(QBĐT) - متهم و مقتول خویشاوند بودند و مرتباً به دیدار یکدیگر میرفتند، گاهی برای نوشیدن، گاهی برای یک فنجان چای. با وجود رابطه نزدیکشان، هیچ کس نمیتوانست تصور کند که پس از آن جلسه نوشیدن، یکی بمیرد و دیگری زنده بماند. و اکنون، مجرم به جرم قتل محاکمه میشود.
متهم، کشاورزی فقیر و مسن بود، با ظاهری نحیف و بیش از نیمی از موهایش خاکستری. جرم تقریباً شش ماه قبل رخ داده بود، اما در روز محاکمه، به نظر میرسید که این مرد ۶۵ ساله هنوز از اثرات آن شب مستی بهبود نیافته است. و چگونه میتوانست از خاطرهی فراموشنشدنی آن مستی رهایی یابد، در حالی که دقیقاً همان چیزی بود که او را به این مسیر کشانده بود؟
پیرمرد در مقابل هیئت قضات شهادت داد که نمیتواند به خاطر بیاورد آن روز چه اتفاقی افتاده است. او در زمان حادثه بیش از حد الکل نوشیده بود. جلسه نوشیدن ساعتها طول کشید، از ساعت ۹ صبح تا ۱ بعد از ظهر. او تقریباً هوشیاری خود را به طور کامل از دست داده بود، اعصابش دیگر به درستی کار نمیکرد و دیگر کنترلی بر خودش نداشت. او همچنین نمیتوانست به یاد بیاورد چه چیزی او را وادار کرده بود که وارد خانه شود، چاقو بردارد و سپس با آن چاقو به قربانی که از بستگانش نیز بود، ضربه بزند. در آن لحظه، او فقط میدانست که آن ضربات مرگبار را به قربانی وارد میکند. او نمیتوانست به یاد بیاورد که چند بار چاقو زده یا کجا چاقو زده است...
همانطور که صحبت میکرد، «سادهلوحانه» دو دستش را دراز کرد، انگار که دستهای خودش نبودند. او توضیح داد که در حین درگیری و هنگام چاقو زدن به قربانی، خودش هم زخمی شده بود. جای زخم هنوز باقی بود. در حالی که در بازداشتگاه نشسته بود، زخم گاهی اوقات میلرزید و باعث میشد لرزی در ستون فقراتش احساس کند. او همچنین تعریف کرد که نوشیدن و مست شدن مدتها برایش عادی شده بود. او گفت که یک بار کاملاً مست بوده، اما به قول خودش، به طور غریزی، هنوز هم توانسته به خانه برگردد. فقط چند بار آنقدر مست بوده که از موتورسیکلتش افتاده و مجبور شده برای درمان اورژانسی به بیمارستان منتقل شود. با این حال، این بار نمیتوانست به یاد بیاورد یا بفهمد که چرا آنطور رفتار کرده است.
با توجه به تناقضات موجود در شهادت متهم، اکثر اعضای هیئت قضات آن روز در بازجویی از او شرکت کردند. با این حال، پاسخ متهم همچنان ثابت ماند: او بیش از حد الکل نوشیده و کنترل خود را از دست داده بود.
متهم پس از لحظهای سکوت اعتراف کرد که واقعاً چیزی را به خاطر نمیآورد، احتمالاً به دلیل عادت. او ادعا کرد که هیچ درگیری قبلی بین او و قربانی وجود نداشته است. از آنجایی که آنها مانند برادر بودند، اغلب هنگام ملاقات چند نوشیدنی با هم مینوشیدند. آن روز، او در خانه تنها بود که قربانی را دید که از کنار خانهاش رد میشد و به دنبال بوفالویش میگشت. از آنجایی که نوشیدنیاش نیمهتمام بود، قربانی را به داخل دعوت کرد. با شروع نوشیدن الکل، گفتگو سرعت گرفت. در اواسط جلسه نوشیدن، او آتشسوزی قبلی در مزرعه اقاقیا و اکالیپتوس خود را به یاد آورد و شروع به سرزنش قربانی کرد که چرا پس از سوزاندن علفهای مزرعهاش چند روز قبل، آتش را خاموش نکرده و اجازه نداده است که گسترش یابد و درختان اکالیپتوس را از بین ببرد. با این حال، قربانی این موضوع را انکار کرد. این تمام چیزی بود که در طول جلسه نوشیدن اتفاق افتاد. اما مشاجره شدت گرفت و سپس، آنچه قرار بود اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد.
متهم اعتراف کرد: «در آن زمان فکر کردم چون من و مقتول فامیل هستیم و چند نوشیدنی خوردهایم، راحتتر میتوانم صحبت کنم، بنابراین حرف زدم تا درست و غلط را مشخص کنم. من هیچ مدرکی نداشتم که آتشسوزی در جنگل ملالوکای من به مقتول مربوط باشد.»
سپس رئیس دادگاه پرسید: «آیا متهم پس از ارتکاب جرم، با فرزندش تماس گرفته تا آنها را از ماجرا مطلع کند و بگوید که مسئولیت کارهایش را میپذیرد و سپس برای تسلیم شدن به کلانتری رفته است؟»
متهم پاسخ داد: «من جرمم را میدانم، به همین دلیل خودم را معرفی کردم.» در پاسخ به شهادت متهم، خانواده مقتول از دادگاه درخواست مجازات سنگین کردند. محاکمه برای مشورت قضات به تعویق افتاد. به دلیل واکنش شدید خانواده مقتول، مأموران پلیس که حکم را اجرا میکردند، مجبور شدند متهم را به اتاق انتظار جداگانهای اسکورت کنند تا از درگیری غیرضروری جلوگیری شود.
تنها زمانی که دادگاه حکم ۱۹ سال زندان به جرم «قتل» را اعلام کرد، پیرمرد ناگهان از حالت مستی به خود آمد و در مواجهه با واکنشهای تند خانواده مقتول، از آنها عذرخواهی کرد.
دادگاه تمام شد و او بیصدا به سمت ماشین حمل زندانیان رفت. همینطور که از کنار عکس قربانی رد میشد، سرش را پایین انداخت و با عجله رفت. به نظر میرسید که نه تنها سعی میکرد از فرد داخل عکس دوری کند، بلکه از نگاهها و گریههای بستگان قربانی نیز در امان باشد.
لو تو
(*) نام شخصیتهای این مقاله تغییر داده شده است.
منبع: https://www.baoquangbinh.vn/phap-luat/202504/trong-con-say-2225445/






نظر (0)