تقریباً هر کسی برای شروع یک حرفه یا شغل باید مراحل اولیهای را طی کند.
یک کودک را مشاهده کنید. کودک از حالت نشسته ساده، بلند میشود و اولین قدمهای آزمایشی خود را برمیدارد. سپس، به تدریج، با گامهای مطمئنتری راه میرود. اینها کودکانی هستند که سالم بزرگ میشوند. برای کودکانی که دارای اختلالات حرکتی هستند، مراحل دشوار زیادی در فیزیوتراپی لازم است تا یاد بگیرند بنشینند، سپس صاف بایستند، اولین قدمهای خود را به طور مستقل بردارند و در نهایت مانند دیگران راه بروند. از همان گامهای مطمئن اولیه، این کودکان بعداً در فعالیتهای زیادی شرکت میکنند.
در تمام جنبههای زندگی، فرد باید گامهای اولیه را بردارد. برای یادگیری زبان اجداد خود، کودک باید به تلفظهای مادر، پدر و سایر اقوام خود گوش دهد. گوش دادن و تکرار، و به تدریج افزایش فرکانس، او را قادر میسازد تا با مادر، پدر، پدربزرگ و مادربزرگ و سایر عزیزان خود ارتباط برقرار کند.
سپس نوبت به نوشتن میرسد. وقتی بچهها به مدرسه میروند، سیستم نوشتاری را که والدینشان آموختهاند، سیستم نوشتاری مورد استفاده جامعهشان، که اکنون به نسل بعدی منتقل شده است، یاد میگیرند. اولین درسهای نوشتاری وجود دارد که کمی دلهرهآور است. سپس درسهای بعدی میآیند. زبانی که اجدادشان، در طول سالها یادگیری، استفاده میکردند، در کودکان غنیتر و غنیتر میشود، متنوعتر و عمیقتر میشود و ایدهها را به روشهای متنوعتر و روشنگرانهای، از جمله کلمات زیبا و اصطلاحات علمی ، بیان میکند. سپس زبان خارجی که زبانآموزان در معرض آن قرار میگیرند، میآید. از کلمات ساده گرفته تا واژگان گستردهتر، و سپس به تدریج مهارتهای گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن خود را بهبود میبخشند.
یادگیری یک حرفه برای همه مانند شروع کار است. حرفهها متنوع هستند و مراحل اولیه یادگیری یک حرفه بسیار متفاوت است. دانشجویان پرستاری علاوه بر تئوری، باید مهارتهای عملی زیادی را نیز بیاموزند. تزریق و تزریق مایعات وریدی به بیماران از وظایف روزانه است. برخی از دانشجویان در ابتدا مردد خواهند بود و قبل از موفقیت باید چند بار رگ را پیدا کنند. اما بعداً، اقدامات آنها دقیقتر، سریعتر و ماهرانهتر خواهد شد.
دانشآموزانی که مشتاق معلم شدن هستند، به آموزش عملی و تجربه کلاسی بیشتری نیاز دارند. آنها معلمان باتجربه را مشاهده میکنند، از طرح درس آنها یاد میگیرند و با توجه دقیق به اصول اولیه، آمادهسازی درسها را تمرین میکنند. این دانشآموزان معلم، جلسات عملی کلاسی دارند و در مقابل دانشآموزان تدریس میکنند، در حالی که همسالان و معلمان ناظر آنها را مشاهده میکنند. آنها بازخورد دریافت میکنند و از تجربیات خود در مورد محتوای درسهایشان میآموزند. دانشآموزان معلم این بازخورد را جذب میکنند و برای درسهای بعدی تنظیماتی انجام میدهند. از این تجربیات ناخوشایند اولیه، این دانشآموزان معلم به یادگیری و پیشرفت ادامه میدهند و با گذشت زمان، بسیاری از آنها به معلمان عالی تبدیل میشوند که مورد احترام نسلهای دانشآموزان قرار میگیرند.
یک شاگرد خیاط همچنین باید با آشنایی تدریجی با سوزندوزی شروع کند. او باید تکنیکهای معلمان خود را به دقت رعایت کند. او باید دستورالعملهای آنها را بفهمد و از همان ابتدا، کمکم و با پشتکار تمرین کند. مشاهده دقیق، تمرین مداوم و توجه دقیق به جزئیات، به تدریج منجر به مهارت و بهبود مهارتها میشود.
همین امر در مورد دانشجویان موسیقی نیز صدق میکند. آنها باید با دانش نظری پایه شروع کنند، به تدریج آن را جمعآوری کنند و قبل از اینکه واقعاً بتوانند در اجراها با سازهایی که برایشان عزیز هستند و به آنها علاقه دارند، عالی عمل کنند، به طور گسترده روی سازهای مورد علاقه خود تمرین کنند.
سفر کارآفرینی یک فرد نیز به یک آغاز نیاز دارد. در مورد کاری که میخواهید انجام دهید، نحوه انجام آن و سرمایهگذاریهای مورد نیاز برای تجهیزات و لوازم، اطلاعات کسب کنید. با تحقیق در مورد بازار و بازارهای فروش محصولات خود شروع کنید. سپس، خود را وقف آن کنید. چه در کشاورزی و چه در صنایع خدماتی، خرید و فروش، در مقیاس متوسط شروع کنید، به تدریج با خوب پیش رفتن اوضاع، گسترش دهید و به سرمایهگذاری ادامه دهید.
واضح است که هر حرفهای به یک آغاز نیاز دارد. یادگیری، تحقیق، تمرین، تسلط و توسعه تدریجی مهارتها. مارک تواین کاملاً درست میگفت وقتی نوشت: «راز موفقیت، شروع کردن است.»
زندگی به ما نشان میدهد که برخی افراد شروع آرامی دارند، در حالی که برخی دیگر قبل از رسیدن به موفقیت با مشکلات و سختیهایی روبرو میشوند. پس از مراحل اولیه، چگونگی پیشرفت آنها به اقدامات و تجربیات واقعی زندگیشان بستگی دارد. برخی وقتی فعالیتهای خود را در جهت درست هدایت میکنند و علایق خود را دنبال میکنند، به سرعت و به طور مؤثر پیشرفت میکنند. پیشرفت یک فرد همچنین به شانس بستگی دارد: ملاقات با مربیان متعهد، کار در یک محیط مناسب و یافتن همکاران همفکر. گاهی اوقات، سفر کارآفرینی یک فرد به راحتی شروع نمیشود. برخی افراد در اولین تلاشهای خود با شکستها و مشکلات روبرو میشوند. برخی دیگر به مسیر دیگری تغییر مسیر میدهند و تنها بعداً به موفقیت میرسند.
زندگی همیشه در حال حرکت به جلو است. و برای رسیدن به موفقیتهای آینده، نه تنها باید قدم اول را برداشت. آلبرت انیشتین زمانی گفته بود: «زندگی مانند دوچرخهسواری است. برای حفظ تعادل، باید به حرکت ادامه دهید.»
در واقع، برای دستیابی به موفقیت بیشتر، باید به طور مداوم تلاش کرد و بر فعالیتها و حرفه خود متمرکز ماند.
برای شروع، یک فرد فعال برای کار کردن به انگیزه نیاز دارد. این انگیزه میتواند از درون خودش یا گاهی اوقات از تشویق خانواده و دوستان ناشی شود. و برای دستیابی به موفقیت بیشتر، فرد باید عادات خوبی را در تمرین حرفهای روزانه خود ایجاد کند. آیا ممکن است موفقیت امروز ناشی از یک شروع به یاد ماندنی دیروز باشد؟
منبع






نظر (0)