Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زنده کردن خاطرات گذشته

اخیراً، به مناسبت جشن پنجاهمین سالگرد رادیو و تلویزیون دانانگ، افتخار دیدار مجدد با خانم چین و آقای نام را داشتیم، که از روزهای اولیه در رادیو و تلویزیون دانانگ کار می‌کردند. این دیدار برای ما تجدید دیداری پس از چند دهه از نقل مکان آنها به جنوب بود و ما از دیدن دوباره دوستان قدیمی و سلامت آنها در دهه هفتاد زندگی‌شان خوشحال بودیم.

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng12/04/2025

چند عکس از همکاران از نسل عمو نام و عمه چین. عکس: مطالب آرشیوی.
چند عکس از همکاران از نسل عمو نام و عمه چین. عکس‌های آرشیوی.

در آن زمان، ویلای خیابان له تان تون به عنوان یک مجتمع مسکونی برای ایستگاه رادیویی دانانگ تغییر کاربری داده شد و به چهار خانواده اختصاص داده شد: سه خانواده ما و خانواده خانم چین و آقای نام. هر خانه احتمالاً کمتر از 30 متر مربع بود، اما در روزهای پس از اتحاد ملی، یک مکان گردهمایی خاطره‌انگیز بود. خانم چین و آقای نام از اهالی آنجا بودند، در حالی که والدین ما از هانوی نقل مکان کرده بودند. هر خانواده شرایط خاص خود را داشت، اما همه آنها یک چیز مشترک داشتند: یکی در روزنامه نگاری برای شهر کار می‌کرد. پنجاه سال در یک چشم به هم زدن گذشت.

عجیب است که روزنامه‌نگاران و شاعران پس از سال ۱۹۷۵ سبک‌های مسکن مشابهی را به اشتراک گذاشتند. روزنامه‌نگاران در خانه‌های خیابان لو تان تون جمع شدند، در حالی که نویسندگان و شاعران ویلایی را در خیابان با دین به اشتراک گذاشتند. حتی عجیب‌تر اینکه، تا به امروز، این خانه‌ها همچنان محل سکونت همان افراد است و حضورشان تزلزل‌ناپذیر است. تنها تغییر این است که همه به طور قابل توجهی پیر شده‌اند.

ما در آن فضای مشترک بزرگ شدیم. چهار خانواده، عمه چین و عمو نام در اتاق داخلی. در آن زمان، تقریباً هر خانواده‌ای به جز عمه چین دام پرورش می‌داد، شاید به این دلیل که او کوچکترین خانواده بود و در جنوب بزرگ شده بود، بنابراین خوشبختی "هر روز یک تخم مرغ صورتی" را نداشت. با بزرگتر شدنمان، احساس کردیم که عمو و عمه یک زوج زیبا و مهربان هستند. عمو نام بسیار مهربان بود؛ در سال ۱۹۷۳، پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه پلی تکنیک ( فو تو )، به او مأموریت داده شد تا در ایستگاه پخش آن های، "منطقه ۷.۲ هکتاری" کار کند.

در آن جلسه، فهمیدم که در یک لحظه تاریخی برای شهر، عمو نام کسی بود که مستقیماً کلیدهای ایستگاه پخش را به انقلاب تحویل داد و به همراه کادر فنی، اولین پخش را با صدای عمو مین لوآن و آن ترانگ تولید کرد: «این صدای کمیته نظامی شهر دانانگ است که از شهر دانانگ پخش می‌شود.» در مورد عمه چین، در سال ۱۹۷۶، پس از گذراندن مراحل گزینش ایستگاه، به عنوان گوینده استخدام شد. معیار این بود که «لهجه کوانگ نام، اما نه خیلی غلیظ» باشد تا همه بتوانند بشنوند. مردی از جنوب و زنی از منطقه مرکزی عشق را پیدا کردند و تا پیری با هم ماندند.

وقتی آنها را به شام ​​دعوت کردم، از او پرسیدم از صبح‌هایی که گفت «اینجا ایستگاه رادیویی دا نانگ است» چه چیزی به یاد دارد. او احساس هیجان و غرور را به یاد آورد وقتی که رهبری ایستگاه به او وظیفه ارائه تفسیر زنده در کنار آقای مین لوان در دهمین سالگرد جشن و رژه آزادسازی کوانگ نام - استان دا نانگ در 29 مارس 1985، در ورزشگاه چی لانگ را محول کرد. او مشتاق، رسا و... بود که مورد تحسین افسران قرار گرفت.

او تعریف می‌کرد که چطور در آن زمان، هر بار که مورد تحسین قرار می‌گرفت، روزها خوشحال می‌شد. تحسین‌ها و انتقادها خاص بودند و به عنوان منبع واقعی انگیزه برای هر کارمند عمل می‌کردند. و عمو نام بسیار مهربان بود؛ در طول بیش از ده سال زندگی مشترک در خانه اشتراکی، او هرگز ندید که او کسی را آزرده خاطر کند و او همیشه لبخند می‌زد. ما که با هم زندگی می‌کردیم، فقط کمی از هم بزرگتر بودیم، بنابراین خیلی به هم نزدیک بودیم. بهترین قسمت، رفتن به خانه‌های یکدیگر برای غذا خوردن بود. ماهی خال‌مخالی ورقه شده، با پیازهای ریز خرد شده که به هم چسبیده بودند، با دستان ماهر خانم چین در روغن بادام زمینی معطر سرخ می‌شد. این سبک ماهی خال‌مخالی سرخ شده مختص جنوب به نظر می‌رسید؛ ما، به عنوان کارگران یدی، آن را عجیب می‌دانستیم و دهانمان از تحسین آب می‌شد. آن کاسه‌های برنج از دوران یارانه، به دلایلی، به اندازه آب‌نبات بادام‌زمینی مثلثی که مادرم هر بار که به بازار می‌رفت می‌خرید، خوشمزه بودند.

در میان اشکال مختلف روزنامه‌نگاری، آیا رادیو اکنون محبوبیت کمتری دارد؟ من ضرب‌المثل قدیمی را به یاد دارم که می‌گفت: «یک نفر صحبت می‌کند، هزار نفر گوش می‌دهند»، اما اکنون ممکن است برعکس باشد: هزار نفر برای یک نفر صحبت می‌کنند. یک تلفن تنها چیزی است که نیاز دارید؛ می‌توانید تقریباً همه رویدادها را بخوانید، گوش دهید و تماشا کنید، مهم نیست کجا اتفاق می‌افتند. فناوری تغییر می‌کند، اشکال روزنامه‌نگاری تغییر می‌کند، روش‌های تولید و خواندن تغییر می‌کنند، اما فقط حس به یاد آوردن یکدیگر بدون تغییر باقی می‌ماند. تعداد کمی از افراد نسل خانم چین و آقای نام باقی مانده‌اند، اما من هنوز هم آن زمان‌هایی را که تمام خانواده مشتاقانه منتظر «هر هفته یک داستان» از ایستگاه رادیویی دا نانگ در سال‌ها پیش بودند، به وضوح به یاد می‌آورم.
ملاقات دوباره با خانم چین و آقای نام مثل زنده کردن خاطرات خودمان بود.

نهان دان

منبع: https://baodanang.vn/channel/5433/202504/gap-lai-ky-niem-chinh-minh-4003530/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
آسمان پشت سرم - وطن در قلب من.

آسمان پشت سرم - وطن در قلب من.

نیروگاه برق آبی هوابین

نیروگاه برق آبی هوابین

فونگ نها - که بانگ

فونگ نها - که بانگ