Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

داستان‌های قدیمی از دونگ تاپ مویی

در طول یک سفر میدانی به منطقه دونگ تاپ مویی، این فرصت را داشتم که داستان‌هایی از گذشته را از زبان ساکنان محلی بشنوم که جزئیات منحصر به فرد و جذابی داشتند. در این مقاله کوتاه، می‌خواهم این داستان‌ها را به اشتراک بگذارم تا خوانندگان بتوانند کار و زندگی مردم این منطقه روستایی را در گذشته تجسم کنند...

Báo Cần ThơBáo Cần Thơ14/09/2025


ماهیگیری با تور در رودخانه. عکس: DUY KHÔI


مطالب جالب در مورد «راه اندازی کسب و کار»

ضرب‌المثل «گاومیش پایه و اساس معیشت است» بر نقش گاومیش در کشاورزی سنتی برنج تأکید دارد. گاومیش ارتباط نزدیکی با زندگی و کار کشاورزان دارد، بنابراین داستان‌های روستایی اغلب شامل جزئیات جالبی در مورد گاومیش‌ها هستند.

برای رسیدن به تصویر «گاومیش پیشرو، شخم‌زن پیرو»، کشاورزان در گذشته اغلب «تکنیک‌های مخفی» داشتند تا گاومیش را دقیقاً مطابق میل آنها شخم بزنند. ابتدا، آنها گاومیش را آموزش می‌دادند تا از دستوراتی مانند «ví, thá» اطاعت کند. Ví به معنی داخل و thá به معنی بیرون است. گاومیش‌هایی که کشاورزان در حومه شهر برای شخم زدن استفاده می‌کردند، معمولاً آموزش می‌دیدند که با استفاده از «vọng ví» خلاف جهت عقربه‌های ساعت حرکت کنند. این دو صدا توسط کشاورزان برای کنترل جهت شخم به دلخواه استفاده می‌شد.

وقتی صحبت از گاومیش‌ها می‌شود، نمی‌توان «کشیدن گاومیش» را فراموش کرد - اصطلاحی قدیمی که به ایجاد یک آبراه اشاره دارد، در ابتدا کوچک و به تدریج پهن‌تر می‌شود. این شامل استفاده از گاومیش‌ها برای کشیدن قایق‌ها در امتداد یک آبراه کوچک و طبیعی بود. با گذشت زمان، از طریق تلاش‌های مکرر، آبراه عریض‌تر شد و به یک کانال آب داخلی تبدیل شد که مزارع را به هم متصل می‌کرد. در مناطقی که شرایط اجازه می‌داد، مالکان زمین، که صاحب گاومیش نیز بودند، در یک روز مشترک توافق می‌کردند که همه گاومیش‌های خود را برای مسابقه به نقطه‌ای مشخص بیاورند. مسیر مسابقه، آبراه طبیعی ("لونگ لان") بود. هر گاومیش توسط مربی خود رانده می‌شد، صدها نفر از آنها با سر و صدا مسابقه می‌دادند... البته، مسابقه باید بارها تکرار می‌شد تا آبراه عمیق‌تر و پهن‌تر شود. بنابراین، یک آبراه بدون نیاز به نیروی انسانی شکل گرفت.

در طول فصل سیل، کشاورزان افرادی را برای چراندن گاومیش استخدام می‌کردند. در گذشته، قیمت استخدام کسی برای چراندن یک جفت گاومیش، ۵ بوشل برنج در هر فصل سیل بود. اگر گاومیشی بر اثر بیماری می‌مرد، گوشت آن می‌توانست خورده شود، فروخته شود یا بخشیده شود، تا زمانی که شاخ‌ها و یک تکه پوست به عنوان مدرک نگه داشته شود. صاحب گاومیش چیزی را زیر سوال نمی‌برد زیرا کشاورزان بر اساس صداقت با یکدیگر رفتار می‌کردند و به یکدیگر اعتماد داشتند. هر خانواده، معمولاً متشکل از زن و شوهر و فرزندان، که به عنوان گاومیش‌داران حرفه‌ای کار می‌کردند، می‌توانستند در طول فصل سیل، یک یا دویست جفت گاومیش را چراند.

قایق‌ها و تجهیزات ماهیگیری در رودخانه دونگ تاپ مویی. عکس: DUY KHOI

داستان‌هایی از محصولات روستایی

در داستان‌های روستایی، اغلب این ضرب‌المثل وجود دارد که «ماهی‌های سرماری بزرگ ساکن برکه بسیار باهوش هستند.» دلیلش این است که وقتی برکه‌ای تخلیه و غرق می‌شود (به دلیل باران شدید که تمام شب ادامه دارد)، ماهی‌های سرماری بزرگ با پریدن به لبه برکه، جایی که کناره پایین‌تر است، به صورت جفت پنهان می‌شوند (شاید آنها این را حس می‌کنند زیرا آب باران از مزارع به برکه می‌ریزد). این جفت‌ها پس از خروج از برکه، در گودال‌های کوچک (در مزارع ناهموار) پنهان می‌شوند. آنها بی‌حرکت می‌مانند، گاهی اوقات برای چند روز بدون حرکت، منتظر می‌مانند تا برکه تخلیه شود و دیگر هیچ هیاهویی نباشد، قبل از اینکه سعی کنند فرار کنند (معمولاً با بازگشت به برکه تخلیه شده). برکه‌داران حرفه‌ای طبیعتاً از آنها باهوش‌تر هستند، بنابراین وقتی برکه غرق می‌شود، صبح روز بعد جستجویی را برای گرفتن سرماری‌های بزرگ ترتیب می‌دهند. تهاجمی‌ترین آنها «سرماری‌هایی با لب‌های بیرون زده» هستند. برای گرفتن این شکارچیان، ماهیگیر آنها را درست بالای سرشان می‌گیرد و بلافاصله آنها را به داخل گل و لای فشار می‌دهد تا به زمین سفت برسند. به دلیل ناگهانی بودن و زمین سفت، ماهی نمی‌تواند به موقع واکنش نشان دهد و بی‌حرکت می‌ماند.
برای صید ماهی سرماری، مردم فقط از «تورهای توری ۵ سانتی‌متری» استفاده می‌کردند، به این معنی که آنها فقط ماهی‌های بزرگ و هم‌اندازه را می‌گرفتند، بنابراین فقط لازم بود آنها را بشمارند، نه اینکه وزن کنند. در قدیم، ماهی‌های کوچک را با سبد اندازه‌گیری می‌کردند. آنها در مورد قیمت هر سبد توافق می‌کردند. بزرگترین سبد «سبد هفت‌تایی» نامیده می‌شد، به این معنی که ظرفیت آن معادل هفت سبد معمولی بود که معمولاً حدود ۲۵ کیلوگرم ماهی را در خود جای می‌داد. برای ماهی‌های بزرگتر، آنها را می‌شمردند، نه اینکه مانند الان وزن کنند، زیرا در آن زمان فقط از ترازوهای کوچک استفاده می‌شد که حداکثر می‌توانستند چند کیلوگرم وزن کنند. ترازوهای بزرگتر بسیار گران بودند و تعداد کمی از مردم عادی می‌توانستند از عهده خرید آنها برآیند. ماهیگیران در صید ماهی سرماری بسیار ماهر بودند و از هر دو دست خود به طور همزمان استفاده می‌کردند، هر دست یک ماهی را از انبار قایق خود می‌گرفت و آن را به سبد یا انبار قایق راننده منتقل می‌کرد. آنها هنگام صید ماهی با صدای بلند می‌شمردند (بنابراین همه می‌توانستند به راحتی آنها را دنبال و بررسی کنند). هر چه را که می‌شمردند، تعداد را دو برابر می‌کردند، زیرا هر شمارش نشان دهنده یک جفت یا دو ماهی بود. مثلاً ۱۶۰ یعنی ۳۲۰ حیوان و قیمت بر این اساس محاسبه می‌شود.

گرفتن مارماهی پیچیده‌تر است. وقتی آب مزارع را تا عمق چند اینچ فرا گرفته است، کشاورزان به مزارع می‌روند و اطراف را نگاه می‌کنند. اگر تکه‌ای از علف‌های سبز را ببینند که از علف‌های اطراف بلندتر است، از پاهای خود برای مدتی کاوش در اطراف استفاده می‌کنند. اگر پاشنه پایشان بتواند از آن عبور کند، آن لانه مارماهی است. در این مرحله، اولین اقدام شکارچی مارماهی این است که خم شود، مشت خود را گره کند و آن را در دهانه لانه فرو کند. اگر مشت جا شود، مارماهی حدود ۷۰۰ گرم وزن دارد؛ اگر تنگ‌تر باشد، حدود نیم کیلوگرم است - البته، لانه پهن‌تر به معنای مارماهی بزرگتر است. اگر مشت جا نشود، مارماهی کوچک است، کمتر از نیم کیلوگرم، که گذشتگان آن را خیلی کوچک می‌دانستند و نمی‌گرفتند.

به محض اینکه محل لانه مارماهی با وزن نیم کیلوگرم یا بیشتر مشخص شد، یک مشت علف را محکم دور آن می‌پیچند و آن را داخل لانه، حدود سه یا چهار اینچ عمق، قرار می‌دهند تا به چنگال لانه برسند. سپس علف را در لانه اصلی قرار می‌دهند (اگر به سرعت جمع نشود، مارماهی عقب‌نشینی می‌کند و در این لانه بسیار عمیق، گاهی اوقات یک متر عمق، پنهان می‌شود) و سپس حرکت "بزن بزن" انجام می‌شود. مارماهی در لانه کناری به وضوح صدای "بزن بزن" را می‌شنود، آن را با صدای طعمه اشتباه می‌گیرد و به سمت بالا می‌دود. در آن لحظه، شکارچی مارماهی کمی دست خود را باز می‌کند، انگشتانش کمی خم می‌شوند، به هم نزدیک می‌شوند و همه به سمت مرکز اشاره می‌کنند و منتظر می‌مانند. در یک لحظه، سر مارماهی کف دست آنها را لمس می‌کند. بلافاصله، نوک انگشتان گرفته می‌شوند و مارماهی به سرعت به پایین می‌لغزد، لغزنده و لزج، اما قادر به فرار نیست زیرا آبشش‌هایش توسط هر پنج ناخن کشاورز به دام افتاده است! تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که مارماهی را به سمت بالا بکشید.

بوفالوها در حال حمل ارابه‌های کاهی. عکس: DUY KHÔI

در قدیم، محصولات روستایی با آداب و رسوم ازدواج نیز مرتبط بود. برای خانواده‌های کم‌درآمد، هر زمان که فرزندی ازدواج می‌کرد، تمام خانواده با هم برای ساختن یک «کانال ماهیگیری» همکاری می‌کردند تا به فرزندانشان در شروع کسب و کار کمک کنند. این کانال توسط گاومیش‌هایی که بارها به این سو و آن سو می‌رفتند، از علف پاک می‌شد و کمی عمیق بود، ایجاد می‌شد. وقتی آب در حال فروکش کردن بود، تمام ماهی‌های مزارع به این «کانال ماهیگیری» عقب‌نشینی می‌کردند. وقتی سطح آب تقریباً کاملاً خشک می‌شد، مردم می‌توانستند به سادگی یک «قایق» برای صید ماهی بسازند. اگر آنها کوشا بودند و می‌دانستند چگونه از «کانال ماهیگیری» استفاده کنند، زوج تازه ازدواج کرده می‌توانستند امرار معاش کنند.

یکی دیگر از جنبه‌های جالب زندگی روزمره، «وای» (vầy) است که با نام «چو روی» (chợ rổi) نیز شناخته می‌شود. این مکان به محل ملاقات کسانی اشاره دارد که در استخرهای ماهی کار می‌کنند و ماهی‌های تازه صید شده خود را برای فروش به «لا روی» (lái rổi) (تاجران ماهی) می‌آورند. «وای» در اینجا به معنای «بازار» است - نوعی بازار تخصصی ماهی که در وسط مزارع برگزار می‌شود و «چو روی» (chợ rổi) نیز نامیده می‌شود.

داستان‌هایی که از دوران اقامتم در دونگ تاپ مویی تعریف می‌کنم، با بازگو کردن جزئیات جالب بسیاری که نشان‌دهنده‌ی محصولات فراوان و هوش و سازگاری مردم با زندگی در آنجاست، به‌طور فزاینده‌ای جذاب می‌شوند...

نگوین هو هیپ

 

منبع: https://baocantho.com.vn/chuyen-xua-o-dong-thap-muoi-a190850.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پرورش جوانه‌های سبز

پرورش جوانه‌های سبز

اکوتوریسم

اکوتوریسم

صلح

صلح