Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سال نو قمری رو به پایان است.

او دیروقت، در یک صبح نم‌نم به زادگاهش بازگشت. باران قطره قطره نمی‌بارید، اما در هوا معلق بود، آنقدر که لباس‌هایش را خیس کرد، بدون اینکه حتی متوجه شود. درست همان روزی بود که تت (سال نو ویتنامی) تازه تمام شده بود.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên23/02/2026

با نگاهی به پرده خاکستری باران که شهر را پوشانده است، متوجه می‌شویم که نه تنها برای تعطیلات دیر شده، بلکه از نظر روحی هم دیر شده است.

با بیرون آمدن از کابین هواپیما، فوراً آن هوای نمناک و مرطوب آشنا را احساس می‌کنید. آبریزش بینی شروع می‌شود، خارش و سوزش گلو. یک ناراحتی بسیار آشنا. بدن خسته است، اما مقصد قبل از فکر کردن شناخته شده است.

دیگر نه شکوفه‌های هلو، نه شکوفه‌های زردآلو. شاخه‌های گل مرتب روی پیاده‌رو چیده شده‌اند، گلبرگ‌هایشان روی سنگفرش خیس له شده‌اند. فانوس‌ها هنوز جلوی چند خانه آویزان هستند، اما کسی زحمت روشن کردن آنها را به خود نمی‌دهد. روی محراب، ظرف میوه شروع به تاریک شدن کرده است. کیک‌های برنجی سرخ‌شده و چسبناک حالا برای سومین بار خورده می‌شوند. پاکت‌های قرمز روی میز اتاق نشیمن پراکنده شده‌اند، باز شده‌اند و سپس فراموش شده‌اند که سر جایشان گذاشته شوند. هر خانه‌ای جمع‌آوری نذورات خود را تمام کرده است.

مردم درست زمانی به خانه برمی‌گردند که سال نو قمری در حال پایان است.

سال نو قمری به پایان رسید - عکس 1.

تصویر نمایشی

ایجاد شده توسط هوش مصنوعی

حس عجیبیه که به خونه برگردی و ببینی یه چیز مهم رو از دست دادی. نه یه پرواز از دست رفته. نه یه قرار ملاقات از دست رفته. بلکه یه لحظه مشترک از دست رفته. لحظه‌ای که همه آروم گرفتن و منتظرن تا سال جدید واقعاً پیش روت آشکار بشه.

در راه خانه، در یک چایخانه قدیمی و مورد علاقه‌اش توقف کرد و یک قوری چای سنتی سفارش داد. چای هنوز همان بود. طعمش تغییری نکرده بود. اما تنها وقتی در میان رطوبت صبحگاهی نشست، فهمید که چرا در آن مدت دوری، هر چقدر هم که آن را می‌نوشید، هیچ‌وقت طعم خوبی نداشت.

چای فقط برگ و آب نیست. چای هوا، لایه نازک گرد و غبار روی آستانه در، صدای ماشین‌هایی که از بیرون دروازه رد می‌شوند را هم شامل می‌شود. تنها زمانی که با ریتم این سرزمین هماهنگ باشد، به یک مواجهه کامل تبدیل می‌شود.

بعضی چیزها فقط وقتی به جای درستشان برگردانده شوند، به جای اصلی خود برمی‌گردند.

در روزهای پس از سال نو قمری، شهر ساکت است. مثل کسی که تازه لباس‌های قشنگش را عوض کرده و به لباس‌های روزمره‌اش برگشته است. مغازه‌ها باز هستند. تلفن‌ها زنگ می‌خورند. قرارهای سال نو برنامه‌ریزی شده‌اند. مردم شروع به صحبت در مورد برنامه‌ها، اهداف و اعداد و ارقام برای رسیدن به آنها می‌کنند.

هر سال آخر سال، مردم دور هم جمع می‌شوند تا درباره امور جهان بحث کنند. آنها درباره جنگل‌های آمریکای جنوبی، بیابان‌های خاورمیانه، جزایر همیشه یخ‌زده یا حتی مکانی که اغلب مرکز جهان نامیده می‌شود، صحبت می‌کنند، جایی که بیرون رفتن به معنای خطر اصابت گلوله در هر لحظه است.

آن داستان‌ها اغلب پر از اضطراب، آشفتگی و پیش‌بینی‌های ناخوشایند هستند.

و سپس عید تت (سال نو قمری) از راه می‌رسد، به عنوان راهی برای کنار گذاشتن موقت همه چیز. نه به این دلیل که جهان در صلح است، زیرا جهان هرگز در صلح نخواهد بود. بلکه به این دلیل که مردم قبل از از سرگیری روال‌های قدیمی زندگی خود، به لحظه‌ای آرامش نیاز دارند تا خود را دوباره وفق دهند.

در نهایت، تت فقط مکثی کوتاه در روایتی بسیار طولانی‌تر به نام سفر زندگی است.

اما آن مکث بی‌معنی نبود. به مردم این باور را داد که می‌توانند از نو شروع کنند. اینکه اشتباهات سال گذشته را می‌توان پشت سر گذاشت.

دور از خانه، مردم به ریتم کاری بدون فصل عادت کرده‌اند. هیچ شب سال نویی وجود ندارد. زمان مستقیم و بی‌وقفه می‌گذرد. ​​بازگشت به خانه درست پس از سال نو قمری، این تفاوت را بیشتر آشکار می‌کند. در خانه، حتی اگر فقط برای چند روز باشد، مردم به خودشان اجازه می‌دهند استراحت کنند. آنها به خودشان اجازه می‌دهند با مهربانی و صداقت بیشتری با یکدیگر صحبت کنند. و سپس، همه بند کفش‌هایشان را می‌بندند و به راهشان ادامه می‌دهند.

بنابراین، پایان تت فقط مربوط به پژمردن گل‌ها یا خاموش شدن چراغ‌ها نیست. این یک لحظه گذار بین آرزوها و اعمال است. اگر تت درباره وعده‌ها است، پس سال بعد از تت زمانی برای آزمایش چگونگی تحقق آن وعده‌ها است.

کمی پشیمانی از دیر رسیدن وجود دارد. در جشن سال نو ننشستن. صدای به هم خوردن لیوان‌ها را نشنیدن. حس کامل تجدید دیدار را تجربه نکردن. اما همین دیر رسیدن، لحظه‌ای تأمل را ممکن می‌سازد. وقتی بیرون از فضای جشن ایستاده‌اید، می‌توانید آن را واضح‌تر ببینید.

مردم در خیابان‌های آشنا قدم می‌زدند. فضا به حالت عادی برگشته بود. آنقدر عادی که تقریباً سرد شده بود. چشمان مردم کاملاً با روزهای اول و دوم سال نو قمری متفاوت بود. دیگر آرامشی وجود نداشت. در عوض، حس آمادگی وجود داشت. شهر مانند ماشینی بود که تازه روغن‌کاری شده بود و حالا به ریتم قدیمی خود بازمی‌گشت.

تت چیزی بیش از یک جشنواره است. این راهی است برای جامعه تا پس از یک سال آشوب، ایمان خود را بازسازی کند. این لنگر دوام زیادی ندارد. فقط کافی است تا به مردم یادآوری کند که هنوز می‌خواهند به فردا ایمان داشته باشند. و وقتی تت پایان می‌یابد، آن لنگر برداشته می‌شود. نه برای از بین بردن امید، بلکه برای مجبور کردن مردم به ایستادن و ادامه دادن.

نم نم باران همچنان می‌بارید. مردم وسایلشان را از میان رگه‌های نازک آب روی پیاده‌رو می‌کشیدند. شهر دیگر حال و هوای جشن و سرور نداشت، اما از نوعی انعطاف‌پذیری آرام برخوردار بود. کم حرف می‌زد. صرفاً در سکوت عمل می‌کرد.

مردم می‌فهمند که تت فقط یک نفس کوتاه است. آن نفس گذشته است. روزهای معمولی در پیش است. معمولی تا سر حد بی‌رحمی. اما دقیقاً در همین معمولی بودن است که همه آرزوها فرصت شکل گرفتن پیدا می‌کنند.

روزی که برگردم. تا مردم بدانند که...

حتی با اینکه عید تموم شده.

اما سال نو تازه شروع شده است.



منبع: https://thanhnien.vn/tet-tan-185260222222003549.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
فضای پر جنب و جوش جشنواره مسابقه قایق‌رانی معبد کون در نِگه آن.

فضای پر جنب و جوش جشنواره مسابقه قایق‌رانی معبد کون در نِگه آن.

زیر آفتاب بعد از ظهر

زیر آفتاب بعد از ظهر

زیر سایه درخت خوشبختی

زیر سایه درخت خوشبختی