Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد روزهای «جوانی پرشور»

وقتی وارد دوران جوانی‌ام شدم، کشور یکپارچه بود و شمال و جنوب یکی شده بودند. اما حال و هوای «عبور از کوه‌های ترونگ سون برای نجات کشور / با قلب‌هایی سرشار از امید به آینده»؛ «هر جا که به جوانان نیاز باشد، جوانان آنجا خواهند بود؛ هر جا که دشواری‌هایی باشد، جوانان بر آنها غلبه خواهند کرد» هنوز در قلب جوانان طنین‌انداز بود.

Báo Thái NguyênBáo Thái Nguyên26/03/2026


اشعار: «هیچ چیز دشوار نیست/ فقط ترس از فقدان پشتکار است/ کندن کوه‌ها و پر کردن دریاها/ با عزم راسخ، هر چیزی را می‌توان به دست آورد»؛ «وقتی کشور در سختی بود، جوانان ما داوطلب شدند/ وقتی میهن به ما نیاز داشت، جوانان ما آماده بودند»... اغلب در گردهمایی‌هایمان توسط ما خوانده می‌شد.

حتی آهنگ‌هایی که برای نسل‌های قبلی «معروف» بودند، مانند «عمو هو با ما رژه می‌رود»، «پنج برادر سوار بر تانک» و «جوانان پرانرژی» (موسیقی روسی)، با شور و شوق توسط ما خوانده می‌شدند. این اشعار قلب ما را لمس می‌کردند و به ما الهام می‌بخشیدند. بسیاری از ما همچنان برای دفاع از حریم هوایی، دریاها و مرزهای خود در برابر تهاجم دشمن، اسلحه به دست می‌گرفتیم.

در سال ۱۹۸۷، آموزش فنی سطح ۴/۷ خود را در مدرسه فنی کارگران ویت دوک (شهر سونگ کونگ، استان باک تای) به پایان رساندم و توسط مدرسه به عنوان معلم استخدام شدم. در سال ۱۹۹۰، برای کار در اتحادیه جوانان شهر سونگ کونگ منتقل شدم. ده سال کار تمام وقت با اتحادیه جوانان، خاطرات بی‌شماری را برای من به جا گذاشت. می‌توانم بگویم که آن خاطرات زیبا تا به امروز زنده مانده‌اند.

نویسنده (سومین نفر از سمت چپ) در آن زمان رئیس اتحادیه جوانان شهر سونگ کونگ بود، به همراه هیئت نمایندگی اتحادیه جوانان این شهر که در اولین کنگره اتحادیه جوانان استانی شرکت داشتند.

نویسنده (سومین نفر از سمت چپ) در آن زمان رئیس اتحادیه جوانان شهر سونگ کونگ بود، به همراه هیئت نمایندگی اتحادیه جوانان این شهر که در اولین کنگره اتحادیه جوانان استانی شرکت داشتند.

صحبت از مسئولان اتحادیه‌های جوانان در آن دوره شد، در سطح مردمی، اکثر آنها کارگران پاره وقت بودند. فقط در سطح منطقه و معادل آن، مسئولان تمام وقت وجود داشتند، اما حتی آنها نیز اکثراً «خودآموخته» بودند و قبل از اعزام به آموزش و تحصیلات تکمیلی، از طریق جنبش‌های جوانان پیشرفت کرده بودند، نه اینکه از «مدارس اتحادیه‌های جوانان» فارغ‌التحصیل شده و به «مسئولان حرفه‌ای اتحادیه‌های جوانان» تبدیل شوند. بنابراین، می‌توان گفت که معیار شماره یک برای «استخدام» مسئولان اتحادیه‌های جوانان در آن زمان، اشتیاق، استعداد و توانایی متحد کردن جوانان بود.

فعالیت‌های اتحادیه جوانان در آن زمان بسیار پر جنب و جوش بود و همیشه مورد توجه رهبران محلی و واحدها قرار می‌گرفت. اتحادیه جوانان به عنوان "بازوی راست قدرتمند حزب"، نیروی اصلی و پیشتاز در فعالیت‌ها و همچنین منبع مهمی برای کادرهای جانشین برای حزب شناخته می‌شد.

با این حال، مانند سایر سازمان‌های سیاسی درون حزب و سازمان‌های توده‌ای، اتحادیه جوانان از نظر امکانات و منابع انسانی در شرایط بسیار محدودی فعالیت می‌کند. بسیاری از افرادی که به عنوان مسئولان اتحادیه جوانان کار می‌کنند، این کار را برای کسب درآمد یا امرار معاش انجام نمی‌دهند، بلکه خود را وقف می‌کنند، حتی منافع شخصی را فدا می‌کنند تا به حفظ و توسعه سازمان خود کمک کنند.

وقتی من کارم را در اتحادیه جوانان شروع کردم، دفتر چهار نفر داشت: یک منشی، دو معاون منشی و یک کارمند «عادی» - که آن هم من بودم. یادم می‌آید که در یک مقطع (حدود سال‌های ۱۹۹۲-۱۹۹۳)، منشی و یک معاون منشی «ارتقاء» یافتند، به این معنی که به سمت‌های تخصصی و نقش‌های رهبری در سازمان حزب منتقل شدند و فقط یک معاون منشی زن و من باقی ماندیم. آن معاون منشی زن به مرخصی زایمان رفت و متأسفانه در حین زایمان دچار عوارض شد و درگذشت.

من تنها ماندم و هم به عنوان «سرباز» و هم «ژنرال» عمل می‌کردم و هم کارهای اداری و اداری را انجام می‌دادم. هر زمان که اتحادیه جوانان استان سندی را برای اجرا می‌فرستاد، من آن را پیش‌نویس می‌کردم، برای تایپ به اداره امور مردم می‌بردم، آن را با عنوان «ستوان کمیته اجرایی» (به نمایندگی از کمیته اجرایی) امضا می‌کردم، سپس آن را امضا و مهر می‌کردم و با دوچرخه به خانه هر دبیر اتحادیه جوانان محلی می‌بردم.

دلیل اینکه اسناد باید به منازل شخصی ارسال شوند این است که، همانطور که در بالا ذکر شد، اکثر مقامات محلی پاره وقت هستند یا فقط «نیمی از کارکنان» را در اختیار دارند؛ آنها هر روز در دفتر حضور ندارند. ارسال اسناد به دفتر، روند اجرا را به میزان قابل توجهی کند می‌کند و حتی می‌تواند منجر به گم شدن آنها شود.

یک بار، برای تحویل یک سند رسمی به دبیر اتحادیه جوانان کمون کای دان، تران ون بین، رفتم. خانه آقای بین در آن طرف رودخانه کونگ، بسیار دور از مرکز شهر بود. وقتی رسیدم، فقط دو فرزند خردسالش در خانه بودند. از آنها پرسیدم و آنها گفتند که پدرشان رفته و تا ظهر برنمی گردد (من اغلب به آنجا می آمدم، بنابراین آنها مرا می شناختند). از آنجا که لازم بود حضوری با او ملاقات کنم تا در مورد چند چیز صحبت کنم، تصمیم گرفتم بمانم و منتظر بمانم. بدون هیچ تشریفاتی، روی کف کاشی کاری شده دراز کشیدم و چرت زدم. در حالی که عمیقاً خواب بودم، احساس کردم آقای بین مرا تکان می دهد: "بیدار شو، برو صورتت را بشوی، بعد بیا تو... برای یک نوشیدنی!" معلوم شد آقای بین مدتی است که در خانه بوده، بی سر و صدا به باغ رفته، یک مرغ گرفته، آن را ذبح کرده و در وسط خانه ضیافتی برپا کرده و منتظر من بوده است!

در میان فعالیت‌های مختلف آن دوران، می‌توان گفت برجسته‌ترین آنها جنبش هنر و فرهنگ بود. اجراهایی در سطوح استانی، منطقه‌ای و مردمی به طور مداوم برگزار می‌شد. به طور خاص برای اتحادیه جوانان، هر سال دو اجرا وجود داشت: یکی اجرای «گل ققنوس سرخ» برای کودکان و دیگری برای جوانان (از آنجایی که سونگ کونگ هیچ مدرسه حرفه‌ای، کالج یا دانشگاهی نداشت، هیچ مشارکت دانشجویی در اجرای دانشجویی وجود نداشت).

معمولاً شاخه‌های اتحادیه جوانان، اجراها را از سطح پایه سازماندهی می‌کنند، سپس به سطح منطقه‌ای می‌روند، تیم‌ها را انتخاب می‌کنند و آنها را برای رقابت در سطح استانی آموزش می‌دهند. نواختن موسیقی نقطه قوت من است، بنابراین در هر رویدادی حضور دارم، گاهی به عنوان داور، گاهی به عنوان نوازنده و گاهی به عنوان سرپرست تیم. بعد از رویدادهای اتحادیه جوانان و اتحادیه کودکان، با واحدهای دیگر برای شرکت در مسابقه اجرا "کارگران - کشاورزان - سربازان" و مسابقات بخشی استانی (پلیس، ارتش ، بهداشت، آموزش و پرورش و غیره) هماهنگی می‌کنم. ما اغلب شوخی می‌کنیم که "ما در تمام طول سال در مسابقات اجرا هستیم!"

این یک فعالیت برجسته جنبش بود. علاوه بر این، بسیاری از حوزه‌های فعالیت دیگر نیز به طور کامل اجرا و به طور مداوم مورد تقدیر قرار گرفتند، با رویکردهای خلاقانه، عملی و مؤثر فراوان: فعالیت‌های تیمی؛ مسابقات ورزشی (دوی صحرایی؛ فوتبال، والیبال)؛ جنبش‌هایی برای ترویج ابتکارات و پیشرفت‌های فنی در بین کارگران جوان؛ آموزش کشاورزی برای جوانان روستایی...

همه اینها با روحیه‌ای کاملاً «اتحادیه جوانان» بود: مشتاق، پرشور، فداکار و همیشه پر از خنده و دست دادن‌های گرم. حتی الان هم، به خصوص در ماه مارس، دور هم جمع می‌شویم تا آن خاطرات را مرور کنیم و آنها را با جوانان به اشتراک بگذاریم، درباره غرور دوران «جوانی پرجنب‌وجوش».


منبع: https://baothainguyen.vn/xa-hoi/202603/nho-mot-thoi-thanh-nien-soi-noi-ee21f12/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
امرار معاش

امرار معاش

ای ویتنام!

ای ویتنام!

خط پایان

خط پایان