Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نقاش شو مان و زندگی‌اش به عنوان یک برده.

هنرمند فقید شو مان، چهره‌ای پیشرو در نقاشی ارتفاعات مرکزی و استعدادی بزرگ در نقاشی معاصر ویتنامی بود.

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk19/04/2026

شو مان اصالتاً اهل روستای دِ کرون، کمون یانگ باک، منطقه آن خه ​​(که اکنون کمون داک پو، استان گیا لای است) بود. به دلیل فقر و نداشتن پول برای پرداخت مالیات سرانه، پدرش توسط رئیس روستا به رئیس منطقه، مو، به عنوان برده به قیمت هفت بوفالو فروخته شد. در آن زمان، پسر، سیو دونگ - نام کودکی شو مان - تنها حدود 10 سال داشت. پس از مدتی، دونگ که پدرش را از دست داده بود، از مادرش خواست که او را برای ملاقات به پلئی بونگ ببرد، اما متوجه شد که او نیز اسیر و به بردگی گرفته شده است. مادر دونگ نمی‌دانست که رئیس روستا قبلاً موافقت کرده بود که هر دوی آنها را به رئیس منطقه، مو، به قیمت سه بوفالو بفروشد، فقط منتظر بود تا پسر به اندازه کافی بزرگ شود تا بتواند کار کند و سپس او را با خود ببرد...

مانند قوم کین، اقلیت‌های قومی در آن زمان نیز مجبور به تحمل مالیات غیرانسانی به نام مالیات سرانه یا مالیات سرانه بودند. این مالیات بر مردان ۱۸ سال به بالا وضع می‌شد. در ابتدا، هر مرد باید ۱ هائو (واحد پول ویتنام) می‌پرداخت، اما به تدریج با گذشت زمان افزایش می‌یافت. هنگامی که پدر شو مان دستگیر شد، مالیات سرانه به ۳.۲ دونگ، معادل قیمت ۱ پیمانه برنج، افزایش یافته بود. در ابتدا، استعمارگران فرانسوی اجازه پرداخت مالیات به صورت غیرنقدی را می‌دادند، اما بعداً پرداخت نقدی را اجباری کردند. این یک تاکتیک حیله‌گرانه بود زیرا برای اقلیت‌های قومی، محصولات کشاورزی آنها ارزش کمی داشت و فروش آنها دشوار بود و از آنجایی که هنوز به تجارت عادت نکرده بودند، پول نقد بسیار کمیاب بود.

نقاشی «عمو هو با گروه‌های قومی ارتفاعات مرکزی» اثر هنرمند شو مان.

آنها که پول کافی برای پرداخت مالیات نداشتند، می‌توانستند با کار خود و انجام کار اجباری برای "دولت" این هزینه را بپردازند. با این حال، این روش تنها به استثمار شدیدتر منجر شد. از آنجا که مالیات‌دهندگان زیادی وجود داشتند اما کار کمی برای "دولت" وجود داشت، استعمارگران فرانسوی راهی برای فروش این قراردادهای کار اجباری به صاحبان مزارع ابداع کردند. صاحبان مزارع با استفاده از این فرصت، دستمزدهای روزانه بسیار پایینی را برای طولانی‌تر کردن دوره کار اجباری تعیین کردند. بنابراین، به جای پرداخت مالیات معادل حدود 30 روز کار اجباری، صاحبان مزارع آن را به 50 روز - گاهی حتی 70-80 روز - افزایش دادند. آنها نه تنها مورد استثمار قرار می‌گرفتند، بلکه توسط صاحبان مزارع مورد ضرب و شتم، جریمه و تأخیر بیشتر در روزهای کاری قرار می‌گرفتند.

مردم نه تنها باید مالیات سرانه می‌پرداختند، بلکه برای هر کاری که انجام می‌دادند نیز باید مالیات می‌پرداختند. کشاورزی مالیات برنج، پرورش گاو مالیات گاو... اما به گفته‌ی هنرمند شو مان، پوچ‌ترین چیز این بود که حتی فیل‌ها هم باید مالیاتی معادل ۲۰ روز کار اجباری، درست مانند انسان‌ها، می‌پرداختند. اگر کارشان را تمام نمی‌کردند، «دولت» آنها را به صاحبان مزارع می‌فروخت. بنابراین هر سال، هم صاحبان مزارع و هم فیل‌ها مجبور بودند با هم کار اجباری را تجربه کنند...

فقرا، مانند والدین شو مان، که تحت چنین رژیم ستمگر و استثمارگری زندگی می‌کردند و هیچ راه فراری نداشتند، چاره‌ای جز فروش خود به رؤسای روستا و تبدیل شدن به کالایی در دست ثروتمندان یا حاکمان قدرتمند نداشتند. و مانند زمین‌داران و مقامات دشت‌ها، افراد بی‌رحم در میان آنها کم نبودند. مو، رئیس منطقه، یکی از آنها بود... دونگ، پسرک، که برده شده بود، وظیفه مراقبت از گاو را بر عهده گرفت. صبح زود، دونگ مانند مجسمه‌ای سفالی در گله صدها گاو قاطی می‌شد، اما اواخر شب او را به خانه برمی‌گرداندند. با این حال، بسیاری از روزها، دونگ توسط اربابش مجازات می‌شد و بهانه‌اش این بود که غذای کافی برای خوردن نداشته است. دونگ که در یک پتوی نازک برای گرم شدن در زیر خانه ارباب جمع شده بود، در حالی که باد از همه طرف زوزه می‌کشید و شکمش از گرسنگی غرغر می‌کرد، اغلب نمی‌توانست جلوی هق‌هق گریه‌اش را بگیرد. او زمانی را به یاد آورد که آنقدر گرسنه بود که مجبور بود برای استخوان با سگ‌های ارباب بجنگد... پدر دونگ نیز در همان مخمصه پسرش، مرتباً توسط اربابش کتک می‌خورد و تنبیه می‌شد. او از شدت کار، خسته و بیمار می‌شد. مو که او را بی‌فایده می‌دید، او را از خانه بیرون کرد. پس از مدت کوتاهی مبارزه با بیماری، او درگذشت. مادر دونگ نیز مانند پدرش، به تدریج قدرت خود را از دست داد و سه سال پس از مرگ شوهرش، او نیز درگذشت و دونگ را در جهان تنها گذاشت. ارباب مو اعلام کرد: "والدینت قبل از پرداخت بدهی‌هایشان مردند، بنابراین باید غرامت آنها را بدهی. به قیمت 10 بوفالو، باید 25 سال دیگر برده بمانی!"

مشخص نیست که آیا دنگ می‌توانست در تمام آن سال‌ها زنده بماند اگر ارتش به پاسگاه حمله نمی‌کرد، رئیس منطقه مو را دستگیر نمی‌کرد و او را آزاد نمی‌کرد. وقتی انقلاب از راه رسید، شو مان مانند بسیاری از مردم ستمدیده در ارتفاعات مرکزی، مشتاقانه به ارتش آزادی‌بخش پیوست. در سال ۱۹۵۴، او به شمال نقل مکان کرد. او از وضعیت بردگی توسط انقلاب نجات یافت و برای هنرمند شدن آموزش دید. شو مان اغلب می‌گوید: اگر انقلاب نمی‌شد، او فقط یک برده باقی می‌ماند، دنگ. به راحتی می‌توان فهمید که چرا بسیاری از آثار شو مان تصاویری از رئیس جمهور هوشی مین را نشان می‌دهند. او اعتراف کرد: رئیس جمهور هوشی مین بزرگترین منبع الهام خلاقانه در زندگی اوست!

نگوک تان

منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-xa-hoi/202604/hoa-si-xu-man-va-quang-doi-no-le-e092583/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
نیروی امنیت عمومی خلق، توسعه داک لک را همراهی می‌کند.

نیروی امنیت عمومی خلق، توسعه داک لک را همراهی می‌کند.

بازار شناور کای رانگ

بازار شناور کای رانگ

نگوین هوای، پنجشنبه

نگوین هوای، پنجشنبه