از طریق ماجراجوییهای ماهیها و تلاش برای ساختن یک جهانبینی کامل آبزی با آرمانهایی برای اکتشاف و شکلی جدید از تفکر و گفتمان.
![]() |
کتاب کودکانه «ماجراهای کپور صورتی» هدیهای معنادار برای روز جهانی کودک در اول ژوئن است. |
منتقد ادبی، بویی ویت تانگ، در مقدمهاش بر *ماجراهای ماهی کپور قرمز* ، این کتاب را «گفتمانی درباره آب» مینامد. این تقریباً کلید مهمی برای درک کلیت هنری اثر است. در * ماجراهای ماهی کپور قرمز* ، آب به ساختار پویای شبکه حیات تبدیل میشود. هر موجود زنده باید یاد بگیرد که مانند آب جاری شود، تغییر شکل دهد و فرار کند. از برکه تمساح تا خندق شناور، از شالیزارهای برنج تا مناطق آب شور، از جنگل حرا تا دگرگونی اژدهای چرخان در پایان اثر، کل سفر ماهی کپور قرمز اساساً سفری برای یادگیری ماهیت سیال وجود است. آب محیط زندگی است، مترادف با حرکت، سازگاری، خود-موقعیتیابی و خود-بازسازی مداوم.
در *ماجراهای ماهی کپور قرمز* ، آب خاطرات زندگی مشترک، خاطرات فرهنگی و ناراحتی از رابطهی رو به رشد و متعارض بین انسان و طبیعت را در خود جای داده است. بنابراین، اگرچه این کتاب مطمئناً برای کودکان نوشته شده است، اما برای بزرگسالان نیز نوشته شده است، به خصوص که ما در عصری از تغییرات اقلیمی، نفوذ آب شور، آلودگی و شکاف فزاینده بین بشریت و زیستکره خود زندگی میکنیم.
یکی از مسائلی که امروزه مکرراً مطرح میشود این است که ادبیات کودکان اغلب دیدگاه بزرگسالان را تحمیل میکند و کودکان صرفاً دریافتکنندگان حقیقت هستند، نه اینکه زندگی را واقعاً از طریق چشمان معصوم و صادق خود تجربه کنند. «ماجراهای ماهی قرمز» آگاهانه از این رویکرد فاصله میگیرد. واقعیت در داستان تا حد زیادی از «دیدگاه درونی» موجودات آبزی دیده میشود. ترسها، شهود، پیشگوییها، تجربیات بقا، تغییرات در محیط آبی... همه توسط همین جامعه درک میشوند. این کتاب تلاش میکند تا انسانها را در موقعیتی قرار دهد که باید دیدگاه خود را «آکواتیزه» کنند. انسانها دیگر سوژههای برتر نیستند که طبیعت را از دور مشاهده میکنند، بلکه صرفاً یک موجود زنده در شبکه وسیع و بههمپیوسته زندگی هستند.
از همان ابتدا، *Chép Hồng* (ماهی کپور قرمز) در محیطی قرار میگیرد که به هیچ وجه... شبیه افسانه نیست. برکه کپور، اگرچه وسیع است، اما همچنان جایی است که ماهیها برای بقا با هم رقابت میکنند. نویسنده نه تنها یک مسیر مستقیم و پر از گل، یک پادشاهی کاملاً رویایی را به شخصیت اصلی ارائه میدهد، بلکه او را در موقعیتهای چالشبرانگیز قرار میدهد، با روحیهای از «آتش، طلا را میآزماید، سختی، قدرت را». این همان چیزی است که به اثر حال و هوای معاصر میدهد.
این کتاب کودکان را به دنیایی از امنیت و خوبی مطلق نمیبرد، بلکه برعکس، حیات آبزی در اینجا بر اساس مکانیسمی کاملاً نزدیک به روح لطیف داروینیسم عمل میکند: برای زنده ماندن، فرد باید بداند چگونه خود را تنظیم کند؛ برای رشد و شکوفایی، باید یاد بگیرد که سیگنالهای محیطی را بخواند و باید بداند چگونه حرکت کند، اتحاد تشکیل دهد و سازگار شود.
درسهای ارزشمندی که چپ هونگ به تدریج پس از سفرهای بسیار آموخت، به فلسفهای برای بقا در آن دوران اشاره داشت. با این حال، این کار چنین فلسفهای را به اصول خشک و بیروح تبدیل نکرد.
![]() |
نویسنده فام هونگ دیپ (چپ) در مراسم رونمایی کتاب در هانوی به همراه نویسنده هوآنگ دو. |
دانشی که در «ماجراهای کپور قرمز» به دست میآید، عمدتاً از طریق تجربه به دست میآید. هر پهنه آبی که کپور قرمز از آن عبور میکند، با یک درس زندگی متفاوت مطابقت دارد. دریاچه کروکر فضایی از رقابت اولیه برای بقا است؛ خندق شناور به ماهیها میآموزد که چگونه با جریانهای متغیر سازگار شوند؛ آب شور، تجربیات زندگی در آمیختگی آب شور و شیرین را برای آنها فراهم میکند؛ و جنگل حرا، مدرسهای برای سرپناه جمعی است. کپور قرمز در این ساختار ماجراجوییهایش، به شیوهای تحمیلی «آموزش» نمیبیند، بلکه از طریق تعاملاتش با زندگی یاد میگیرد.
در اینجا، سوژه بزرگسال به عنوان نیروی سازماندهندهی زیربنایی در پشت ماجراهای ماهی قرمز حضور دارد. بسیاری از بخشها هنوز لحنی نسبتاً پایانی دارند؛ بسیاری از درسها تا حدودی رسمی بیان میشوند، و گاهی اوقات شخصیتهای ارشد، مانند عمو گربهماهی و عمو مارماهی، هنوز بیشتر شبیه «مربیان» جامعهشناختی هستند تا موجودات طبیعی.
با این حال، شاید این لزوماً نقطه ضعف اثر نباشد. زیرا، همانطور که گفته شد، *ماجراهای ماهی صورتی* قصد ندارد صرفاً ادبیات کودکان باشد. همچنین میخواهد نوعی «افسانه فلسفی» باشد، جایی که داستان ماجراجویی برای انتقال تأملات، سؤالات و گفتگوهایی درباره جامعه، بومشناسی و توسعه آینده استفاده میشود.
شخصیتهایی مانند عمو کتفیش و عمو باراکودا نه تنها به عنوان راهنما عمل میکنند، بلکه به عنوان مخزن خاطرات رودخانهای نیز عمل میکنند، جایی که تجربیات بقا از طریق نسلها منتقل میشود. بنابراین، دنیای آبزی در این اثر به عنوان یک صحنه نمایش کودکانه و خیالپردازانه وجود ندارد، بلکه به عنوان یک جامعه با بنیان، تاریخ، حافظه و قوانین وجودی خاص خود عمل میکند.
کل دنیای آبزی که در این اثر به تصویر کشیده شده است، اساساً نمونهی کوچکی از جامعه است: رقابت، اتحاد، مهاجرت، انتقال تجربه و مبارزهی مرگ و زندگی در برابر خطر وجود دارد. انسانهای مدرن در حال تبدیل شدن به منبع آسیبهای شدید به اکوسیستم طبیعی غنی و هماهنگ هستند.
در پسِ ماجراهای ماهی کپور قرمز، حس ظریف اما متمایزی از نگرانی زیستمحیطی نهفته است. چشمانداز آبی در این اثر، هم فراگیر و هم خطرناک است؛ هر زیستگاهی در برابر جهان در حال تغییر و توهم قدرت بشر برای فتح و دگرگونی آسیبپذیر است.
اما اگر فقط بر موضوع بقا تمرکز میکرد، کتاب به راحتی خشک و سرد میشد. آنچه *ماجراهای ماهی کپور قرمز* را با حس لطیف یک افسانه حفظ میکند، روح همزیستی است که در سراسر اثر جریان دارد. ماهی کپور قرمز نه از طریق قدرت فردی و انفرادی، بلکه از طریق آگاهی از طنین و کار گروهی (مانند لانه پرندهای با "کاههای خشک که محکم به هم بسته شدهاند، در نگاه اول شکننده به نظر میرسند اما قوی و بادوام") و از حمایت متقابل، به ویژه حمایت از ضعیفان، به بلوغ میرسد، به طوری که وقتی آنها به دوردستها میروند، با هم میروند و هیچ کس جا نمیماند.
![]() |
کتاب کودک «ماجراهای کپور صورتی». |
در سطحی وسیعتر، این همان فلسفهی «هماهنگی با طبیعت» در شرق آسیا نیز هست: خود، خود را از جمع جدا نمیکند؛ قدرت را به دست نمیگیرد، بلکه با محیط اطراف خود هماهنگ میشود.
جالب اینجاست که در حالی که مطالعات معاصر مانند «هیدروفیزیولوژی» شروع به بررسی آب به عنوان سازهای از هویت و تفکر کردهاند، تمدن برنجکاری ویتنام از همان مراحل اولیه با این مدل زندگی میکرده است.
این اثر به طور نامحسوسی به ویژگیهای یک «حماسه تاریخ آب» درباره تمدن برنجکاری ویتنام اشاره میکند. کل محیط اثر - دریاچه کا چئو، شالیزارها، کانالها، مناطق آب شور، جنگلهای حرا - به شدت ساختار تمدن آبرفتی و تمدن رودخانهای را تداعی میکند.
ماهی کپور قرمز فقط در آب شنا نمیکند («از شالیزارهای برنج ملایم تا رودخانههای بزرگ و سپس به اقیانوس پهناور»)؛ بلکه در حافظه فرهنگی ویتنامی شنا میکند - فرهنگی که محقق تران دین هوئو آن را با «فرهنگ آب» برابر میداند: انعطافپذیر، سازگار و پاسخگو.
از این نظر، «ماجراهای کپور قرمز» یک ماجراجویی آبی است و در عین حال استعارهای نسبتاً معمول برای هوش بقا در مردم ویتنام: نه مواجهه مستقیم با همه تغییرات، بلکه یادگیری جاری شدن از میان آنها مانند آب. سازگاری در این اثر، دلالت ضمنی سازشکارانه ندارد، بلکه ظرفیتی فرهنگی است که توسط تاریخ طولانی زندگی رودخانهای شکل گرفته است.
بنابراین، این کتاب دیگر سفر یک فرد نیست، بلکه به فرآیندی از یک جامعه کامل از موجودات زنده تبدیل میشود که سازگار و بردبارند و آماده همزیستی و گفتگو با «جهانی متفاوت» هستند.
اگر «عبور از دروازه اژدها» نمادی کلاسیک از آرزوی تبدیل شدن به اژدها، از اسطوره عروج شخصی است، پس «رویای عبور از خاکریز» در *ماجراهای کپور قرمز* استعارهای از روحیه تلاش رو به بالا، از دوران معاصر است، نه صرفاً غلبه بر محدودیتهای جغرافیایی، بلکه «جهشی به جلو» از یک تمدن برنجکاری: رهایی از پناهگاههای امن... برای آمادگی برای رویارویی با اقیانوس پهناور و امواج متلاطم آن، برای شناخت خود و دیگران، و برای کشف افقها و امکانات جدید.
این تصویر بسیار نمادین است. این تصویر، ماهی کپور قرمز را از یک ماهی ساده و بازیگوش در یک افسانه به نمادی از ملتی تبدیل میکند که در حال یادگیری ماجراجویی در جهان در عصر جدید است، در حالی که هنوز خاطرات تمدن رودخانهای و اصول زندگی جمعی خود را با خود حمل میکند. بنابراین، «شکستن سد» اساساً نتیجه اجتنابناپذیر تاریخ طولانی تجربه بقا و اشتیاق به آیندهنگری است که در سکوت آماده شده است تا قدرت درونی به نیروی محرکه پیشرفت تبدیل شود.
زندگی شکننده است، اما بیکران. رمان «ماهی سرخ» اثر فام هونگ دیپ اجازه نمیدهد جذابیت تازگی، فرصتهای موجود در زمان حالِ آشنا و آرامشبخش را تحت الشعاع قرار دهد. ماهی سرخ پس از سفرهایش در دریاها، میفهمد: «معلوم شد دریاچهای که در آن زندگی میکنم چیزهای جذاب زیادی را در خود جای داده که هنوز کشف نشدهاند.» این جمله ساده، باور عمیقی را در خود نهفته دارد: سفر با ماندن در تضاد نیست؛ گسترش، عمیقتر شدن را نفی نمیکند؛ رهایی به معنای گسستن هویت نیست؛ مواجهه با اقیانوس به معنای احساس بیاهمیتی نیست.
در پس داستان چپ هونگ، یک تصویر نویسندهی نسبتاً منحصر به فرد پدیدار میشود: نه یک نویسندهی رمانتیکِ طبیعت، بلکه سوژهای با ذهنیتی سازنده و مدیریتی. بنابراین، فام هونگ دیو حتی هنگام نوشتن افسانهها، زندگی را به عنوان فضایی پویا و همزیستی میبیند: جایی که همه موجودات زنده باید یاد بگیرند که بین رقابت و همکاری، توسعه و حفظ، آرزوی دور شدن و نیاز به حفظ ریشههای خود تعادل برقرار کنند. به نظر میرسد فام هونگ دیو در مورد آب به عنوان یک شیء توصیفی نمینویسد، بلکه با همان ذهنیت آب مینویسد: نرم اما انعطافپذیر، پراکنده اما به هم پیوسته. بنابراین، افسانههای اینجا هم نرم و هم از نظر ساختاری محکم هستند. سفر چپ هونگ منعکس کنندهی مکانیسمهای زندگی اقتصادی، اجتماعی، بازار و حتی پساصنعتی امروز است.
شاید ارزشمندترین جنبهی سفر ماهی کپور قرمز نه در رویای تبدیل شدنش به اژدها، بلکه در یادگیری حکمت آب نهفته باشد: دانستن چگونگی سازگاری بدون از دست دادن جوهرهی خود؛ دانستن چگونگی تغییر مسیر در عین حفظ ارتباط. شاید معنا و پیام واقعی «سفر ماهی کپور قرمز» در همین نکته نهفته باشد: نه در آموزش چگونگی پیروزی به کودکان، بلکه در آموزش چگونگی زندگی در هماهنگی با جهان به بشریت.
منبع: https://znews.vn/cuoc-phieu-du-cua-chep-hong-post1653427.html










نظر (0)