Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

معلم من هان

Báo Thanh niênBáo Thanh niên21/11/2023


Thầy Hạnh của tôi - Ảnh 1.

پروفسور نگوین ون هان (سومی از سمت چپ) به همراه دانشجویانش.

من شاهد آن دوره باشکوه زندگی او نبودم و او به ندرت در مورد آن با من صحبت می‌کرد، اما روح پر جنب و جوش دوران دوی موی (نوسازی)، ابتکارات عملی او، همیشه در چشمان، صدا و حرکاتش مشهود بود. به راستی، معلم من زندگی ارزشمندی را سپری کرد و به آنچه می‌خواست رسید. و بسیاری از مردم از آن بهره بردند، از جمله من.

دستاوردهای برجسته پروفسور نگوین ون هان مشهور است و موضوع مقالات بسیاری بوده است. من مایلم فقط چند نکته پراکنده در مورد زندگی روزمره استادم را با شما در میان بگذارم.

به یادگیرندگان قدرت تفکر مستقل بدهید.

من همیشه با افتخار و غرور از استاد راهنمای علمی‌ام در مقطع کارشناسی ارشد، پروفسور نگوین ون هان، یاد کرده‌ام. تحت راهنمایی‌های ایشان، احساس امنیت می‌کردم. ایشان هم در مقطع کارشناسی ارشد و هم در مقطع دکترا، استاد راهنمای من بودند.

اغراق نیست اگر بگویم اگر استاد راهنمایم او نبود، خیلی بیشتر طول می‌کشید تا پایان‌نامه یا رساله‌ام را تمام کنم. اگرچه هرگز از سختی‌های امرار معاش و نقل مکان مداوم به شهر هوشی مین (هشت بار از یک مکان اجاره‌ای به مکان دیگر نقل مکان کرده‌ام) به کسی شکایت نکردم، اما او مرا درک و همدردی کرد و با ملایمت تماس گرفت تا این موضوع را به من یادآوری کند.

معلم گفت: «خیلی وقته گذشته، نمی‌دونم چقدر به نوشتنت رسیدی. اگه به ​​خونه‌ی من نمیای، حداقل بهم بگو کجا زندگی می‌کنی تا بتونم بیام! می‌دونم که باید کار کنی تا از بچه‌هات حمایت کنی. لازم نیست همیشه پشت میزت بشینی و بنویسی، اما هیچ‌وقت علاقه‌ات به موضوع رو فراموش نکن.»

از استادم یاد گرفتم که چگونه بین آنچه «ارزش توجه دارد» و آنچه «ارزش توجه ندارد» تمایز قائل شوم. او اغلب می‌خندید و می‌گفت: «وای، این ارزشش را ندارد، عزیزم!» من به تدریج فلسفه «ارزشش را ندارد» او را جذب کردم و روحم هر روز سبک‌تر و آرام‌تر شد. با این روحیه، با سهولت به ارائه‌های علمی نزدیک می‌شدم.

و در زندگی هم، خیلی زود فراموش می‌کنم چه چیزی آزارم می‌دهد. اغلب، وقتی با مشکلات و غم به دیدن معلمم می‌روم، با لبخندی بر لب آنجا را ترک می‌کنم، حتی در خیابان هم با خودم می‌خندم.

پس از خواندن مقاله‌ام و گوش دادن به ارائه‌ام از مشکلاتی که پیش می‌آمد، استادم به آرامی مرا راهنمایی کرد و رویکردی کامل و منسجم را تضمین کرد، بدون اینکه مرا مجبور به کنار گذاشتن دیدگاهم کند، حتی اگر با همه چیز مخالف بود، تا زمانی که می‌توانستم دیدگاهم را "استدلال" کنم. او هرگز دخالت نمی‌کرد، بلکه در عوض به دانشجویانش آزادی می‌داد تا مستقل فکر کنند، مستقل کاوش کنند و خودشان پدیده را تشریح کنند. وقتی روی پایان‌نامه‌ام در مورد "دریافت ادبی" کار می‌کردم، استادم هرگز به من نگفت که او اولین فرد ویتنامی است که در این زمینه به موفقیت دست یافته است. حتی در سال ۱۹۷۲، زمانی که هنوز به نظریه زیبایی‌شناسی دریافت مکتب کنستانس اشاره‌ای نشده بود، او گفت: "تاریخ یک مشکل، مشکلی است که فقط می‌توان آن را به طور مستقل بررسی کرد؛ هیچ کس نمی‌تواند به شما دستورالعمل بدهد."

Thầy Hạnh của tôi - Ảnh 2.

پروفسور نگوین ون هان (دوم از سمت راست) به همراه همکاران و دانشجویان.

در علم درخشان اما در زندگی بسیار مهربان است.

معلم من نه تنها دانش علمی، بلکه خرد عمیقی نیز داشت که تنها از طریق تجربیات زندگی و تأمل می‌توان به آن دست یافت. او در مورد زندگی شخصی من بسیار با ملاحظه بود و اغلب فقط می‌پرسید: «حالت چطور است؟ حالت خوب است؟ اخیراً اتفاق جدیدی افتاده؟» و سپس لبخند می‌زد و می‌گفت: «شاید هیچ چیز جدیدی واقعاً خوب نباشد، عزیزم.» او تشخیص می‌داد که برخی افراد نمی‌توانند کارهای خاصی را انجام دهند، زیرا اگرچه مهربان و باهوش هستند، اما «بیش از حد لجبازند و همین امر منجر به اجبار شدید افراد همفکر می‌شود.»

او در علم درخشان بود، اما در زندگی فوق‌العاده مهربان بود. او زیبایی را دوست داشت و از آن قدردانی می‌کرد و هرگز از زنان بدگویی نمی‌کرد. به ویژه، او عمیقاً به زنان اطرافش - همسر، دختر و عروسش - احترام می‌گذاشت و از آنها مراقبت می‌کرد. او نه تنها یک بار، و نه فقط به من، از همسرش به خاطر انجام کارهای خانه و مراقبت از فرزندان در حالی که او مشغول کار بود، قدردانی کرد. در پیری، سعی کرد آن را جبران کند، اما هنوز هم برای "خانم تو در کنار رودخانه" احساس گناه و غم می‌کرد.

او که مدت‌هاست بازنشسته شده، همچنان تنومند و پرانرژی است، با خوشحالی پیاده‌روی‌های طولانی می‌کند و محیط اطرافش را تحسین می‌کند: «شما را نمی‌دانم، اما من این شهر را خیلی دوست دارم!» اما بعد دلش می‌خواهد به خانه برگردد، زیرا «دلش برای نوه‌اش که دارد غان و غون می‌کند و راه رفتن یاد می‌گیرد تنگ شده است.» پدربزرگی که زمانی بر رویدادهای فرهنگی دهه اصلاحات تسلط داشت و «به تنهایی خطوط دشمن را در هم می‌شکست»، اکنون تقریباً از اولین کلمات فرزندش که در حال یادگیری صحبت کردن است، شگفت‌زده و تحت تأثیر قرار گرفته به نظر می‌رسد.

او نه تنها یک معلم، بلکه یک پدر نمونه نیز بود. پدرم و او از جوانی یکدیگر را می‌شناختند و در طول زندگی‌شان به یکدیگر احترام می‌گذاشتند. او از روی عادت، گاهی اوقات مرا "خواهرزاده" صدا می‌زد. و پدرم کاملاً از دیدن دخترش که "دنبال عمو هان می‌رود" احساس راحتی می‌کرد. در موارد نادری که پدرم از شمال می‌آمد، آن دو با هم ملاقات می‌کردند و گپ می‌زدند و من گرمای عجیبی در قلبم احساس می‌کردم، انگار که دو پدر داشتم.

دیشب معلمم درگذشت، به قلمرو ابرهای سفید، به دنیای آدم‌های مهربان بازگشت...

چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده، وقتی که تو رو داشتم، معلم...

چقدر ناراحتم، از این به بعد دیگر نمی‌توانم معلمم را در کوچه فام دان ببینم...

پروفسور نگوین ون هان ساعت ۲۲:۳۰ روز ۱۹ نوامبر ۲۰۲۳ (مطابق با هفتمین روز از دهمین ماه قمری سال خرگوش) در سن ۹۳ سالگی در شهر هوشی مین درگذشت.

تابوت ساعت ۲ بعد از ظهر ۲۰ نوامبر ۲۰۲۳ در سردخانه قرار داده خواهد شد؛ مراسم تشییع جنازه ساعت ۸ صبح ۲۲ نوامبر ۲۰۲۳ (مطابق با دهمین روز از دهمین ماه قمری سال خرگوش) در خانه تشییع جنازه شهر، بزرگراه ملی ۱A، بخش آن لاک، منطقه بین تان، شهر هوشی مین آغاز می‌شود؛ پس از آن بقایای جسد در مرکز سوزاندن اجساد بین هونگ هوا سوزانده خواهد شد.

پیشینه و شغل

پروفسور نگوین ون هان در اول ژانویه ۱۹۳۱ در کمون دین تو، ناحیه دین بان، استان کوانگ نام متولد شد. او از سال ۱۹۷۲ عضو انجمن نویسندگان ویتنام بوده است.

او در خانواده‌ای با سنت علمی کنفوسیوسی متولد شد. او در سال ۱۹۶۱ از دانشکده زبان‌شناسی دانشگاه دولتی لومونوسوف مسکو در روسیه فارغ‌التحصیل شد. او در سال ۱۹۶۳ از پایان‌نامه دکترای خود در رشته زبان‌شناسی در آنجا دفاع کرد.

در سال ۱۹۶۳، او به ویتنام بازگشت و در دانشکده ادبیات، دانشگاه تربیت معلم هانوی، به عنوان رئیس گروه نظریه ادبی مشغول به کار شد.

از سال ۱۹۶۵، به عنوان رئیس دپارتمان نظریه ادبی، او یکی از مشارکت‌کنندگان اصلی در تدوین کتاب درسی «مبانی نظریه ادبی» (۴ جلد، منتشر شده از ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۱) بود. این کتاب یکی از سه اثر اول نظریه ادبی (به همراه *نظریه ادبی* اثر دانگ تای مای و *اصول نظریه ادبی * اثر نگوین لونگ نگوک) بود که اصول و مفاهیم مطرح شده توسط محققان شوروی را برای ساخت یک کتاب درسی ویتنامی در مورد نظریه ادبی به کار گرفت و مسائل عملی در تاریخ ادبیات ویتنام را توضیح داد.

پس از اتحاد مجدد کشور، او به عنوان رئیس دانشگاه هوئه، رئیس دانشگاه آموزش هوئه از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۱، معاون وزیر آموزش و پرورش از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۷، معاون رئیس کمیته مرکزی فرهنگ و هنر، معاون رئیس کمیته مرکزی ایدئولوژی و فرهنگ از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳؛ و از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۰، کارشناس ارشد در مؤسسه علوم اجتماعی، که اکنون مؤسسه جنوبی علوم اجتماعی در شهر هوشی مین است، خدمت کرد. او در سال ۱۹۸۰ عنوان دانشیار و در سال ۱۹۸۴ عنوان استاد را دریافت کرد. او در سال ۲۰۰۳ بازنشسته شد.

آثار مهم منتشر شده :

مبانی نظریه ادبی (۴ جلد، ۱۹۶۵-۱۹۷۱، نویسنده و همکار)؛ تأملاتی در باب ادبیات (مقاله، ۱۹۷۲)؛ به سوی شعر هو، صدای توافق، همدلی و احساسات مشترک (مقاله، ۱۹۸۰، ۱۹۸۵)؛ نام کائو - یک زندگی، یک زندگی ادبی (۱۹۹۳)؛ نظریه ادبی - مسائل و تأملات (پژوهش، نویسنده مشترک، ۱۹۹۵)؛ ادبیات و فرهنگ - مسائل و تأملات (مقاله، ۲۰۰۲)؛ صد سال شعر کوانگ نام (گلچین شعر، ۲۰۰۵، نویسنده و همکار)؛ داستان‌های ادبیات و زندگی (مقاله، ۲۰۰۵)؛ نظریه نقد ادبی ؛ وضعیت و روندهای کنونی (مقاله، ۲۰۰۹)؛ روش‌ها و قوانین پژوهش ادبی (پژوهش، ۲۰۱۲).

(به نقل از وب‌سایت انجمن نویسندگان ویتنام)



لینک منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کودک عاشق کشور است.

کودک عاشق کشور است.

سبدهای بامبو

سبدهای بامبو

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»