در سالهای اخیر، هنگام درخواست پذیرش دانشگاه، روند رو به رشدی در انتخاب رشته علوم اجتماعی توسط دانشجویان مشاهده شده است. این یک روند مثبت است، زیرا بیزاری دانشجویان را از رشتههایی مانند تاریخ و جغرافیا کاهش میدهد. با این حال، این امر منجر به پیامدهای منفی در آموزش منابع انسانی میشود، زیرا اقتصاد به طور فزایندهای به کارگران مرتبط با علم و فناوری نیاز دارد.
دکتر بویی تی آن، نماینده سابق مجلس ملی، معتقد است که این واقعیت که تنها ۳۷٪ از نزدیک به ۱.۱ میلیون داوطلب شرکت کننده در آزمون فارغ التحصیلی دبیرستان ۲۰۲۴، رشته علوم طبیعی (NS) را انتخاب کردهاند، یک واقعیت نگران کننده است. به گفته دکتر آن، دلیل کمتر بودن تعداد داوطلبان ثبت نام کننده در رشته علوم طبیعی در مقایسه با علوم اجتماعی تا حدودی به دلیل سهولت درک شده تحصیل در گروه علوم اجتماعی است. برعکس، نرخ پایین ثبت نام ۳۷٪ نیز به دشواری دانش مورد نیاز در رشتههای علوم طبیعی نسبت داده میشود. به طور خاص، برنامههای سطح دانشگاه در علوم، مهندسی و فناوری چالش برانگیز هستند و نیاز به دانش قوی در ریاضیات، فیزیک و سایر زمینهها دارند. این نشان میدهد که بدون راهنمایی اولیه، داوطلبان کمتری رشتههای STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) را انتخاب خواهند کرد.
به گفته پروفسور نگوین دین دوک، رئیس شورای دانشگاه فناوری (دانشگاه ملی ویتنام، هانوی)، تحقیقات آموزشی نشان داده است که در چارچوب انقلاب صنعتی ۴.۰، دانش STEM و علوم طبیعی نه تنها یک الزام برای رشتههای علوم، فناوری و مهندسی است، بلکه برای همه رشتههای دیگر نیز ضروری است. نیروی کاری که فاقد دانش و مهارتهای مرتبط با STEM و علوم طبیعی باشد، تأثیر منفی بر توسعه صنایع جدید خواهد گذاشت. کشوری که درصد بیشتری از داوطلبان برای پذیرش دانشگاه، آزمونهای علوم اجتماعی را نسبت به آزمونهای علوم طبیعی انتخاب میکنند، یک سؤال مهم را مطرح میکند: چگونه یک نیروی کار میتواند در چارچوب انقلاب صنعتی ۴.۰ ادغام شود؟
در واقع، سالهاست که نمرات پذیرش رشتههای مهندسی و فناوری در بسیاری از دانشگاههای چندرشتهای به طور مداوم کمتر از نمرات رشتههای اقتصاد و خدمات بوده است. این واقعیت که دانشجویان به جای رشتههای علوم طبیعی، به رشتههای علوم اجتماعی روی میآورند، آشکارا یک روند انحرافی است. اگرچه این امر ممکن است در کوتاهمدت تأثیر قابل توجهی نداشته باشد، اما در درازمدت خطر ایجاد عدم تعادل در منابع انسانی برای توسعه ملی را به همراه دارد.
کارشناسان همچنین خاطرنشان میکنند که روندهای جهانی نشان میدهد رشتههای STEM به طور فزایندهای مشاغل پردرآمدتری را ارائه میدهند، در حالی که رشتههای علوم اجتماعی فرصتهای شغلی محدودی دارند. بدون یک رویکرد متعادل بین علوم اجتماعی و علوم طبیعی، دانشجویان به جای انتخاب رشتههایی که با روندهای شغلی و علایق واقعی آنها همسو هستند، در معرض خطر انتخاب رشتههای علوم اجتماعی برای یک نتیجه فارغالتحصیلی ایمنتر قرار میگیرند. علاوه بر این، استانها و شهرهایی با شرایط اجتماعی-اقتصادی توسعهیافتهتر، درصد بالاتری از دانشجویانی را دارند که علوم طبیعی را انتخاب میکنند تا دانشجویانی که در مناطق کمتر توسعهیافته هستند، که این امر شکاف در کیفیت و ساختار منابع انسانی بین استانها و شهرها را افزایش میدهد.
بنابراین، بهبود اختلاف در نسبت دانشجویانی که علوم طبیعی و علوم اجتماعی را انتخاب میکنند باید خیلی زود شروع شود. به عنوان مثال، دانشیار دکتر نگوین تی هوا - رئیس بخش امتحانات و تضمین کیفیت (دانشگاه حمل و نقل و ارتباطات) اظهار داشت که دانشگاهها، به ویژه دانشگاههای رشته مهندسی، خواهان راهنمایی شغلی از سطوح پایینتر، حتی از راهنمایی تا دبیرستان، هستند تا اشتیاق و عشق به علوم طبیعی را پرورش دهند تا نسبت دانشجویانی که عاشق علوم طبیعی و علوم اجتماعی هستند، برابر باشد.
به دنبال دلیل عمیقتری هستیم، به نظر میرسد که انتخاب دروس برای امتحان فارغالتحصیلی دبیرستان تا حدودی محدود شده است، زیرا دانشآموزان مجبور بودند هنگام ورود به کلاس دهم، ترکیب دروس خود را انتخاب کنند. در حال حاضر، تغییر ترکیب دروس در اواسط سال ساده نیست؛ برای تغییر ترکیب دروس، دانشآموزان باید تا پایان سال تحصیلی صبر کنند تا نتایج کافی برای دروس انتخابی خود برای تغییر کلاس داشته باشند.
وزارت آموزش و پرورش با هدف اصلاحات در امتحانات و جلوگیری از یادگیری نامتوازن، در حال بررسی نظرات عمومی گسترده در مورد آییننامه امتحانات ورودی دوره متوسطه و دبیرستان است. بر اساس بازخورد ۶۳ اداره آموزش و پرورش در مورد پیشنویس آییننامه، ۶۰ استان از ۶۳ استان و شهر با آزمون ورودی پیشنهادی برای پایه دهم شامل سه درس ریاضی، ادبیات و یک درس سوم یا یک آزمون ترکیبی موافقت کردهاند.
کارشناسان انتظار دارند با برگزاری قرعهکشی برای دروس امتحانی، دانشآموزان پایههای ششم، هفتم و هشتم بر مطالعهی یکسان تمام دروس تمرکز کنند و وقتی وارد پایه دهم میشوند، نسبت دانشآموزانی که ترکیب دروس را انتخاب میکنند، کمتر از وضعیت فعلی باشد. از آنجا، در طول آزمون فارغالتحصیلی دبیرستان و آزمون ورودی دانشگاه، نسبت انتخابها بین گروههای مختلف درسی به تدریج متعادل خواهد شد. بنابراین، در حالی که منتظر راهحلهای استراتژیک و جامع هستیم، تنظیم استراتژی که با تغییر انتخاب دروس برای آزمون ورودی پایه دهم آغاز میشود، نیز به عنوان یک پیشرفت منطقی برای کاهش نابرابری بین دو ترکیب دروس فوقالذکر تلقی میشود.
منبع: https://daidoanket.vn/khac-phuc-bat-cap-to-hop-tuyen-sinh-10295889.html






نظر (0)