Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دانشجوی سایگون شعله‌ای را برای یک نسل روشن کرد.

(Chinhphu.vn) - در قلب سایگون در دهه ۱۹۶۰، در بحبوحه فضای سیاسی آشفته و تحولات تاریخی مداوم، دانشجوی جوانی از پایتخت امپراتوری هوئه با قلم خود جرقه‌های شور انقلابی را شعله‌ور کرد. نگوین هو فوک، از یک دانشجوی ساده‌لوح در دانشگاه علوم تا رئیس انجمن مطبوعات دانشجویی سایگون، به مدت هشت سال طولانی، زندگی دانشجویی پرشوری را سپری کرد و از روزنامه‌نگاری به عنوان سلاحی استفاده کرد و به فصلی آتشین در مبارزه جوانان شهری و دانشجویان در جنوب ویتنام کمک کرد.

Báo Chính PhủBáo Chính Phủ11/01/2026

دانشجوی سایگون شعله‌ای را برای یک نسل روشن می‌کند - عکس ۱.

آقای نگوین هو فوک

  «اخگری فروزان» که منتظر شعله‌ور شدن است.

در سال ۱۹۶۱، پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان ملی هوئه، نگوین هو فوک در دانشگاه علوم سایگون ثبت نام کرد. ورود او به دانشگاه، آغاز فعالیت‌های انقلابی آشکار او بود. سایگون در آن زمان یک مرکز سیاسی پیچیده بود، اما در دانشگاه‌ها، شعله میهن‌پرستی هنوز فروزان بود. او به سرعت با جنبش دانشجویی ارتباط برقرار کرد و از پیشینیانی مانند نگوین دین، لو کوانگ وین و فام چان تروک الهام گرفت.

در این دوره، جنبش روزنامه‌نگاری دانشجویی در دانشگاه علوم با فروپاشی گروه اصلی خود، متحمل ضرر بزرگی شد؛ برخی به منطقه مقاومت رفتند و جان باختند، برخی اسیر شدند و برخی مجبور شدند برای پناهندگی به فرانسه فرار کنند. تنها تن دت کوین تان باقی ماند، اما او فقط یک حامی بود و در سازمان انقلابی شرکت نکرد. به دنبال دستورالعمل‌های اتحادیه جوانان شهر از طریق فام چان تروک و لو وان تان (با فو)، وظیفه کسانی که باقی مانده بودند این بود که جنبش را مانند «یک اخگر درخشان، بدون اینکه اجازه دهند خاموش شود و منتظر فرصتی برای شعله‌ور شدن دوباره» نگه دارند.

نگوین هو فوک به همراه تون دت کوین تان و ترونگ دین وین لانگ ، هسته اصلی کمیته مطبوعات مدرسه را تشکیل دادند. آنها نه تنها انتشار دو شماره ویژه در سال را ادامه دادند، بلکه «اخبار دانشجویی» را نیز راه‌اندازی کردند، روزنامه‌ای با ابعاد 21 در 31 سانتی‌متر و عنوان آبی که ماهی دو بار منتشر می‌شد. این روزنامه با بیش از 100 شماره منتشر شده در طول سه سال، پرتیراژترین روزنامه در جنبش مطبوعات دانشجویی قبل از سال 1975 محسوب می‌شد.

محتوای روزنامه از طریق ستون «زندگی دانشجویی» خود، هم قابل درک و هم مرتبط با زندگی دانشجویی بود و به عنوان یک پرچم ایدئولوژیک برای جنبش‌های اعتراضی مختلف عمل می‌کرد. به طور خاص، این روزنامه به ابزاری مؤثر تبدیل شد و به موفقیت جنبشی که خواستار ترجمه زبان فرانسوی به ویتنامی در دانشگاه علوم بود، کمک کرد.

پشت آن صفحات روزنامه، شب‌های طولانی و بی‌خوابی بود. او و همکارانش مجبور بودند تمام شب را بیدار بمانند و آماده شوند، ویرایش کنند، تایپیست استخدام کنند، خطاها را اصلاح کنند و چاپ کنند. این کار طاقت‌فرسا بود و گاهی اوقات آنها را مجبور می‌کرد از درس‌هایشان غافل شوند. او هرگز حمایت خاموش آقای هوآ، صاحب مغازه «رونئو هوآ»، را فراموش نخواهد کرد، کسی که با تمام وجود، تقریباً بدون درخواست چیزی در ازای آن، کمک می‌کرد و با وجود کار بسیار دشوار با ماشین‌های تحریر مکانیکی آن دوران، بارها و بارها به راحتی اجازه ویرایش نسخه خطی را می‌داد. خاطرات آن شب‌های کار روی روزنامه، خاطرات افرادی که بی‌صدا از آن «اخگر ​​درخشان» حمایت می‌کردند، به بخشی فراموش‌نشدنی از ذهن او تبدیل شده است.

در اواسط سال ۱۹۶۴، زمانی که جنبش‌های توده‌ای فوران کردند و دانشجویان را به خود جذب کردند، «اخگر ​​درخشانی» که آنها پرورش داده بودند، واقعاً شعله‌ور شد. او و کوین تان کار روزنامه‌نگاری خود را به نسل بعدی سپردند تا به حوزه عملیاتی جدیدی منتقل شوند.

قلم تا دوردست‌ها می‌رسد و با حرکات اصلی به هم می‌پیوندد.

پس از ترک دانشگاه علوم، نگوین هو فوک تحصیلات و فعالیت‌های خود را در دانشگاه ادبیات (۱۹۶۴-۱۹۶۵) و سپس در دانشگاه کشاورزی، جنگلداری و دامپروری (۱۹۶۵-۱۹۶۸) ادامه داد. در هر موسسه، او به عنوان یک روزنامه‌نگار دانشجویی پرشور، نشان خود را به جا گذاشت. در حالی که در دانشگاه ادبیات بود، تنها توانست "برای کاشتن بذرهای اولیه" در یک محیط سیاسی پیچیده، در دانشگاه کشاورزی، جنگلداری و دامپروری، کار او بسیار موفق بود.

اکثر دانشجویان دانشکده کشاورزی، جنگلداری و دامپروری از خانواده‌های محروم بودند و به کشاورزان نزدیک بودند، بنابراین حس قوی میهن‌پرستی و احساسات انقلابی داشتند. او به همراه رفقای همفکر خود مانند نگوین ون توآن، تران کوانگ وین و فان دونگ، به انتشار شماره‌های ویژه و «خبرنامه دانشجویی کشاورزی، جنگلداری و دامپروری» ادامه داد. این دانشکده، به همراه دانشکده داروسازی و دانشکده ادبیات، «مثلث آهنین» را تشکیل می‌دادند که به عنوان پایگاهی برای تظاهرات پر جنب و جوش عمل می‌کرد و روزنامه‌نگاری دانشجویی ابزاری ایدئولوژیک و تبلیغاتی مؤثر بود.

نوشته‌های او محدود به محیط مدرسه نبود؛ بلکه به جنبش‌های توده‌ای بزرگ نیز گسترش یافت و در آنها غرق شد. در سال ۱۹۶۵، زمانی که جنبش خودمختاری ملی ویتنام تأسیس شد، لو وان تان (با فو) ترتیب داد تا او به عنوان دبیر کمیته اجرایی و سردبیر روزنامه جنبش، " خودمختاری "، کار کند. او در تهیه پیش‌نویس "ندای صلح جوانان، دانشجویان و دانش‌آموزان ویتنامی" مشارکت داشت و مستقیماً قطعنامه تاریخی پایان جنگ و مطالبه خودمختاری ملی را تایپ کرد. احساس تایپ هر کلمه از این قطعنامه با یک ماشین تحریر ابتدایی، خاطره‌ای فراموش‌نشدنی در زندگی او شد.

در اوایل سال ۱۹۶۶، او دوباره توسط اتحادیه جوانان شهر مأمور شد تا به هیئت تحریریه روزنامه «هون تره» (روح جوانی ) بپیوندد. این یک روزنامه قانونی بود که توسط اتحادیه جوانان شهر به عنوان ابزاری تبلیغاتی تصاحب شد. هیئت تحریریه شامل پنج نفر بود: روزنامه‌نگاران شوان ترانگ، تائو لام، ین هوآی، هوو فوک (با نام مستعار تویت هو) و خانم هوانگ لو تویت نگوک (با نام مستعار تام بیچ) - که بعداً شریک زندگی او شد. آنها با هم، هون تره را به یک روزنامه بسیار تأثیرگذار تبدیل کردند و تعداد زیادی از نویسندگان از جمله روشنفکران، معلمان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران دانشجو را به خود جذب کردند.

دانشجوی سایگون شعله‌ای را برای یک نسل روشن می‌کند - عکس ۲.

آقای نگوین هو فوک آثار باستانی را به موزه جبهه میهن ویتنام اهدا کرد.

«روزنامه اکسپرس» برای شب تاریخی

در اواخر سال ۱۹۶۷، با ایده متحد کردن روزنامه‌های دانشجویی و تحت هدایت اتحادیه جوانان شهر، نگوین هو فوک با موفقیت کنگره روزنامه‌نگاری دانشجویی سایگون را سازماندهی کرد که تقریباً ۶۰ روزنامه‌نگار دانشجویی را گرد هم آورد. کنگره یک کمیته اجرایی انتخاب کرد و به او سمت ریاست کنگره واگذار شد.

او در بیانیه انجمن، این جملات پراحساس را نوشت:

«صدای دانشجویان امروز، اگرچه تنها تا حدی معنا و حقیقت تحقیر ملی عظیم را بیان می‌کند، اما شجاعانه شروع به صحبت در مورد مسائل جنگ، صلح و دموکراسی کرده است... هر گام به جلو بر پایه خون و زندانی شدن مردم، از جمله دانشجویان، بنا شده است... »

درست قبل از حمله تت در سال ۱۹۶۸، انجمن وظیفه‌ای فوری و غیرمنتظره از برادر با تریت (نگوین نگوک فونگ) دریافت کرد: انتشار فوری یک روزنامه با حروف چاپی برای خدمت به «شب فرهنگی جشن تعطیلات تت کوانگ ترونگ»، با مهلت تنها یک روز و یک شب.

این یک چالش به ظاهر غیرممکن بود. او مجبور بود همه کارها را به تنهایی انجام دهد: سردبیر، مدیر مسئول، اداره چاپخانه، تصحیح، توزیع و خزانه داری. در خانه کوچکش در خیابان فان تان گیان، تمام شب را بیدار ماند و نوشت. او سرمقاله «شعله کوانگ ترونگ در قلب‌های ما می‌سوزد» را با موجی از احساسات به پایان رساند. برای پر کردن صفحات روزنامه، اخبار را جمع‌آوری کرد، سپس ناگهان به یاد درام شاعرانه «ندای لام سون» اثر شاعر تران کوانگ لونگ افتاد و تصمیم گرفت یک متن طولانی را نقل کند.

صبح روز بعد، پیدا کردن یک چاپخانه، مسابقه‌ای با زمان بود. همه جاهای معمول از پیدا کردن چاپخانه امتناع کردند، چون خیلی به تت (سال نو قمری) نزدیک بود. بالاخره، او ریسک کرد و به چاپخانه فوئونگ کوینه متعلق به خانواده پروفسور تون تات دونگ کی رفت، آدرسی که ممکن بود تحت نظارت امنیتی باشد. خوشبختانه، خانم دونگ کی و کارگران موافقت کردند و هر چیز دیگری را برای کمک به او کنار گذاشتند. تا بعد از ظهر، ۳۰۰۰ روزنامه آماده شده بود. او با عجله آنها را به مدرسه ملی مدیریت، جایی که قرار بود اجرای فرهنگی در آنجا برگزار شود، منتقل کرد.

روزنامه‌ها مانند اعلامیه‌های قانونی، همراه با صدای طبل‌های هیجان‌انگیز از صحنه‌ی روشن، بین توده مردم توزیع می‌شدند. با تکمیل مأموریتش، شادی فوران کرد. تنها چند روز بعد، هنگامی که صدای شلیک گلوله‌های حمله‌ی تت به گوش رسید، او به طور کامل به اهمیت مقدس کار خود پی برد. آن «روزنامه‌ی سریع» فریادی برای اتحاد و آماده‌سازی روحیه‌ی توده‌ها درست قبل از آن لحظه‌ی تاریخی بود.

سه شب بی‌خوابی و اعمال محبت‌آمیز

حمله تت در سال ۱۹۶۸، نگوین هو فوک، روزنامه‌نگار دانشجو را به یک سرباز واقعی در خیابان‌های سایگون تبدیل کرد. او سه شب بی‌خوابی، سه شب انتظار، شجاعت و عشق را سپری کرد.

در شب اول، او و ۱۲ دانشجو، که اکثراً دانشجوی پزشکی بودند، از جمله ترونگ تین، مشتاقانه منتظر سلاح‌هایی برای شروع قیام در بازار وون چوی بودند، اما تحویل سلاح‌ها با شکست مواجه شد. دانشجویان پزشکی به ندرت اعتراض می‌کردند، اما وقتی نیاز پیش آمد، آماده فداکاری بودند. در شب دوم، او برای انتقال مجروحان به بیمارستان بین دان اعزام شد. او که با خون و اجسادی که توسط بمب‌ها و گلوله‌ها ویران شده بودند، روبرو بود، عمیقاً متأثر شد و همان شب شعر «چند ماه زندگی» را سرود. این شعر بعداً در روزنامه «دست در دست، یکدیگر را می‌پوشانیم» کمیته امداد هموطنان منتشر شد.

پس از آن شب‌های وحشتناک، او و اتحادیه دانشجویی سایگون چندین مرکز امدادرسانی برای قربانیان فاجعه، از جمله یک مرکز امدادرسانی در مدرسه ابتدایی فان دین پونگ، تأسیس کردند. او به عنوان معاون رئیس اداره امور داخلی منصوب شد و همکارانش به شوخی او را "پدربزرگ" صدا می‌زدند. در آنجا، او نه تنها تهیه برنج و دارو را انجام می‌داد، بلکه کارهای تبلیغاتی نیز انجام می‌داد و آرمان‌ها را در جوانان القا می‌کرد. او بار دیگر استعداد سازمانی و ظرافت خود را در کار بسیج عمومی نشان داد.

او موفق شد گروه «جوانان خیابانی» سرکش و آشوبگر را به خود جلب کند و آنها را به یک «تیم حمل و نقل و نظم» فعال برای مرکز تبدیل کند. همچنین به لطف اعتماد آنها بود که او با آرامش اوضاع را مدیریت کرد و امنیت یک افسر زن اهل شمال را که گم شده بود، تضمین کرد و از سوءظن اطرافیانش جلوگیری کرد.

همچنین در همین مرکز امداد بود که عشق بین او (تویت هو) و تویت نگوک (مسئول آموزش کودکان) عمیق‌تر شد. شعر «پروژه» که او برای او نوشت، گواه عشقی است که در میان دود و آتش جنگ شکوفا شد، شادی نادری در آن روزهای پرتنش.

هشت سال روزنامه‌نگاری دانشجویی نگوین هو فوک (۱۹۶۰-۱۹۶۸) پس از حمله تت به پایان رسید. او به کار خود برای انقلاب ادامه داد، در سال ۱۹۷۳ توسط دشمن دستگیر شد و در این مدت بود که خانواده‌اش مجبور شدند تمام انبوه روزنامه‌های دانشجویی گرانبهایی را که او نگه داشته بود، بسوزانند. روزنامه‌های فیزیکی ممکن است از بین رفته باشند، اما شعله‌ای که او و نسلش برافروختند هرگز خاموش نخواهد شد. این به بخشی از تاریخ تبدیل شده است، خاطره‌ای قهرمانانه از زمانی که دانشجویان سایگون با تمام وجود برای استقلال و صلح ملت زندگی می‌کردند، عشق می‌ورزیدند و می‌جنگیدند.

چو وان خانه

منبع: https://baochinhphu.vn/chang-sinh-vien-sai-gon-thap-lua-cho-mot-the-he-102260109180635126.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
رنگ‌ها روی امواج

رنگ‌ها روی امواج

شادی در میان مناظر ملی

شادی در میان مناظر ملی

دانش‌آموزان با لباس‌های سنتی آئو دای

دانش‌آموزان با لباس‌های سنتی آئو دای