برنج رسیده است و صدای جیرجیرکها فضا را پر کرده است.
سوت بادبادک به آرامی طنین انداز می شود.
کشاورز برای خودنمایی، تودهای از برنج طلایی را پهن میکند.
برنج حیاط را پر کرده و ایوان را پوشانده است.
سبدهایی لبریز از طلا، جشن برداشت فراوان.
ماه طلایی به روشنی میدرخشد و صحنهای شاعرانه خلق میکند.
سیبزمینی، لیوان آبی که مامان همین الان ریخت.
کاهی که از مزرعه به خانه آورده شده است
لبهی برکه پوشیده از بوتههای کدوی گلدار است که باغ را پوشاندهاند.
برنج طلایی، معطر به عطر آفتاب و شبنم.
عرق و سختکوشی مردم در مسافتی طولانی.
مرغها در سایههای انتهای حیاط پنهان شدهاند.
چینهدان متورم میشود، سینه پف میکند و حیوان پس از یک وعده غذایی کامل استراحت میکند.
سگ زرد کوچولو با خوشحالی بازی میکرد.
خورشید با درخششی سرخ و درخشان، باغ گلها را فرا گرفته بود.
چه کسانی در فصل برداشت محصول به سرزمین مادری ما باز خواهند گشت؟
رفاه، شادی و حس قوی میهن پرستی.
دلم برای پدر و مادرم خیلی تنگ شده.
شادی پیروزی، جشن برداشت فراوان محصول در میهن!
منبع: https://baophuyen.vn/sang-tac/202505/que-ta-mua-gat-ac13474/






نظر (0)