Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بعدازظهر تابستانی

بعدازظهر، در حیاط کوچک پوشیده از خزه و فرسوده از گذر زمان، پدرم تخت بامبویش را بیرون آورد و آن را زیر سایه درخت سیب کاستارد گذاشت. به محض اینکه تخت خواب پهن شد، دستانش با چابکی یک قوری چای نیلوفر آبی دم کردند، سپس نوارها، رشته‌ها و ریسمان‌های مختلف بامبو را برای بافتن سبدها کنار هم چیدند.

Báo Phú YênBáo Phú Yên08/06/2025

بچه‌ها با هیجان در همان نزدیکی ایستاده بودند، به این امید که تکه‌های بامبوی باقی‌مانده را پیدا کنند و از پدرشان بخواهند برای ساختن قاب بادبادک به آنها بدهد. در وسط حیاط، مادرشان خودش را با انبوهی از بادام‌زمینی‌ها سرگرم کرده بود، پوسته‌هایشان زیر نور خورشید خرد می‌شد و هر دانه خشک و جمع شده بود. خورشید بعد از ظهر پرتوهای طلایی خود را می‌تاباند و خاطرات یک تابستان آرام را در هم می‌آمیخت.

همیشه این حس را دارم که بعدازظهرهای تابستان کندتر از همیشه می‌گذرد. ​​آفتاب ملایم و طولانی تابستان، کودکانی را که در خانه نشسته‌اند، بی‌تاب می‌کند. آنها آرزو می‌کنند خورشید کاملاً غروب کند تا بتوانند به مزارع و خاکریزها هجوم ببرند تا فوتبال بازی کنند و بادبادک هوا کنند. حال و هوای من همیشه انتظار مشتاقانه‌ای است، منتظر یک تماس آشنا از دوستانم.

برای من و دوستان دوران کودکی‌ام، آن بعدازظهرهای تابستانی واقعاً بهشتی بودند. آن زمان اینترنت و گوشی‌های هوشمند فراگیر نبودند، بنابراین هیچ‌کس چیزی از فناوری نمی‌دانست؛ بچه‌ها به سادگی با طبیعت و گیاهان دوست می‌شدند.

نمی‌توانم بشمارم چند بار پاهای برهنه‌ام با آسودگی در امتداد خاکریزهای سرسبز و علفزار قدم زده‌اند، و همچنین نمی‌توانم دفعاتی را که پس از برداشت محصول از مزارع بایر عبور کرده‌ام، بشمارم. گِل به پاهایم چسبیده بود، اما همیشه لبخندی بر لب داشتم.

بازی‌های کودکانه مثل بادبادک‌بازی، گل‌کاشتن، تیله‌بازی و دیگر بازی‌های سنتی همیشه جذاب بودند و ما هر بعدازظهر این بازی‌ها را انجام می‌دادیم. این بچه‌های مهربان، رویاهایشان را به بادبادک‌های کاغذی‌شان می‌سپردند، به این امید که وقتی بزرگ شدند، به دوردست‌ها پرواز کنند.

بعدازظهرهای تابستان در حومه شهر گاهی اوقات با صدای جیک‌جیک بی‌وقفه جیرجیرک‌ها روی درختان، پارس بی‌وقفه سگ‌ها و قدقد مرغ‌هایی که جوجه‌هایشان را صدا می‌زنند، پر سر و صدا می‌شود. بعضی شب‌ها، من بیدار دراز می‌کشم، از این سر و صداها به خود می‌پیچم و عذاب می‌کشم. از پنجره که بیرون را نگاه می‌کنم، مادرم را می‌بینم که خم شده و با سطل آب می‌آورد تا گیاهان را آب دهد.

در آن زمان‌ها، آرزوی باران شدیدی را داشتم تا مادرم مجبور نباشد آنقدر سخت کار کند و درختان دوباره سبز شوند و میوه‌های خوشمزه بدهند. گاهی اوقات، صدای لگن‌های ظرفشویی قدیمی افرادی که آنها را با بستنی عوض می‌کردند، می‌آمد. آهن قراضه، لگن‌ها و صندل‌های پلاستیکی شکسته، گنجینه‌های گرانبهایی بودند که برای تعویض با بستنی تازه استفاده می‌شدند.

هر بار که آن لحظات را به یاد می‌آورم، در حالی که با فراغت روی ایوان نشسته بودم و یک بستنی قیفی خنک در دست داشتم، شیرینی دوران کودکی‌ام را در میان آن بعدازظهرهای دل‌انگیز تابستانی حس می‌کنم...

بعدازظهرهای تابستان، آن روزهایی را به یاد دارم که برق می‌رفت. مادرم من و خواهرم را تشویق می‌کرد که سریع حمام کنیم تا بتوانیم شام بخوریم. آن زمان، چاه آنقدر عمیق بود که خم شدن برای کشیدن یک سطل آب خسته‌کننده بود. ریختن آب خنک روی خودمان، لرزه به انداممان می‌انداخت.

بعضی وقت‌ها لباس‌هایمان را به چاه روستا می‌آوردیم تا آنها را بشوییم، موهایمان را شامپو بزنیم و با همه گپ بزنیم. آن سال‌ها چیزی است که آرزو می‌کنم می‌توانستم دوباره تجربه کنم، حتی فقط یک بار در زندگی‌ام. چاه مدت‌ها پیش پر شده بود و آب لوله‌کشی و آب چاه‌های حفر شده که مستقیماً به مخازن پمپ می‌شدند، جایگزین آن شده بود.

یادم می‌آید که زیر چراغ نفتیِ سوسوزن می‌نشستم و غذا می‌خوردم، عرق از پشت برهنه‌ام سرازیر می‌شد و آرزو می‌کردم که عصر تابستان زودتر بگذرد...

بعد از سال‌ها بزرگ شدن و فکر کردن، متوجه شده‌ام که بعدازظهرهای تابستان قلبم را با ترکیبی عجیب از هیجان و حسرت پر می‌کند. اینجا جایی است که عشق و آرامش ساده، روح کسانی را که از خانه دور هستند، فرا می‌گیرد.

فرقی نمی‌کند کجا باشیم، شهر یا روستا، بعدازظهرهای تابستان، برای من و شما، به لحظات گرانبهای با هم بودن و تجدید دیدار تبدیل شده‌اند.

منبع: https://baophuyen.vn/van-nghe/202506/chieu-mua-ha-25b0379/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

شب بی‌خوابی هانوی پس از پیروزی تیم زیر ۲۳ سال ویتنام
چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.
[تصویر] شهر هوشی مین همزمان ساخت و ساز و کلنگ زنی ۴ پروژه کلیدی را آغاز کرد.
ویتنام همچنان در مسیر اصلاحات ثابت قدم است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

اعتماد به کنگره چهاردهم حزب، از خانه‌ها تا خیابان‌ها، همه جا را فرا گرفته است.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول