Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

در آفتاب طلایی عصر...

VHXQ - امروز بعد از ظهر دوباره به آنجا سر زدم. گرگ و میش در حاشیه جنگل، بالای بوته‌های مورد، به رنگ قرمز می‌درخشید، همان قرمزی آن بعد از ظهر سال‌ها پیش. قبرها از قبل با خزه سبز شده بودند و درخت مورد پیر کنارشان چندین برابر پیرتر شده بود...

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng07/02/2026

فرزندان و نوه‌ها از مزار اجداد خود دیدن می‌کنند (1)
نوادگان به زیارت قبور اجداد خود می‌روند. عکس: بی‌تی

نبش قبر، منتظر اولین ماه سال.

مانند گل‌های غنچه‌دار که در محورهای برگ‌ها منتظرند
در دوازدهمین ماه قمری، پیرمرد به انتظار اولین ماه قمری می‌نشیند.

(شعر از تران تین تی)

اگرچه این منظره می‌تواند به راحتی احساسات مالیخولیا و غم را برانگیزد، اما من هنوز هم عاشق روزهای زمستانی مثل این هستم، زمانی که نور طلایی خورشید از میان سرمای گزنده عبور می‌کند و به درون هر شاخه و تیغه چمن نفوذ می‌کند.

با بیل و چنگک‌هایی که روی شانه‌ام انداخته بودم، جارویی در یک دست و قمه‌ای در دست دیگر، در میان جنگل گورستان پشت روستا قدم می‌زدم. داشتم قبرها را تمیز می‌کردم و منتظر رسیدن سال نو قمری بودم.

مردم چین آن را جنگل می‌نامند، اما در واقع، این یک نوار شنی پهن و مرتفع است که در پشت شیب روستا امتداد یافته و با بوته‌هایی بلندتر از سر انسان پوشیده شده و در میان آن قبرهای اجداد قبایل مختلف از نسل‌های مختلف دیده می‌شود.

مشخص نیست که آیا اجداد ما این زمین را به طور تصادفی یا پس از بررسی دقیق فنگ شویی انتخاب کرده‌اند، اما جنگل یک پس‌زمینه محافظ برای روستا فراهم می‌کند، در حالی که رودخانه‌ای در جلوی آن جریان دارد و در تمام طول سال آن را تغذیه می‌کند.

و طبق معمول، حدود اواخر نوامبر و اوایل دسامبر، روستاییان برای نظافت اینجا جمع می‌شدند.

این زمان گرانبهایی است که نوادگان گرد هم می‌آیند تا آرامگاه عزیزان و اجداد خود را تمیز و مرتب کنند؛ این فرصتی است برای نسل جوان تا درباره پیشینیان خود بیاموزند و خود را از نو تعریف کنند.

خاطرات رشته‌ای جادویی هستند که عشق را به هم پیوند می‌دهند؛ تا زمانی که قلب هنوز حس می‌کند، تکه‌هایی از گذشته به تدریج ما را به یاد می‌آورند و ما را دوباره به هم بازمی‌گردانند.

با قدم زدن در جنگل نوستالژیک، قلبم روزهای دور سال نو قمری را به یاد می‌آورد، زمانی که کودک بودم، به دنبال بزرگسالان تا انتهای جنگل می‌رفتم، گویی در گشت و گذارهای بازیگوشانه، تا داستان‌هایی درباره درگذشتگانی که هرگز ندیده بودم، درباره تاریخچه هر مقبره باستانی و داستان‌های زندگی کسانی که در اعماق زمین آرمیده بودند، بشنوم.

با مشاهده دقیق گورستان، می‌توان تا حدودی به شرایط و پیشینه خانوادگی متوفی پی برد.

در کنار مقبره‌های باشکوه و با ابهت، تپه‌های شنی ساده و روستایی نیز وجود دارند که با سنگ‌های کوهستانی بی‌نام مشخص شده‌اند.

و از یکی از همین پرسه‌زنی‌ها بود که توانستم قیافه پدربزرگم را، طبق روایت عمویم، تصور کنم: «پدربزرگ شما قبلاً ماهرترین صنعتگر منطقه بود، متخصص نجاری و آهنگری، اما همیشه رفتاری آراسته و آرام داشت، یک بلوز سنتی ویتنامی سفید با شالی که روی شانه‌اش می‌انداخت، یک چتر و یک عصا در دست...»

طعم‌های جشن

فصل پرستش اجداد، رسمی زیبا و انسانی است که حس اصالت مردم ویتنام را منعکس می‌کند.

قبیله اسب را می‌پرستد ۲ (1)
این قبیله مراسم اجدادی را در محل قبرها انجام می‌دهد. عکس: BT

آیا این بهترین راه برای یادآوری اهمیت احترام به فرزند در فضایی گرم و دلنشین، هم مقدس و هم صمیمی، نیست؟

از دوران باستان تا به امروز، ما باید هم گورهای اجدادمان را پاک کنیم و هم از نشانه‌های گذشته درس بگیریم تا بفهمیم که هستیم، و سپس تصمیم بگیریم که رفتارمان را برای درستکاری تنظیم کنیم.

وقتی خودمان شخصاً الگوهای طوماری روی صفحه را تمیز و دوباره رنگ می‌کنیم، یا نوشته‌های رنگ‌پریده روی سنگ قبر را دوباره ترسیم می‌کنیم، واقعاً تقدس کلمه «خاستگاه» را حس می‌کنیم.

به همین دلیل، بسیاری از افرادی که زادگاه خود را برای امرار معاش در سرزمین‌های خارجی ترک می‌کنند، ممکن است برای عید تت (سال نو قمری) به خانه برنگردند، اما همیشه برای مراسم پرستش اجداد دور هم جمع می‌شوند.

من روزهای قدیم تقویم قمری را به یاد دارم، زمانی که روستا پر از رفت و آمد مردم بود، و فضای شلوغ و پرهیجان قبل از عید تت حتی از خود عید تت هم بهتر بود.

در دوره «مهاجرت اقتصادی جدید» پس از آزادی، تقریباً هر خانواده و طایفه‌ای اعضایی داشت که زادگاه خود را ترک کرده و به استان‌ها و شهرهای دیگر مهاجرت کردند.

از داک لاک ، گیا لای گرفته تا دونگ نای یا فو خان، نین توان، سایگون، و سپس در پایان سال، چمدان‌هایشان را می‌بندند و به روستاهایشان بازمی‌گردند.

آدم‌های توی حیاط، چه داشتند برگ‌های شکوفه‌های زردآلو را می‌چیدند و چه داشتند بی‌خیال مرتب کردن خانه می‌شدند، ناگهان سر و صدا راه افتاد و وقتی کسی را می‌دیدند که از انتهای کوچه رد می‌شد، با صدای بلند به هم سلام می‌کردند.

حالا که تقریباً هیچ یک از قدیمی‌ها باقی نمانده‌اند، افراد کمتری به آنجا برمی‌گردند.

در کنار تمیز کردن و نوسازی قبور، هر طایفه در روستا روز خاصی را برای مراسم پرستش اجداد در هفته اول دوازدهمین ماه قمری انتخاب می‌کند تا نوادگان بتوانند دور هم جمع شوند.

سپس، در داخل طایفه، ممکن است برای هر شاخه، زیرشاخه یا دودمان کوچکتر، روزهای یادبود جداگانه‌ای وجود داشته باشد.

همانطور که بزرگان توضیح می‌دهند، تمیز کردن قبور همیشه قبل از مراسم پرستش اجداد انجام می‌شود، شبیه به اینکه چگونه زندگان خانه‌های خود را برای استقبال از بهار رنگ‌آمیزی می‌کنند.

در طول روزهای مراسم پرستش اجداد، صدای ناقوس‌ها و طبل‌ها از معابد قبیله در سراسر روستا طنین‌انداز می‌شود، مانند فراخوانی برای بازگشت فرزندانی که به دوردست‌ها رفته‌اند، و پیوندی به ظاهر نامرئی اما قوی را به آنها یادآوری می‌کند که ریشه‌های زندگی بشر را محکم نگه می‌دارد.

اما هر قبری اقوامی ندارد که از آن مراقبت کنند.

به دلایل مختلف مربوط به زمان، جنگ یا شرایط درون هر خانواده، هنوز قبرهای بی‌نام و نشان زیادی وجود دارند که اهمیت دارند.

و روستاییان بار دیگر یک روز خاص را به «تمیز کردن قبرها» اختصاص داده‌اند.

در آن روز، جوانان روستا برای تمیز کردن قبرهای متروکه جمع شدند.

من تعجب می‌کنم که آیا افراد دیگری که از خانه دور هستند، همین حس انتظار، اشتیاق یا هیجان را برای بازگشت به زادگاه آشنای خود در طول مراسم پرستش اجدادی یا سال نو قمری دارند؟

اما برای من شخصاً، با اینکه سال‌ها از روزهای رفت و برگشت با قطار و اتوبوس گذشته، هنوز هم هر سال در ماه دسامبر، شنیدن سوت قطار حس حسرت را در من زنده می‌کند.

مثل یک کودک، هنوز هم طعم سنت‌های قدیمی، مانند مراسم پرستش اجداد یا فضای شلوغ تت (سال نو قمری) را گرامی می‌دارم...

منبع: https://baodanang.vn/trong-nang-vang-chieu-nay-3323446.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
عالی و قوی

عالی و قوی

A80

A80

یک تجربه سرگرم کننده

یک تجربه سرگرم کننده