Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شب بارانی خیلی غم‌انگیز است، خواهر...

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng25/11/2023


SGGP

«گوشی‌تان را به من بدهید تا با توئونگ وان تماس بگیرم و چند مقاله‌ای را که کمیته فرهنگ و هنر ما این بار ثبت کرده به او یادآوری کنم. همه آنها مقالات مهمی هستند که نوشتنشان ضروری است. هنگام نوشتن درباره فرهنگ و هنر، سعی کنید قدرت ذاتی و نیروی محرکه حیاتی آن را برای توسعه پایدار شهر و کشورمان برجسته کنید. بنویسید تا تغییری در طرز فکر و آگاهی در مورد سرمایه‌گذاری و توسعه فرهنگی ایجاد کنید. اما چرا این بار اینقدر طولانی در بیمارستان هستم؟ فقط چند روز دیگر، و من به خانه خواهم آمد...»

۱. خانم تاچ تائو (که ما هنوز هم با محبت او را "خانم یو" صدا می‌زنیم) در حالی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود، در میان لوله‌ها و سیم‌هایی که هنوز دور بازوهایش پیچیده بودند، در میان صدای وزوز تجهیزات پزشکی ، درباره کار و برنامه‌هایش برای مقالات کلیدی با ما صحبت کرد... حتی در دردناک‌ترین لحظات، زمانی که به نظر می‌رسید غیرقابل تحمل است، او قوی و امیدوار باقی ماند. با وجود درد ناشی از بیماری‌های متعددی که بیش از سه ماه و نیم او را رنج می‌داد، حتی در لحظات هوشیاری‌اش، مکالمات او حول کارش می‌چرخید: اخبار، مقالات و مجموعه مقالات.

وقتی از بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی و قلبی عروقی مرخص شد و به بخش عادی خود در بخش نفرولوژی بیمارستان خلق ۱۱۵ بازگشت، کورسوی امیدی برای بهبود سلامتی‌اش در قلب‌هایمان درخشید. وقتی پزشک اعلام کرد که او حدود ۷ تا ۹ روز دیگر مرخص می‌شود و فیزیوتراپی برای توانبخشی را آغاز خواهد کرد، همه بسیار خوشحال شدند.

اما امشب همه ما مبهوت شدیم: پزشک چیزی را اعلام کرد که هرگز نمی‌خواستیم بشنویم! خواهر بزرگترش دم در از حال رفت و مادر ۸۵ ساله‌اش که بیش از سه ماه در خانه منتظر دخترش بود، غش کرد! همکاران روزنامه سایگون جیای فونگ و سایر رسانه‌های شهر هوشی مین و دوستان در همه جا پریشان و شوکه شده بودند و نمی‌توانستند جلوی اشک‌هایشان را بگیرند. بیرون، باران شدیدی می‌بارید. مطمئناً حتی آسمان‌ها هم برای او عمیقاً سوگواری کردند، تاچ تائو...

۲. او بیش از ۲۰ سال در روزنامه سایگون گیای فونگ کار کرد و من دقیقاً ۱۰ سال است که با او صمیمی هستم. آن سال‌ها به اندازه کافی طولانی هستند، پر از خاطرات فراوان، و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، ناگهان نمی‌دانم از کجا باید نوشتن درباره خواهرم، همکار عالی‌ام در روزنامه‌نگاری، را شروع کنم. اما از یک چیز مطمئنم و آن این است که تصویر او نیازی به زرق و برق ندارد؛ همه او را می‌شناسند، به یاد دارند، و عمیقاً و برای مدت طولانی او را به یاد دارند.

او روزنامه‌نگاری پرشور و بسیار ماهر است که از طریق مقالات و مجموعه‌های آموزنده‌اش که تأثیر اجتماعی قابل توجهی داشته‌اند، در جوایز متعددی برای روزنامه سایگون گیای فونگ نقش داشته است. او معاون رئیس اتحادیه کارگری مسئول و دلسوزی است که از صمیم قلب به همکارانش متعهد است. او رهبر پرشور، باهوش و شجاع اتحادیه جوانان است که به حرفش عمل می‌کند. بسیاری از نویسندگان جوان به لطف راهنمایی‌های فداکارانه او رشد کرده‌اند و به تدریج شهرت خود را به دست آورده‌اند.

برای خیلی‌ها، او ممکن است قوی و سرسخت به نظر برسد، اما ده سال همراهی من، جنبه‌های مختلف شخصیتی را که به نظر تزلزل‌ناپذیر می‌آمد، به من نشان داده است.

او در طول همه‌گیری کووید-۱۹ هنگام ویرایش هر گزارش خبری و مقاله، بسیار گریه می‌کرد. او در مواجهه با جزئیات روزنامه‌نگاری، یک داستان اجتماعی، یک زندگی... آن را با روحی حساس و دوست‌داشتنی می‌نوشت و روی صفحه بیان می‌کرد. او روزها بر سرنوشت غم‌انگیز یک مقام جوان اتحادیه جوانان که نابهنگام درگذشت، گریست. او نسبت به کودکان مناطق دورافتاده احساس دلسوزی می‌کرد و در نتیجه، تمام تلاش خود را برای اجرای برنامه‌های اجتماعی زیادی برای آنها انجام داد و به دنبال حمایت مالی بود.

عصر ۲۵ نوامبر، قبل از اینکه برای آخرین بار او را به «خانه» ببرم، به دفترمان برگشتم. کامپیوتر با یک کامپیوتر کاملاً نو تعویض شده بود و وسایل روی میز مرتب و تمیز چیده شده بودند... همه اینها در انتظار بازگشت او برای همکاری با ما، برای انجام آن مجموعه تحقیقات فشرده بود. مدت زیادی آنجا ایستادم و اجازه دادم احساسات طاقت‌فرسای حسرت و پشیمانی قلبم را پر کند...

از امروز به بعد، کارکنان روزنامه SGGP برای همیشه همکاری را از دست خواهند داد که فداکار، پرشور در کار، مهربان، قوی و در عین حال بسیار مهربان بود... تاچ تائو مانند علف، مانند گلی بود که در خاک سنگلاخی رشد می‌کرد و شکوفا می‌شد. اگرچه ظریف و شکننده به نظر می‌رسید، اما فوق‌العاده مصمم و شجاع بود.

خداحافظ، تائو، خیلی درد می‌کنه!



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هورتانسیا

هورتانسیا

برافراشتن پرچم‌ها برای جشن گرفتن مراسم باشکوه.

برافراشتن پرچم‌ها برای جشن گرفتن مراسم باشکوه.

مرکز نمایشگاه ملی در شب می‌درخشد.

مرکز نمایشگاه ملی در شب می‌درخشد.