Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد شهید قهرمان نگوین تای بین...

Báo Long AnBáo Long An07/07/2023


وقتی عکاس تان دت هونگ ما را به بازدید از خانه هشتمین برادر کوچکتر شهید نگوین تای بین در شهر تان آن (استان لونگ آن) برد، غافلگیر شدیم - خانه‌ای دلربا در منطقه مسکونی بانک در خیابان وو ون مون (بخش ۴)، با باغی که اگرچه خیلی بزرگ نبود، اما هوشمندانه با گیاهان مختلف در گلدان‌های آجری که در اطراف پایه درختان ساخته شده بود، چیده شده بود و منظره‌ای زیبا ایجاد می‌کرد. در گوشه‌ای از باغ، مقبره والدین نگوین تای بین، آقای نگوین ون های (۸۷ ساله) و خانم له تی آن (۱۰۰ ساله) قرار دارد.

پرتره دانش‌آموز نگوین تای بین. عکس از آرشیو گرفته شده است.

۱. حدود ۵۱ سال پیش، در همین ایام، در اتاق زیر شیروانی آپارتمان تائو لو می تان، روزنامه‌نگار و شاعر کین جیانگ در تو تیم، سایگون، دراز کشیده بودم و داشتم انبوهی از روزنامه‌ها را می‌خواندم که اخبار متناقضی درباره مرگ نگوین تای بین گزارش می‌دادند.

طبق گزارش‌های مورد حمایت آمریکا، نگوین تای بین یک "هواپیماربا" بود که مسلح به چاقو، خلبان آمریکایی بوئینگ ۷۴۷ شرکت پان آمریکا را گروگان گرفت و مانع از فرود او در فرودگاه تان سون نهات شد و او را مجبور کرد مستقیماً به هانوی پرواز کند. خلبان آمریکایی سپس او را به کف هواپیما کشاند، جایی که پرسنل امنیتی آمریکایی که از پرواز محافظت می‌کردند، با اسلحه کمری به او شلیک کردند و او را کشتند.

اما مطبوعات «مخالف» گفتند: نگوین تای بین به دلیل فعالیت‌های ضد آمریکایی در طول چهار سال تحصیل در آمریکا، هدف حمله آمریکایی‌ها قرار گرفت: آنها ترتیب دادند تا خلبان جین وان او را مطیع خود کند و ویلیام هیری میلز، مأمور سیا، قبل از اینکه جسد بین را ساعت ۱۰ صبح دوم ژوئیه ۱۹۷۲ روی باند فرودگاه تان سون نهات پرتاب کند، چهار بار به سینه او شلیک کرد.

در روزهای بعد، مطبوعات سایگون (نه روزنامه‌های « فروتن ») به روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های خارجی پیوستند و گزارش‌ها، نظرات و شواهد متعددی را ارائه دادند که نقشه پلید مهاجمان برای صحنه‌سازی «ترور سیاسی » فوق را افشا می‌کرد.

چند روز بعد، یک بعد از ظهر، کین گیانگ سوار بر موتورسیکلتش به سمت تائو لو می تان رفت و من و وو بائو دام، دانشجوی اهل ترا وین که در دانشکده ادبیات دانشگاه اقامت داشت، را صدا زد: «شما دو نفر همین الان به پاگودای فونگ سون تو بیایید تا با من غذای گیاهی بخورید.» سپس کین گیانگ موتورسیکلتش را برگرداند و رفت.

وقتی من و دام به معبد فونگ سون رسیدیم - معبدی باستانی که در باغی آرام از درختان کهنسال در منطقه ۱۱ پنهان شده بود - بنری را دیدیم که روی سکویی مرتفع آویزان بود و روی آن نوشته شده بود: «مراسم یادبود دانش‌آموز نگوین تای بین».

روزنامه‌نگاری به نام کین گیانگ، با جلیقه‌ای کهنه و گشاد، مجری برنامه بود. راهبان و تعداد زیادی از بوداییان با جدیت مشغول اجرای مراسم یادبود بودند.

روز بعد، در روزنامه خواندم که همزمان در کالیفرنیا (ایالات متحده آمریکا)، تعداد زیادی از دانشجویان و مهاجران ویتنامی نیز مراسم یادبودی برای دانشجو نگوین تای بین برگزار می‌کردند، که نشان می‌داد او مورد علاقه و سوگواری بسیاری از ویتنامی‌هایی است که در ایالات متحده زندگی و تحصیل می‌کنند.

نگوین تای بین بلافاصله پس از دریافت مدرک افتخاری خود از دانشگاه واشنگتن در 26 مه 1972، در خیابان‌های آمریکا اعلامیه پخش کرد. (عکس از آرشیو گرفته شده است)

۲. پنجاه و یک سال گذشته است... نگوین هو دوک، هشتمین برادر نگوین تای بین، در آن زمان تنها هفت سال داشت. او خبر کشته شدن برادر بزرگترش بین را در فرودگاه تان سون نهات شنید، در حالی که دوک می‌دوید و فریاد می‌زد: «روزنامه اینجاست! روزنامه‌های جدید اینجاست!» - او برای کسب درآمد برای مدرسه روزنامه می‌فروخت، زیرا خانواده‌اش ده نان‌آور داشتند که همه به حقوق پدرش به عنوان منشی در شرکت بازرگانی بندر سایگون وابسته بودند.

«برادر بزرگترم بسیار درس‌خوان و در درس خواندن عالی بود. پس از گرفتن دیپلم دبیرستان، همزمان در آزمون ورودی دانشگاه پزشکی، دانشگاه داروسازی، آکادمی ملی مدیریت دولتی و دانشگاه کشاورزی و جنگلداری قبول شد و رشته کشاورزی و جنگلداری را انتخاب کرد. او ما را خیلی دوست داشت. هر بار که از مدرسه به خانه می‌آمدیم، ما را به رودخانه می‌برد تا شنا تمرین کنیم. در آن زمان، خانه ما در منطقه نها به (سایگون) کنار رودخانه آبی و زلال بود. برادرم بین می‌گفت که با زندگی در نزدیکی رودخانه‌ها و کانال‌ها، ما کاملاً باید شنا بلد باشیم و او به ما یاد داد. او حتی برای ما اسباب‌بازی می‌ساخت...» - دوک تعریف کرد.

دوک هنوز به یاد دارد که در آن زمان، روزنامه‌هایی با گرایش‌های ضد آمریکایی و ضد رژیم دست‌نشانده، «روزنامه‌های مخالف» نامیده می‌شدند و اغلب توسط پلیس عمومی سایگون؛ اداره اطلاعات و بازگرداندن مهاجران (که اداره «مصادره-برش-سوراخ کردن» نامیده می‌شد (مصادره: ضبط کردن، برش: حذف بخش‌های سانسور شده و سوراخ کردن: حذف حروف برجسته روی صفحه چاپ که سانسور شده بودند)) از نزدیک تحت نظر بودند.

دوک برای فرار از دست پلیس مخفی و پلیس یونیفرم‌پوش، روزنامه‌های جدید را داخل روزنامه‌های قدیمی می‌پیچید. وقتی پلیس با او روبرو می‌شد، دسته روزنامه‌ها را نشان می‌داد و می‌گفت: «اینها روزنامه‌های قدیمی هستند که به افرادی می‌فروشم که از آنها برای بسته‌بندی چیزها استفاده می‌کنند.» وقتی پلیس می‌دید که آنها واقعاً روزنامه‌های قدیمی هستند، با بی‌اعتنایی می‌گفت: «بروید گم شوید!» سپس دوک در خیابان می‌پرید و فریاد می‌زد: «روزنامه اینجاست! روزنامه‌های جدید اینجاست!»

روزنامه‌های مخالف همیشه مثل کیک داغ می‌فروشند، چون صادقانه گزارش می‌دهند و تفسیرهای روشنگرانه‌ای ارائه می‌دهند، برخلاف روزنامه‌های «طرفدار دولت» که توسط خوانندگان بایکوت می‌شوند. دوک به لطف فروش خانه به خانه روزنامه‌ها، پول لازم برای تحصیل در دانشگاه فناوری فو تو و اخذ مدرک مهندسی مکانیک را به دست آورد و سپس یک مرکز آموزش حرفه‌ای برای تعمیر خودرو در استان‌های لونگ آن و وین لونگ افتتاح کرد.

نگوین تای بین (که میکروفون را در دست دارد) در حال سخنرانی در محکومیت جنگ آمریکا در ویتنام است. (عکس از آرشیو گرفته شده است)

۳. خواندن «شخصیت‌ها و رویدادها» در کتاب «گذشته و حال» از انجمن علوم تاریخی ویتنام، که شرح حال و فعالیت‌های میهن‌پرستانه‌ی دانشجوی نگوین تای بین یا «ویتنام - کشور من» و «قلب نگوین تای بین» نوشته‌ی نویسنده و روزنامه‌نگار زن نگو ​​نگوک نگو لونگ، و «دختران در زندگی نگوین تای بین» نوشته‌ی نویسنده‌ی زن ترام هوئونگ (هر دو نویسنده‌ی زن برای جمع‌آوری اطلاعات با مادر و خواهران نگوین تای بین در ارتباط بودند)، زندگی یک شهید قهرمان با ویژگی‌های خاص بسیاری را آشکار می‌کند.

او خیلی خوش‌قیافه نیست، اما شیک‌پوش، باهوش و با اعتماد به نفس است؛ عاشق فوتبال بازی کردن است (زمانی مهاجم تیم فوتبال دانشگاه واشنگتن بود)؛ استعداد زیادی در ارائه‌ها و سخنرانی‌های شیوا دارد؛ همچنین رقصنده‌ی بسیار ماهری است؛ و از همه مهم‌تر، از نظر تحصیلی همیشه در صدر کلاس خود است.

به همین دلیل بود که همکلاسی‌هایش به او احترام زیادی می‌گذاشتند. بسیاری از دختران با ملیت‌های مختلف که در آمریکا تحصیل می‌کردند، از روی تحسین به او نزدیک می‌شدند، اما او فقط دوستی، پیوند برادرانه را حفظ می‌کرد و عاشق هیچ‌کدام از آنها نمی‌شد، حتی عاشق یک شاهزاده خانم از یک خانواده سلطنتی مشهور آسیایی هم نمی‌شد؛ اگر او می‌خواست «شاهزاده خانم همسر» او باشد، می‌توانست به راحتی این کار را ترتیب دهد. او همچنین پیشنهادهای شغلی پرسودی از شرکت‌های بزرگ آمریکایی دریافت کرد، اما همه آنها را رد کرد.

اگرچه او با افتخارات از دانشگاه واشنگتن فارغ‌التحصیل شد، اما به دلیل سازماندهی جشن دانشجویی تولد رئیس جمهور هوشی مین در ۱۹ مه و در ۱۰ فوریه ۱۹۷۲، او و دیگر دانشجویان بین‌المللی به کنسولگری جمهوری ویتنام در نیویورک حمله کرده و آن را اشغال کردند و خواستار خروج ایالات متحده از ویتنام، استعفای رئیس جمهور نگوین وان تیو و انحلال رژیم جمهوری ویتنام شدند. بورسیه تحصیلی خود را از دانشگاه واشنگتن از دست داد و به جای ادامه تحصیلات تکمیلی و احتمالاً ادامه تحصیل در مقطع دکترا، مجبور به بازگشت به خانه شد.

نگوین تای بین که احساس می‌کرد این پرواز سرنوشت‌ساز است، در حالی که هواپیما در مسیر فرودگاه بین‌المللی تان سون نهات در جزیره گوام فرود می‌آمد، از فرصت استفاده کرد تا به سرعت خداحافظی‌های خود را بنویسد و احساسات، آرزوها و خواسته‌هایش را بیان کند. در میان آنها این متن وجود داشت: «... می‌دانم که والدین و خواهر و برادرانم در این جدایی زندگی و مرگ رنج زیادی خواهند برد (...) امروز، برای عدالت، برای بقای کل ملت، برای حقیقت، انصاف و انسانیت، حتی اگر خودم را فدا کنم، این مرگ پایان نخواهد بود، بلکه آغازی برای تولد دوباره نسل‌های آینده خواهد بود... راه من مطمئناً در جای پای قهرمانان ویتنامی خواهد بود، وارد تاریخ خواهد شد، نه اینکه به پاشنه‌های مهاجمان خارجی بچسبم تا برده شوم...»

دو افسر پلیس جسد نگوین تای بین را که توسط مأموران سیا به ضرب گلوله کشته و روی باند فرودگاه پرتاب شده بود، با یک پارچه پلاستیکی پوشانده‌اند.

همانطور که «بچه ناپالم» نیک اوت از انفجار بمب قدرتمندتر بود، نه تنها وجدان ویتنامی‌های داخل ویتنام، بلکه وجدان ویتنامی‌های ساکن و دانشجو در آمریکا و خارجی‌ها را نیز تکان داد و منجر به اعتراضات ضد جنگ متعددی در آمریکا شد و قلم‌ها و دوربین‌های بی‌شماری جنایات جنگی مرتکب شده توسط آمریکا و رژیم بی‌رحم و دست‌نشانده آن علیه کشور و مردم ویتنام را افشا کردند،...

امروزه، همانطور که از نامش پیداست، این کشور از یک موجودیت متحد و صلح‌آمیز برخوردار است. در زادگاهش - کمون تان کیم، منطقه کان گیوک - بنای یادبود باشکوهی از نگوین تای بین قرار دارد و یک جاده بزرگ و زیبا در شهر تان آن به نام او نامگذاری شده است. در سراسر کشور، جوایز، مدارس و خیابان‌های متعددی به او اختصاص داده شده است. این نشان می‌دهد که شهید قهرمان نگوین تای بین، درست مانند نامه‌های صمیمانه‌ای که قبل از درگذشتش برای خانواده‌اش به جا گذاشت، وارد تاریخ ملت شده است.../.

کوانگ هائو



لینک منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
اجرای رقص افتتاحیه برنامه «رقص ورزشی - برای ویتنامی سالم».

اجرای رقص افتتاحیه برنامه «رقص ورزشی - برای ویتنامی سالم».

پشت پرده

پشت پرده

با هم به خط پایان می‌رسیم. ورزشکار مسنی که ۴۲ کیلومتر دویده بود، به موقع تشویق شد.

با هم به خط پایان می‌رسیم. ورزشکار مسنی که ۴۲ کیلومتر دویده بود، به موقع تشویق شد.