Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

صفحه شعر برای ماه مارس

دونگ نای وارد فصل جدیدی می‌شود.

Báo Đồng NaiBáo Đồng Nai21/03/2026

گل‌های شیپوری صورتی پرطراوت در ماه مارس به زیبایی در امتداد خیابان کاچ مانگ تانگ تام (بخش تران بین) شکوفا می‌شوند. (عکس تزئینی: کونگ نگی)
گل‌های شیپوری صورتی پرطراوت در ماه مارس به زیبایی در امتداد خیابان کاچ مانگ تانگ تام (بخش تران بین) شکوفا می‌شوند. (عکس تزئینی: کونگ نگی)

رودخانه از نور رفاه و فراوانی لبریز می‌شود.
در اعماق زیر سطح زمین، گل و لای بی‌حرکت باقی می‌ماند، جمع می‌شود و روی هم انباشته می‌شود.

کوه‌ها بر فراز کوه‌ها، مرزی امن و مسیرهای تجاری باز.
آسمان پهناور بود و دو هواپیما از روی سکویی به شکل نیلوفر آبی روی زمین به پرواز درآمدند.
با تکیه بر دستاوردهای قرن، آرزوهای ما اوج می‌گیرند!

تران تی هیو


مادر بار ماه مارس را به دوش می‌کشد.

شانه‌های مادر زیر بار اسفند خم شده‌اند.
بار فصل بی‌باری را به مزارع می‌برد.
مامان! کاملاً سبز شده!
آخرین فتیله فصل. بارانی تکان می‌خورد.

روزهای قدیم از ...
مامان!
صدای دانه‌های برنج را می‌شنوم که در ماه مه لبخند را به زور به لب می‌آورند.

نی‌های خرد شده در طول ماه کامل تجزیه می‌شوند.
پاهای گرم، نهال‌های برنج - مزارع با ملودی طنین‌انداز می‌شوند…

آن موقع‌ها، رویای رفتن به جای دوری را در سر داشتم.
یک کاسه برنج مانده یک رویا است.

مامان! آبی تا بی‌نهایت امتداد دارد…

تریو کوک بین


از میان تپه‌های مه‌آلود
از میان تپه‌های مه‌آلود
از میان تپه‌های مه‌آلود
هنوز خیلی چیزها ناگفته مانده است.
رازهای پنهان در ستاره‌های دریایی
قلبت را رها کن، امواج آتش‌بازی‌های پرنده را رها کن.

او جوان است
مرد مهربان مرموز
باران ابری
درخت با گل‌های ظریف و غنچه‌دارش
شمارنده ساعت چرخشی
گنجشک‌ها جیک جیک می‌کردند و قایم‌موشک بازی می‌کردند.

از میان تپه‌های مه‌آلود
از میان تپه‌های مه‌آلود
هنوز خیلی چیزها ناگفته مانده است.

خورشید در حال غروب
کوچه پس کوچه
من یک ژاکت صورتی پوشیده بودم و منتظر ظهر بودم.
نسیم بهاری تازه شروع به وزیدن کرده است…

وو تان هوآ


غم و اندوه ماه مارس

شعر کودکانه را پشت سر گذاشتم.
مارس بی‌حرکت ایستاده و غرق در افکارش است.
بال‌های لک‌لک تنها در شامگاه متروک
بارانداز روستا از غم و اندوه در حیرت است.
چند ماه کامل در ماه مارس وجود دارد؟
درخت دوریان چندین فصل میوه می‌دهد.
من دوران دخترانگی‌ام را پشت سر گذاشتم.
باد جنوبی با غم و اندوه بر فراز کوه‌ها می‌وزید.
در ماه مارس، دریا هم خلوت است.
خرچنگ گوشه‌گیر با بی‌تفاوتی شن و ماسه را حمل می‌کند.
مارس مخفیانه عاشق آن چشم‌ها است.
در قدیم خجالتی و کمرو...
مارس به نوعی حماقت پایبند است.
بعدازظهرها به گرفتن خرچنگ و چیدن گواوا گذشت.
در ماه مارس، بعضی‌ها کلافه می‌شوند.
ازدواج کردن و فراموش کردن ماه مارس...

هوو دین


با مارس

اسفند با رایحه علف عسل معطر است.
او لبخند زد، لبخندش نور خورشید را در ساحل رودخانه منعکس می‌کرد.
روزهای طوفانی را پشت سر گذاشتیم.
اشک‌ها در دود مزارعِ در حال سوختن، حلقه زده‌اند.
اسفند بوی نم می‌دهد.
مادرم پتوها را تا کرد و برای زمستان کنار گذاشت.
شادی هنوز در جایی باقی مانده است.
گرما از میان الیاف پنبه عبور می‌کند.
ماه مارس با گل‌های کاپوک قرمز است.
فصل جوانه زدن شاخه‌های سبز، نوید بهار را می‌دهد.
به محض اینکه بازار تعطیل می‌شد، مادرم بار او را روی دوشش حمل می‌کرد.
هوای شب، باغ را با بوی عود پر می‌کند.
مارس با طلوع خورشید تازه از خواب بیدار می‌شود.
گل‌های سوسن در امتداد مسیر بارانی به رنگ بنفش شکوفه می‌دهند.
مسافر نابینایی در دوردست‌ها، در مه و دود.
به خانه برگشتیم، خیس از بارانِ بعد از ظهرِ گذشته...

دائو آن دوین


خیابان بر دوش خود، دیداری با مه را به دوش می‌کشد.

خداحافظ، خیابان‌های مه‌آلود دسامبر!
فردا به آرامی از رودخانه کای عبور خواهیم کرد.
کدام مسیر به ایستگاه قطار قدیمی، ساده و پوشیده از خزه منتهی می‌شود؟
پل جید خود را در کنار بازدیدکنندگان منعکس می‌کند.
خیابان‌های زنان زیبا هنوز در ماه آوریل مرطوب و سرد است.
مه و ابر می‌گذرند، رویاهای واهی در زندگی.
در خلاف جهت باد، دختران دبیرستان لو لوی مدرسه را ترک می‌کنند.
آن نگاه عمیق به کجا منتهی می‌شود؟
سرزمین زیبایی که ده سال پیش در آن با هم آشنا شدیم.
لانگ چاو، لانگ تانگ، کائو موی، لانگ ها
فصل گذشته، کناره‌های رودخانه پر از آب شد.
روح نیزار پس از صد سال به بندر قدیمی خود بازمی‌گردد.
ما در ایستگاه قطار قهوه می‌نوشیم.
خیابان بر دوش خود، دیداری با مه را به دوش می‌کشد.
امشب تنها می‌نوشم، فردا می‌روم که بگردم.
خداحافظ، خیابان‌های مه‌آلود دسامبر!

ملکه


شکوه صبحگاهی

بالا رفتن از یک حصار نازک
در کنار چمن رشد می کند
گل‌های نیلوفر آبی هنوز شکوفا می‌شوند.
گل‌های صورتی-بنفش
گل‌های نیلوفر صبحگاهی، بی‌صدا
کنار گل صد تومانی
در کنار گل‌های ادریسی…
خیلی‌ها خوابش را می‌بینند.
شکوه صبحگاهی آشنا
در داستان او
هر گل کوچک
انرژی پر جنب و جوش
گل‌های نیلوفر پیچ شکوفا شده‌اند.
روستایی زیبا در دوردست‌ها.

بوی تی بین لین


رو سفید

در خصوص روزهای مبارزه با بیماری همه‌گیر کووید-۱۹.

بخواب عزیزم، حالا یه خواب کوتاه و زودگذر.
سرش را به صندلی تکیه داد، میز به هم ریخته بود.
لالایی برای نوزاد، حتی با ماسک صورت.
آبیِ آبیِ سفیدِ ملایم، با محبت و اعتماد

این بیماری همه‌گیر روز و شب به شدت در حال گسترش است.
دژ روپوش‌های سفید محکم ایستاده و محافظت می‌کند.
زندگی انسان شکننده است و نمی‌توان از آن محافظت کرد.
شادی و جدایی فقط لحظات زودگذری هستند.

برو بخواب، رویاهای کوچکت را کنار هم بچین.
کمی بیشتر تلاش کردن برای به دوش کشیدن بارها، شب و روز.
برای همکارم که همنام من است متاسفم.
با عجله به قلب اپیدمی می‌روند، و امنیت خودشان را فراموش می‌کنند...

حالا بخواب، قلبت را با این لالایی به خواب ببر.
حل کردن
چشمان مادر و برادرم پر از انتظار بود.

نوشته شده در آگوست ۲۰۲۲. بازبینی شده در سپتامبر ۲۰۲۵.

دام چو وان


باران بهاری

باران بهاری، شکوفه‌های کهکشانی را شکوفا می‌کند.
افق دوردست، آبشاری از مروارید که فرو می‌ریزد.
به سوی ملودی انتقالی
با لبخندی درخشان و گلگون به من نگاه کرد.

موهایش غرق در نور ماه بود.
بگذار نسیم معطر، روح را در حالتی از مسحور شدن و سرور فرو برد.
عشق من امشب حفظ شده است.
به زلالی اولین قطرات باران فصل

او از باران در رویاهایم آواز می‌خواند.
لالایی روزهای ساده تابستانی، پر از عشق.

نگوین دوک فوک


شکوفه‌های پوملو در باغچه مادرم

شکوفه‌های پوملو در باغ شکوفا شده‌اند.
حس نوستالژی را تداعی می‌کند.
مادر روی ایوان خلوت نشسته بود.
موهایی با رنگ دودی خاکستری

باد شاخه‌ها را آرام آرام تکان می‌دهد.
دل یک مادر هنوز آرام نگرفته است.
رایحه گریپ فروت
عمیقاً غرق در احساسات

مادرم دو بار مرا بدرقه کرد.
شوهر و فرزندان یکی پس از دیگری رفتند.
دو برگه اعلان نازک
که سقف را سنگین کرده بود

شام در سکوت صرف شد.
کاسه‌ها و چوب‌های غذاخوری با صدای تق‌تق به هم خوردند.
دو صندلی خالی باقی مانده است.
چگونه آن را به درستی پر کنیم؟

دود عود خیلی آرام بالا می‌رود.
مثل حرف‌های ناگفته
بهار هنوز ادامه دارد
مراسم وداعی از دیرباز.

هان ون


هشتم مارس

زن زودتر از زنگ ساعت از خواب بیدار شد.
زنان با فراغت خاطر به بازار می‌روند و برنج می‌پزند.
در حالی که آشپزخانه را تمیز می‌کرد، شعری قدیمی را زمزمه می‌کرد.
با تردید برگ‌های در حال ریزش دیرهنگام را در حیاط مربع شکل جارو می‌کرد.

کارهای روزانه انجام شده.
زنان در حال گشت و گذار در فیسبوک هستند و از گل‌ها و هدایای مختلف لذت می‌برند.
ببینید مادران و خواهران چگونه در روز زن خودنمایی می کنند.
زنان چیزی برای ارسال ندارند.

زن‌ها دلیلی برای ناراحتی یا رنجش ندارند.
زن‌ها لباس‌هایشان را بیرون آوردند تا اتو کنند.
این یک یونیفرم برای کودک و یک پیراهن برای شوهر است.
این لباس سنتی ویتنامی برای رفتن به کلاس درس است، بنابراین باید مرتب و تمیز باشد.

هر از گاهی، زن‌ها با نگاهی منتظر به اطراف نگاه می‌کردند.
عشق بازمی‌گردد
او - زنی که نه هدیه‌ای دارد، نه گلی
فقط خنده، میز ناهارخوری را پر کرده بود، معطر به عطر شادی...

تران نها من

منبع: https://baodongnai.com.vn/dong-nai-cuoi-tuan/202603/trang-tho-thang-3-c440c3e/


برچسب: مارسگریش

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کریسمس مبارک

کریسمس مبارک

آئو دای مبارک

آئو دای مبارک

روز جدید

روز جدید