کمتر کسی میداند که مان، با وجود اینکه یک ورزشکار دو و میدانی است، به دلیل یک بیماری مادرزادی به نام نیستاگموس (حرکت غیرارادی چشم)، دچار کمبینایی است. برای او، مسیر پیش رو یک مسیر واضح نیست، بلکه یک پهنه تار و بیشکل است. هر قدمی که برمیدارد با کمی تردید همراه است، سپس با ایمانی راسخ تقویت میشود.
بر محدودیتهای خودت غلبه کن.
در خاطرات وو تین مان (متولد ۲۰۰۰ در فو تو )، دوران کودکی او در روستا چندان آرام نبود؛ داستانهای غمانگیزی درباره تفاوتها هنوز پابرجاست. به نظر میرسد که مسخره کردنهای ناخواسته از سوی همسالانش اغلب به این پسر کمبینا آسیب میزد و او را با احساس حقارت و ترحم به خود رها میکرد. اما مان به جای کنارهگیری، به تدریج یاد گرفت که با آن روبرو شود، آن را بپذیرد و به عنوان بخش جداییناپذیر سفرش به بزرگسالی ببیند.
![]() |
| چه آفتابی باشد و چه بارانی، ورزشکار وو تین مان هنوز هم مرتباً تمرین میکند. |
در سال ۲۰۱۳، مان، به عنوان یک دانشآموز، برای اولین بار توسط مدرسهاش با فعالیتهای ورزشی برای افراد دارای معلولیت آشنا شد. او با صدایی آرام اما قادر به پنهان کردن ذرهای از احساساتش، به یاد میآورد: «قبل از آن، هرگز فکر نمیکردم افراد کمبینا مثل من بتوانند ورزش کنند.» در آن زمان، ورزش برای افراد دارای معلولیت در ویتنام واقعاً توسعه نیافته بود. گزینهها محدود بودند، شرایط آموزشی وجود نداشت و فرصتها تقریباً وجود نداشتند.
سفر وو تین مان با پیشرفت آسان مشخص نشد، بلکه مجموعهای از روزهای آرام سازگاری و غلبه بر محدودیتهای خودش بود. برای یک فرد کمبینا، شروع ورزش فقط یادگیری دویدن نبود، بلکه یادگیری باور کردن نیز بود. باور به راهنما، باور به احساسات بدنش و مهمتر از همه، باور به اینکه میتواند حتی بدون دیدن خط پایان به جلو حرکت کند. جلسات تمرینی تکراری، زمین خوردنها و اشتباهات شکست نبودند، بلکه بخشی اجتنابناپذیر از فرآیند تمرین بودند.
در روزهای اول، همه چیز نامشخص بود. خانوادهاش مخالفت میکردند، والدینش نگران مصدومیتها بودند و خودش هنوز نمیتوانست آینده را تصور کند. اما پس از اینکه به موفقیت رسید و مدالهایی به خانه آورد، همراه با تشویق معلمانش، والدینش به تدریج او را پذیرفتند و از او در دنبال کردن ورزش حرفهای حمایت کردند.
شکوه و خلاهای بینام
وو تین مان در گفتگویی با ما به یاد آورد: «در سال ۲۰۱۶، به هانوی نقل مکان کردم - شهری بزرگ و ناآشنا که مجبور بودم همه چیز را خودم مدیریت کنم. در رشتههای دانشگاهی تحصیل کردم، ماساژ و طب فشاری یاد گرفتم، عصرها پاره وقت کار کردم تا خرج زندگیام را دربیاورم و همچنان تمرینات ورزشیام را ادامه دادم. این روند سالها ادامه داشت. روزها به مدرسه میرفتم، شبها کار میکردم و صبح زود برای دویدن از خواب بیدار میشدم.» خانواده مان تا حدودی از او حمایت کردند، اما کافی نبود. والدین او در حومه شهر کشاورز بودند و درآمد محدودی داشتند. او مجبور بود تمام هزینههای هانوی را خودش تأمین کند.
![]() |
| وو تین مان اولین ورزشکار کمبینای ویتنامی بود که مسافت کامل ماراتن (۴۲.۱۹۵ کیلومتر) را طی کرد. |
در طول تمرین، همه چیز همیشه خوب پیش نمیرود. روزهایی هست که بدنش خسته است، روحیهاش پایین است و هماهنگیاش با مربیاش کامل نیست. اما مان به جای تسلیم شدن، تصمیم میگیرد که خود را وفق دهد و با صبر دوباره شروع کند. برای او، پیشرفت از جهشهای رو به جلو حاصل نمیشود، بلکه از کمی بهتر بودن هر روز نسبت به روز قبل حاصل میشود.
حدود سه سال بعد، وقتی اوضاع به تدریج تثبیت شد، مان توانست شغل پاره وقت خود را متوقف کند تا کاملاً روی تمرین و رقابت تمرکز کند. این فقط یک تغییر شغلی نبود، بلکه یک نقطه عطف حیاتی بود که به او کمک کرد تا با شدت رقابت حرفهای سازگار شود، به تدریج عملکرد خود را بهبود بخشد و جایگاه خود را در ورزش تثبیت کند.
برخلاف تصور بسیاری از مردم در مورد وابستگی افراد کمبینا، زندگی وو تین مان گواهی بر خوداتکایی مطلق است. گذشته از جلسات آموزشی تخصصی که نیاز به کمک یک راهنما دارد، او تمام جنبههای زندگی روزمره را به طور کارآمد مانند یک فرد بینا اداره میکند. این حس استقلال از سنین بسیار پایین در او پرورش یافته است.
در ورزش، افتخار همیشه با فشار همراه است. مان سهم خود از فراز و نشیبها را از ایستادن روی سکو گرفته تا دریافت مدال و شکستهای تلخ، تجربه کرده است. اما یک خاطره وجود دارد که هر وقت آن را به یاد میآورد، هنوز هم اندکی غم و پشیمانی به چشمانش میآورد.
آن زمانی بود که او و همتیمیهایش اول از همه از خط پایان عبور کردند. در آن لحظه، همه مطمئن بودند که مدال طلا از آن آنهاست. اما واقعیت چیز دیگری بود: راهنمای او یک قدم سریعتر برداشته بود. فقط یک اشتباه، هرچند کوچک، کافی بود تا داور طبق قوانین بینالمللی خطا اعلام کند. نتیجه بلافاصله لغو شد. مان گفت: «آن بار، ما مدال طلا را از دست دادیم. این یک خاطره بسیار فراموشنشدنی است.»
با گامهای دویدنت آتش را روشن کن.
وو تین مان نه تنها برای خودش میدوید، بلکه میخواست این مسیر را به دیگرانی مانند خودش نیز گسترش دهد. او از دویدن با جامعه و دریافت تشویق و کمک از بسیاری از مردم، به فکر ایجاد محیطی اختصاصی برای افراد کمبینا افتاد. به این ترتیب باشگاه دوندگان نابینا متولد شد. در حال حاضر، این باشگاه نزدیک به ۴۰ دونده کمبینا و حدود ۳۰ داوطلب دارد. این تعداد زیاد نیست، اما برای ایجاد یک شبکه صمیمی کافی است. برای داوطلبان، بزرگترین شادی، سود مادی نیست، بلکه احساس شادی از شرکت در جامعه و تبدیل شدن به "چشم" دوندگان باشگاه است.
![]() |
| وو تین مان (راست) و راهنمایش ماراتن معبد هونگ ۲۰۲۵ را فتح کردند. |
نگوین آن دونگ، ۲۴ ساله، که در حال حاضر در هانوی زندگی و کار میکند، به مدت دو سال به عنوان داوطلب در این باشگاه فعالیت داشته است. او گفت: «از اینکه در این باشگاه هستم بسیار خوشحالم. دیدن حمایت و انگیزه ورزشکاران باعث میشود معنای کاری که انجام میدهم را حس کنم.» مان تایید کرد که اگرچه آنها حرفهای نیستند و پولی دریافت نمیکنند، اما کسانی که میمانند بسیار خاص هستند.
با گسترش ارزشهای مثبت خود در سراسر جامعه، باشگاه دوندگان نابینا مفتخر شد که در میان 10 باشگاه تأثیرگذار برتر در مراسم اهدای جوایز دوندگان ویتنام قرار گیرد. نکته قابل توجه این است که در سال 2025، این باشگاه همچنان با دریافت جایزه "باشگاه سال" از فدراسیون دو و میدانی شهر هوشی مین، مورد تقدیر قرار گرفت.
در میان شلوغی و هیاهوی زندگی، وو تین مان فلسفه بسیار سادهای را حفظ میکند: ورزش نیازی به پیچیدگی ندارد. او میگوید: «فقط ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در روز برای بهبود سلامتی شما کافی است.» برای او، دویدن فقط تمرین بدنی نیست؛ بلکه راهی برای حفظ ثبات ذهنی و جلوگیری از غرق شدن در فشارهای نامرئی نیز هست. پس از ۱۱ سال تمرین و تلاش مداوم، در سال ۲۰۲۳، وو تین مان اولین فرد ویتنامی کمبینا بود که یک ماراتن کامل (۴۲.۱۹۵ کیلومتر) را در مسابقه دویدن خلیج هالونگ به پایان رساند. علاوه بر این، او مدالهای ارزشمند زیادی از جمله ۳ مدال نقره در بازیهای پارا ۲۰۲۳ جنوب شرقی آسیا و ۱۰ مدال طلا و ۴۰ مدال نقره در مسابقات قهرمانی ملی پارالمپیک ویتنام را نیز کسب کرده است.
وو تین مان با دویدنهای مداومش در پیست، روز به روز خود را فراتر از محدودیتهایش پیش برده است. هر قدمی که او برمیدارد، فراتر از سفر یک ورزشکار کمبینا، ایمان و عزم راسخ را به اطرافیانش، به ویژه جامعه معلولین، منتقل میکند. مان در میان جلسات تمرینی آرام، با وجود چالشهای متعدد، پشتکار دارد و به جلو حرکت میکند. برای او، تا زمانی که قدرت داشته باشد، خواهد دوید؛ تا زمانی که فرصتی باشد، تلاش خواهد کرد. و این پشتکار است که منابع قدرتمند اما خاموش انگیزه را در جامعه شعلهور کرده، میکند و همچنان شعلهور خواهد ساخت.
منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/cuoc-thi-nhung-tam-guong-binh-di-ma-cao-quy-lan-thu-17/vu-tien-manh-va-buoc-chay-cua-niem-tin-1041808











نظر (0)