![]() |
بنابراین، قدم زدن در باغ برگهای یشم مانند زنده کردن خاطرات گذشتهام قبل از عید تت بود، احساسی از دلتنگی و اشتیاق هنگام قدم زدن در میان شکوفههای زرد و پر جنب و جوش درخت زردآلو. من قبلاً پشت سر مادرم راه میرفتم و برای پدربزرگم چای میبردم تا در طول عید تت، درخت زردآلوی جلوی خانهمان را تحسین کند. آن خاطره تا به امروز عمیقاً در من ریشه دوانده است و هر سال علاقهام به شکوفههای زردآلو بیشتر میشود. بنابراین وقتی در باغ شکوفههای زردآلو جلوی ارگ امپراتوری قدم میزنم، حس آشنایی دارم، انگار که دوستان قدیمیام را ملاقات میکنم و علاقه واقعی یک بومی هوئه دور از خانه را عمیقتر درک میکنم.
این باغ شکوفههای زردآلو، شامل ۱۳۵ درخت با قدمت ۳۰ تا ۶۰ سال، هدیهای از خانم فام دانگ توی هوا، از نوادگان نسل یازدهم ملکه دواگر تو دو، به هوئه است. به یاد دارم وقتی کاشت باغ را شروع کردیم، بسیاری از مردم هوئه برای دیدن آن آمدند و همه مخفیانه خوشحال شدند. این باغ شکوفههای زردآلو مقدمهای ظریف بر زندگی معنوی و فرهنگی مردم هوئه است. ارزش این باغ نه تنها در قیمت ۴ میلیارد دانگ ویتنامی آن، بلکه مهمتر از آن، در عشق بیکران به هوئه، در فداکاری و تلاشی که برای جستجو و جمعآوری هر درخت برای آوردن به اینجا صرف شده است، نهفته است. بدون عشق به شکوفههای زردآلو، بدون درک جایگاه آنها در قلب مردم هوئه، این امر محقق نمیشد. این هدیهای است که از درک و محبت سرچشمه میگیرد، گرامی داشته میشود و حفظ میشود. بنابراین، این گلها مظهر روح هوئه و مردم آن هستند.
در فرهنگ هوئه، شکوفه زردآلو یک گل سلطنتی و امپراتوری محسوب میشود، اما همچنین گل مردم عادی نیز هست. برای مردم هوئه، درخت زردآلو به اندازه یک دوست مهربان و صبور نزدیک است، همیشه در حیاط میایستد و در سکوت بزرگ شدن، بالغ شدن و پیر شدن اعضای خانواده را تماشا میکند. یک بار در چشمان یک کشاورز پیر در روستای زردآلوی چی تای خواندم که گفت: «دیدن شکوفههای زردآلو باعث میشود دلم بخواهد پسرم برای عید تت به خانه بیاید. او تمام سال کار کرده و چیزی به یاد نمیآورد، اما هر وقت شکوفههای زردآلو را میبینم، او را به یاد میآورم.»
نشسته بودم و به شاخ و برگهای سبز زمردین درختان خیره شده بودم و این فضا را تصور میکردم که بیش از دویست سال پیش پر از عطر شکوفههای زردآلو بوده است. آن ارگ سلطنتی که تنها با یک دیوار شهری از باغ زردآلوی امروزی جدا میشد. در داخل، شکوفههای زردآلوی معروف دربار سلطنتی هوئه - زردآلوی سلطنتی - زمانی شکوفا شده بودند و قلب ساکنان شهر ممنوعه را به تپش میانداختند: «ماه به روشنی بر شکوفههای زردآلو میتابید و باغ را با عطر پر میکرد / شکوفههای زردآلو از ماه پیشی میگرفتند و زیباییشان باغ را پر میکرد / درخشش کاخ یشم سال به سال باقی میماند / عطر تالار گرانبها تا ابد ماندگار است.»
(در ژانویه، شکوفههای زردآلو زمین و آسمان را روشن میکنند / عطر باغ را فرا میگیرد / هر سال، در کاخ یشم، ماه همیشه میدرخشد / در تالار گرانبها، بخور هرگز روز به روز کم نمیشود)
دوستم در خارج از کشور به من گفت که هر سال در ایام تت (سال نو ویتنامی)، پدرش با دقت گلهای کاغذی زرد را میبُرد تا شاخهای از شکوفههای زردآلو درست کند، سپس آنها را در گلدان سرامیکی که از ویتنام آورده است، قرار میدهد. او میداند که پدرش چقدر دلتنگ سرزمین مادریاش است، بنابراین هر سال سعی میکند ترتیبی بدهد که پدرش برای تت به خانه برگردد. از آن زمان، بدون نیاز به هیچ دارویی، تصور بازگشت به هوئه برای تت در تمام طول سال برای او شادی میآورد. با شنیدن داستان او، بیشتر در مورد معنای «سرزمین مادری» که شاعر بویی جیانگ در شعر خود در مورد شکوفههای زردآلو سروده است، فهمیدم:
«آیا این بهار به خانه برمیگردی؟/ شکوفههای زردآلوی زادگاهم به آرامی شکوفا میشوند/ در پاییز ملایم و دلربا/ شکوفههای زردآلوی خیابان قدیمی به آرامی شکوفا میشوند.»
شاخه شکوفه آلو، که نمایانگر «زادگاه من» است، سرزمین مادری من است.
شکوفههای زرد زردآلوی هوئه به آرامی شکوفا شدهاند و اکنون در حال سبز شدن هستند. باغی از برگهای یشممانند - یک "یشم" ظریف، خالص و بکر. سبزی که الهامبخش رویاها است و دارای قدرت درونی برای الهام بخشیدن به گامهایی برای بازگشت به سرزمین مادری. سبزی ژانویه در هوئه، در میان سایههای بیشماری از سبز. سبزی از اعتراف صمیمانه، "آه، چقدر من هوئه را دوست دارم!"
* شعری از شاه مین مانگ، که بر روی استیل مقبره هیو لانگ حک شده است.
** ترجمه شعر نگوین تان تو
منبع: https://huengaynay.vn/van-hoa-nghe-thuat/vuon-la-ngoc-163608.html







نظر (0)