Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطراتی عمیق و باشکوه*

Việt NamViệt Nam09/12/2023

نگوین لین گیانگ (نام تولد: نگوین وان خوی)، اهل روستای آن بین، کمون کام تان (که اکنون کمون تان آن است)، منطقه کام لو، استان کوانگ تری است. او در ابتدا روزنامه‌نگاری با 30 سال سابقه (1988-2017) بود. در سال 2017، او به عنوان ویراستار به انتشارات تان نین - شعبه شهر هوشی مین - منتقل شد. نگوین لین گیانگ عضو انجمن نویسندگان شهر هوشی مین است. اخیراً، نویسنده نگوین لین گیانگ مجموعه‌ای از مقالات را با عنوان «رودخانه هنوز جریان دارد، زندگی جریان دارد» (انتشارات تان نین، 2023) درباره زادگاهش کوانگ تری منتشر کرده است.

خاطراتی عمیق و باشکوه*

روزنامه کوانگ تری مایل است مقدمه‌ای را که از کتاب نویسنده نگوین لین جیانگ گرفته شده است، معرفی کند.

۱. وقتی واقعاً عاشق سرزمینی باشید که در آن متولد و بزرگ شده‌اید، اگر دل و جراتش را داشته باشید، همیشه به یاد خواهید داشت که باید «کاری انجام دهید». بسته به حرفه و شرایط اقتصادی‌تان ، هر کسی می‌خواهد کمکی، تلاشی، به آن مکان ارائه دهد. این ابراز عشق به میهن، چه کم و چه زیاد، کمکی است که بسته به توانایی شما انجام می‌شود. راه‌های زیادی برای «پرداخت» به سرزمینتان وجود دارد و نوشتن یکی از راه‌هاست. به طور کلی، این ابراز روحیه‌ی «نوشیدن آب و به یاد آوردن سرچشمه» است.

مجموعه مقالات «رودخانه هنوز زندگی خود را جاری می‌کند» (انتشارات تان نین - ۲۰۲۳) نوشته روزنامه‌نگار و نویسنده نگوین لین جیانگ یکی از نمونه‌های بارز آن است.

۲. با خواندن کتاب کسی، می‌توانیم به درونی‌ترین زوایای روح او پی ببریم. کلمات گویای همه چیز هستند. صدای آنها ممکن است برای مدت طولانی طنین‌انداز شود، یا ممکن است زودگذر باشد. اما در نهایت، این پیام صمیمانه آنهاست، روش آنها برای به اشتراک گذاشتن افکار و احساساتشان با خواننده.

اگرچه این کتاب به دو بخش «خاطرات» و «طعم خانه» تقسیم شده است، اما یک رشته احساسی واحد را به اشتراک می‌گذارد. این کتاب، حسرت قلبی کسی است که از خانه دور است و گاهی چیزهایی را به یاد می‌آورد که رفته‌اند، چیزهایی که به گذشته تعلق دارند، چیزهایی که اکنون دور و مدت‌هاست از بین رفته‌اند.

خاطراتی عمیق و باشکوه*

نویسنده نگوین لین جیانگ و اثرش که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد - عکس: ارائه شده

«زمانی که ما گله‌دار گاومیش بودیم، قبل از هر سفر شکار ملخ، با چیدن برگ‌های جوان کدو، نمک، فلفل تازه و فلفل چیلی آماده می‌شدیم. بعد از شکار، آتش بزرگی در لبه مزرعه خربزه روشن می‌شد و ملخ‌های کامل روی آتش زغال کباب می‌شدند. وقتی بال‌ها و پاهای ملخ‌ها زغال می‌شدند، پخته می‌شدند. بال‌ها و پاهای باقی‌مانده را جدا می‌کردیم، سرها را برمی‌داشتیم و فقط بدن‌های نرم و معطر را باقی می‌گذاشتیم. ملخ‌های کبابی را در برگ‌های جوان کدو می‌پیچیدیم، آنها را در نمک چیلی فرو می‌کردیم و با فریادهای لذت که در آسمان گرگ و میش طنین‌انداز می‌شد، می‌خوردیم. طعم‌های غنی، شیرین و خوش‌طعم به طرز غیرقابل توصیفی با هم ترکیب می‌شدند. این فقط عطر معطر ملخ‌های کبابی نبود؛ انگار ما عطر زمین، مزارع، روستاها و عطر میهن خود را نیز می‌چشیدیم.»

این قطعات، سرشار از احساساتی درباره گذشته، درباره خانه، سیلی از خاطرات را برمی‌انگیزند که خواننده را غرق در خود می‌کنند. ناگهان، همین که ذهنم را در خاطرات نگوین لین جیانگ سرگردان می‌کنم، احساس نوازنده وو دوک سائو بین را تصور می‌کنم: «در پاییز طلایی، کنار تپه‌ای از میوه‌های رسیده سیم / تنها نشسته‌ام و برای کودکی از دست رفته‌ام گریه می‌کنم.» کودکی نگوین لین جیانگ عمیقاً در این کتاب ریشه دوانده است. یک نوستالژی ملایم. مانند: «به یاد آوردن، مانند فرنی روی تخت / ایستاده، بوی تند را حس می‌کنم، نشسته، مشتاق بوی پیاز هستم.»

در میان خاطرات بی‌شمار، حتی اگر موضوعات مورد اشتیاق ما متفاوت باشند - مثلاً یادآوری سرزمین اجدادی‌مان، یادآوری یک عزیز، یادآوری روستای قدیمی‌مان - چگونه می‌توانیم چنین خاطراتی را اندازه‌گیری یا کمّی کنیم، آنها را با چه چیزی می‌توانیم مقایسه کنیم؟ من معتقدم که ما فقط می‌توانیم آنها را با... غذا مقایسه کنیم. مضمون اصلی شاهکار وو بانگ، "دوازده خاطره"، اشتیاق برای غذاهای خوشمزه ویتنام شمالی است. به طرز عجیبی، برخی از خاطرات با گذشت زمان محو می‌شوند، اما در مورد... غذا، اصلاً اینطور نیست.

این را چگونه می‌توان توضیح داد؟

اگرچه نگوین لین گیانگ، یا هر کس دیگری، از غذاهای خوشمزه و عجیب و غریب زیادی لذت برده است، اما چگونه می‌توان هیچ یک از آنها را با آنچه در کودکی خورده است مقایسه کرد؟ نگوین لین گیانگ در مورد ماهی‌های کوچک پخته شده در قابلمه سفالی خاطره‌ای تعریف کرد: «ظرف سفالی با برگ‌های زنجبیل جوان پوشانده شده بود. برای ماهی‌های پخته شده، فقط ماهی‌های کوچک، تقریباً به اندازه یک انگشت، انتخاب می‌شدند، چاق و گرد، هنوز زنده و سالم، تا بتوانند به سرعت بپرند. پس از آماده کردن ماهی، آنها را در قابلمه قرار می‌دادند و با سس ماهی، فلفل و گالانگال خرد شده مزه دار می‌کردند. پس از مزه دار شدن ماهی، مادرم قابلمه را روی اجاق هیزمی گذاشت. وقتی ماهی در قابلمه به طور یکنواخت جوشید، فلفل چیلی خشک و رسیده را اضافه کرد، گاهی اوقات به نسبت یک ماهی به یک فلفل چیلی. سپس، حرارت را کم کرد و ماهی در قابلمه به آرامی جوشید.»

با خواندن این مطلب، ممکن است برخی بخندند: «چه اغراقی! غذا خوشمزه است، اما نه... قلب دایناسور یا جگر اژدها، پس چرا باید اینقدر خوشمزه باشد؟» خب، بگذارید توضیح دهم: خوشمزگی ماهی یا سالاد پخته شده، قارچ موریانه، حشرات کپک زده، خمیر ماهی تخمیر شده، کپور معمولی، حلزون، کوفته تاپیوکا... که نگوین لین جیانگ توصیف کرده است، دقیقاً به دلیل تصویر مادر، پدر و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی است که آن را پخته‌اند. دقیقاً همین محبت عمیق است که منجر به چنین احساس طنزآمیزی می‌شود.

این چه طرز فکری است؟

آقا، در سن خاصی، حتی با دندان‌های لق و مشکل در جویدن، فقط قادر به... نوشیدن یک کاسه فرنی آبکی، مردم گاهی اوقات آنجا می‌نشینند و آرزوی خوردن آن غذاهای ساده و روستایی گذشته را دارند. فقط در پیری؟ نه، حتی در جوانی. نگوین لین جیانگ حتی در اوج جوانی‌اش هنوز هم به یاد دارد، به عنوان مثال: «غذای «مرغ روستایی» در فصل بارانی فوق‌العاده خوشمزه بود، با گوشت سفت و چرب: «جوانه‌های بامبو پخته شده با مرغ روستایی / ببینیم وقتی به خانه می‌آید شوهر کیست؟» (ترانه محلی). بزرگسالان برای انداختن تورهای خود برای گرفتن ماهی با هم رقابت می‌کردند. در کنار برکه‌ها و نهرها، جایی که آب روان بود، ده‌ها نفر برای انداختن تورهای خود صف می‌کشیدند. تعداد بی‌شماری ماهی کپور، ماهی سرماری، ماهی سوف، گربه‌ماهی و ماهی‌های دیگر وجود داشت.»

یادآوری آن غذا خاطرات قدیمی را زنده می‌کند، ذهن را تحت الشعاع قرار می‌دهد و به ما آرامش و آسودگی می‌دهد. غذای خوشمزه فقط به یک شیء ملموس مربوط نمی‌شود؛ بلکه خوشمزه است زیرا با خاطرات گذشته مرتبط است.

۳. هنگام خواندن «رودخانه جاری است»، فکر کردم که تاریخ سرنوشت کل یک ملت است، نه فقط یک فرد یا یک منطقه؛ همه در یک رابطه دیالکتیکی و جدایی‌ناپذیر به هم پیوسته‌اند. با زندگی در کشوری که رویدادهای مهم، تاریخ ملت را رقم می‌زنند، این رویدادها عمیقاً بر هر منطقه تأثیر می‌گذارند. با این حال، جلوه‌های این رویدادها بسته به منطقه خاص متفاوت است. بنابراین، هنگام خواندن این کتاب، خوانندگان از فرصتی برای یادگیری بیشتر و درک عمیق‌تر این رویدادها/مسائل خوشحال خواهند شد، زیرا نوشته‌هایی از مناطق دیگر وجود دارد که مکمل نوشته‌های خودشان هستند.

در اینجا، نگوین لین گیانگ درباره اجدادش، مانند لرد نگوین هوانگ، پرنسس هوین تران، صنایع دستی سنتی خانواده‌اش و نام مکان‌ها و محصولات سرزمینی که در آن متولد و بزرگ شده است، نوشته است. هنگام خواندن، متوجه جزئیات بسیاری شدم که بسیار واضح و مرتبط با زندگی روزمره بودند. این همچنین روش او برای "تشویق" خوانندگان برای ایجاد علاقه عمیق‌تر به آن سرزمین است. انجام این کار همچنین راهی برای ابراز قدردانی از مکانی است که در آن زندگی کرده است.

فرقی نمی‌کند در مورد چه چیزی بنویسید، چه در مورد غذاها، مردم یا محصولات زادگاهتان، در نهایت همه چیز به یک «مخرج مشترک» ختم می‌شود: مردم آن مکان. زیرا همه چیز منعکس کننده شخصیت، خلق و خو، عادات، رسوم، سنت‌ها و اعمال مردم آنجاست.

اگر مجبور باشم یک نکته جزئی را انتخاب کنم که کم و بیش «معمول» مردم زادگاهش باشد، این یکی را انتخاب می‌کنم: «مردم کوانگ تری فلفل چیلی می‌خورند مثل... آنها برنج می‌خورند. فلفل چیلی در هر وعده غذایی، در هر غذایی وجود دارد و خوردن فلفل چیلی فقط به خاطر تندی آن است. کودکان در کوانگ تری از دوران جنینی «آموزش» می‌یابند که فلفل چیلی بخورند؛ ژن فلفل‌خواری از طریق شیردهی به آنها منتقل می‌شود؛ وقتی از شیر مادر گرفته می‌شوند، مادرانشان به آنها «میم» می‌دهند (مادران قبل از دادن برنج به کودک، آن را آنقدر می‌جوند تا کاملاً آسیاب شود، در گذشته مثل الان شیر خشک وجود نداشت). تمام خانواده با هم سر یک میز غذا می‌خورند؛ بچه‌ها آشپزی جداگانه‌ای ندارند؛ خوردن غذای تند به یک عادت تبدیل می‌شود.» این جمله از نگوین لین جیانگ برای من یک «کشف» است، زیرا قبلاً یک بیت شعر عامیانه شنیده بودم:

دست‌هایی که کاسه‌ای نمک و بشقابی زنجبیل را بلند می‌کنند

زنجبیل تند است، نمک شور است، لطفا همدیگر را فراموش نکنید.

این «گونه» حتماً توسط کسی از کوانگ تری «حق نشر» داشته است:

من همچنین ریسک گاز زدن یک فلفل چیلی و جویدن زنجبیل را پذیرفتم.

در تلخی‌ها، شیرینی‌ها و سختی‌ها، یکدیگر را فراموش نکنیم.

۴. می‌توان گفت که مردم و سرزمین هر منطقه در کامل‌تر و غنی‌تر کردن تاریخ کل کشور نقش دارند. وقتی در مورد تاریخ یک ملت صحبت می‌کنیم، باید آن را به طور گسترده‌تری درک کنیم، که شامل عناصر فرهنگی، آداب و رسوم، سنت‌ها، غذاها و غیره، مناطق مختلف باشد. بنابراین، کتاب‌هایی در این زمینه همیشه ضروری هستند. اگر خواننده پس از خواندن، به نشانه موافقت سر تکان دهد و فکر کند: «آه، کاش فرصتی داشتم که روزی از آن مکان بازدید کنم»، نویسنده موفق شده است.

«رودخانه، همچون رودخانه‌ای روان، به راه خود ادامه می‌دهد» نوشته نگوین لین جیانگ یکی از این مجموعه مقالات است.

لو مین کوک

.............................

*پیشگفتار مجموعه مقالات «رودخانه جاری است، زندگی جاری است»


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پوست کندن نارگیل

پوست کندن نارگیل

انتظار، خوشبختی است

انتظار، خوشبختی است

صلح آمیز

صلح آمیز