Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

گل آفتابگردان با درخشش و مداومت می‌درخشد.

برای خانم تویئت لان، تدریس ریاضی هرگز فقط آموزش اعداد نبوده است.

Người Lao ĐộngNgười Lao Động29/05/2026

چیزهایی هست که وقتی هنوز در مدرسه بودیم متوجه آنها نمی‌شدیم. فقط وقتی بزرگ شدیم و به گذشته نگاه کردیم، فهمیدیم که از معلممان، تویئت لان، چیزهای بیشتری از آنچه فکر می‌کردیم ممکن است، گرفته‌ایم.

در خاطرات من از دوران مدرسه‌ام در دبیرستان مای هائو در استان هونگ ین ، تصویر خانم فام تی توییت لان همیشه برجسته است. او معلم ریاضی بود - درسی که اغلب با اعداد خشک و فرمول‌های سفت و سخت همراه است. اما در طول فعالیت‌های کلاسی، او با احساسات فراوان اشعار تازه سروده شده را برای دانش‌آموزانش می‌خواند یا از حفظ می‌خواند. این تضاد، به طرز عجیبی، تأثیر ماندگاری بر ما گذاشته است.

پر کردن شکاف

خانم تویئت لان در سال ۱۹۶۳ در ین می، استان هونگ ین متولد شد. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده ریاضی دانشگاه علوم تربیتی هانوی ۲ در سال ۱۹۸۴، به مدت پنج سال در دبیرستان چائو گیانگ مشغول به کار شد و سپس در سال ۱۹۸۹ به دبیرستان مای هائو منتقل شد و به مدت ۲۹ سال، تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۲۰۱۸، در آنجا به تدریس مشغول ماند. این معلم بیش از سه دهه نه تنها دانش را به دانش‌آموزان خود منتقل کرد، بلکه بی‌سروصدا بذر عشق و شخصیت را در دل آنها کاشت.

گل آفتابگردان درخشان و ماندگار می‌درخشد - عکس ۱.


گل آفتابگردان درخشان و ماندگار می‌درخشد - عکس ۲.

خانم فام تی تویت لان با لحظاتی خاطره‌انگیز با دانش‌آموزانش (عکس بالا). او امروز همچنان خوش‌بین است. (عکس توسط سوژه ارائه شده است)

من خوش‌شانس بودم که به مدت دو سال در پایه‌های یازدهم و دوازدهم، شاگرد خانم تویئت لان بودم، زمانی که او معلم کلاس من بود. به عنوان معاون کلاس و مسئول امور آموزشی، فرصت‌های زیادی برای نزدیک شدن به او داشتم، تا بفهمم که پشت سخنرانی‌های شیوای او، قلبی بسیار گرم نهفته است. او با دانستن اینکه من "خواننده" کلاس نیز هستم، در طول فعالیت‌های کلاس یا وقتی همه کلاس برای کار بیرون می‌رفتند، اغلب به من لبخند می‌زد و به آرامی می‌گفت: "هانگ، یک آهنگ بخوان".

دوباره ملودی‌های آشنا خوانده می‌شدند، گاهی «عطر مخفی»، گاهی «شهر عشق و دلتنگی» یا «ققنوس صورتی». من می‌خواندم، در حالی که او و دوستانم در سکوت گوش می‌دادند. وقتی آهنگ تمام شد، صدای تشویق‌ها بلند شد.

سپس شعری را که تازه نوشته بود، می‌خواند یا از حفظ می‌خواند. هیچ‌کس آن را با صدای بلند نمی‌خواند، اما همه احساس می‌کردند که کلاس درس به مکانی آرام و ساکت تبدیل شده است. همین لحظات ساده کافی بود تا ما را به هم نزدیک‌تر کند. کلاسی که فقط برای نمره نبود، بلکه خنده، موسیقی و به اشتراک گذاشتن چیزها را نیز در خود داشت.

شاید در همان دوران بود که او استعداد مرا تشخیص داد. او مرا به کمیته اجرایی اتحادیه دانشجویی معرفی کرد، بنابراین توانستم به تیم هنرهای نمایشی بپیوندم. از آن به بعد، فرصت‌های بیشتری برای اجرا روی صحنه داشتم.

در سال آخر دبیرستان، در جشنواره هنری محلی شرکت کردیم و جایزه دوم را بردیم. این فقط یک جایزه نبود؛ خاطره‌ای بود که همیشه آن را گرامی خواهیم داشت، زیرا پشت آن اعتماد معلممان بود.

تدریس یعنی یاد دادن اینکه چطور آدم خوبی باشیم.

سال‌ها بعد، پس از گذر از فراز و نشیب‌های زندگی، چیزهایی را که خانم تویئت لان در آن زمان بی‌سروصدا به ما منتقل می‌کرد، عمیق‌تر درک می‌کنم. این حرف‌ها در مورد اظهارات پرطمطراق نبود، بلکه در مورد اعتقاد او به شاگردانش و صبر او در انتظار برای یافتن مسیر خود بود.

چیزهایی هست که وقتی هنوز مدرسه می‌رفتیم متوجه آنها نبودیم. فقط وقتی بزرگ شدیم و به گذشته نگاه کردیم، فهمیدیم که بیشتر از آنچه فکر می‌کردیم ممکن است از او گرفته‌ایم.

برای خانم تویئت لان، تدریس ریاضیات هرگز فقط آموزش اعداد نبوده است. او عاشق ریاضی است زیرا درسی است که به افراد کمک می‌کند تفکر منطقی خود را توسعه دهند و در زندگی تصمیمات درستی بگیرند. اما مهمتر از همه، او همیشه یک حقیقت ساده را در ذهن دارد: تدریس یعنی آموزش دادن به مردم که چگونه انسان‌های خوبی باشند.

او با فلسفه «پرورش مردم» زندگی می‌کرد، همیشه مردم، طبیعت و زندگی را دوست داشت. آموزش به دانش‌آموزان فقط در مورد دانش نبود؛ او به ما یاد داد که خانواده‌هایمان را دوست داشته باشیم، با هم سهیم شویم، بر مشکلات غلبه کنیم و رویاهایمان را پرورش دهیم.

او که بیش از ۳۰ سال تدریس کرده، شاهد بزرگ شدن نسل‌های بی‌شماری از دانش‌آموزان بوده است. داستان‌هایی وجود دارد که او هنوز آنها را طوری به یاد می‌آورد که انگار همین دیروز اتفاق افتاده‌اند، مانند مورد دانگ ون هین، دانش‌آموزی از فارغ‌التحصیلان سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴.

خانواده‌ی هین با فروپاشی کوره‌ی آجرپزی‌شان و از بین رفتن منابع مالی‌شان، با بحران مواجه شدند. علاوه بر این، درست قبل از امتحانات نهایی، دستش شکست. به نظر می‌رسید همه چیز این دانش‌آموز جوان را تا آستانه‌ی ترک تحصیل پیش می‌برد. اما هین تسلیم نشد. خانم تویئت لان و تمام کلاس با مراقبت عملی او را تشویق و حمایت می‌کردند. و با همین حمایت بود که هین بر مشکلاتش غلبه کرد و با موفقیت در آزمون ورودی آکادمی پلیس خلق با نمره‌ی بالا قبول شد.

وقتی از دانش‌آموزان برجسته‌اش صحبت می‌کرد - کسانی که بزرگ شده‌اند و سهم قابل توجهی در جامعه دارند - غرورش در چشمانش نمایان بود. یکی از آنها دو توی تین، دانش‌آموزی از فارغ‌التحصیلان سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ است که در مسابقه ادبیات کلاس دوازدهم در استان های هونگ جایزه سوم را کسب کرد؛ او در حال حاضر سرهنگ دوم، دارای مدرک کارشناسی ارشد و مدرس آکادمی پلیس خلق است.

این تران تی تیم است، دانشجویی از فارغ التحصیلان سال های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸ که او شخصاً بر او نظارت داشت و به او ریاضیات تدریس می کرد؛ او در حال حاضر دارای مدرک دکترا، مدرس آکادمی کشاورزی ویتنام است و در اوایل سال ۲۰۲۶ به عنوان دانشیار منصوب شد...

برای او، هر مرحله از رشد دانش‌آموزانش مانند گلی است که دیر شکوفا می‌شود، آرام اما پایدار.

نور هرگز خاموش نمی‌شود.

اما زندگی فقط به شکوفه دادن گل‌ها خلاصه نمی‌شود. در آوریل ۲۰۲۲، تویئت لان متوجه شد که به سرطان سینه تهاجمی مبتلاست. پس از جراحی و چندین جلسه طولانی شیمی‌درمانی، گاهی اوقات به نظر می‌رسید که سلامتی او دیگر قابل بازیابی نیست.

روزهایی بود که موهایش بعد از هر جلسه درمانی به تدریج می‌ریخت و بدنش خسته بود. با این حال، در تصاویری که دیدیم، او هنوز لبخند می‌زد، هنوز آواز می‌خواند، هنوز شعر می‌خواند و ویدیوهای کوتاهی ضبط می‌کرد تا با همه به اشتراک بگذارد.

آن لبخند به این دلیل نبود که درد نداشت، بلکه به این دلیل بود که تصمیم گرفته بود نگذارد درد، ایمانش به زندگی را از بین ببرد. در آن لحظه با نگاه کردن به او، ناگهان فهمیدم که بسیاری از مردم، حتی در سخت‌ترین دوران، هنوز نور درون خود را از دست نمی‌دهند.

او به نقل قولی از رمان «چگونه فولاد آبدیده شد» بسیار علاقه داشت و اغلب آن را برای دانش‌آموزانش تکرار می‌کرد: «زندگی فقط یک بار تجربه می‌شود. باید طوری زندگی کرد که از پشیمانی و ندامت سال‌های هدر رفته اجتناب کرد...» شاید همین فکر بود که به او کمک کرد تا بر بیماری‌اش غلبه کند، نه از طریق رنج، بلکه از طریق روحیه‌ی زیستن به کمال.

با وجود مشکلات سلامتی‌اش، او برنامه ورزشی روزانه و سبک زندگی سالم خود را حفظ کرد. در آستانه ۶۰ سالگی، نواختن پیانو را آموخت، در کلاس‌های شنا شرکت کرد، در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کرد و در امور خیریه مشارکت داشت و از نیازمندان حمایت می‌کرد.

او همچنان به تدریس ادامه می‌دهد - به کودکان نزدیک خانه‌اش درس می‌دهد، آنلاین تدریس می‌کند، برگه‌ها را تصحیح می‌کند، تکالیف را تصحیح می‌کند، با همان صبر و شکیبایی که در کلاس درس داشت. این فعالیت‌ها آرام هستند، اما به اندازه کافی نشان می‌دهند که برای او، زندگی هرگز متوقف نمی‌شود.

او با تأمل در وضعیت فعلی آموزش و پرورش، امیدوار است که دولت توجه بیشتری به دانش‌آموزان مناطق محروم و معلمان مناطق دورافتاده داشته باشد. او دانش‌آموزانش را به مطالعه مداوم، دلسوزی و سازگاری با زندگی تشویق می‌کند. اما شاید مهم‌ترین پیامی که می‌خواهد منتقل کند، روحیه خوش‌بینی، ایمان به آینده و عشق عمیق به بشریت باشد.

«وقتی به خانم تویئت لان فکر می‌کنم، همیشه به یک گل آفتابگردان فکر می‌کنم. نه به این خاطر که گل‌های آفتابگردان همیشه در آفتاب می‌ایستند، بلکه به این دلیل که حتی در باران و باد، هرگز به نور خورشید پشت نمی‌کنند. و برای نسل‌هایی از دانش‌آموزانی مثل ما، او آن منبع نور است.»


منبع: https://nld.com.vn/doa-huong-duong-ben-bi-toa-sang-196260528201221289.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
چشم‌ها

چشم‌ها

خواهر های کوان هو

خواهر های کوان هو

جشنواره ترانگ آن

جشنواره ترانگ آن