برخلاف روال معمولشان که بعد از کار، خانم هین و فرزندانش برای تهیه غذا به آشپزخانه هجوم می‌بردند، امروز به لطف حمایت مشتاقانه همسرش، وقت زیادی داشتند. خانم هین با دیدن لحظه‌ای که تمام خانواده دور میز شام جمع شده بودند و بچه‌ها با خوشحالی با پدرشان گپ می‌زدند، احساس دلتنگی و احساساتی شدن کرد.

هین در کودکی، به عنوان یک رویاپرداز، تصویر سربازانی را که یونیفرم به تن داشتند و یک ستاره طلایی پنج پر روی کلاهشان داشتند، می‌پرستید. حتی در دانشگاه نیز این تحسین را حفظ کرد و یک قانون ناگفته وضع کرد: هر پسری که سعی در ابراز علاقه به او داشت، ابتدا باید سرباز می‌بود. سپس، هنگام گشت و گذار در فیس‌بوک، درخواست دوستی نسبتاً طنزآمیزی دید. کنجکاو شد و با فهمیدن اینکه او سرباز است، به سرعت آن را پذیرفت. به نظر می‌رسید مکالمات روزانه آنها طولانی‌تر شده است، زیرا چیزهای مشترک زیادی پیدا کرده بودند. با این حال، او هنوز هم کمی تردید داشت، زیرا تونگ در آن زمان کاملاً پیر و مجرد بود. برای حل نگرانی‌هایش، پیشنهاد داد که در اولین قرار رسمی‌شان به او در واحدش سر بزند.

خانه شاد خانواده سرگرد ترونگ تان تونگ. عکس توسط سوژه ارائه شده است.

به محض اینکه هین به واحد تونگ رسید، بسیاری از رفقایش برای دست دادن و گپ زدن با او آمدند و هین را به شدت تحت تأثیر قرار دادند. همه برای تونگ خوشحال بودند، زیرا او مدت زیادی عنوان "سرباز پدافند هوایی" را بر عهده داشت، به طوری که دوستان و رفقایش بی‌صبر شده بودند. وقتی هین داشت می‌رفت، باران شدیدی شروع به باریدن کرد و تونگ از مافوقش اجازه خواست تا دوست دخترش را به خانه ببرد. در آن باران بود که تونگ با جسارت عشق خود را اعتراف کرد.

پس از شش ماه آشنایی، آنها ازدواج کردند. اتاق عقد آنها برای راحتی، اتاقی اجاره‌ای در نزدیکی محل کار او بود. در سال ۲۰۱۸، او اولین پسرشان، ترونگ کواک خان، را به دنیا آورد. او با یادآوری آن زمان گفت: «در تمام دوران بارداری‌ام، او در کنارم نبود. روزی که درد زایمان گرفتم، تنها با تاکسی به بیمارستان رفتم. وقتی پزشک سزارین را برنامه‌ریزی کرد، درست به موقع رسید تا کارهای اداری را انجام دهد. در آن لحظه، احساس گرمای زیادی در درونم داشتم.» در سال ۲۰۲۳، او فرزند دومشان، یک دختر، ترونگ خان چی، را به دنیا آورد. شادی خانوادگی آنها حتی کامل‌تر شد، اما در عین حال، مشکلات چندین برابر شد.

خانم هین با شعار «خویشان دور را بفروش، همسایه‌های نزدیک را بخر»، با وجود مشغله زیاد و زندگی شخصی‌اش، همیشه برای مشارکت فعال در فعالیت‌های اجتماعی با همسایگانش وقت می‌گذارد. حالا که فرزندانش کمی بزرگتر شده‌اند، خانم هین به همراه همسایگانش به باشگاه رقص محلی محلی می‌پیوندد. هر زمان که اجرایی برگزار می‌شود، مردم به او اعتماد می‌کنند تا آهنگ‌ها را انتخاب کند و حرکات رقص پایه را آموزش دهد. خانم هین با شور و شوق، گشاده‌رویی و شیوه زندگی ساده و صمیمانه‌اش، همیشه مورد علاقه همسایگانش است. روزهایی که دیر از سر کار به خانه می‌آید، زنان همیشه آماده‌اند تا به او در برداشتن فرزندانش کمک کنند. اگرچه زندگی پیش رو ممکن است دشوار باشد، اما برای خانم هین، خوشبختی یعنی دیدن بزرگ شدن فرزندانش روز به روز، زندگی در آغوش گرم همسایگانش و یک سیستم حمایتی قوی باشد تا شوهرش بتواند روی کارش تمرکز کند.

تران تان هوین

    منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/hau-phuong-vung-chac-cua-anh-824615