Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سرنوشت ملت ما در دستان خود ماست.

میهن - سرزمینی واحد و یکپارچه - با گام‌های سربازان پدیدار شد. من در طول روزها و شب‌هایی که با واحدهای ارتش خود در حال راهپیمایی بودم، به این موضوع فکر می‌کردم، به پایگاه‌ها و خطوط دفاعی دشمن از کوه‌های ترونگ سون تا هوئه، دانانگ و تمام مسیر در امتداد ویتنام مرکزی تا کاخ استقلال در بعد از ظهر 30 آوریل 1975 حمله می‌کردم.

Báo Đắk NôngBáo Đắk Nông30/04/2025

در روزهای پایانی جنگ علیه ایالات متحده، ارتش آزادی‌بخش با صحنه‌ای از ویرانی در سراسر کشور روبرو شد. شهرها، شهرستان‌ها، روستاها، پل‌ها، ایستگاه‌های قطار و هر قطعه از جاده‌ها... همه ویران شده بودند و بر اثر بمب‌ها، گلوله‌ها و گذر زمان، سیاه شده بودند. حتی جنگل ترونگ سون نیز با بقایای سوخته درختان بزرگ، سیاه شده بود. در مناطق اشغالی دشمن، سیم خاردار، کیسه‌های شن و بتن سیاه به طور متراکم در خطوط دفاعی دشمن، چه در داخل و چه در خارج، کشیده شده بود... و سکوت، تاریکی و سرما حکمفرما بود. ما شب هنگام وارد هوئه شدیم؛ هر دو جاده اصلی در امتداد رودخانه پرفیوم و ارگ، متروک بودند، نه کسی دیده می‌شد و نه حتی یک چراغ. جاده باخ دانگ در امتداد رودخانه هان ( دا نانگ ) نیز به همین شکل بود.

اما تنها چند روز پس از پیشروی نیروهای ما، گروه‌های پراکنده‌ای از غیرنظامیان، سرشار از نگرانی، به تدریج بازگشتند. کمی بعد، جمعیت زیادی از خانواده‌ها از راه رسیدند که با ریکشا و موتورسیکلت با هم سفر می‌کردند. آزادی واقعی بود، صلح واقعی بود! هوئه و دا نانگ با چهره‌های مردم و انبوهی از پرچم‌ها به هوا برخاستند. با قدم گذاشتن روی انبوهی از یونیفرم‌ها و سلاح‌های رها شده از ارتش ویتنام جنوبی، و دیدن آنها که بدون پیراهن یا لباس غیرنظامی پوشیده بودند، فهمیدم که آنها نیز آزاد شده‌اند. و در آنجا، و در آنجا، گروه‌هایی از مردم از دوی زوین، تام کی، کوانگ نگای ، بین دین... به خیابان‌ها آمدند تا برای کاروان ما که به سمت جنوب می‌رفت، دست تکان دهند. پشت سر آنها مزارع وسیع و پوشیده از گیاهان و کلبه‌های موقت ساخته شده از ورق‌های آهن موجدار قدیمی بود. زمین آزاد شده بود و پس از سال‌ها رها شدن، محصور شدن در دهکده‌های استراتژیک و مناطق اسکان مجدد که توسط بمب‌ها و گلوله‌ها ویران شده و توسط عامل نارنجی/دیوکسین آلوده شده بودند، به سرزمین اصلی خود بازگشته بود.

تصویرسازی: مان تین

***

جنگ خونریزی، جدایی و ویرانی است. نزدیک به ده سال مبارزه با استعمار فرانسه، و سپس بیش از بیست سال مبارزه با امپریالیسم آمریکا - چندین نسل، زمانی بسیار طولانی. برای بسیاری در مناطق اشغالی دشمن، جنگ بی‌پایان به نظر می‌رسید. اما برای اکثریت قریب به اتفاق کادرها، اعضای حزب، اعضای اتحادیه جوانان، شهروندان میهن‌پرست و میلیون‌ها سرباز ما، حتی در وحشیانه‌ترین سال‌ها، آنها در باور خود مبنی بر پیروزی نهایی ثابت قدم ماندند. ایمان آنها به حزب، رئیس جمهور هوشی مین و وحدت ملی بزرگ، با غلبه بر همه سختی‌ها و فداکاری‌ها، قدرت بی‌حد و حصر جنگ خلق را چند برابر کرد و در طول مبارزه طولانی برای نجات ملی به هر پیروزی، بزرگ و کوچک، دست یافت. سی سال پشتکار تزلزل‌ناپذیر منجر به مارس و آوریل سریع پیروزی بزرگ بهار در سال ۱۹۷۵ شد. ضربه استراتژیک در بوون ما توت، تعقیب برق‌آسای دشمن و پیشروی سریع‌تر و جسورانه‌تر واحدهای زرهی، که همزمان پیشروی و حمله به دشمن را انجام می‌دادند، کل آرایش جنگی دشمن را در سراسر جنوب لرزاند و فرو ریخت. امشب در کوانگ نام ، فردا شب در کوانگ نگای. دیشب در فان رانگ، امشب در فان تیت جنوبی...

در حالی که تا سپیده دم در کنار سربازان سوار بر وسایل نقلیه‌ای که در طول شب پیشروی می‌کردند نشسته بودیم، شهرها و روستاها در مقابل چشمانمان نمایان شدند. همه چیز دست نخورده بود. اگرچه هواپیماهای دشمن هنوز بالای سرمان در حال چرخش بودند و کشتی‌های جنگی دشمن همچنان مسیر پیشروی ما را در امتداد بزرگراه ملی ۱ گلوله‌باران می‌کردند، سربازان ما تلفات کمی متحمل شدند. همین امر در مورد دشمن نیز صادق بود؛ با دیدن ژنرال‌ها و افسرانشان در "خط مقدم فان رانگ" که دست‌های خود را به نشانه تسلیم بالا برده بودند در حالی که لباس‌هایشان دست نخورده باقی مانده بود، فهمیدیم که آنها فرصت واکنش نشان دادن را نداشته‌اند. و بعد سایگون و کاخ استقلال نیز وجود داشت.

درست است، سرعت منجر به پیروزی‌های زیبایی شد که تلفات و خسارات به شهرها را به حداقل رساند. این راه مبارزه، هنر پایان دادن به جنگ و همچنین انسانیت و شفقت عمیق کسانی است که برای عدالت جنگیدند. این همچنین معنای کامل پیروزی بزرگ در بهار، کمپین هوشی مین و پیروزی کامل در 30 آوریل است؛ معنای کامل و پیروزی کامل حتی زمانی کامل‌تر می‌شود که ما مجمع‌الجزایر ترونگ سا و دریاها و جزایر جنوب شرقی و جنوب غربی سرزمین پدری را آزاد و کنترل کنیم.

***

تصادفی نبود که بیشترین سوالاتی که از مردم سایگون دریافت می‌کردم، حول محور آموزش در شمال می‌چرخید. در اولین روز پس از آزادی، از چندین مکان که افراد زیادی در آن جمع می‌شدند، بازدید کردم، از جمله منطقه اطراف دانشگاه‌ها که به "مثلث آهنین" معروف بود، زیرا این منطقه کانون مبارزات دانشجویی و جوانان علیه رژیم دست نشانده بود. در دانشکده ادبیات، دانشجویان از من دعوت کردند تا روی تریبون بایستم تا به همراه سایر استادان و روشنفکران به سوالات آنها پاسخ دهم. "با بمباران شبانه‌روزی آمریکایی‌ها، چگونه توانستید درس بخوانید؟ شرایط زندگی شما چگونه بود؟"؛ "آیا توانستید علوم و فناوری زیادی بخوانید، زبان‌های خارجی بخوانید یا برای تحصیلات بیشتر به خارج از کشور بروید؟"... پس از آزادی، صلح و اتحاد ملی، طبیعی بود که مردم نگران پیشرفت و توسعه کشور باشند. بسیاری از مقامات سابق رژیم دست نشانده و روشنفکران سایگون حتی به من گفتند که معتقدند ویتنام به دلیل افراد با استعداد و منابع فراوانش ثروتمند و مرفه خواهد شد. با همکاری شمال و جنوب، کشور به جلو حرکت خواهد کرد.

آن فکر، آن رویا، بسیار درست و زیبا بود. با این حال، سرنوشت ملت پر از پیچ و خم بود. من به عنوان خبرنگار روزنامه ارتش خلق، به سرعت فهمیدم که نیروهای پل پوت چندین جزیره ما را در جنوب غربی تصرف کرده‌اند. در همین حال، کشور هنوز از جنگ بهبود نیافته بود، محاصره شده، تحریم شده و با مشکلات و کمبودهای بی‌شماری روبرو بود. مردم شهر هوشی مین مجبور بودند همه چیز را از برنج و غذا گرفته تا هر ذره مواد شوینده و هر متر پارچه به اشتراک بگذارند. سپس، دوباره در مناطق مرزی جنوب غربی و شمال آتش‌سوزی رخ داد. خونریزی بیشتر در میان سربازان و غیرنظامیان. دوباره، هر کیسه برنج و هر بار ماهی خشک شده باید با دقت جمع‌آوری و به خطوط مقدم عرضه می‌شد. علاوه بر این، با ادامه وجود سیستم یارانه‌ای بوروکراتیک و به سبک زمان جنگ، عمل "مسدود کردن رودخانه‌ها و بازارها" ادامه یافت...

اما سرنوشت ملت در دستان ما بود و همه چیز به تدریج برطرف و حل شد. سپس روند اصلاحات از راه رسید. پس از تنها یک یا دو برداشت برنج، تمام کشور به اندازه کافی غذا برای خوردن داشت. کوپن‌های جیره‌بندی به چیزی مربوط به گذشته تبدیل شد و بازارها به تدریج در هر کوچه، خیابان و روستایی سر برآوردند. چیزی معجزه‌آسا، چیزی سریع. اصلاحات، کشور ما را به عنوان یک ملت پایدار در جهانی با این همه تغییر و تحول، به قرن بیست و یکم هدایت کرد؛ ملتی با اقتصاد بازار، صادرکننده انواع کالاهای کشاورزی و صنعتی؛ ملتی با ارتباطات، عادی‌سازی روابط و روابط برابر با کشورهای نزدیک و دور جهان.

***

در حقیقت، اگرچه در طول سال‌های طولانی جنگ آزادی‌بخش و نبردهای دفاع از سرزمین پدری، سفرهای گسترده‌ای به شمال و جنوب کرده بودم و به کامبوج در فرار از نسل‌کشی کمک کرده بودم، اما به ندرت زیبایی مناطق این کشور را دیده بودم. تنها بعدها، در طول سفرهای کاری یا تعطیلات در زمان صلح، توانستم حومه سرسبز و دریاها و جزایر وسیع را تحسین کنم... زیبایی ذاتی طبیعت، که با تلاش انسان و دیدگاه علمی آن زمان تقویت شده بود، حتی جذاب‌تر هم شد. شن‌های سفید ویتنام مرکزی به مزارع میوه اژدها، مزارع بادی و نیروگاه‌های خورشیدی تبدیل شدند. مناطق صنعتی و گردشگری مدرن نیز پدیدار شدند. مناطق خشک و صخره‌ای اکنون به کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و مناطق شهری گرم تبدیل شده‌اند. کون دائو، زمانی که پس از آزادی، نیروی دریایی را برای استقبال از زندانیان سیاسی همراهی می‌کردم، نمی‌توانست زیبا نامیده شود؛ فقط ردیف‌هایی از اردوگاه‌های زندان تنگ و خفه‌کننده بود. فو کوک هم همینطور بود. و امروز، آن جزایر اسارت به بهشتی رویایی تبدیل شده‌اند. و زیباترین منظره شهر سایگون-هوشی مین کجاست؟ روزی در اوایل ماه مه ۱۹۷۵، اولین باری که سوار بر یک کشتی جنگی آمریکایی، غنیمت جنگی ارتش ما، برای فیلمبرداری در امتداد رودخانه سایگون با فیلمسازان رفتم، این حس را نداشتم. بعد از آن هم بارها همین حس را داشتم. حتماً الان است، وقتی که ساختمان‌های بلند و باشکوه در برابر آسمان آبی سایه‌نما شده‌اند. «مروارید خاور دور» اینجا آشکار می‌شود...

خوشبختانه، این روزها، ما «سربازان پیر و مو خاکستری» می‌توانیم هم پیروزی بزرگ بهار را بازگو کنیم و هم احساسات خود را در مورد تغییرات عظیمی که کشور در طول ۵۰ سال گذشته تجربه کرده است، بیان کنیم. به نظر می‌رسد برخی چیزها در هر سفر دوباره ظاهر می‌شوند. مقاومت انقلابی یک تهاجم بی‌وقفه بود. نوآوری یک فرآیند مداوم است. اگر سرعت بالای گذشته در مورد استفاده از فرصت‌ها و تبدیل «زمان به یک نیرو» بود، امروز ما به ریتم زمان صلح بازمی‌گردیم و به معنای اصلی ضرب‌المثل «زمان پول است» بازمی‌گردیم. برای رهایی از عقب‌ماندگی، رکود و دام درآمد متوسط، باید و قطعاً می‌توانیم سرعت نوآوری را حتی بیشتر تسریع کنیم. آزادسازی اکنون به معنای آزادسازی پتانسیل، منابع انسانی و منابع مادی است. اکنون یک روز نشان می‌دهد که چند متر بزرگراه ساخته شده است، چند ساختمان بلندمرتبه ساخته شده است، چند خانه برای فقرا فراهم شده است، چند واحد محصول در هر بخش اقتصادی تولید شده است، چند تغییر در تحول دیجیتال، در ساده‌سازی دستگاه‌های اداری، در پیشگیری و درمان بیماری‌های قدیمی و جدید ایجاد شده است... اکنون، یک ساعت، یک دقیقه سرعت عمل، در پاسخ به تغییرات سیاسی و اقتصادی جهانی است... "سرنوشت ملت فرا رسیده است، سپیده دم در همه جا می‌درخشد و ملتی روشن و مرفه را برای نسل‌های آینده می‌سازد."

آهنگ دوران جنگ «راهپیمایی به سوی سایگون» با خاطرات تاریخی طنین‌انداز است. در مواجهه با چالش‌های جدید زمان، ما میراث شکست‌ناپذیری را که توسط انقلاب و مقاومت ایجاد شده است، در اختیار داریم: استقلال، اتکا به نفس و قدرت خود؛ سرنوشت ملت در دستان ماست، در دستان خودمان. از نظر ما سربازان قدیمی، هر روز و هر ماه صلح و بازسازی، پاداشی شایسته برای فداکاری‌ها، تلفات و قهرمانی‌های بی‌پایان مقاومت برای نجات ملت است.

مقاله‌ای از مان هونگ

منبع: https://baodaknong.vn/van-nuoc-tu-tay-ta-251121.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رکورد وینیل

رکورد وینیل

گل‌ها به اسکله بین دونگ می‌رسند.

گل‌ها به اسکله بین دونگ می‌رسند.

غار Huyen Khong، Ngu Hanh Son

غار Huyen Khong، Ngu Hanh Son