با یادآوری خاطرهای از سال ۲۰۲۴، زمانی که توآن دانشجوی سال آخر دانشکده افسری ارتش شماره ۱ بود، فونگ لی در یک عصر آخر هفته پیامی از او در تیکتاک دریافت کرد. در طول مکالماتشان، آنها متوجه شدند که هر دو اهل استان فو تو هستند. مکالمات اولیه آنها ساده و بیتکلف بود و به تدریج روز به روز پیشرفت میکرد و درک متقابل به طور طبیعی و ملایم، مانند ضربه زدن بهار به در، حاصل شد.
![]() |
ستوان وو ون توان و دوست دخترش نگوین پونگ لی. عکس توسط سوژه ارائه شده است. |
از نظر دختر، توآن آرام، بالغ و مودب بود. اولین برداشت او از این افسر جوان، یونیفرم مرتب، صورت مربعی و چشمان تا حدودی مصمم او بود. رفتار و صداقت این سرباز نمونه بود که باعث شد لی احساس آرامش و اعتماد کند و آن را پایه و اساسی بداند که احساساتشان نسبت به یکدیگر - آرام اما عمیق - بر اساس آن رشد خواهد کرد.
دوست داشتن یک سرباز به معنای پذیرش فاصله، تعطیلات و جشنهای سال نو به تنهایی است. دورههایی وجود دارد که ماهها، حتی نیمی از سال، طول میکشد تا بتوانند حضوری یکدیگر را ببینند و بیشتر وقت خود را صرف "ملاقات" از طریق صفحه نمایش تلفن میکنند. بنابراین، لحظاتی که با هم هستند گرانبها هستند. در آن مواقع نادر، آنها وقت خود را به گرفتن دست یکدیگر هنگام قدم زدن در خیابانها، تماشای جمعیت شلوغ، به اشتراک گذاشتن یک بستنی قیفی کنار دریاچه در یک روز سرد یا صرفاً نشستن طولانی مدت در کنار یکدیگر اختصاص میدهند.
آن لحظات همیشه خیلی سریع میگذرند و احساسی از اشتیاق و دلتنگی را به جا میگذارند. در روزهایی که نمیتوانستند یکدیگر را ببینند، چیزی که بیش از همه قلب فونگ لی را گرم میکرد، نامههای دستنویسی بود که دوست پسرش میفرستاد. در میان شلوغی و هیاهوی زندگی مدرن و پیامهای متنی سریع و مختصر، یک نامه دستنویس کاملاً متفاوت به نظر میرسید - صمیمانه و پر از احساس. هر خط حاوی مراقبت، اشتیاق و تشویق ملایم بود - به اندازهای که عزم لی را در طول مدت دوریشان تقویت کند.
هر بار که نامهای دریافت میکرد، آن را با دقت باز میکرد، به آرامی میخواند، بارها و بارها آن را میخواند و دستخط محکم دوستپسرش را تحسین میکرد، انگار که میخواست این حس دوست داشته شدن را تا جایی که ممکن است گرامی بدارد. این نامهها فقط هدیه نبودند، بلکه رشتهای بودند که فاصلهها را پر میکردند و به او اجازه میدادند حضورش را حتی وقتی که با هم نبودند، احساس کند.
هر دو والدین از اینکه فرزندانشان شریک زندگی مهربان خود را پیدا کرده بودند، بسیار هیجانزده بودند. به ویژه، پدر فونگ لی، که یک افسر نظامی بود، کار داماد آیندهاش را به خوبی درک میکرد. هر زمان که توآن به خانه لی میآمد، با او صحبت میکرد، به نصیحتها، تجربیات و راهنماییهای او گوش میداد، که این امر اعتماد به نفس و غرور او را در مسیر انتخابیاش بیشتر تقویت میکرد. طولی نکشید که افسر جوان، معشوقهاش را به خانواده نظامی خود راه داد و زندگی شادی را با هم ساخت و شعله ازدواجشان را روشن نگه داشت.
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/la-thu-tay-giu-lua-yeu-thuong-1029237







نظر (0)