Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شکستن چرخه عدم تعادل نیروی کار

اگر آموزش همچنان با نیازهای واقعی ناهماهنگ باشد، اقتصاد در بخش کم‌ارزش گیر خواهد کرد و برای صعود به زنجیره ارزش جهانی با مشکل مواجه خواهد شد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ26/11/2025

nhân lực - Ảnh 1.

دانشجویانی که در کالج بین‌المللی فناوری لیلاما ۲ آموزش عملی می‌بینند - عکس: ترونگ نهان

سهمیه‌های نامناسب ثبت‌نام و فقدان سازوکارهای نظارتی مؤثر، بازار کار ویتنام را مختل کرده است.

کسب‌وکارها با کمبود شدید کارگران فنی ماهر مواجه هستند، در حالی که دانشگاه‌ها در حال تولید انبوه فارغ‌التحصیلان سطح اداری هستند. این عدم تطابق بین تقاضای واقعی و ظرفیت آموزشی منجر به عرضه بیش از حد منابع انسانی در صورت نیاز و کمبود در صورت نیاز می‌شود و چرخه طولانی اتلاف را ایجاد می‌کند.

آموزش یک‌جانبه تغییر از اهداف به تعصبات اجتماعی.

سال‌هاست که بازار کار ویتنام از عدم تعادل مداوم رنج می‌برد. کسب‌وکارها با کمبود شدید کارگران ماهر و افرادی که مستقیماً در موقعیت‌های عملیاتی، تولیدی و نگهداری فعالیت می‌کنند، مواجه هستند، در حالی که همزمان با مازاد کارکنان اداری و غیرمستقیم مواجه هستند.

اقتصاد به مهارت‌های تولیدی و عملیاتی بیشتری نیاز دارد، اما سیستم آموزشی تعداد زیادی کارمند اداری تربیت می‌کند. این عدم تطابق بین آموزش و تقاضای بازار کار به یکی از بزرگترین موانع رشد بهره‌وری ویتنام تبدیل شده است.

این عدم تعادل ناشی از علل سیستمی است، که در درجه اول به نحوه مدیریت اهداف آموزشی مربوط می‌شود.

در حال حاضر، سهمیه‌های ثبت‌نام در درجه اول بر اساس ظرفیت مدرسه، مانند تعداد مدرسان، کلاس‌های درس و حداقل الزامات اداری تعیین می‌شوند، نه بر اساس نیازهای واقعی بازار کار.

بنابراین، رشته‌هایی مانند مدیریت، اقتصاد و حقوق که هزینه‌های آموزشی پایینی دارند، راحت‌تر گسترش می‌یابند، در حالی که رشته‌های مهندسی که به آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها و سرمایه‌گذاری قابل توجه نیاز دارند، به دلیل خطرات مالی رو به کاهش هستند.

تحت مکانیسم استقلال دانشگاه، دانشگاه‌ها به جای تمرکز بر حوزه‌های مهندسی ضروری برای تولید که جذب دانشجو در آنها دشوار و آموزش آنها پرهزینه است، تمایل دارند برنامه‌های کم‌هزینه و آسان برای جذب نیرو راه‌اندازی کنند.

یکی دیگر از دلایل مهم، ناشی از کلیشه‌های شغلی اجتماعی است. سال‌هاست که کار فنی با کار سخت، گرد و غبار و ریسک مرتبط دانسته می‌شود، در حالی که مدیریت یا کار اداری به عنوان کاری پایدار و تمیز تلقی می‌شود.

بنابراین والدین و دانش‌آموزان به سمت رشته‌های اداری هجوم می‌آورند و این امر باعث عدم تطابق قابل توجهی بین تقاضای آموزشی و نیازهای واقعی بازار کار می‌شود. وزارت آموزش و پرورش می‌تواند سهمیه‌های ثبت‌نام را کنترل کند اما نمی‌تواند انتظارات اجتماعی را تنظیم کند، بنابراین تا زمانی که این طرز فکر ادامه داشته باشد، جریان دانش‌آموزان همیشه برخلاف نیازهای کسب‌وکارها خواهد بود.

علاوه بر این، وظیفه متعادل‌سازی منابع انسانی در بسیاری از وزارتخانه‌ها پخش شده است و هر منطقه استراتژی منابع انسانی خود را تدوین می‌کند که منجر به داده‌های پراکنده و فقدان سازوکارهای هماهنگی به اندازه کافی قوی می‌شود.

بنابراین، پیش‌بینی نیروی کار با تغییرات سریع فناوری و زنجیره‌های تأمین جهانی همگام نیست. در حالی که صنایع جدید مانند انرژی‌های تجدیدپذیر، اتوماسیون، لجستیک هوشمند و نیمه‌رساناها به تعداد زیادی از کارگران ماهر نیاز دارند، سیستم آموزشی در واکنش به این تغییرات کند است. شکاف بین آموزش و استفاده از نیروی کار در حال افزایش است و این امر عدم تطابق ساختاری را تشدید می‌کند.

در نتیجه، اقتصاد با مازاد فارغ التحصیلان دانشگاهی اما کمبود مهندس و کارگر ماهر مواجه است. کسب و کارها، به ویژه در صنایع فرآوری و تولید، باید برای نیروی کار ماهر رقابت کنند که منجر به افزایش هزینه‌های نیروی کار و مانع گسترش تولید می‌شود.

در همین حال، بسیاری از دانشجویان رشته‌های مدیریت، اقتصاد یا امور مالی نمی‌توانند شغلی در حوزه تخصص خود پیدا کنند و این امر آنها را مجبور به کار در زمینه‌های نامرتبط یا پذیرش حقوق پایین می‌کند که این امر بیکاری فارغ‌التحصیلان را افزایش داده و منابع آموزشی را هدر می‌دهد.

همچنین بهبود بهره‌وری نیروی کار در صورت کمبود نیروی کار ماهر دشوار است. بهره‌وری در تولید به شدت به توانایی کار با ماشین‌آلات، درک فرآیندها، عیب‌یابی و نگهداری تجهیزات بستگی دارد.

وقتی کمبود پرسنل برای پر کردن این موقعیت‌ها وجود دارد، کسب‌وکارها نمی‌توانند فناوری خود را ارتقا دهند، ظرفیت خود را افزایش دهند یا در مراحل با ارزش افزوده بالا شرکت کنند و این امر رقابت‌پذیری ویتنام را کاهش می‌دهد، به‌ویژه در شرایطی که کشورهای آسه‌آن آموزش‌های فنی را برای صنایع آینده افزایش می‌دهند.

عدم تعادل نیروی کار همچنین مانع گذار از مدل رشد می‌شود. ویتنام برای تغییر از مدلی مبتنی بر نیروی کار ارزان به مدلی مبتنی بر بهره‌وری و نوآوری، به نیروی کار به اندازه کافی بزرگ و بسیار ماهر نیاز دارد. اگر آموزش همچنان با نیازهای واقعی همسو نباشد، اقتصاد در بخش کم‌ارزش گیر خواهد کرد و برای صعود به زنجیره ارزش جهانی با مشکل مواجه خواهد شد.

حل حلقه عدم تعادل

مهم‌ترین راهکار، ایجاد یک سیستم پیش‌بینی تقاضای نیروی کار ملی بسیار قابل اعتماد است که مرتباً بر اساس داده‌های تجاری، روندهای فناوری، نیازهای شهرک‌های صنعتی و جهت‌گیری‌های توسعه منطقه‌ای به‌روزرسانی شود.

این پیش‌بینی باید به مبنایی اجباری برای تخصیص سهمیه‌های ثبت‌نام تبدیل شود و به تعیین دقیق تعداد مهندسان اتوماسیون، تکنسین‌های فناوری اطلاعات، پرسنل لجستیک یا پرستار مورد نیاز بازار در هر دوره کمک کند و از ایجاد رشته‌های جدید بر اساس شهود یا پیروی از روندها جلوگیری کند.

بر اساس آن پیش‌بینی، لازم است اهدافی تعیین شود که به طور دقیق منعکس کننده تقاضای بازار باشد. صنایعی که مازاد نیروی انسانی دارند باید سهمیه‌های خود را به شدت کاهش دهند و شرایط را برای افتتاح برنامه‌های جدید سخت‌تر کنند، در حالی که صنایعی که کمبود نیروی انسانی دارند باید برای توسعه و حمایت از سرمایه‌گذاری در اولویت قرار گیرند تا هزینه‌های آموزشی کاهش یابد. هنگامی که سهمیه‌ها با نیازهای واقعی مطابقت داشته باشند، سیستم آموزشی به تدریج به ساختار نیروی کار مورد نیاز اقتصاد نزدیک می‌شود.

همزمان، باید سازوکارهایی برای تشویق دانشجویان به ورود به حوزه‌هایی با کمبود نیروی کار از طریق بورسیه‌های هدفمند، پشتیبانی شهریه، وام‌های ترجیحی، برنامه‌های کارآموزی با حقوق و مدل‌هایی که در آن‌ها دولت یا کسب‌وکارها آموزش را سفارش می‌دهند، وجود داشته باشد.

وقتی تحصیل در رشته مهندسی هم از نظر مالی و هم از نظر فرصت‌های شغلی بالا، حمایت مالی ارائه می‌دهد، مهاجرت دانشجویان به طور طبیعی اتفاق می‌افتد.

برعکس، بخش‌هایی که نیروی انسانی مازاد دارند باید با کاهش سهمیه‌های ثبت‌نام، افزایش استانداردهای خروجی، افزایش الزامات کارآموزی و افشای عمومی نرخ اشتغال، تنظیم شوند تا دانشجویان بتوانند برنامه‌هایی را انتخاب کنند که پاسخگوی تقاضای بازار باشد.

در نهایت، راه‌حل‌ها تنها زمانی مؤثر هستند که هماهنگی نزدیکی بین دولت، مدارس و کسب‌وکارها وجود داشته باشد.

کسب‌وکارها باید در توسعه برنامه‌ها، کارآموزی و استخدام نیروی کار مشارکت کنند؛ مدارس باید آموزش‌های خود را به سمت رویکردی عمل‌محور تغییر دهند؛ و دولت نقش هماهنگ‌کننده را ایفا خواهد کرد و داده‌ها و پشتیبانی مالی را فراهم خواهد کرد.

وقتی این سه نهاد با هم کار کنند، منابع انسانی به طور کارآمدتری تخصیص داده می‌شوند و به افزایش بهره‌وری و افزایش رقابت‌پذیری اقتصاد کمک می‌کنند.

وقتی سهمیه‌ها بر اساس نیازها تعیین شوند، پیش‌بینی‌های نیروی کار مرتباً به‌روز شوند و زبان‌آموزان از پشتیبانی مناسب برخوردار شوند، بازار کار از طریق مشوق‌ها و محدودیت‌ها تنظیم خواهد شد. در نتیجه، ساختار نیروی کار به تدریج به تعادل باز خواهد گشت.

این مسیری است که به ویتنام کمک می‌کند تا از چرخه عدم تعادل نیروی کار رهایی یابد و اقتصادی را شکل دهد که در آن منابع انسانی بر اساس سیگنال‌های بازار تخصیص داده شوند و آموزش با نیازهای واقعی توسعه ارتباط نزدیکی داشته باشد.

هویِن تان دین

منبع: https://tuoitre.vn/hoa-giai-vong-lap-mat-can-doi-nhan-luc-20251126111629234.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جنگل کوهستانی تونگ نام

جنگل کوهستانی تونگ نام

روشن کردن آینده

روشن کردن آینده

روز استقلال مبارک

روز استقلال مبارک