Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

معجزه‌ای برای پاهای کودکان کوهستان.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ24/06/2024


Thoại tập đi sau phẫu thuật - Ảnh: B.D.

توای پس از عمل جراحی راه رفتن را تمرین می‌کند - عکس: BD

توآی امسال ۱۶ ساله است و در هملت C72، روستای ۴، کمون ترا کانگ (منطقه نام ترا مای، استان کوانگ نام ) زندگی می‌کند. روستایی که توآی در آن زندگی می‌کند، چند ساعت پیاده با آنجا فاصله دارد.

پاها در چکمه‌ها «گیر» کرده بودند.

توآی در حالی که در ورودی خانه کوچک و یک طبقه‌اش که در کوچه ۳۶ خیابان له دوان ( دا نانگ ) واقع شده بود، نشسته بود، لبخندی درخشان و رضایت‌بخش بر لب داشت.

توآی در حالی که به غریبه‌ای که قبلاً هرگز ندیده بود، مردی که سرنوشتش را تغییر داده بود، نگاه می‌کرد، گفت: «ببین نام. من فقط چند روزه که تمرین می‌کنم و حالا گاهی اوقات می‌توانم از عصای زیر بغلم استفاده کنم. می‌توانم ببینم که پایم چطور تغییر می‌کند؛ گچ در حال خشک شدن است، زخم‌های جراحی در حال بهبود و گرم شدن هستند، آنقدر سریع که هر شب احساس می‌کنم پایم مورمور می‌شود و می‌لرزد.»

نام خم شد و به آرامی پاشنه‌ی توآی را که بعد از عمل جراحی هنوز در گچ بود، لمس کرد: «خیلی برات خوشحالم! حالا که حالت بهتر شده، می‌تونی به روستا برگردی، از کوه‌ها بالا بری، به مادرت در مزارع کمک کنی و مجبور نباشی مثل قبل چکمه بپوشی.»

تماشای پسر بچه‌ی کا دونگ در ارتفاعات کوهستان که با آقای نگوین بین نام، که هزاران کودک در ارتفاعات او را "فرشته‌ی نگهبان" می‌دانند، گپ می‌زد، همه را که در نزدیکی نشسته بودند، مات و مبهوت گذاشت.

توآی یکی از بچه‌هایی است که نام از کوهستان‌های دورافتاده به شهر آورده تا ترتیب عمل جراحی پایش را بدهد.

برای ساکنان شهر، کودکی که با پاچنبری متولد می‌شود، می‌تواند به راحتی در مراحل اولیه اصلاح شود و پاهایش به حالت عادی بازگردد. اما در کوهستان‌های مرتفع، این امر گاهی اوقات فقط به یک معجزه بستگی دارد.

توآی پسری است که آن معجزه را دریافت کرد. او تعریف می‌کند که سه برادر دارد و خودش بزرگترین آنهاست. والدینش تمام عمرشان را در کوهستان کار می‌کردند و فقط آخر شب برای تهیه غذا به خانه برمی‌گشتند. از بدو تولد و در طول زندگی‌اش، تا دو سالگی متوجه نشد که پاهایش با پاهای همسالانش متفاوت است.

نگوین بین نام تعریف کرد که در ماه آوریل، طی سفرهایش به کوهستان برای ساخت مدرسه و حمایت از کودکان در ارتفاعات، توسط معلمان مستقر در آنجا به خانه توآی هدایت شد. با دیدن پسرک با دندان‌های سفید یکدست، پوست قهوه‌ای تیره، قد بلند و موهای ضخیم و تیره‌اش مانند یک مرد تنومند کوهستانی، تصور کرد که اگر معلولیتش نبود، توآی می‌توانست فرد متفاوتی باشد: بالغ، شاد و استاد رشته‌کوه وسیع نگوک لین.

نام تعریف کرد: «اما توآی در مقابل من به عنوان یک چهره رقت‌انگیز ظاهر شد؛ او فقط هر شب موقع خواب چکمه‌های پلاستیکی‌اش را درمی‌آورد. در طول روز، آن چکمه‌ها به شدت داغ بودند و بوی بدی می‌دادند، اما توآی هرگز جرأت نمی‌کرد آنها را دربیاورد. توآی از پاهای معلولش خجالت می‌کشید، فقط وضعیت واقعی‌اش را به معلمش می‌گفت و وقتی دوستانش را می‌دید که برای کشیدن چکمه‌ها از پایش جمع شده‌اند، فرار می‌کرد.»

تلاش‌های فراوان و تلاش‌های مختلفی انجام شد تا اینکه توآی بالاخره موفق شد چکمه‌هایش را درآورد و توانایی راه رفتن روی زمین را به نام «نشان دهد». آن صحنه فیلمبرداری شد و برای یک پزشک محترم در شهر هوشی مین که نام او را می‌شناخت، ارسال شد.

تنها دو هفته بعد، یک پرواز اضطراری ترتیب داده شد و توآی و پسر دیگری که تنها ۳ سال داشت و او هم مانند توآی پاهای معلولی داشت، به شهر هوشی مین بازگردانده شدند. دو پسر از کوهستان آرام گرفته، بی‌هوش شدند و سپس به اتاق عمل منتقل شدند.

وقتی به هوش آمدند و پاهایشان را حس کردند، هر دو با دیدن اینکه انگشتان پایشان دیگر مثل قبل به هم پیچیده نشده و بی‌حرکت درون گچ پیچیده شده به دورشان قرار دارند، به گریه افتادند.

Anh Nguyễn Bình Nam lên tận nhà mẹ con Hồ Thị Dan để vận động đưa đi phẫu thuật đôi chân - Ảnh: B.D.

آقای نگوین بین نام تمام راه را تا خانه هو تی دان رفت تا او و فرزندانش را متقاعد کند که او را برای عمل جراحی پا ببرند - عکس: BD

«عمو نام، بچه‌مون حالا می‌تونه راه بره!»

داستان کودکان کا دونگ، ژی دانگ و پا کو که در روستاهای کوهستانی دورافتاده و منزوی زندگی می‌کنند، با وجودی ناامیدکننده روبرو هستند و ظاهراً به دلیل معلولیت‌هایشان - ناتوانی در ایستادن روی زمین سفت - محکوم به فنا هستند، و سپس توسط غریبه‌هایی که قبلاً هرگز ندیده‌اند نجات می‌یابند و برای جراحی از کوهستان پایین آورده می‌شوند، مانند یک افسانه به نظر می‌رسد.

اما این یک افسانه واقعی است. زیبا و با پایان خوش، افسانه‌ای که توسط غریبه‌ها در داستان پیدا شدن پاهای معلول نوشته شده است، با شادی و اشک به پایان می‌رسد.

یک روز در اوایل ماه ژوئن، پس از پروازی از شهر هوشی مین که پسرش، هو مین لان (که معمولاً با نام بوم شناخته می‌شود) را به اتاق اجاره‌ای که نگوین بین نام برای فیزیوتراپی در آن اقامت داشت، آورده بود، در حالی که پسرش را برای بازی به راهرو می‌برد، مادر جوان، هو تی دان، ناگهان با دیدن اولین قدم‌های پسرش که با تردید برمی‌داشت، از خوشحالی جیغ زد.

«عمو نام، بوم حالا می‌تواند راه برود! اوه، یانگ (خدا)!» - دن نام نیکوکاری را که به او و پسرش در سفرشان برای بازیابی پاهایشان کمک کرده بود، صدا زد و سپس اشک از چشمانش جاری شد. اشک‌های داغ از شادی طاقت‌فرسا از سوی مادری مجرد، که زیر بار سختی‌ها و سرنوشتی بی‌رحم کمر خم کرده بود.

دن، ۲۴ ساله، اهل همان روستا است و توسط آقای نگوین بین نام پیدا شد و سپس او را برای جراحی به شهر آورد تا پاهای فرزندش را ترمیم کند، داستانی مشابه نگوین ون توای. دن زمانی دختر زیبایی در روستا بود. وقتی عشق تازه شروع شده بود، با مرد جوانی از همان نزدیکی آشنا شد و باردار شد. دن مجبور شد با شکم بزرگش به خانه والدینش برگردد تا فرزندش را به تنهایی به دنیا بیاورد و بزرگ کند، زیرا مردی که دوستش داشت، از گوشت و خون خودش متنفر بود.

دن زد زیر گریه و گفت که گاهی اوقات به خاطر غم و عصبانیتش به این فکر می‌کرده که به لبه‌ی مزرعه برود و برگ‌های سمی بخورد. وقتی بوم به دنیا آمد، در حالی که دستانش را گرفته بود و پاهای کوچک و قرمزش را لمس می‌کرد، از ناامیدی گریه می‌کرد، چون می‌دانست فرزندش معلول است.

داستان به گوش معلمان رسید. گویی سرنوشت، «عمو بین نام» - نامی که بسیاری از مردم در کوهستان‌های مرتفع اغلب برای نگوین بین نام به کار می‌بردند - به کمکش آمد. درست مانند توای، معجزه‌ی ترمیم پاهایش انجام شد. اما برای بوم، جراحی ساده‌تر بود و بهبودی سریع‌تر اتفاق افتاد زیرا بوم فقط ۳ سال داشت و پاهایش هنوز مانند پاهای افراد دارای معلولیت‌های طولانی‌مدت، تغییر شکل نداده بودند.

پس از اینکه بوم برای جراحی و تنظیم مجدد استخوان به شهر هوشی مین برده شد، توسط "عمو بین نام" به دانانگ بازگردانده شد. در آنجا، به بوم و چند خانواده دیگر که فرزندانشان به تازگی تحت عمل جراحی پا قرار گرفته بودند، یک اتاق اجاره‌ای داده شد تا بتوانند روزانه برای فیزیوتراپی به بیمارستان بروند.

هر روز، خانواده‌های کوچکی که اتاق اجاره نمی‌کنند، برای بازی، آشپزی، حمام کردن و غذا خوردن با هم به خانه‌ی «عمو بین نام» می‌آیند، زیرا «در خانه‌ی عمو نام بیشتر از یک اتاق اجاره‌ای خوش می‌گذرد.» خانه‌ی عمو نام یک راهروی طولانی، حدود ۵۰ متر، دارد که به درب ورودی منتهی می‌شود. این خانه فضایی برای بازی و استراحت همه است و همچنین مکانی است که شاهد لحظات جادویی بوده که نشانگر تغییرات در زندگی مردم بوده است.

یک روز صبح، مادر جوان، هو تی دان، روی صندلی بامبویی روی پله‌ها نشسته بود و بازی پسرش در حیاط را تماشا می‌کرد. ناگهان، بوم باسنش را از زمین بلند کرد، تلوتلو خورد و روی پاهایش ایستاد، سپس در حالی که از درد فریاد می‌زد، روی زمین افتاد.

آن لحظه چنان جادویی بود که دن را از جا پراند و باعث شد از خوشحالی فریاد بزند. «عمو بین نام، بوم حالا می‌تواند راه برود!» دن وقتی اولین قدم‌های فرزندش را دید، فریاد زد. این اولین قدم‌هایی بود که دن از زمانی که بقچه کوچک و قرمز پیچیده شده در پتو را به خانه والدینش می‌برد، آرزوی دیدنش را داشت.

افرادی که سرنوشت زندگی را تغییر می‌دهند

Anh Nam được một cậu bé do anh đưa đi phẫu thuật chân đòi “thơm má” - Ảnh: B.D.

پسر جوانی که آقای نام برای عمل جراحی پایش آورده بود، از او خواست گونه‌اش را ببوسد - عکس: BD

آقای نگوین بین نام در حال حاضر در یک آژانس دولتی در دانانگ کار می‌کند و رهبر بسیاری از فعالیت‌های خیریه با هدف کمک به مردم در مناطق کوهستانی است.

نام گفت داستان آوردن کودکان از کوه‌های مرتفع به شهر برای جراحی از زمانی شروع شد که او یک برنامه تلویزیونی را تماشا کرد و دید که تعداد زیادی از کودکان در مناطق دورافتاده، به دلیل کمبود بودجه و منابع، مجبورند تمام عمر خود را با ناراحتی و پاهای ناقص زندگی کنند.

وقتی نام آرزویش را برای پزشکان ارتوپد ماهر به اشتراک گذاشت، درخواستش را در صفحه شخصی‌اش در شبکه‌های اجتماعی نوشت و پزشکی به نام رند اسر در شهر هوشی مین با او تماس گرفت. این پزشک گفت که برای همه بیماران مبتلا به پاچنبری که نام معرفی کرده، عمل جراحی انجام می‌دهد و محل اقامت و غذای رایگان در اختیارشان قرار می‌دهد.

این داستان غیرمنتظره تا به امروز به بسیاری از کودکان از کوانگ تری، کوانگ نام، کوانگ نگای و استان‌های دیگر کمک کرده است تا تحت عمل جراحی قرار گیرند و سلامت پاهای خود را بازیابند.



منبع: https://tuoitre.vn/phep-mau-cho-doi-chan-cua-nhung-dua-tre-nui-20240624000040503.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
غروب خورشید بر فراز خلیج هالونگ

غروب خورشید بر فراز خلیج هالونگ

ارتفاعات در فصل برداشت.

ارتفاعات در فصل برداشت.

رنگ قرمز مایه افتخار است.

رنگ قرمز مایه افتخار است.