Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

طلای سیاه در زادگاه مادری‌ام

دوران کودکی من با مسیر کوچک در امتداد دامنه تپه که به مزرعه قهوه پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام منتهی می‌شد، پیوند نزدیکی داشت.

Người Lao ĐộngNgười Lao Động28/03/2026

آن زمان، تقریباً هر روز که پدربزرگ و مادربزرگم به مزارع می‌رفتند، من مثل دم آنها را دنبال می‌کردم و هرگز از کنارشان جدا نمی‌شدم. شیب‌ها تند و خطرناک بودند؛ هر بار که از آنها بالا می‌رفتم، احساس می‌کردم پاهایم در حال افتادن هستند، ساق پاهایم درد می‌کردند، انگار کسی سنگ‌های سنگینی به آنها بسته بود.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 1.

گل‌های قهوه کاملاً شکوفا شده‌اند.

سپس، در آن صبح‌های مه‌آلود ماه مارس، زمانی که شکوفه‌های قهوه کاملاً شکوفا شده بودند، در حالی که پدربزرگم را در اطراف مزرعه قهوه دنبال می‌کردم، مسحور رنگ سفید بکر گل‌های کوچک خوشه‌بندی شده روی شاخه‌های باریک قهوه شدم. عطر شیرین شکوفه‌های قهوه در باد می‌پیچید، مست‌کننده و فریبنده. دسته‌های زنبور برای جمع‌آوری شهد گل‌ها به پایین شیرجه می‌زدند و صدای وزوز آنها در سراسر منطقه طنین‌انداز می‌شد.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 2.

زنبورها برای مکیدن شهد گل‌ها به پایین هجوم می‌آورند.

در زادگاه من، کشت قهوه منبع اصلی درآمد است. بنابراین، مردم اینجا برای گیاهان قهوه ارزش زیادی قائلند؛ آنها آن را "طلای سیاه" می‌نامند.

در طول فصل برداشت، حدود ساعت ۳-۴ صبح، همه مشغول بیدار شدن از خواب و آماده کردن ابزار خود برای چیدن گوجه فرنگی، از جمله نردبان، سبد، گونی و چادرهای برزنتی هستند. در همه جا صدای پارس سگ‌ها، صدای دویدن تراکتورها و صدای مردمی که برای برداشت «طلای سیاه» به سمت هم می‌روند، به گوش می‌رسد و فضایی پر جنب و جوش ایجاد می‌کند.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 3.

مردم زادگاه من برای گیاهان قهوه ارزش زیادی قائلند؛ آنها به آنها «طلای سیاه» می‌گویند.

به محض رسیدن به مزرعه، پس از پهن کردن سریع برزنت و برپا کردن نردبان، دستان چابک به سرعت خوشه‌های سنگین دانه‌های قرمز رسیده را پیچاندند و اجازه دادند تا آنها به آرامی روی برزنتی که زیر بوته بادمجان قرار داده شده بود، بیفتند.

از درختی به درخت دیگر، میوه‌ها را از شاخه‌ها می‌چینند و میوه‌های افتاده از زمین را جمع می‌کنند و مطمئن می‌شوند که حتی یک دانه نادر "طلای سیاه" زیر زمین دفن نشده باشد. این کار طاقت‌فرسا و خسته‌کننده است، اما چهره همه از شادی و خوشبختی بی‌کران می‌درخشد.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 4.

با دستان چابک، خوشه‌های سنگین دانه‌های قهوه قرمز رسیده را می‌پیچانند و به آرامی آنها را روی برزنتی که زیر درخت قهوه قرار داده شده است، می‌اندازند.

سال‌ها گذشت و من برای دیدن مادربزرگم برگشتم. همان شیب قدیمی باقی مانده بود، اما مسیر قدیمی به یک جاده پهن تبدیل شده بود. من روی دامنه تپه ایستاده بودم و به تپه‌های قهوه که مملو از رنگ و عطر خوش بودند خیره شده بودم و در سکوت با خودم فکر می‌کردم: چقدر عاشق داک لک هستم، سرزمین جشنواره باشکوه قهوه، جایی که دوران کودکی‌ام را در میان مزارع شیرین «طلای سیاه» پرورش داد و در خود جای داد.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 5.

من عاشق داک لک هستم، سرزمین جشنواره باشکوه قهوه، جایی که دوران کودکی‌ام را پرورش داد و در خود جای داد.

(شرکت در مسابقه «برداشت‌هایی از قهوه و چای ویتنامی» ۲۰۲۶، بخشی از چهارمین برنامه «تجلیل از قهوه و چای ویتنامی» که توسط روزنامه نگوئی لائو دونگ برگزار می‌شود.)

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 6.

Vàng đen nơi quê ngoại - Ảnh 7.

منبع: https://nld.com.vn/vang-den-noi-que-ngoai-19626032121271699.htm


برچسب: قهوه

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خوشبختی یک خانواده.

خوشبختی یک خانواده.

احیای هویت فرهنگی باستانی

احیای هویت فرهنگی باستانی

ایمان به پیروزی

ایمان به پیروزی