Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بچه‌ها از میدان بیرون آمدند.

ما خودمان را فرزندانی می‌دانیم که از مزارع آمده‌ایم. پس از بیش از 30 سال زندگی و کار در شهر، رد پای ما بر روی مدرن‌ترین جاده‌های آسفالت‌شده شهر حک شده است. چند روز پیش، یکی از دوستانم بوی شالیزارها، بوی سس ماهی، بوی معطر و کمی سوخته برنج مانده را به من یادآوری کرد و من احساس دلتنگی شدیدی برای مزارع و شالیزارها کردم!

Báo Thanh niênBáo Thanh niên31/05/2026

دوست من، یک پسر روستایی واقعی، فکر می‌کرد که با موفقیت از گل و لای خلاص شده است، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که عطر روستا، مانند بوی برنج رسیده، هنوز عمیقاً در ناخودآگاهش ریشه دوانده است. او می‌گوید هنوز هم این مهارت را دارد که بین برنج معطر، برنج گیلاسی اصیل و برنج هیبرید تایلندی از طریق بو تمایز قائل شود. در سایگون، وقتی درباره عطر برنج قهوه‌ای تازه آسیاب شده صحبت می‌کند، چشمانش برق می‌زند.

پدرم، مردی ساده و صادق، در شالیزارهای برنج بزرگ شد. جنگ او را از سرزمین مادری‌اش جدا کرد و مجبورش کرد روزها در جنگل‌ها پرسه بزند، شب‌ها راهپیمایی کند، از میان رودخانه‌ها عبور کند و از سرزمین‌های بیگانه عبور کند، در حالی که آرزوی شالیزارهای برنج سرزمین مادری‌اش را داشت. سال‌ها بعد، تصمیم گرفت در مزارع روستا ساکن شود، مانند درختان حرا، نخل نیپا، بید و دیگر درختان، ریشه‌هایشان عمیقاً در خاک فرو رفته بود و بر خاکریزها سایه می‌انداخت. او دیگر هرگز نخواست مزارعش را ترک کند.

اما ما مثل او نیستیم، مثل پیرمردها نیستیم. پیرمردها بقیه عمرشان را در مزارع می‌گذرانند. از طرف دیگر، ما می‌خواهیم جوانی پر جنب و جوش خود را در شهر بگذرانیم. شالیزارهای وسیع برنج، دوران کودکی ما را پرورش دادند و بدن‌هایمان را با برنج و سبوس سالم تغذیه کردند، با سبزیجات و ماهی‌هایی که در مزارع باتلاقی می‌رقصیدند. سپس، در همان مزارع، دود ناشی از سوزاندن کاه بلند شد و چندین خداحافظی را رقم زد. گروهی از کودکان پس از دیگری بزرگ شدند. گروهی پس از دیگری به سرزمینی دوردست رفتند. فصل بادبادک‌بازی کمتر پر از خنده بود و صدای خش‌خش قدم‌ها روی مزارع ترک‌خورده در طول فصل خشک فروکش کرد.

ما می‌رویم و می‌آیم، زندگی‌مان را در قلب شهر دفن می‌کنیم. مانند ساقه‌های برنج، رسیده برای برداشت، معطر و شیرین. ما، در شهر، مانند ساقه‌های برنج می‌مانیم، فروتنانه در برابر چیزهای باشکوه تعظیم می‌کنیم، به آرامی از کنار چیزهای رنگارنگ و پر زرق و برق می‌گذریم، آرام خود را از وسوسه‌های سطحی پنهان می‌کنیم. یک شهرنشین مرا «هم روستایی و هم شهری» صدا می‌زد. و حق هم همین بود؛ کودکانی که از مزارع بیرون می‌آیند، اگرچه پاهایشان صاف و گلگون است، اما هنوز آثار سختی، پینه و ترک‌های کم‌عمق و عمیق را در پوست خود دارند. در شهر، در میان لهجه‌های متنوع سرزمین‌های مختلف، ما هنوز لهجه‌های ساده و روستایی خود را حفظ کرده‌ایم.

جذابیت روستایی، مانند ریشه‌های کاه، به راحتی زیر باران سیل‌آسا و آفتاب سوزان تابستان پوسیده به نظر می‌رسد، اما نه، دقیقاً همان چیزی است که مانع از پژمرده شدن روح ما در میان شلوغی و هیاهو می‌شود. مانند تغذیه‌ای است که درخت مهربانی را حفظ می‌کند و به آن اجازه می‌دهد تا قوی‌تر شود و مانند سپاسگزاری بی‌حد و حصری است که مانند آب‌های زیرزمینی بی‌پایان جاری می‌شود.

آن روز، وقتی قرار شد به خانه برگردیم، زادگاهمان با نام یک شهر جدید به استقبالمان آمد. دیگر هیچ مزرعه‌ای در میان چشم‌انداز شهری مدرن وجود نداشت، صدها ساختمان سر به فلک کشیده از نظر ناپدید می‌شدند. احتمالاً یک بادبادک جایی در بالکن گیر کرده بود.

ما فقط می‌توانیم در ذهن خود از مزارع بازدید کنیم. در گذشته، کودکان از مزارع پدیدار می‌شدند. اکنون، کودکان از مزارع ریشه‌کن شده‌اند.

اشکالی ندارد! چون عطر خوش برنج هنوز در اعماق قلب و ذهنم، در حس بویایی‌ام که دیگر به عطر روستایی حومه شهر عادت کرده، باقی مانده است...

منبع: https://thanhnien.vn/nhung-dua-tre-buoc-ra-tu-canh-dong-185260530180449507.htm


برچسب: پدیمیدان

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قالب ساز

قالب ساز

کاشت نشا برنج

کاشت نشا برنج

جذابیت ملایم رنگ

جذابیت ملایم رنگ