Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مهر سلطنتی و سلفی

اواخر ماه گذشته، دو پسرم را برای دیدن مهرهای طلایی سلسله نگوین به یک موزه خصوصی در هانوی بردم. این سفر که پر از هیجان بود، در نهایت غمی وصف‌ناپذیر را به همراه داشت.

Báo Tiền GiangBáo Tiền Giang04/06/2025



مهر طلایی «گنجینه امپراتور» - که امپراتور بائو دای در ۳۰ آگوست ۱۹۴۵ در دروازه نگو مون به دولت انقلابی اهدا کرد - یکی از خاص‌ترین گنجینه‌های ملی است. آن مراسم تاریخی کناره‌گیری برای خانواده من ناآشنا نیست. محافظی که مهر و شمشیر را دریافت کرد - آقای هوآنگ شوان بین - از طرف مادری از بستگان من بود و به خانواده علمی هوآنگ شوان در ین هو، ها تین تعلق داشت. وقتی امپراتور بائو دای برای ملاقات با رئیس جمهور هو چی مین به هانوی رفت، به روشنفکر جوان، هوآنگ شوان بین، به عنوان محافظ و افسر رابط خود اعتماد کرد.

آقای فام خاک هو، رئیس دفتر امپراتوری در دوران سلطنت امپراتور بائو دای، که در سازماندهی مراسم تحویل مهر و شمشیر سلطنتی شرکت داشت و بعداً بر موجودی دارایی‌های سلطنتی منتقل شده به دولت جدید نظارت داشت، نوه فرماندار هوانگ شوان فونگ بود. در حالی که پدربزرگ و مادربزرگ پدری من هنوز زنده بودند، من چند بار فرصت ملاقات با او را داشتم، زمانی که او از خانه ما بازدید می‌کرد. شاعر کو هوی کان - دوست نزدیک پدربزرگم - و نویسنده بویی هین - از جمله سه نماینده دولتی بودند که مهر و شمشیر را دریافت کردند. از سنین جوانی، اعلامیه قدرتمند موجود در فرمان کناره‌گیری آخرین امپراتور سلسله نگوین را حفظ کردم: "من ترجیح می‌دهم شهروند یک کشور آزاد باشم تا پادشاه یک کشور برده."

آن پیوندهای تاریخی، سفر برای دیدن فک طلایی را نه فقط یک سفر تفریحی، بلکه سفری از خاطرات کرد. می‌خواستم از این طریق به فرزندانم الهام ببخشم. اما آن لحظه مقدس به سرعت از بین رفت.

آن روز، گروهی نزدیک به ۵۰ گردشگر به سالن نمایشگاه هجوم آوردند. آنها می‌خندیدند و گپ می‌زدند، برخی فیلم می‌گرفتند و برخی دیگر عکس می‌گرفتند. یکی فریاد زد: «وای، چقدر طلا!» دیگری اظهار داشت: «حتماً پر از دوربین امنیتی است.» هیچ کس به داستان مربوط به مُهر طلا توجه نکرد. صدای راوی محو و سپس ساکت شد. کل سالن به صحنه‌ای پر سر و صدا تبدیل شد، جایی که گنج صرفاً وسیله‌ای برای عکس گرفتن و انتشار آنلاین بود.

به این فکر افتادم که حرف بزنم، به این امید که کمی ادب و نزاکت را در فضای نمایشگاه حفظ کنم، اما بعد مردد شدم. چون قبلاً بارها به خاطر یادآوری این موضوع در ملاء عام با نگاه‌های ناپسند مواجه شده بودم، تمایلی نداشتم. فقط به صورت خصوصی با راهنما در مورد چند مورد نادرست صحبت کردم. راهنما، که احتمالاً کارمند اداری بود و به صورت پاره وقت این کار را انجام می‌داد، در حالی که سرش را می‌خاراند، گفت: «من فقط چیزهایی را که در کتاب درسی خوانده‌ام تکرار می‌کنم.»

من با احساسی آمیخته از شادی و غم از موزه خارج شدم. شادی به این دلیل که پس از سال‌ها گم شدن، بزرگترین مهر امپراتوری سلسله نگوین به خانه بازگشته بود. این یک اثر باستانی گرانبها از سلسله‌ای است که زمانی مرزهای خود را گسترش داده، حاکمیت خود را بر جزایر هوانگ سا و ترونگ سا برقرار کرده و کشور S شکلی را که امروز می‌بینیم شکل داده است. اما متأسفانه، همانطور که من شاهد بودم، نحوه برخورد بخشی از مردم با آن سطحی، بی‌تفاوت و حتی تا حدودی بی‌احترامی بود.

فراتر از اینکه فقط یک بازدیدکننده باشم، من همچنین با معضل انتخاب نحوه حفظ میراث خانواده‌ام روبرو بوده‌ام. پدربزرگم، با عادات دقیق ثبت سوابقش، بیش از ۷۰ جلد دفتر خاطرات به همراه ده‌ها نامه رد و بدل شده با نگوین توان، نگوین هونگ، نگوین کونگ هوان و دیگران از خود به جا گذاشته است. خانواده‌ام وقتی آرشیو ملی با ما تماس گرفت تا درخواست پذیرش آنها را بدهد، مردد بودند. آیا این اسناد شکننده به درستی گرامی داشته و نگهداری می‌شوند؟

این اضطراب تنها پس از جلسه اخیری که توسط مرکز برگزار شد، واقعاً از بین رفت. ما از نزدیک شاهد سیستم بایگانی مدرن بودیم که قادر به نگهداری اسناد برای مدت طولانی است. اما آنچه ما را بیشتر مطمئن کرد، حرفه‌ای بودن و فداکاری کارکنان بایگانی بود. به ویژه، به رسمیت شناختن مجموعه آهنگساز هوانگ وان به عنوان میراث مستند جهانی توسط یونسکو، الهام‌بخش بسیاری از خانواده‌های هنرمندان و نویسندگان بوده است. واضح است که خاطرات یک ملت در صورت حفظ صحیح، در سطح بین‌المللی شناخته خواهد شد.

از داستان‌های گنجینه‌های ملی گرفته تا دفتر خاطرات خانوادگی پنهان در کشوها، من یک چیز را متوجه شده‌ام: هیچ میراثی بدون سه عنصر همراه نمی‌تواند دوام بیاورد - مالکانی که ارزش آن را درک می‌کنند، نگهبانان مسئول و جوامعی که قدر آن را می‌دانند. وقتی یک مکان میراثی صرفاً به پس‌زمینه‌ای برای سلفی گرفتن تبدیل می‌شود، وقتی یک تخت سلطنتی تخریب می‌شود، فقط تقصیر موزه نیست؛ این نتیجه یک سیستم آموزشی سطحی است.

برای مقابله با بی‌توجهی به میراث و آثار باستانی، اقدامات انضباطی علیه متولیان، مانند اخراج یک نگهبان امنیتی در مرکز حفاظت از ارگ سلطنتی هوئه ، شاید تنها راه‌حل‌های سطحی باشند. میراث نمی‌تواند صرفاً در ویترین‌های شیشه‌ای، که توسط چند دوربین و روبان‌های مخملی قرمز «محافظت» می‌شوند، باقی بماند. میراث باید در آگاهی، آموزش، داستان‌های خانوادگی و مهم‌تر از همه، در قلب مردم زنده بماند.

وقتی تاریخ به کتاب‌های درسیِ خشک و انعطاف‌ناپذیر محدود می‌شود، وقتی توضیحات صرفاً متونی کلیشه‌ای هستند، حتی گرانبهاترین آثار باستانی نیز سرانجام به سنگ تبدیل می‌شوند و برای خود مردم بیگانه می‌شوند. جامعه‌ای که توانایی ارتباط با ارزش‌های منتقل‌شده از نسل‌های گذشته را ندارد، ایجاد اجماع، تاب‌آوری و عمق فرهنگی لازم برای توسعه را دشوار خواهد یافت. بدون حمایت یک بنیان فرهنگی، اهداف اجتماعی-اقتصادی به راحتی دور، منزوی و بی‌روح می‌شوند.

و برای دستیابی به این هدف، هر میراث - چه یک مُهر طلای دویست ساله، چه یک نت موسیقی دست‌نویس، یا صفحه‌ای از دفتر خاطرات خانوادگی - باید به خاطر ارزش واقعی‌اش شناخته شود، و با بی‌طرفی کامل جامعه‌ای که می‌داند کیست، از کجا آمده و به کجا می‌خواهد برود، بازگو شود.

طبق گزارش vnexpress.net


منبع: https://baoapbac.vn/van-hoa-nghe-thuat/202506/an-vua-va-anh-selfie-1044374/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کبوتر صلح

کبوتر صلح

مناظر زیبای ویتنام

مناظر زیبای ویتنام

ماه گرفتگی

ماه گرفتگی