Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مناقشه بی‌پایان ایران، چندین رئیس جمهور آمریکا را به ستوه آورده است.

نزدیک به پنج دهه است که روسای جمهور ایالات متحده از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به روش‌های مختلفی با ایران برخورد کرده‌اند و دیپلماسی، تحریم‌ها، بازدارندگی و نیروی نظامی را با هم ترکیب کرده‌اند.

ZNewsZNews29/05/2026

تصویر رهبر فقید ایران در خیابان‌های تهران. عکس: رویترز

دلیلش این است که انگیزه اصلیِ هدایت‌کننده رفتار تهران عملاً بدون تغییر باقی مانده است: ایدئولوژی آن.

«جنگ مقدس برای خدا»

بحث‌ها در واشنگتن اغلب بر تاکتیک‌ها متمرکز است. دموکرات‌ها دیپلماسی را در اولویت قرار می‌دهند و توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما را به عنوان عملی‌ترین مکانیسم برای مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران و جلوگیری از جنگ می‌بینند.

در همین حال، جمهوری‌خواهان عموماً از کمپین «فشار حداکثری» و بازدارندگی نظامی حمایت می‌کنند و استدلال می‌کنند که ایران از توافق‌های دیپلماتیک سوءاستفاده می‌کند و به فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده خود در منطقه ادامه می‌دهد.

هر دو رویکرد مزایایی دارند، اما هیچ‌کدام به‌طور کامل توضیح نمی‌دهند که چرا این مشکل همچنان پابرجاست.

موضوع اصلی نه در تغییرات سیاسی در واشنگتن، بلکه در ماهیت پایدار رژیم ایران و اهداف عمیقاً ریشه‌دار در جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ نهفته است.

آنچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در حال مذاکره با ایران است - یک توافق تجاری برای بازگشایی تنگه هرمز و احتمالاً اعمال محدودیت‌های هسته‌ای بیشتر - نمی‌تواند مسیر ثابت ۴۷ سال گذشته را تغییر دهد.

قانون اساسی ایران نه تنها نقش دفاعی نظامی، بلکه «ماموریت جنگ در راه خدا» را نیز برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تعیین کرده است.

برای دهه‌ها، رهبری انقلابی ایران این مأموریت را به عنوان گسترش نفوذ تهران در سراسر خاورمیانه، بیرون راندن ایالات متحده از منطقه و حمایت از جنبش‌های مسلحانه متعهد به نابودی اسرائیل تفسیر می‌کرد.

این اهداف فراتر از دوران ریاست جمهوری ایالات متحده و ایران، بحران‌های اقتصادی، کمپین‌های تحریم یا دوره‌های گشایش دیپلماتیک است.

این موضوع، سلسله حملات، گروگان‌گیری‌ها و جنگ‌های نیابتی را که از زمان اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ روابط ایران و آمریکا را شکل داده است، توضیح می‌دهد. همچنین توضیح می‌دهد که چرا ایران به طور مداوم روی گروه‌های مسلح در منطقه مانند حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی فلسطین، شبه‌نظامیان عراقی و نیروهای حوثی سرمایه‌گذاری کرده است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به طور خاص برای محافظت از انقلاب داخلی و گسترش نفوذ خود در خارج از کشور طراحی شده است. نیروی قدس - بازوی اعزامی سپاه پاسداران - دهه‌ها صرف ایجاد شبکه‌ای از گروه‌های مسلح متحد کرده است تا نفوذ ایران را بسیار فراتر از مرزهای ملی خود گسترش دهد.

در مقاطع مختلف، سیاست‌گذاران آمریکایی امیدوار بودند که شور انقلابی ایران در ازای فرصت‌های اقتصادی و ادغام مجدد در نظام بین‌المللی فروکش کند. این بخشی از منطق استراتژیک پشت توافق هسته‌ای در دولت اوباما بود.

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در واقع محدودیت‌های قابل توجهی را برای مدت معینی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کرد و از این نظر می‌توان آن را یک دستاورد دانست. اما رفتار منطقه‌ای یا اهداف انقلابی تهران را تغییر نداد. در واقع، از برخی جهات، ایران با افزایش منابع اقتصادی خود، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است.

اندکی پس از امضای توافق، علی خامنه‌ای، رهبر ایران، هرگونه گمانه‌زنی مبنی بر نرم‌تر شدن موضع ایران در قبال اسرائیل یا ایالات متحده را رد کرد. او علناً پیش‌بینی کرد که اسرائیل ظرف ۲۵ سال از بین خواهد رفت و متعهد شد که به «مقاومت» در سراسر منطقه ادامه دهد.

آن گفته اغراق نبود، بلکه با مسیری که ایران دهه‌هاست دنبال کرده، سازگار بود.

چرخه تکرار می‌شود

وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳، واضح‌ترین نمود آن مسیر است.

حماس - نیرویی که سال‌ها توسط ایران مسلح، تأمین مالی و پشتیبانی می‌شد - مرگبارترین حمله در تاریخ اسرائیل را انجام داد و بیش از ۱۲۰۰ نفر را کشت و بیش از ۲۵۰ نفر را گروگان گرفت. رهبران ایران این اقدام را «مقاومت» در برابر اسرائیل نامیدند.

تنها چند روز بعد، گروه‌های تحت حمایت ایران در سراسر منطقه نیز به این نبرد پیوستند. حزب‌الله شروع به پرتاب موشک از لبنان به شمال اسرائیل کرد. شبه‌نظامیان طرفدار ایران در عراق و سوریه بارها به سربازان آمریکایی حمله کردند. نیروهای حوثی در یمن به کشتی‌های تجاری و تجهیزات دریایی آمریکا در دریای سرخ حمله کردند.

این نتیجه دهه‌ها سرمایه‌گذاری ایران در شبکه‌ای است که دقیقاً برای همین منظور طراحی شده است: اعمال فشار بر اسرائیل و ایالات متحده در جبهه‌های مختلف، در حالی که همچنان قادر به انکار مسئولیت خود باشد.

ترامپ اولین رئیس جمهور آمریکا بود که مستقیماً دستور حمله به رهبری ارشد نظامی ایران را صادر کرد و سپس عملیات نظامی در عمق خاک ایران را مجاز دانست.

برخی از این اقدامات نتایج تاکتیکی روشنی به همراه داشت. ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، در سال ۲۰۲۰ عملیات منطقه‌ای ایران را مختل کرد. حملات بعدی به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران نیز خسارات قابل توجهی به برنامه‌های موشکی، پهپادی و هسته‌ای تهران وارد کرد.

با این حال، موفقیت نظامی تاکتیکی لزوماً معادل موفقیت استراتژیک نیست.

در واقع، وقایع چند ماه گذشته محدودیت‌های قدرت نظامی را در مواجهه با یک نظام انقلابی عمیقاً ریشه‌دار نشان داده است. با وجود خسارات سنگین، به نظر می‌رسد دستگاه ایران با نقش‌های برجسته‌ای که چهره‌های تندرویی مانند احمد واحدی - فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که فرماندهی نیروی قدس را در بیشتر دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بر عهده داشت - ایفا می‌کنند، بیش از پیش منسجم شده است.

ابزارهای آمریکایی - نظامی، دیپلماتیک یا اقتصادی - ممکن است در تضعیف توانایی‌های ایران مؤثر باشند، اما در تغییر مسیر ایدئولوژیک رژیم در تهران کاملاً بی‌اثر هستند.

علیرغم گزارش‌های متعدد مبنی بر توافق قریب‌الوقوع بین ایالات متحده و ایران، مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران، هدف پدر فقید خود را مجدداً تأیید کرده است: اخراج ایالات متحده از خاورمیانه و نابودی کشور اسرائیل.

مجتبی خامنه‌ای این هفته نوشت: «از این پس، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» شعار مشترک جامعه مسلمان خواهد بود.»

او برای تأکید بیشتر بر این موضوع، وعده پدرش مبنی بر نابودی اسرائیل تا قبل از سال ۲۰۴۰ را بار دیگر تأیید کرد.

اسرائیل ممکن است پس از انتخابات اواخر امسال دولت جدیدی داشته باشد، اما دکترین امنیتی پیشگیرانه‌تری که پس از وقایع ۷ اکتبر اتخاذ کرد، بعید است تغییر کند. اسرائیل ممکن است بلافاصله پس از شناسایی تهدید، چه در نزدیکی مرزهای خود و چه در داخل خاک ایران، از جمله برنامه موشکی تهران، اقدام کند.

ایالات متحده همچنین به اقدامات خود برای محافظت از خود و منافعش ادامه خواهد داد. همین هفته، در حالی که واشنگتن و تهران در حال مذاکره برای بازگشایی تنگه هرمز بودند، ایالات متحده سپاه پاسداران را به مین گذاری جدید در تنگه متهم کرد که منجر به یک حمله کوتاه مدت شد.

این واقعیت - با توجه به ایدئولوژی اصلی ایران، تمایل اسرائیل به اقدامات پیشگیرانه و حمایت ایالات متحده از منافع و پرسنل خود - همچنان چالش‌هایی را برای رئیس جمهور ترامپ و جانشینان او ایجاد خواهد کرد. جهان احتمالاً همچنان شاهد چرخه‌ای تکراری از رویارویی، کاهش موقت تنش و درگیری مجدد خواهد بود.

منبع: https://znews.vn/cuoc-chien-bat-tan-iran-deo-bam-nhieu-doi-tong-thong-my-post1655154.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کلاس درس در وست راک A

کلاس درس در وست راک A

دو سان: نگاهی نو

دو سان: نگاهی نو

شادی سرباز جزیره

شادی سرباز جزیره