Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

صدای... سرزمینی امن

زیر سقف‌های قدیمی، در کوچه‌های قدیمی یا در مغازه‌های جدید، صداها و آواهایی از سرزمین‌های دیگر طنین‌انداز می‌شوند. این صداها از جاهای دیگر کم‌کم رایج می‌شوند؛ در میان مردم محلی، گویش کوانگ-دا هنوز وجود دارد، اما نرم‌تر، ملایم‌تر به نظر می‌رسد...

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng03/08/2025

تت در هوی آن ۱
منظره‌ای از شهر هوی آن. عکس: مین دوک

همانطور که مردم کوانگ نام خودشان لهجه‌هایشان را برای استقبال از مهاجرانی که از مناطق دیگر می‌آمدند، تغییر دادند.

طنین‌های متنوع

مواقعی بود که ناگهان از خودم می‌پرسیدم: آیا این هنوز شهر من است؟ یا به شهری برای دیگران تبدیل شده است؟

در گذشته، وقتی من بچه بودم، این شهر هنوز حال و هوای روستایی داشت. شهرهایی مثل تام کی و هوی آن هنوز شهر نامیده می‌شدند.

از مرکز شهر دانانگ ، با نگاه به آن سوی رودخانه هان، سون ترا تنها به عنوان یک روستای ماهیگیری دورافتاده به نظر می‌رسد. مردم در مرکز شهر هنوز از هوا وانگ به عنوان یک منطقه دورافتاده یاد می‌کنند؛ حتی یک بچه مدرسه‌ای که با دوچرخه از هوا وانگ به مرکز شهر می‌رود، با «مانع زبانی» مواجه می‌شود.

آن زمان‌ها یک جوک بود: «دخترهای منطقه ۳ به پای پیرزن‌های منطقه ۱ نمی‌رسند.» اگرچه فقط شوخی بود، اما نشان می‌داد که در آن روزها، هر منطقه سبک زندگی، فرهنگ متمایز و تمایزات طبقاتی خاص خود را داشت. در میان این محله‌های کاملاً کوانگ نام، لهجه‌ای ناآشنا به ندرت اتفاق می‌افتاد.

در هر محله، مردم نام یکدیگر را می‌دانستند، می‌دانستند هر خانواده نسل به نسل چه کار می‌کرده است، و حتی می‌دانستند هر خانواده برای شام روز قبل چه چیزی خورده است. عصرها، همسایه‌ها همدیگر را صدا می‌زدند تا یک قابلمه ماهی آب‌پز یا سوپ لوبیا شیرین را با هم شریک شوند، یا چون هنوز حقوقشان نرسیده بود، یک قوطی برنج قرض بگیرند. آنها می‌دانستند چه کسی اخیراً به آنجا نقل مکان کرده و چه کسی اخیراً از آنجا رفته است، و پیشینه و اصالت هر فرد را می‌دانستند.

سپس کل منطقه رشد کرد و همگام با توسعه صنعتی و گردشگری متحول شد. شهرها چنان سریع توسعه یافتند که حتی نسل ما نیز شگفت‌زده شد.

جاده‌ها پهن‌تر شده‌اند، خانه‌ها بلندتر و نزدیک‌تر به هم ساخته شده‌اند، و روستاهای کوچک در امتداد رودخانه جای خود را به هتل‌ها، استراحتگاه‌ها و مناطق صنعتی داده‌اند. و در نتیجه، مردم از همه جهات به آنجا هجوم می‌آورند.

مردم از شمال وارد شدند، مردم از جنوب بیرون آمدند، مردم از ارتفاعات سرازیر شدند و خارجی‌ها به دنبال پناهگاه گشتند. صداهایی که یکدیگر را صدا می‌زدند ناگهان ناآشنا به نظر می‌رسیدند.

در ابتدا، فقط چند خانواده در آن زندگی می‌کردند، اما بعدها کل قبیله‌ها این سرزمین را به عنوان خانه دوم خود انتخاب کردند. کوچه‌ها، که زمانی فقط با لهجه کوانگ نام شناخته می‌شدند، اکنون با صداهای متنوعی از همه جهات طنین‌انداز می‌شوند.

یاد بگیرید که مهار کنید

شهر شروع به پذیرش کرد. حتی کسانی را که هرگز به آنجا تعلق نداشتند، پذیرفت. و سپس، خودمان کم کم یاد گرفتیم که کمتر مشکوک باشیم.

مردم کوانگ نام که قبلاً رک و صریح صحبت می‌کردند، اکنون در حال یادگیری صبر، انتخاب دقیق کلمات، آهسته‌تر، ملایم‌تر و واضح‌تر صحبت کردن هستند. آنها که ذاتاً اهل بحث و جدل بودند، یاد گرفته‌اند که با صبر گوش دهند و دیدگاه‌های متفاوت را با انعطاف‌پذیری بپذیرند.

حالا هر بار که وارد یک رستوران محلی می‌شوم و عباراتی مثل «خیلی ممنون، مشتری عزیز!» یا «باشه عزیزم» را می‌شنوم، از اصطلاحات عامیانه جنوبی استفاده می‌کنند اما با لهجه خاص کوانگ نام صحبت می‌کنند و من این را جالب می‌دانم. یا در مکالمات غیررسمی، دوستم هنوز هم رک و پوست‌کنده نظرش را بیان می‌کند، سپس با این جمله تمام می‌کند: «خب، این فقط نظر من است، هر کسی سبک زندگی خودش را دارد.» در جایی، من یک تغییر ظریف را حس می‌کنم...

حیرت اولیه‌ام به غروری خاموش تبدیل شد که سرزمین مادری‌ام به اندازه کافی بزرگ بود تا از این همه آدم استقبال کند، در حالی که شاهد تغییر ریتم زندگی بودم، چرا که مردم محلی بهترین عناصر فرهنگی را از گوشه و کنار جهان فیلتر و انتخاب می‌کردند و هجوم آدم‌ها به آنها غنا می‌بخشید.

همچنان که افراد بیشتری سرزمین مادری خود را خانه می‌نامند، به تدریج شیوه جدیدی از زندگی در میان مردم ما در حال ظهور است: احترام به فضا، نظرات و آزادی دیگران. ما خود را برای زندگی در کنار هم وفق می‌دهیم.

معلوم شد که شهرِ خیلی از آدم‌ها، هنوز شهرِ من است، فقط باید یاد بگیرم بپذیرم که این شهر فقط متعلق به یک صدا، یک چهره نیست.

مردم اغلب در مورد «ساکنان شهر» به عنوان یک کلیشه صحبت می‌کنند: خوش‌پوش، خوش‌صحبت، تیزهوش، تا حدودی گوشه‌گیر و ظاهراً بی‌توجه به محیط اطرافشان.

اما در واقعیت، شهرنشین بودن چیزی بیش از سبک زندگی یک «شهرنشین» است. شهرنشین کسی است که می‌داند چگونه خود را وفق دهد، چگونه فرد و جمع، گذشته و حال را هماهنگ کند. آنها کسی هستند که جرات می‌کنند درهای خود را به روی صداهای مختلف باز کنند، به قلبشان اجازه دهند گسترش یابد، حتی چیزهایی را که هنوز درک نمی‌کنند دوست داشته باشند. آنها به هویت خود احترام می‌گذارند، آنچه را که آشنا است حفظ می‌کنند، اما قلب خود را به روی چیزهای جدید نیز می‌گشایند.

یک مکان خوب، آدم‌های خوب را جذب می‌کند.

شاید وقتی یک نفر از اهالی کوانگ نام ناگهان آهسته‌تر صحبت می‌کند و بیشتر به غریبه‌ها لبخند می‌زند، آن موقع است که کم‌کم شهرنشین می‌شود. شاید وقتی کودکی دیگر از لهجه‌های سراسر جهان شگفت‌زده نمی‌شود، آن موقع است که شهر واقعاً بزرگ می‌شود.

نام فایل: ngui-hoi-an.jpg
مردم در شهر. عکس: مین دوک

هنوز یادم هست، یک بار با تردید گوشه میدان ایستاده بودم و بچه‌هایی را دیدم که با انواع لهجه‌ها فریاد می‌زدند: شمالی، جنوبی، کوانگ، مختلط... اما خنده‌هایشان به همان اندازه معصومانه و واضح بود.

این شهر صداهای بسیار بیشتری را در خود جای داده، می‌دهد و همچنان خواهد پذیرفت. و در این سمفونی صداها، هر چقدر هم که ناآشنا باشند، من معتقدم که گویش کوانگ-دا باقی خواهد ماند، مانند ریشه‌های خاموشی که درختی را تغذیه می‌کنند...

شاید به همین دلیل است که این شهر، اگرچه اکنون شلوغ و مدرن است، همچنان پذیرای همه است. زیرا حتی «مردم اصلی کوانگ نام» نیز زمانی مهاجر بودند، زمانی بازدیدکنندگانی از سرزمین عجیبی که اجدادشان پیشگام آن بودند. آن روحیه مهاجرت، آن شجاعت، به جوهره این سرزمین تبدیل شده است: هم استوار و هم بردبار.

حالا، هر بار که برمی‌گردم و صداهای جدیدی را در خیابان‌ها می‌شنوم که با هم درآمیخته‌اند، دیگر احساس بی‌قراری نمی‌کنم. با خودم فکر می‌کنم: آیا این طبیعت ذاتی کوانگ نام نیست؟ سرزمینی که هم دروازه است، هم محل عزیمت و هم محل بازگشت.

با وجود همه تغییرات، این شهر هنوز چیزی دارد که مردم را به بازگشت به آن ترغیب می‌کند. نه به این دلیل که متعلق به کسی است، بلکه به این دلیل که همه کمی از خودشان را اینجا جا می‌گذارند.

تا زمانی که شهرنشینی را به عنوان یک سفر انسانی، از روستا به شهر، ترک سرزمین مادری برای جستجوی سرزمین‌های جدید ببینیم، می‌توانیم راه‌هایی پیدا کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که شهرنشینی به معنای گم کردن خودمان نیست. و این زمانی است که ما با اعتماد به نفس و آماده پذیرش یک شیوه جدید زندگی هستیم: سبک زندگی شهری.

منبع: https://baodanang.vn/giong-xu-so-dung-chua-3298551.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دانشجویان جدید با باورها و رویاهایشان.

دانشجویان جدید با باورها و رویاهایشان.

شهر سلطنتی هوئه

شهر سلطنتی هوئه

برازنده

برازنده