Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات «کاساوا» در محل ساخت مدرسه چند طبقه.

دو مرزبان، هر دو از گروه قومی کو تو، لبخندی زدند و خاطرات قدیمی را به یاد آوردند: «آ سانه (کاساوا)، او لو (گرسنه)». آنها قبل از رفتن به محل ساخت و ساز پروژه مدرسه ابتدایی و متوسطه شبانه روزی و نیمه شبانه روزی کمون تای گیانگ در شهر دانانگ، ایستادند و گپ زدند.

Báo Tiền PhongBáo Tiền Phong21/05/2026

کاپیتان بلونگ نهه و سرگرد آ لانگ هائو بخشی از «تیم پشتیبانی شتاب پیشرفت» هستند. هر دو از ساختن مدارس برای فرزندان خود بسیار خوشحالند.

۳ عدد غده کاساوا در روز

حدود ۱.۵ کیلومتری شرق مرکز سابق منطقه تای گیانگ، یک کارگاه ساختمانی شلوغ با صدای جرثقیل‌ها و بیل مکانیکی‌ها، به همراه صدها کارگر که با پشتکار برای تکمیل پروژه مدرسه چند طبقه طبق برنامه تا ۳۰ آگوست ۲۰۲۶ تلاش می‌کنند، قرار دارد. از ۲۲۹ مدرسه شبانه‌روزی چند طبقه در حال ساخت در سراسر کشور، شهر دانانگ سیاست بسیج ارتش برای حمایت و تسریع پیشرفت را در پیش گرفته است، که برگرفته از کمپین کوانگ ترونگ در پایان سال ۲۰۲۵ است.

در محل ساخت و ساز، سه ردیف ساختمان برای بتن ریزی طبقه دوم آماده می شدند، ستون های بتنی شبیه تنه درختان سرو بودند، کل مجموعه ساختمان ها مانند صخره های نقره ای رنگ بر فراز کوه کو (Quế) به نظر می رسیدند. کاپیتان نه (Nhé)، عضوی از گروه قومی کو (Cơ Tu)، دانه های عرق را پاک کرد، به جاده ای که در امتداد دامنه کوه پیچ می خورد اشاره کرد و گفت: «وقتی بچه بودم، دو روز و یک شب طول می کشید تا در این جاده قدم بزنم.» با یادآوری دوران کودکی اش، روح نه (Nhé) مانند خش خش برگ های درختی در باد بود و خاطرات قدیمی بی شماری، مانند ابرهای دود، به عقب هجوم آوردند.

در سال ۲۰۰۵، پسری با پوست تیره و صاف، دمپایی لاانگشتی، بدون کلاه و کیسه‌ای از کاساوا بر پشتش، اغلب در جاده نزدیک مدرسه در حال ساخت ظاهر می‌شد. او روزانه سه غده کاساوا می‌خورد که به سه وعده غذایی تقسیم شده بود و پس از پنج وعده غذایی، برای ادامه حمل کاساوا به روستای خود بازمی‌گشت. اگر هر یک از همکلاسی‌هایش درباره «آ وونگ» به معنی برنج می‌پرسید، سرش را تکان می‌داد و بلافاصله می‌گفت «آ سانه» به معنی کاساوا.

1-dai-uy-bloong-nhe-ben-trai-va-thieu-ta-a-lang-hau-anh-le-van-chuong.jpg
کاپیتان بلونگ نه (سمت چپ) و سرگرد A Lăng Hậu. عکس: Lê Văn Chương

این خانه در کمون چام (که اکنون کمون هونگ سون است) واقع شده بود و برای رفتن به مدرسه، باید از یک گذرگاه کوهستانی پایین می‌آمدند و از نهرهای را آی، آ خان و آبال عبور می‌کردند.

وقتی بزرگسالان از نه و سه دوستش، بریل تان، تا نگول توی و بلونگ نو، که اغلب با هم پیاده به مدرسه می‌رفتند، پرسیدند: «رویایت چیست که وقتی بزرگ شدی انجامش بدهی؟»، هر دو جواب یکسانی دادند: «می‌خواهم مرزبان یا معلم شوم.»

در آن زمان، در روستای چام، معلمی به نام آ لانگ ری بود که پسرک او را به کوه تشبیه می‌کرد. معلم ری اولین کسی بود که مردان جوانی را استخدام کرد تا تمام راه را تا شهر پرائو پیاده بروند و یک تلویزیون، یک پخش‌کننده ویدیو ، یک ژنراتور و ۵۰ لیتر بنزین حمل کنند. وقتی معلم پروژکتور را روشن کرد، تمام روستا دورش جمع شدند. بسیاری از مردم به جای پول، یک قوطی برنج یا یک دسته سبزیجات برای ورود به دروازه آوردند. هر کسی که فیلم را تماشا می‌کرد به خانه می‌رفت و در مورد آن رویاپردازی می‌کرد، زیرا صحنه‌ها آنقدر دراماتیک بودند که مردم از میان درختان پرواز می‌کردند و به نظر می‌رسید آتش و دود از صفحه نمایش بیرون می‌آید.

رویای بال‌های پرنده‌ی تِنانگ

پروژه مدرسه شبانه‌روزی و نیمه‌شبانه‌روزی کمون تای گیانگ، پس از تکمیل، محل اقامت و وعده‌های غذایی دانش‌آموزان را فراهم خواهد کرد. زمانی که بلونگ نهه در جنگل قدم می‌زد، از نهرها عبور می‌کرد و ریشه‌های کاساوا را به مدرسه می‌برد، مدرسه فقط می‌توانست یک کلبه موقت به عرض حدود ۶ متر و طول ۲۰ متر با سقف موقت ساخته شده از برگ و پلاستیک در اختیار دانش‌آموزان قرار دهد. به دلیل شرایط سخت زندگی، نهه کلبه دیگری از برگ‌ها ساخت. این کلبه در دامنه کوه قرار داشت. او چند دوست از روستا را برای زندگی در آنجا دعوت کرد. بریل تان، تا نگول توی و بلونگ نهه در کلبه خودشان زندگی می‌کردند.

گاهی اوقات، گروه همکلاسی‌ها، از جمله آ لانگ توی، یواشکی وارد چادری که چهار دانش‌آموز در آن زندگی می‌کردند، می‌شدند و چهار کیسه ریشه کاساوا، آتشی که از سه سنگ درست شده بود و قابلمه‌ای برای جوشاندن ریشه‌ها پیدا می‌کردند. آنها ریشه‌ها را می‌جوشاندند و با نمک می‌خوردند؛ فقط گاهی اوقات سس ماهی می‌خوردند. این دانش‌آموزان، اهل روستاهای گا ری و چوم، فقط ریشه کاساوا می‌خوردند؛ سیب‌زمینی شیرین و برنج غذاهای لوکس بودند و بچه‌های دیگر کلاس قبلاً هرگز آنها را ندیده بودند.

2-thieu-ta-dinh-van-thao-thu-3-tu-phai-sang-dang-cung-anh-em-thi-cong-phan-mong-nha-anh-le-van-chuong.jpg
سرگرد دین ون تائو (سومی از سمت راست) به همراه همکارانش در حال کار بر روی پی ریزی یک خانه است. عکس: لو ون چونگ

گاهی اوقات، بعد از مدرسه، توی به قله کوه نگاه می‌کرد و به پرنده‌ی تنانگ خیره می‌شد و آرزو می‌کرد که بال‌هایی داشته باشد تا سریع به خانه پرواز کند. ناگهان، پدر توی، آقای بلونگ آ هیوپ، ظاهر شد. او پدری سخت‌کوش بود که در مزارع زحمت می‌کشید و کاساوا پرورش می‌داد تا غذای تمام خانواده را تأمین کند. در ماه مارس، او از میان کوه‌های دا دینگ و تا شی‌ین عبور می‌کرد تا کندوهای زنبور عسل جمع‌آوری کند، سپس شاخه‌های خشک بامبو و عسل را حمل می‌کرد و ۴ تا ۵ روز و شب به شهر دونگ گیانگ می‌رفت تا نمک، مونوسدیم گلوتامات، سس ماهی و رشته فرنگی را معامله کند.

در میان مرزبانانی که در ساخت پروژه مدرسه ابتدایی و متوسطه شبانه‌روزی و نیمه‌شبانه کمون لا دِه کمک می‌کنند، ستوان ارشد آ لانگ مین ثونگ، افسری در ایستگاه مرزبانی بین‌المللی نام گیانگ، اظهار داشت که پس از اتمام پروژه، هفت نفر از برادرزاده‌هایش در مدرسه جدید تحصیل خواهند کرد. چهار عضو خانواده ستوان ارشد ثونگ در گارد مرزی خدمت می‌کنند.

هر بار که پدرش دخترش را می‌دید، درباره سه خواهر نهه، بلونگ نهئو، بلونگ تو نهن و بلونگ نهه، صحبت می‌کرد که همگی مجبور به ترک تحصیل شده بودند. فقط نهه توانست تحصیلات خود را تا پایان دوره راهنمایی و دبیرستان ادامه دهد، بنابراین مجبور بود سخت درس بخواند تا در آینده مرزبان یا معلم شود.

از بین این دو انتخاب، نهه ترجیح داد مرزبان شود، زیرا معلمش در مدرسه توضیح داده بود: «یک مرزبان در سربازخانه زندگی می‌کند، اسلحه و سنگر دارد و آماده است تا برای محافظت از میهن با دشمن بجنگد.» اما نهه در دل آرزو می‌کرد که اگر مرزبان شود، فوراً یک کیسه برنج سفید بخرد تا با خانواده‌اش تقسیم کند، زیرا همه خواهر و برادرهایش سیب‌زمینی غده‌ای می‌خوردند و هوس برنج می‌کردند.

چهار پسر بچه مدرسه‌ای که با نهه در کلبه زندگی می‌کردند، وقتی شنیدند که او رویای «گذران زندگی» را برای آنها تعریف می‌کند، همگی لبخند زدند. با این حال، این فقط یک رویا بود؛ رسیدن به آن مانند گرفتن یک گربه‌ماهی در قله کوه تان شی‌ین یا دنبال کردن یک پرنده تانانگ در مزارع بود.

بچه‌ها و نوه‌ها مدرسه دارند.

3-nhung-doan-vien-thanh-nien-bo-doi-bien-phong-bam-cong-truong-giua-cai-nang-choi-chang-anh-le-van-chuong.jpg
اعضای جوان نیروی گارد مرزی با پشتکار در محل ساخت و ساز زیر آفتاب سوزان کار می‌کنند. عکس: لو وان چونگ

در کمون لا دی (که قبلاً بخشی از منطقه نام گیانگ بود)، سرگرد دین وان تائو، عضوی از گروه قومی گیه ترینگ، دو فرزندش، دین وان تیت و دین تی فونگ توی، را به بالای دامنه کوه آورد تا از نزدیک محل ساخت و ساز را که در غبار و دود فرو رفته بود، تماشا کنند. سرگرد تائو رهبر تیمی است که از پیشرفت سریع پروژه حمایت می‌کند (افسر پست نگهبانی مرزی دروازه مرزی بین‌المللی نام گیانگ). همسرش سه سال پیش به دلیل بیماری جدی درگذشت و او قصد داشت فرزندانش را به مدرسه شبانه‌روزی بفرستد تا بتواند روی کارش تمرکز کند.

این سرباز بیش از ۲۰ سال در نیروی مرزبانی، با خدمت در پست‌های مرزی در امتداد مرز تای گیانگ، سپس در جبهه ساحلی و سرانجام در مرز نام گیانگ، بارها به مردم کو تو و گیه ترینگ در حمل غذا در جاده‌های گل‌آلود، ساخت خانه برای آنها و حمل افراد بیمار از طریق نهرها کمک کرده است. گهگاه، هنگام انجام وظیفه، جلوی خانه‌های گول می‌ایستاد و به پرنده‌ای که روی سقف حک شده بود اشاره می‌کرد و داستان‌هایی درباره پرنده گرو، پرنده‌ای مقدس و طلسم خوش‌شانسی مردم گیه ترینگ تعریف می‌کرد.

بیش از یک ماه که در محل ساخت و ساز کار می‌کرد، اغلب خاطرات دوران کودکی‌اش را مرور می‌کرد، ده‌ها کیلومتر را با زحمت تا مدرسه طی می‌کرد، وعده‌های غذایی‌اش فقط شامل ریشه کاساوا آغشته به سس ماهی یا گاهی اوقات سیب‌زمینی شیرین بود. مدرسه جدید سر برآورده بود و برای او، مانند نمادی از پرنده گرو بود. او به کوه لا دی نگاه کرد، قله‌اش شبیه سینه مادر بود و گفت: «هر روز که به محل ساخت و ساز می‌روم، همکارانم را تشویق می‌کنم. این پروژه بسیار معنادار است، مانند پروژه یک قرنی در رشته کوه ترونگ سون.»

منبع: https://tienphong.vn/ky-uc-cu-mi-tren-cong-trinh-xay-truong-lien-cap-post1844970.tpo


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زیارت مزار شهدا.

زیارت مزار شهدا.

Yêu gian hàng Việt Nam

Yêu gian hàng Việt Nam

وطن، سرزمین آرامش

وطن، سرزمین آرامش