
لو کائو تری (صاحب پادکست The Tri Way، بنیانگذار و مدیرعامل یک استارتآپ فناوری با تمرکز بر تجربیات) که در دوران تحصیل در استرالیا با بحران وجودی شدیدی روبرو شده بود، به فلسفه به عنوان یک سیستم پشتیبانی روی آورد. برای او، نوشتن کتاب ماراتنی برای مقابله با خودهای قدیمیاش است، برای درک اینکه هر فرد منحصر به فرد است اما برای ادغام در جریان بشریت به فروتنی نیز نیاز دارد.
به مناسبت رونمایی از اثرش «اثر انگشت روی آب »، او با Tri Thức - Znews درباره ضرورت فلسفه در عصر هوش مصنوعی (AI) و داستانی درباره خانوادهاش صحبت کرد.
چگونه بر بحران بیست سالگی خود غلبه کنیم؟
- سلام به The Tri Way، تبریک بابت اولین کتابتان "اثر انگشت روی سطح آب". میشه در مورد عنوان جذاب این کتاب توضیح بدید؟
- این انتخابی است که به نظرم بسیار جالب است زیرا از تکامل تفکر من ناشی میشود. سال گذشته، در رویداد پادکست سالانه Metanoia، موضوع اصالت را انتخاب کردم. وقتی به این فکر میکنم که چه چیزی به بهترین شکل نشاندهنده اصالت و منحصر به فرد بودن یک فرد است، بلافاصله به اثر انگشت فکر میکنم. در ابتدا، از تصویر اثر انگشت روی یک مهره شطرنج برای صحبت در مورد تعهد استفاده کردم.
اگر میتوانستم به روشنی پاسخ دهم که من کیستم، شاید این زندگی را به طور کامل زندگی نمیکردم. ما ترکیبی از خودهای دائماً در حال تغییر در مواجهه با زندگی هستیم.
لو کائو تری
اما بعد، با تفکر عمیقتر در مورد اینکه ما کجا ردپای خود را در زندگی به جا میگذاریم، به یاد فیلسوف تالس و مفهوم او افتادم: « جهان از آب ساخته شده است.» آب در همه چیز وجود دارد، از همه چیز گرفته تا خود انسانها. وقتی اثر انگشت خود را به سطح آب میرسانیم، آن لحظهای است که با جهان ارتباط برقرار میکنیم. این یک معنای دوگانه دارد: همه ما آرزو داریم ردپای خود را در زندگی به جا بگذاریم، اما سطح آب همچنین ما را به یاد ناپایداری میاندازد - آن رد در نهایت حل میشود و در کل بزرگتر ادغام میشود.
- در کتاب، شما حدود 30 بار از کلمه "اگزیستانسیالیسم" نام میبرید. آیا این میتواند "سطح آبی" باشد که شما خودتان را در آن منعکس میکنید؟
- فلسفه وجودی در اصل به مردم کمک میکند تا بفهمند چرا وجود دارند و در این دنیا چه کسانی هستند. من معتقدم که در زمان ما، این موضوع از همیشه مهمتر است. پنجاه سال پیش، نسل والدین ما احتمالاً به این اندازه به آن نیاز نداشتند زیرا شرایط زندگی متفاوت بود.
اما امروزه، تلاقی رسانههای اجتماعی و اطلاعات، باعث میشود افراد به راحتی در دهه ۲۰ یا ۳۰ زندگی خود دچار بحران شوند. بسیاری از افراد فارغالتحصیل میشوند، شروع به کار میکنند و ناگهان احساس گمگشتگی میکنند، بدون اینکه بدانند چه میکنند. من از فلسفه وجودی به عنوان یک «نقطه عطف» یا پایه برای تدوین این کتاب استفاده میکنم و به جوانان کمک میکنم تا هر روز در میان دنیایی آشفته، دلیلی برای بیدار شدن و عمل کردن پیدا کنند.
- برای نوشتن در مورد اگزیستانسیالیسم به طور کامل، اغلب باید بحرانهای وجودی را پشت سر گذاشت. آیا تا به حال واقعاً چنین بحرانی را تجربه کردهاید؟
- من دوران نسبتاً سختی را در طول زندگی و کار در استرالیا پشت سر گذاشتم. همه چیز بسیار طبیعی و آسان به نظر میرسید؛ فارغالتحصیل شدم و فوراً شغلی پیدا کردم. با این حال، همین سهولت و عدم تلاش، همه چیز را "غیرواقعی" جلوه میداد. احساس بیاهمیتی میکردم و هر کاری که انجام میدادم، بدون هیچ حمایتی، ناپدید میشد.
|
اثر انگشتهای روی سطح آب جادهی سهراهی در اوایل ماه ژوئن آشکار شد. عکس: SGB . |
معنای زندگی در آن زمان مانند آب بود، اما به جای اینکه متراکم شود، در هوا ناپدید شد. در آن حالت سنگین بود که احساس کردم باید عمیقتر در اگزیستانسیالیسم کاوش کنم، تا خودم را با این درک که این سردرگمی طبیعی است، چیزی که همه میتوانند تجربه کنند، تسلی دهم. به لطف آن، تصاویر دیگری، جنبههای دیگری از هویتم را کشف کردم که قبلاً هرگز کاوش نکرده بودم.
- شما در کتابتان زیاد به «گفتگوی درونی» اشاره میکنید. چطور یاد گرفتید که با خودتان گفتگو کنید؟
- محیط زندگی من تأثیر زیادی داشت. در پرت، جایی که من زندگی میکنم، عصرها بیشتر سکوت است و فقط صدای گیاهان و جیرجیرکها میآید. آن سکوت مرا مجبور کرد تا با فضای خودم روبرو شوم و یاد بگیرم که "همراه" خودم باشم.
من اغلب به دوستانم در ویتنام، به خصوص در شهرهایی مانند هانوی یا هوشی مین سیتی، میگویم که پیدا کردن فضای شخصی بسیار دشوار است. بنابراین، باید گاهی اوقات خود را از سر و صدا جدا کنیم تا تأمل کنیم. بدون حتی کمترین تأمل، اعمال و افکار روزانه ما به سادگی از بین میروند و ناپدید میشوند. بیایید با چند سؤال بسیار رایج شروع کنیم: "چرا من این کار را میکنم؟"، "چرا این احساسات را نسبت به این شخص دارم و نه آن شخص؟".
- نوشتن کتاب هم نوعی گفتگوی درونی است، اما به تلاش بیشتری نیاز دارد. از این گفتگوی طولانی چه بینشهای جدیدی به دست آوردید؟
- این کتاب کاملاً مجموعهای از ایدههای جدیدی که تازه به ذهنم رسیدهاند نیست. این اوج فرآیند تفکر من در طول پنج سال پادکستسازی گذشته است. زیبایی نوشتن این است که به من دیدگاه تازهای در مورد آنچه که قبلاً کاوش کردهام، میدهد. با نگاهی به پیشنویسها، «نسخههای قدیمی» خودم را میبینم. متوجه میشوم: «آه، من هم وقتی به آن فکر میکردم، چنین آدمی بودم.» این کتاب بیشتر شبیه کاوشی در این «خودهای قدیمی» است تا ادامه چیزی کاملاً جدید.
- او در کتابش گفته است که در پنج سال گذشته از هوش مصنوعی برای «بازنگری» تفکراتش استفاده کرده است. آیا این «بررسی آینهای» فناوری نتایج شگفتانگیزی داشته است؟
هنگام استفاده از هوش مصنوعی، به فلسفه نیز نیاز داریم تا بفهمیم چگونه بین «تفکر هوش مصنوعی» و «تفکر فردی» تعادل برقرار کنیم.
لو کائو تری
- این خیلی جذابه! قبل از اینکه شروع کنم، حتی تصمیمی برای نوشتن کتاب نداشتم. تمام محتوای پادکست، وبلاگ و ویدیوهای کوتاه پنج سال گذشتهام را در یک مدل هوش مصنوعی بارگذاری کردم و از آن خواستم روندها را تحلیل کند. هوش مصنوعی سریعتر از انسان پردازش میکند و یک روند بسیار واضح را کشف کرد.
بر این اساس، من زیاد در مورد فلسفه وجودی، روانکاوی کارل یونگ و تأملات معاصر صحبت کردم. این به من نشان داد که سفر من تصادفی نبوده است. از آن پایه، من و تیم ویراستاری شروع به تغییر و شکل دادن به کتاب برای تولید آن کردیم.
- داستانی وجود دارد که فلسفی نیست اما کاملاً به موضوع وجودی مرتبط است: زنی درگذشت، سپس به بهشت رفت و با یک دربان ملاقات کرد. دربان از او پرسید: "تو کیستی؟"
او با نامش پاسخ داد، اما خدا پاسخ داد: «من پرسیدم تو کیستی، نه نامت.» سپس او شغل و محل زندگیاش را برای او تعریف کرد، اما خدا همچنان به بیتوجهی به سوال او ادامه داد: «من پرسیدم تو کیستی، نه اینکه شغلت چیست یا کجا زندگی میکنی.» در نهایت، خدا گفت: «خب، تو نمیدانی چه کسی هستی. به خانهات برگرد.» و بدین ترتیب زن از مرگ نجات یافت.
اگر شما بودید، چگونه به این سوال پاسخ میدادید؟ شما کی هستید؟
- این یک سوال اساسی و بسیار دشوار است. به گفته فیلسوف هایدگر، زندگی ما "آشکار شدن" خود واقعی ماست. ما هرگز یک خود واحد و کامل نخواهیم داشت که بتواند "من کیستم" را به شیوهای سفت و سخت و محدود تعریف کند.










نظر (0)