۱. دولت قطعنامه شماره ۱۰۵/NQ-CP را برای اجرای نتیجهگیری شماره ۲۱۰-KL/TW در مورد ادامه ساخت و بهبود ساختار سازمانی نظام سیاسی در دوره آینده صادر کرد. نکته قابل توجه این است که دولت وزارت کشور را موظف کرده است تا با سازمانهای مربوطه در تکمیل مقررات قانونی، دستورالعملها و نظارت بر چیدمان روستاها و مناطق مسکونی در بخشها و کمونها، و همچنین پرسنل غیرحرفهای شاغل در روستاها و مناطق مسکونی، برای برآورده کردن الزامات وضعیت جدید، رهبری و هماهنگی کند. این یک اقدام فنی واحد نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند بازسازی ملی بزرگتر است که با سادهسازی دستگاه، اجرای یک مدل دولت محلی دو لایه و سازماندهی مجدد فضای اداری از سطح مرکزی به سطح مردمی مرتبط است. نتیجهگیری شماره ۲۱۰-KL/TW همچنین نشان میدهد که مقیاس این اصلاحات بسیار گسترده است و بر کاهش شدید واحدهای اداری در سطوح استانی و کمونی تأکید دارد و برای اولین بار از سال ۱۹۴۵، سطح بخش سازماندهی نخواهد شد.
از منظر حکمرانی ملی، این سیاست ضروری است. برای اینکه دستگاه اداری کارآمد، مؤثر و مفید باشد، نمیتواند همچنان پراکنده، همپوشان و نامنظم باشد، بهویژه در مناطقی که اندازه جمعیت، مساحت زمین، شرایط زیرساختها و الزامات مدیریتی در مقایسه با گذشته بهطور قابلتوجهی تغییر کرده است. بنابراین، سازماندهی مجدد روستاها و محلهها بخشی طبیعی از فرآیند بهبود ساختار سازمانی است. با این حال، اگر روستاها و محلهها را فقط بهعنوان «سلولهای اداری» ببینیم که نیاز به تجمیع دارند، ناخواسته از یک لایه بسیار مهمتر غافل خواهیم شد: عمق فرهنگی جامعه.
![]() |
| آیین آوردن آب در جشنواره ملکه مادر، کوان هو (جشنواره روستای دیم)، استان باک نین . عکس: ون جیانگ |
در ویتنام، روستا فقط یک واحد مسکونی نیست. بلکه یک ساختار فرهنگی است. مطالعات حقوقی و اداری نشان داده است که جوامع کوچک مانند روستاها، دهکدهها و سکونتگاهها در مناطق روستایی ویتنام، محصول انباشت و انسجام جوامع در طول دههها، قرنها و حتی هزارهها هستند. به عبارت دیگر، پشت نام یک روستا اغلب نه تنها یک موقعیت جغرافیایی، بلکه تاریخ تأسیس آن، شجرهنامه جامعه، معابد و زیارتگاهها، جشنوارهها، مقررات روستا، صنایع دستی سنتی، پیوندهای خویشاوندی، خاطرات مقاومت، خاطرات معیشت و حتی نحوه شناسایی افراد در یک فضای اجتماعی بزرگتر نیز نهفته است.
بنابراین، تأکید بر این نکته مهم است که ادغام روستاها و مناطق مسکونی ممکن است از الزامات حکومتداری باشد، اما نباید به «محو» هویت فرهنگی در سطح مردمی منجر شود. واقعیت در ویتنام نشان میدهد که علیرغم تغییرات قبلی در مرزها، نامها، تقسیمات یا ادغامها، بسیاری از روستاها سنتهای فرهنگی و نامهای آشنای خود را در زندگی اجتماعی حفظ کردهاند، حتی اگر رسماً به روستاها، دهکدهها یا مناطق مسکونی تغییر نام داده شده باشند. این نشان میدهد که اصلاحات اداری و حفظ هویت فرهنگی، اگر با ظرافت و احترام کافی به جامعه به آن نزدیک شویم، متقابلاً ناسازگار نیستند.
نکته کلیدی در اینجا تمایز قائل شدن بین «واحدهای اداری» و «فضاهای فرهنگی» است. ممکن است پس از ادغام، برای مدیریت آسانتر، یک روستای جدید تشکیل شود، اما در درون آن روستا، میتوان و لازم است که به اذعان به زیرفضاهای فرهنگی قدیمی ادامه داد: روستاهای قدیمی، دهکدههای قدیمی، محلههای قدیمی، اصناف صنایع دستی قدیمی، خوشههای مسکونی سنتی قدیمی. اگر حکومت مدرن بتواند با استفاده از دادههای دیجیتال، کدهای شناسایی و نقشههای دیجیتال مدیریت کند، دیگر دلیلی برای سادهسازی زندگی فرهنگی تا حد پاک کردن نامهایی که عمیقاً در خاطرات نسلها ریشه دوانده است، وجود نخواهد داشت. به عبارت دیگر، آنچه نیاز به سادهسازی دارد، ساختار اداری است، نه تضعیف میراث نمادین جامعه.
۲. مهمترین درس در اینجا، داستان نامگذاری است. نامهای پس از ادغامها فقط برای راحتی در مدیریت اداری، معاملات مدنی یا بهروزرسانی پایگاه داده نیستند. نامها همچنین نمادهای هویت هستند. یک نام صحیح میتواند حافظه تاریخی را حفظ کند؛ یک نام سطحی میتواند احساس بیریشگی و بیگانگی را حتی در سرزمین مادری خود ایجاد کند. قانون فعلی به وضوح تأسیس، انحلال، ادغام، تقسیم، نامگذاری و تغییر نام روستاها و مناطق مسکونی را به عنوان اموری تحت اختیار دولتهای محلی تعریف میکند و توسط آژانس امور داخلی توصیه و مدیریت میشود. این بدان معناست که مقامات محلی مسئولیت کامل و همچنین آزادی عمل برای انتخاب یک روش نامگذاری دقیق که عمق فرهنگی را در نظر میگیرد، به جای شمارهگذاری مکانیکی یا ترکیب سفت و سخت نامها، دارند.
به نظر من، نامگذاری مکانهای ادغامشده باید حداقل چهار اصل را رعایت کند. اول، باید واضح، به راحتی قابل تشخیص و برای مدیریت و زندگی روزمره مناسب باشد. دوم، باید به تاریخ شکلگیری جامعه احترام بگذارد و از ایجاد اختلال در نام مکانهایی با اهمیت فرهنگی عمیق خودداری کند. سوم، باید با هویت محلی سازگار باشد و منعکسکنندهی بارزترین عناصر منطقه، مانند صنایع دستی سنتی، آثار تاریخی، چهرههای تاریخی، نام مکانهای باستانی یا یک نماد فرهنگی شناختهشده توسط جامعه باشد. چهارم، باید مبتنی بر مشارکت واقعی جامعه باشد، زیرا نام چیزی است که جامعه روزانه از آن استفاده خواهد کرد، به نسلهای آینده منتقل میشود، در شجرهنامههای خانوادگی، متون یادبود و جشنوارهها ذکر میشود، نه اینکه فقط روی یک مهر اداری ظاهر شود.
این امر به ویژه در مناطقی با تراکم بالای میراث روستایی، مانند هانوی، باک نین، هونگ ین، نین بین و بسیاری از مناطق دلتای شمالی، اهمیت دارد. در این مکانها، روستا فقط مکانی برای زندگی نیست، بلکه یک "برند فرهنگی" طبیعی نیز هست. نام یک روستا میتواند کل اکوسیستم ارزشها را تداعی کند: صنایع دستی، غذا، جشنوارهها، ترانههای محلی، معماری، آداب و رسوم و حافظه جمعی. در زمینه توسعه صنایع فرهنگی، گردشگری فرهنگی و طراحی خلاقانه، نام روستاها اغلب داراییهای ناملموس ارزشمندی هستند. هنگام ذکر یک روستای صنایع دستی، یک روستای کوان هو، یک روستای باستانی، یک روستای محققان یا روستایی مرتبط با یک شخصیت تاریخی، ما فقط به یک موقعیت جغرافیایی اشاره نمیکنیم، بلکه به داستانی اشاره میکنیم که میتواند به یک محصول فرهنگی، یک مسیر گردشگری، یک برنامه آموزشی میراث یا یک هویت محلی خلاق تبدیل شود.
![]() |
| مقامات وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری، حکم به رسمیت شناختن رسمی هنر و صنعت رول برنج تان تری را به رهبران و صنعتگران بخش وین هونگ، هانوی تقدیم میکنند. عکس: ویت هونگ |
برای هانوی، این الزام باید حتی بیشتر مورد تأکید قرار گیرد. هانوی نه تنها پایتخت اداری، بلکه پایتخت فرهنگی نیز هست، جایی که هر روستای باستانی، هر روستای صنایع دستی سنتی و هر منطقه مسکونی سنتی در ساختار فرهنگی یک مرکز شهری منحصر به فرد نقش دارند. حفظ نامها و ساختارهای نمادین روستاهای معروف برای حفظ منابع ارزشمند برای استراتژیهای آینده در توسعه صنعت فرهنگی، گردشگری فرهنگی و برندسازی محلی بسیار مهم است. روستایی مانند روستای تو، یا بسیاری از روستاهای صنایع دستی دیگر، روستاهای باستانی و روستاهایی با جشنوارههای معروف، اگر به طور کامل تحت یک نام اداری جدید و مبهم منحل شوند، نه تنها از احساسات منفی جامعه رنج خواهند برد، بلکه آسیبهای بلندمدتی به کل استراتژی توسعه وارد خواهد کرد.
در اینجا، باید دیدگاه خود را در مورد روح قطعنامه شماره 80-NQ/TW در مورد توسعه فرهنگ ویتنام گسترش دهیم. این قطعنامه تأکید میکند که فرهنگ یک منبع درونزای حیاتی است؛ ارزشهای فرهنگی باید در تمام جنبههای زندگی اجتماعی نفوذ کنند؛ و ساخت و توسعه فرهنگ باید واقعاً به یک پایه محکم، یک قدرت درونزا و یک سیستم تنظیمکننده برای توسعه سریع و پایدار کشور تبدیل شود. اگر چنین باشد، سازماندهی مجدد روستاها و مناطق مسکونی نمیتواند صرفاً یک مسئله مربوط به دستگاه اداری باشد، بلکه باید یک مسئله توسعه فرهنگی باشد. ما نمیتوانیم از بهانه سادهسازی برای فقیرتر کردن بیشتر منابع نمادین در سطح مردمی استفاده کنیم. برعکس، این فرآیند سازماندهی مجدد باید به عنوان فرصتی برای شناسایی مجدد، دیجیتالی کردن، حفظ بهتر و ترویج قویتر ارزشهای روستاها و جوامع در بستر جدید تلقی شود.
۳. از منظر سیاستگذاری، من معتقدم که در کنار تکمیل مقررات و دستورالعملهای قانونی برای سازماندهی مجدد، باید چندین الزام حیاتی اما انعطافپذیر نیز اضافه شود. هر طرح سازماندهی مجدد روستا و محله باید شامل ارزیابی تأثیر فرهنگی باشد؛ عوامل تاریخی، میراث، باورها، جشنوارهها، صنایع دستی سنتی و ساختارهای جامعه باید قبل از تصمیمگیری در مورد یک طرح بررسی شوند. مقامات محلی باید فهرستی از نامهای باستانی روستاها، نامهای دهکدهها و نامهای فضاهای فرهنگی سنتی را که باید برای حفظ در اولویت قرار گیرند، گردآوری کنند. پس از ادغام، استفاده انعطافپذیر از مدل «نام اداری جدید» باید مجاز باشد، در حالی که همچنان «نام فرهنگی سنتی» را در تابلوها، سوابق میراث، محصولات گردشگری، دادههای دیجیتال، آموزش محلی و فعالیتهای اجتماعی به رسمیت میشناسد، حفظ و ترویج میکند. با انجام این کار، ما نه تنها میتوانیم از سرخوردگی مردم جلوگیری کنیم، بلکه اصلاحات اداری را به فرصتی برای غنیسازی ظرفیت خودشناسی جامعه تبدیل کنیم.
![]() |
گردشگران در حال تجربه سفالگری در روستای سفالگری بت ترانگ، هانوی. عکس: فوونگ توی. |
در نهایت، یک ملت قوی ملتی نیست که صرفاً ساختار سازمانی خود را ساده کند، بلکه ملتی است که دستگاه خود را ساده میکند و در عین حال عمیقترین جریانهای زیربنایی را که به آن سرزندگی میبخشد، گرامی میدارد. روستاها، دهکدهها و محلهها را میتوان برای کارایی بیشتر از نو سازماندهی کرد، اما اگر روح هر جامعه از قبل از بین رفته باشد، نمیتوان آن را دوباره خلق کرد.
بنابراین، در این سازماندهی مجدد، آنچه باید حفظ شود نه تنها یک مرز منطقیتر، بلکه نام روستاها، آداب و رسوم، خاطرات جامعه و توانایی هر محل برای ادامه روایت داستان فرهنگی خود در آینده نیز هست. سادهسازی ضروری است. اما سادهسازی در عین حفظ روح سرزمین مادری، موفقیت واقعی است.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/giu-ten-lang-giu-hon-xom-trong-sap-xep-thon-to-dan-pho-1041996











نظر (0)