Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نوستالژی برای جشنواره قایق اژدها…

Việt NamViệt Nam22/06/2023

تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر به طور غیرمعمولی اتفاق افتاده و تابستان‌ها را گرم‌تر و طولانی‌تر کرده است. ما به گرما عادت کرده‌ایم و به نظر می‌رسد که دیگر افراد زیادی به شروع این هوای گرم و سوزان فکر نمی‌کنند. این جشنواره قایق اژدها است که با نام جشنواره دوآنوو نیز شناخته می‌شود. اما من متفاوتم؛ مهم نیست هوا چگونه تغییر کند، من همیشه جشنواره قایق اژدها را به یاد خواهم داشت و تا آخر عمر به آن فکر خواهم کرد.

در خاطرات من، جشن‌های سنتی تت (سال نو قمری) همیشه حس انتظار را برمی‌انگیزند. خانواده من برای آداب و رسوم سنتی ارزش قائل بودند، بنابراین هر جشن تت در چهار فصل توجه ویژه‌ای داشت. یک روز گرم اوایل ماه مه را به یاد دارم که مادرم دانه‌های برنج طلایی را در حیاط زیر آفتاب سوزان خشک می‌کرد. هر سی دقیقه، برنج را تکان می‌داد تا خشک شود. من در حالی که پاهایم داغ شده بود، به دنبالش به حیاط رفتم و سریع به ایوان برگشتم. در آن زمان، در روستای ما برق نبود. مادربزرگم همیشه با دستانش باد می‌زد تا سه یا چهار نفر از ما، برهنه، بتوانیم روی زمین دراز بکشیم و خنک شویم. سپس به مادرم یادآوری کرد: «شیشه شراب برنج را بررسی کن و فردا صبح، برای هر کدام از ما یک فنجان کوچک بردار تا «حشرات را بیرون بکشیم». او همه ما را «برادر» و «خواهر» صدا می‌زد! این رسم روستا بود. من نمی‌دانستم «حشرات را بیرون بکشیم» یعنی چه یا چرا باید این کار را بکنیم. آستینش را کشیدم و پرسیدم: «مادربزرگ، منظورت از «بیرون آوردن حشرات» چیست؟ مادربزرگ، حشرات کجا هستند؟»

نوستالژی برای جشنواره قایق اژدها…
تهیه کیک برای جشنواره قایق اژدها در بسیاری از خانواده‌های ویتنامی یک سنت است. عکس: چو اوین

مادربزرگم در شعر و ترانه‌های محلی مهارت داشت؛ او می‌توانست هر چیزی را به شعر تبدیل کند. او می‌گفت: «در ماه آوریل، ما لوبیاها را پیمانه می‌کنیم تا سوپ شیرین درست کنیم / ما جشنواره قایق اژدها را جشن می‌گیریم و در ماه مه برمی‌گردیم. اجداد ما به ما آموختند که در پنجم ماه مه، باید حشرات را ریشه‌کن کنیم. می‌توان گفت ریشه‌کن کردن یا کشتن. این روزی است که گرما، چه در درون و چه در بیرون یک فرد، به اوج خود می‌رسد. بنابراین، حشرات نیز به شدت تکثیر و رشد می‌کنند. به همه شما نگاه کنید، بثورات شما مانند ارزن در حال رشد است. و فردا، جوش‌ها همه جا خواهند بود... شما باید شراب برنج چسبناک، میوه‌های ترش بخورید و در آب‌های معطر گیاهی حمام کنید تا حشرات را بکشید و سلامتی خود را حفظ کنید. این را به خاطر بسپارید تا بتوانید در آینده از این سنت پیروی کنید!»

من تمام حرف‌هایش را کاملاً نفهمیدم، اما همینقدر می‌دانستم که صبح روز بعد، هر کدام از ما را مجبور کرد یک کاسه کوچک شراب برنج بنوشیم و یک لیموی ترش و نارس را بجویم که باعث درد دندان‌هایمان شد. بعد از آن مراسم، دیدم که مادربزرگم بسیار خوشحال و آسوده خاطر است. او همچنین یک کاسه شراب نوشید و یک لیموی نارس خورد.

و بنابراین، هر سال، در این روز، مادربزرگم از مادرم می‌خواست که شراب برنج درست کند و میوه‌های ترش و گس برای تمام خانواده آماده کند تا حشرات را از خود دور کند. ظهر، مادرم گوشت اردک را آماده می‌کرد و ضیافتی برای تقدیم به اجدادمان ترتیب می‌داد. در گرمای خفه‌کننده‌ی ماه مه، هر چیزی که می‌خوردیم خوشمزه بود. تمام خانواده غرق در خنده و شادی بودند. مادرم می‌گفت که این روز، روز تجدید دیدار خانواده است.

نوستالژی برای جشنواره قایق اژدها…

بعدها در زندگی، پدربزرگم برایم توضیح داد که جشن قایق اژدها اصلاً درباره چیست. او در دوران فئودالی زبان چینی کلاسیک را آموخت و قصد داشت در امتحانات امپراتوری شرکت کند تا به مقام رسمی برسد، اما زمان مناسبی نبود، بنابراین به زندگی ساده‌ای تن داد و «قلم مویش را کنار گذاشت و با مداد نوشت.» او گفت که در این روز در چین، مردم یاد مردی ماهر در شعر و ادبیات به نام کو یوان را گرامی می‌دارند که در زمان سلطنت پادشاه هوآی از سلسله چو، مقام والایی در دربار داشت. در ابتدا، او مورد توجه فراوان پادشاه بود و به دلیل این توجه، بسیاری از مردم حسادت کردند و نقشه کشیدند تا به او آسیب برسانند، که باعث شد پادشاه به او مشکوک شود و از او بیزار شود.

پس از سلطنت پادشاه هوای، پادشاه شیانگ، پسر پادشاه هوای از سلسله چو، به تخت سلطنت نشست. او به توصیه وزرای نادان خود، کو یوان را تحقیر کرد و او را به جیانگنان، در جنوب رودخانه یانگ تسه تبعید کرد. کو یوان، که غرق در غم و اندوه بود، در روز پنجم از ماه پنجم در رودخانه میلو خودکشی کرد و غم و اندوه بی‌شماری را برای افراد پرهیزگار و درستکار بی‌شماری به جا گذاشت. بنابراین، روز پنجم از ماه پنجم روزی است که چینی‌ها یاد کو یوان را گرامی می‌دارند.

نوستالژی برای جشنواره قایق اژدها…
وسایلی که برای شرکت در جشنواره قایق اژدها باید همراه داشته باشید...

ویتنام سال‌هاست که تحت تأثیر فرهنگ چینی قرار گرفته است و این آیین‌ها با زندگی اجتماعی عجین شده‌اند، هرچند زمان دقیق آن مشخص نیست. با این حال، با پیشرفت تاریخ، مردم ویتنام تفسیرهای خود را از جشنواره‌های سالانه توسعه داده‌اند. جشنواره قایق اژدها همچنین به عنوان جشنواره کشتن حشرات، جشنواره نیمه سال یا جشنواره یانگ نگو شناخته می‌شود. بسیاری از آداب و رسوم در این روز برای خدمت به زندگی انسان انجام می‌شود و منعکس کننده آرزوهای مردم برای زندگی، انسانیت و معنویت است. پدربزرگم می‌گفت که نه تنها در زادگاه من، مردم اغلب نوک انگشتان خود را با برگ‌های حنا رنگ می‌کنند، بلکه نباید انگشتان اشاره و شست پای خود را رنگ کنند. صبح زود، آنها شراب برنج و میوه‌های ترش می‌خورند تا حشرات را بکشند. پس از غذا خوردن کودکان، آنها دارچین را به ملاج، سینه و ناف خود می‌مالند تا آنها را ضدعفونی کنند. ظهر، پس از تقدیم قربانی برای اجداد، مردم برای پنجمین روز از پنجمین ماه قمری به چیدن برگ می‌روند - آنها هر برگی را که می‌توانند پیدا کنند، می‌چینند، اما سعی می‌کنند برگ‌های علف آسیاب بادی، گیاه وُی (vối) و گیاه موُم (muỗm) را بچینند - تا به خانه بیاورند، خشک کنند و بجوشانند تا نوشیدنی‌ای برای فواید سلامتی درست کنند. مادربزرگم به مزارع برنج می‌رفت تا چند بوته برنج جوان را بچیند، دانه‌ها را بکوبد، آنها را تا زمانی که ترک بخورند و باز شوند، برشته کند، سپس آنها را در آب باران بجوشاند تا نوه‌هایش بنوشند. آب هیچ طعمی نداشت، فقط عطر معطر برنج تازه بود که روح را تکان می‌داد و هر زمان که فصل برداشت برنج فرا می‌رسید، طعم فراموش‌نشدنی خانه را به انسان می‌داد.

خانواده من در طول جشنواره قایق اژدها بسیار خوشحال بودند. پدربزرگ و مادربزرگم دختران زیادی داشتند و طبق سنت، در این روز، هر داماد باید بسته به توانایی مالی خود، یک غاز، یک اردک یا یک جفت اردک برای پدرزن خود می‌آورد. عموها و پسرعموهایم اردک و غاز برای پدرزن خود می‌آوردند. یک وعده غذایی ساده و گرم در این روز جشنواره، بدون حتی یک نسیم، برای پدربزرگ و مادربزرگم آرامش می‌آورد.

نوستالژی برای جشنواره قایق اژدها…
میوه‌ها، گل‌ها و شراب برنج چسبناک، هدایایی برای جشنواره قایق اژدها هستند...

با گذشت زمان، ما بزرگ شدیم و از خانه دور شدیم. اما هر سال در این روز، مهم نیست فرزندان و نوه‌ها چقدر دور از هم زندگی می‌کنند، آنها باید برای دیدار دوباره برگردند. مادربزرگم این قانون را وضع کرد تا ما سنت‌های خانوادگی خود را به یاد داشته باشیم و حفظ کنیم. و در جشنواره قایق اژدها در سال ۱۹۹۸، هوا بسیار گرم بود و برق قطع شد. مادرم برنج خشک شده را در حیاط زیر آفتاب پهن کرده بود. مادربزرگم بیمار بود و در خانه محبوس شده بود و احساس خفگی می‌کرد و منتظر بود تا ما برای جشنواره به خانه بیاییم. امسال، هیچ کس در خانواده وقت نداشت که مراسم «دفع حشرات» را انجام دهد، زیرا او گفته بود که این سنت را می‌شکند و قبل از انجام مراسم، منتظر می‌ماند تا ما به خانه بیاییم، نه لزوماً صبح زود. اما به طور غیرمنتظره‌ای، گرمای ماه مه برای او غیرقابل تحمل بود و ما را به دنیای دیگر ترک کرد... او در جشنواره قایق اژدها، همان روز سالگرد مرگ کو یوان، درگذشت.

حالا، کار کردن در اتاق‌های دارای تهویه مطبوع، خوردن غذا، خوابیدن در اتاق‌های دارای تهویه مطبوع... تقریباً هیچ‌کس به این جشنواره میان‌سالی توجه نمی‌کند، اما من هنوز احساس نوستالژی دارم، روحم با خاطرات دور کودکی، جشنواره قایق اژدها، چیزهایی که به زندگی خانوادگی‌ام مربوط می‌شود، می‌سوزد.

جیانگنان


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پارچه بافی

پارچه بافی

غروب خورشید بر فراز دریاچه تاک با

غروب خورشید بر فراز دریاچه تاک با

شادی در کار

شادی در کار