Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دو کوانگ: اصالت یک عمر نویسندگی

دو کوانگ، که در ابتدا نویسنده‌ی مقالات ویژه و خبرنگار ویژه‌ی روزنامه‌ی نهان دان بود، اکنون به ۹۰ سالگی نزدیک می‌شود. این نویسنده‌ی پیشکسوت ناگهان شروع به نوشتن شعر کرده است. اولین مجموعه شعر او، «اوه، سایگون، من تو را خیلی دوست دارم» در سال ۲۰۲۱ منتشر شد؛ «شادی‌ها و غم‌های آوریل» در سال ۲۰۲۴؛ و «سخنان صادقانه» که توسط انتشارات انجمن نویسندگان ویتنام منتشر شده است، قرار است در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شود.

Báo An GiangBáo An Giang04/06/2026

Nhà báo Đỗ Quảng (bên phải) tặng thơ tác giả bài viết - Nghệ sĩ nhiếp ảnh Ngọc Phan.

روزنامه‌نگار دو کوانگ (در سمت راست) شعری را به نویسنده مقاله - عکاس نگوک فان - تقدیم می‌کند.

۱. مدت‌هاست که یک ضرب‌المثل عامیانه وجود دارد که می‌گوید: «هنگام ملاقات، با گرمی دست بدهید و به یکدیگر سلام کنید، اما هر چه می‌دهید، لطفاً... شعر ندهید.» با این حال، «کلمات صادقانه» با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه، بلافاصله پس از انتشار به فروش رسید. اولین چاپ مجدد برای دسامبر ۲۰۲۵ و سپس چاپ دوم در فوریه ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است. چه معجزه‌ای باعث این اتفاق شد؟ سادگی، کلمات صادقانه‌ای که از قلب می‌آیند. شعر ساده است، مانند دانه‌های برنج یا سیب‌زمینی. چیزی خام در آن وجود دارد. شاید این کیفیت اصالت، ویژگی ژانر روزنامه‌نگاری باشد که دو کوانگ در آن بسیار موفق بوده است، و هنوز هم به طور نامحسوسی در اشعارش وجود دارد.

با خواندن «سخنان راستگو»، می‌بینیم که نویسنده درباره چیزهایی می‌نویسد که همه ما به آنها فکر کرده‌ایم، چیزهایی که شنیده‌ایم و دیده‌ایم. احساسات و آرزوهای او نیز احساسات و آرزوهای اکثریت مردم است، به همین دلیل است که شعر او با خوانندگان ارتباط برقرار می‌کند.

دو کوانگ به هیچ قالب شعری خاصی پایبند نبود. او به روش خودش شعر می‌نوشت، البته تا زمانی که ابیات، معنای آنچه را که می‌خواست بگوید، منتقل می‌کردند و احساساتش را بیان می‌کردند. صدای شاعرانه‌ی بی‌نظیری داشت. صادق بود. سرشار از مسئولیت‌پذیری یک شهروند بود. نویسنده‌ای شجاع. او نه تنها از طریق پرونده‌های اختلاس، فساد و کلاهبرداری برخی افراد که بسیاری از آنها در قدرت بودند اما فاسد و منحط بودند، «حقیقت را بیان می‌کرد». شعر او «کلمات حقیقت»: «یک بیماری مزمن چرخه تاریخ را به پایین می‌کشد / اختلاس، فساد، اسراف، سوءاستفاده / دشمنان داخلی، مقامات فاسد پنهان.» و «یک شعر بازنویسی‌شده»: «مرغ را با بلدرچین اشتباه نگیرید / فکر نکنید قرمز به معنای رسیده است / اما / چگونه یک مرغ واقعی می‌تواند به بلدرچین تبدیل شود / چگونه یک قرمز واقعی می‌تواند سبز بماند / من می‌پرسم / این جرم کیست /...»

کل قطعه ۱۲ جمله دارد. ۱۲ خط فاصله. نقطه تا آخرین جمله ظاهر نمی‌شود. و دو جمله فقط یک هجا دارند. فقط یک هجا. اما وزن بسیار زیادی دارند و سوالی را برای خواننده، برای جامعه مطرح می‌کنند.

«سخنان صادقانه»، عنوانی که عجیب به نظر می‌رسد و اصلاً شاعرانه نیست، اما تأثیرگذار است. درباره گفتن حقیقت به یکدیگر و به اشتراک گذاشتن احساسات است. بدون اغراق، بدون حاشیه‌پردازی، بدون توضیحات طولانی. درباره چیزهایی است که واقعی هستند. داستان‌های واقعی که نویسنده آنها را حس کرده و دیده است، نه داستان تخیلی، و دو کوانگ جرأت می‌کند افکار واقعی خود را - چیزهایی که معمولاً مردم آنها را حساس می‌نامند - بیان کند. هنوز در «شعر بازنویسی‌شده»: «اشتباه گرفتن مردم/استفاده از افراد اشتباه/نابود کردن کشور/رنجاندن مردم...»

نویسنده از وضعیت امور انسانی و اضطراب‌های آزاردهنده‌ی زندگی رنج می‌برد. نویسندگی از ناامیدی، از افکار ناگهانی و از شب‌های بی‌خوابی سرچشمه می‌گیرد.

شاعران باستان از مناظر الهام می‌گرفتند. اکنون، دو کوانگ به زندگی می‌اندیشد و قلم به دست می‌گیرد تا شعر بسراید. شاعر بزرگ هو چی مین زمانی نوشت: «شعر باستان عاشق مناظر طبیعی زیبا بود / ابرها، باد، ماه، گل‌ها، برف، کوه‌ها، رودخانه‌ها / اکنون، شعر باید فولاد داشته باشد...» خوانندگان می‌توانند ایده‌های مشابهی را در شعر دو کوانگ بیابند. در شعر «چهره حقیقی»: «جیک‌جیک مانند پرندگان / کلمات ناب از طلا و جواهرات / کادرها باید به مردم خدمت کنند / کاری را انجام دهند که به نفع مردم باشد / آب از پشت اردک سرازیر شود / مانند پادشاه جهان زندگی کن / هر چه می‌توانی بخور / ...».

سپس نویسنده محکوم می‌کند: «آن کرم‌های مجرد/ چهره‌های واقعی خود را می‌شناسند/ چه مضحکه شرم‌آوری از زندگی!» کلمات شعر تند و تیز هستند، مانند ضربه‌ای دردناک به کسانی که فقط نظریه‌پردازی می‌کنند، کسانی که حرف‌هایشان با اعمالشان مطابقت ندارد.

۲. با وجود کاستی‌های فراوان در جامعه، از منظر یک شاعر، دو کوانگ انسان‌گرایی را نشان می‌دهد و حس عمیقی از شفقت را آشکار می‌کند. او با خودش به مونولوگ می‌پردازد. در شعر «در امتداد شب»: «هشتاد ساله/فردا به بهشت ​​برمی‌گردم/خوبی، زیبایی، عشق را با خود خواهم برد/زشتی، کثیفی و غم را پشت سر خواهم گذاشت.»

بیش از صد صفحه. ۶۶ شعر. دو کوانگ از زنی که برنج چسبناک می‌فروخت، دختری که در عید تت شکوفه‌های هلو می‌فروخت، سربازان زخمی، صدای گیتار یک ژنرال یاد می‌کند... تصویر هر شخص، هر شخصیت در اشعار او، تنها چند طرح از پرتره و اعمال آنهاست، با این حال داستانی درباره زندگی، برشی از زندگی که یک درس، یک حقیقت است، روایت می‌کند.

نویسنده در شعر «یک شبه» از همکلاسی‌های سابق خود تمجید می‌کند: «در آغاز فروتنانه‌مان، روز به روز در مدرسه امرار معاش می‌کردیم / امروز استاد، متخصص، نویسنده، روزنامه‌نگار / فرستاده دیپلماتیک ، ژنرال با یک یا دو ستاره هستیم / از نظر دارایی چیزی نداریم، اما سرمشقی از خود به جا می‌گذاریم.»

آنها واقعاً الگو هستند. الگوهای بزرگی برای همه زمان‌ها.

روزنامه‌نگاران، بدون شک، سختی‌ها و در عین حال شکوه این حرفه را تجربه کرده‌اند. من به ویژه از مقاله نویسنده با عنوان «حرفه روزنامه‌نگاری» و فلسفه زندگی دو کوانگ قدردانی می‌کنم: «فقط به انجام کار ادامه بده/ بر خودت غلبه کن/ روزنامه‌نگار باش/ اگر فردا دوباره متولد شوم، دوباره این حرفه را انتخاب خواهم کرد.» این تأکید واقعاً صمیمانه است.

نویسنده از استعاره بسیار جالبی استفاده می‌کند. زمان به الک برنج تشبیه شده است (مصراع اصلی شعر: «زمان مانند الک برنج است»). کسانی که در روستا متولد شده‌اند یا در روستا زندگی کرده‌اند، مطمئناً عملکرد الک را هنگام الک کردن برنج می‌دانند: «دانه‌های پوک، دانه‌های پر / سبوس، کاه، سنگریزه / سنگ، خاک، زباله / همه چیز قابل مشاهده است…».

نویسنده از داستان الک کردن برنج برای پرداختن به یک مسئله بزرگتر استفاده می‌کند: یک مسئله اجتماعی، یک موضوع با اهمیت ملی. در اینجا، موضوع مبارزه با فساد است. و «وحشتناک‌ترین چیز فساد قدرت است» - از شعر «قلب من دوباره شاد شده است». اما نویسنده اعتماد کامل خود را (به حزب و رهبر آن - طبیعتاً) قرار می‌دهد. از شعر «به کسانی که باقی مانده‌اند»: «...کوره در حال گرم شدن است، آتش را روشن نگه دارید، حتی روشن‌تر بسوزانید/ چوب تازه، چوب مرطوب، همه را در کوره بریزید و همه چیز خواهد سوخت/ با فساد مبارزه کنید/ بدون توقف/ بدون منطقه ممنوعه/ بدون استثنا، مهم نیست چه کسی باشد...».

۳. دو کوانگ، مردی وفادار و مهربان. او عمیقاً به روزنامه‌نگاران ارشد، آن افراد با استعداد و بافضیلت، احترام می‌گذاشت. این موضوع زمانی آشکار شد که او مراسم اعطای نشان عضویت ۵۰ ساله حزب به روزنامه‌نگار دین دِ هوین، سردبیر سابق روزنامه نهان دان، را در تلویزیون دید. شعر او با عنوان «واقعیت یا رویا»: «شادی سرریز می‌شود/اشک‌ها سرازیر می‌شوند/قلبم تند می‌زند.»

در جای دیگر، در شعر «به یاد هوانگ تونگ»، نویسنده با نگاه به درخت انجیر هندی در حیاط دفتر روزنامه، احساس نوستالژی می‌کند... با یادآوری ژست و رفتار ساده‌ی مرد گذشته، علاقه‌ی عمیق خود را به هوانگ تونگ ابراز می‌کند: «درخت انجیر هندی هنوز اینجاست / اما مرد رفته است / ابرهای سفید به آسمان پرواز می‌کنند / راه رفتن / صدای او را پشت سر می‌گذارند.»

یا گاهی اوقات، فقط یک برخورد اتفاقی با یک تابلوی خیابان، اشک را به چشمان دو کوانگ می‌آورد. در شعرش «تابلوی خیابان» (به یاد روزنامه‌نگار و عکاس نگوین با خوان): «تابلوی خیابان، نگوین با خوان را ستایش می‌کند / هر بار که می‌ایستم و به آن خیره می‌شوم، چشمانم پر از اشک می‌شود.»

۴. خوانندگان همچنین چیزهای جالب زیادی در مجموعه شعر «کلمات صادقانه» خواهند یافت. دو کوانگ دختر محبوبی دارد که او را «هویج» لقب داده است: «هویج» به خانه پدربزرگ و مادربزرگش می‌رود/ فقط یک شب، پدر بدون دخترش تنهاست.» در شعر «تنها»، او از تنهایی بدون دختر محبوبش ناله می‌کند: «دخترم/ آخر شب/ چراغ‌های اتاقت خاموش است/ پدر با خودکار پشت میز نشسته است/ چند سطر شعر از اشک‌ها جاری می‌شود/ تمام تلخی‌های قلبم را پنهان می‌کند.» مشخص نیست که آیا این غم دنیوی است، درد شخصی یا هر دو. دو کوانگ خود را تشویق می‌کند و همچنین به دخترش توصیه می‌کند: «فقط اینگونه زندگی کن/ فقط شادی و غم را تجربه کن/ کلمات شانه‌ای هستند که برای ایستادن به آن تکیه می‌دهیم/ مانند یک عصای جادویی که گام‌های ما را هدایت می‌کند.»

پیرمردی که تقریباً ۹۰ سال داشت، به شانه دخترش و همچنین به کلمات تکیه داده بود. آنها مانند عصای جادویی بودند و به او کمک می‌کردند تا روزهای باقی‌مانده‌اش را به طور معناداری زندگی کند. این نشان می‌دهد که شعری که قلب خواننده را لمس می‌کند، لزوماً نباید به چیزهای باشکوه مرتبط باشد. این در چیزهای ساده اطراف ما نهفته است.

با نگاهی به کل مجموعه، شعر دو کوانگ به ژانر شعر تفسیری اجتماعی تعلق دارد؛ برخی از اشعار مونولوگ هستند، در حالی که برخی دیگر حال و هوای یک شعر حماسی را دارند.

لحن و اشعار دو کوانگ طنین‌انداز، تا حدودی متمایز، سرشار از اعتماد به نفس و گاهی پرشور است. در دنیای وسیع شعر، حفظ توجه خواننده واقعاً دشوار است. او با دو کوانگ، از طریق «کلمات صادقانه»، حتی به چیزی بیش از این دست یافته است.

به نقل از Nhandan.vn

منبع: https://baoangiang.com.vn/do-quang-su-chan-that-cua-mot-doi-cam-but-a487807.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کلاس درس در وست راک A

کلاس درس در وست راک A

چدن

چدن

دمیدن روح زندگی در سفالگری هنر معاصر.

دمیدن روح زندگی در سفالگری هنر معاصر.