اینکه کسی بخواهد ازدواج کند یا صرفاً قرار ملاقات بگذارد و عاشق شود، در نهایت به آزادی انتخاب شخصی مربوط میشود؛ به سختی میتوان وجه مشترکی بین آنها یافت. - عکس: Q. DINH
به خاطر مادرم، هنوز ازدواج نکردهام.
من در ۳۸ سالگی هنوز مجرد هستم و با مادرم زندگی میکنم. یکی از دلایلی که در این سن هنوز ازدواج نکردهام، مادرم است. ما از نظر مالی در رفاه هستیم، اگر نگوییم وضعیت مالی خوبی داریم. اما چرا من؟
اچ. جیانگ (شهر دوک)
اولین رابطهام بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه مورد انتقاد مادرم قرار گرفت که میگفت من خیلی جوان هستم و باید روی کارم تمرکز کنم، چون هنوز فارغالتحصیل نشده بودم و به شوهر و فرزند نیاز داشتم. در آن زمان، جرأت بحث نداشتم، تا حدودی به این دلیل که از نظر مالی هنوز تا حد زیادی به مادرم وابسته بودم، چون هنوز کار نکرده بودم.
دوست دختر دومم کاملاً با من سازگار بود و بعد از تقریباً دو سال آشنایی، تصمیم گرفتم او را به خانوادهام معرفی کنم. اولین باری که همدیگر را دیدیم، مادرم به من نگاه کرد، چند کلمهای رد و بدل کرد، سپس عذرخواهی کرد و به اتاقش رفت. احساس میکردم مشکلی پیش آمده است!
وقتی به خانه آمد، مادرم پرسید که آیا تا به حال با پسرهای دیگری قرار نگذاشته است، چون پوستش خیلی تیره و قیافهاش خیلی کثیف است. مهم نبود چه بگویم، فقط گفت: «کسی را پیدا کن که به اندازه کافی موقر به نظر برسد» و بعد دیگر چیزی نگفت.
وعدههای غذایی بعدی بین مادر و دختر کاملاً در سکوت گذشت. تا حدودی به این دلیل که نمیدانستم بعدش چه بگویم، و تا حدودی به این دلیل که میدیدم نارضایتی او روز به روز آشکارتر میشود.
او چند بار دیگر هم به دیدنم آمد. وقتی به من سلام میکرد، مادرم سر تکان میداد و بدون اینکه چیزی بگوید به اتاقش میرفت. بعد از آن، من با دو نفر دیگر قرار گذاشتم و یکی از آنها حتی در مورد ازدواج صحبت کرد، اما مادرم باز هم موافق نبود. او دلیلش را نگفت، فقط گفت که «از قیافه من خوشش نمیآید». من دیگر حوصله بحث کردن نداشتم و از آن زمان تاکنون مجرد ماندهام.
بعضی وقتها احساس تنهایی میکنم، اما وقتی صحبت از قرار گذاشتن با کس دیگری میشود، صادقانه بگویم اعتماد به نفس کافی ندارم. تقریباً هیچکس تا به حال مادرم را راضی نکرده است. با گذشت زمان، از قرار گذاشتن خسته میشوم. چون مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، مادرم همیشه چیزی را پیدا میکند که دوست ندارد، چیزی که مناسب او نیست.
دیم توی ( دونگ نای )
وقتی کسی چیزی را بخواهد، همیشه راهی پیدا میکند.
قبول دارم که این ضربالمثل قدیمی که «خدا روزی همه چیز را میدهد» این روزها بیمعنی است، مخصوصاً در شرایط جامعهای پراسترس و رقابتی. اما این به آن معنا نیست که ما باید از عاشق شدن یا ازدواج کردن اینقدر بترسیم.
به نظر من، مسئله در دیدگاه و انتخابهای هر فرد نهفته است. چون اگر کسی واقعاً چیزی را بخواهد و بخواهد، بهانه نمیآورد؛ همیشه راهی برای رسیدن به آن پیدا میکند. همین امر در مورد ازدواج نیز صدق میکند. اگر مدام دلایل مختلفی ارائه میدهند، صرفاً به این دلیل است که واقعاً نمیخواهند یا حاضر نیستند.
آیا ممکن است که همه عشق و ازدواج را به تعویق بیندازند فقط به این دلیل که روی فشارها تمرکز دارند و از مواجهه با مشکلات میترسند؟ من هنوز فکر میکنم این عدد خیلی زیاد نیست. درست است که سن ازدواج و بچهدار شدن ممکن است الان بالاتر از قبل باشد، اما من هنوز معتقدم که وقتی فرد مناسب را پیدا کردید، همه میخواهند با او زندگی شاد و رضایتبخشی داشته باشند و از هیچ بهانهای برای به تعویق انداختن ازدواج استفاده نمیکنند.
علاوه بر این، اگر واقعاً عاشق یکدیگر هستید و میخواهید با هم باشید، من معتقدم که هر دوی شما میدانید چگونه از یکدیگر مراقبت کنید، یکدیگر را دوست داشته باشید و برای هر مشکلی که با آن مواجه میشوید، راهحل پیدا کنید. هر چیز دیگری، یا هر بهانهای که ممکن است بیاورید، صرفاً یک تاکتیک اجتناب است؛ شما واقعاً یاد نگرفتهاید که چگونه زندگی خود را با هم برنامهریزی کنید.
H. GIANG (شهر Thu Duc، شهر هوشی مین)
آیا ازدواج برای شما منجر به خوشبختی میشود یا به باری بر دوش زندگی تبدیل میشود؟ لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید. نظرات خود را به آدرس quoclinh@tuoitre.com.vn ارسال کنید. مشتاقانه منتظر مشارکت شما هستیم.
منبع







نظر (0)