Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

آیه

ما برای تو، ویتنام، می‌جنگیم تا جاودانه بمانی!

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng26/04/2025

واقعیت جنگ بزرگ آزادی‌بخش ملی ویتنام، با ویژگی‌های حماسی‌اش، به خلق مجموعه‌ای کامل از شعر انجامید که عمیقاً در آن نفوذ کرد و آن را در یک دوره تاریخی خاص کشور به سطح بالاتری ارتقا داد. شعر، مسائل مهم را در بر می‌گیرد و سرشار از الهامات معاصر است... به مناسبت پنجاهمین سالگرد پیروزی کامل، برنامه آخر هفته دانانگ مایل است گزیده‌ای از اشعار معروف شاعران مشهور این نسل را ارائه دهد.

… کشور
توسط مادران
پوشیدن پیراهن به جای شانه‌ها.
دانه‌های برنج، سیب‌زمینی شیرین
او در حمایت از همسر و فرزندانش در جنگ، پشتکار داشت.

کشور
از دختران و پسران
زیبا مثل گل رز، محکم مثل فولاد.
بدون اینکه حتی یک قطره اشک بریزیم از هم جدا شدیم.
اشک‌ها برای روزی که همدیگر را ملاقات می‌کنیم، ذخیره شده‌اند.

نام ها

به دستان خود اعتماد کنید.

... منطقه ما در ویتنام مرکزی است.
با دو دست، هر کاری را می‌توان انجام داد.
در چهارده سالگی، او می‌دانست چگونه با داس و بیل کار کند.
در شانزده سالگی، او می‌دانست چگونه درختان را قطع کند و خانه بسازد.
دست‌هایی که به آتش عادت کرده‌اند، از گرما نمی‌ترسند.
کسانی که به کار با گاوآهن عادت دارند، از سوختن نمی‌ترسند.
بالا بردن گیتار برای خلق موسیقی.
تکان دادن آرام گهواره در دستانم، نسیم خنکی ایجاد می‌کند.
دست‌هایی که تونل حفر می‌کنند، دست‌هایی که لباس‌ها را وصله می‌زنند.
در این نبرد
ما به دو دست اعتقاد داریم.

لام تی دا من

تازه واردان

...و دارو را بیاورید.
هنوز همدیگر را حمل می‌کنند
چقدر تصادف در طول مسیر رخ می‌دهد؟
هر کتاب به اندازه پنج گلوله وزن دارد.
چاره‌ای نداشتیم جز اینکه اول مهمات را بیاوریم.
بدون کتاب، ما کتاب می‌سازیم.
ما شعر می‌نویسیم تا زندگی‌مان را ثبت کنیم.

ما در حالی که با خودمان زمزمه می‌کردیم، راه می‌رفتیم.
شعر از راه رسید و باران عصرگاهی به سرعت بند آمد.

هو تو ان اچ

به زادگاه پدری‌ام برمی‌گردم.

...وطن ما، همه چیز هنوز اینجاست.
اگرچه عزیزان ما به این خاک افتاده اند.
ما یک بار دیگر با چهره افرادی که خیلی دوستشان داریم روبرو می‌شویم.
ما به خودمان نگاه می‌کنیم، خیره می‌شویم، مسحور می‌شویم.
وقتی دستشان را گرفتیم، لرزیدیم.
اشتیاق در دستانم از آرزو می‌سوزد.

...
اولین شبی که در سرزمین مادری‌ام خوابیدم.
چرا درونم به طرز عجیبی گرم است؟
با اینکه بیرون باران شدیدی می‌بارید.
غرش توپ ها دیوارهای کاهگلی را به لرزه درآورد.
آه، سرزمین مادری من چقدر زیباست!
با اینکه هنوز گودال‌های بمب روی جاده وجود داشت.
با اینکه هنوز پیراهنم وصله‌هایی دارد.
فقط یک قلب وفادار و ثابت قدم می‌تواند چنین کاری انجام دهد.
و اسلحه در دستش از نفرت می‌سوخت.
سپتامبر ۱۹۶۵

لی آن ژوان

منبع: https://baodanang.vn/channel/5433/202504/tho-4005830/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کودک شاد، کودک سالم

کودک شاد، کودک سالم

شادی در کشاورزی

شادی در کشاورزی

قطار غروب آفتاب

قطار غروب آفتاب