتراکی در ذهن همه نبود.

خیلی خوب است که دولت اخیراً از روستاییان برای ساخت یک خانه اشتراکی جدید حمایت کرده است. روستاییان مشتاقانه نیروی کار و منابع خود را به این امر اختصاص دادند، به این امید که خانه اشتراکی به سرعت تکمیل شود.

پس از ماه‌ها برنامه‌ریزی، خانه اشتراکی در زیباترین قطعه زمین روستا ساخته شد، زمینی محکم و با ابهت که پیرمرد «آ ثور» را مدام به خنده می‌انداخت، همانطور که دخترش گفت: «پیرمرد دیگر نمی‌تواند از لبخند زدن دست بردارد.»

داستان بی‌وقفه ادامه داشت. من کنار آتش گرم چرت می‌زدم. بیرون، باد کوهستان زوزه می‌کشید و تغییر فصل‌ها را نشان می‌داد.

و در آن حالت رؤیایی، پیرمرد «آ ثور» را دیدم که با رضایت لبخند می‌زد و به خانه‌ی اشتراکی بلند و باشکوهی که در جنگل باشکوه قد برافراشته بود، خیره شده بود.

تان هونگ


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رویای بعد از ظهر

رویای بعد از ظهر

نمونه عکس

نمونه عکس

دختر کوچولو کنار پنجره

دختر کوچولو کنار پنجره