Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مامان همیشه تو زندگیمه.

در طول زندگی، مادر همیشه حضور دارد. او مانند باغی آشناست که به خورشید صبح زود خوشامد می‌گوید و در پاییز، عطر گواوا در چشم‌انداز معطر کودکی می‌پیچد.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng19/10/2025

مادر جایی است که ما در آن متولد و بزرگ شده‌ایم، و وطنی را تعریف می‌کند که هرگز از قلب کسانی که سال‌ها از ما دور بوده‌اند، محو نخواهد شد. مادر هنوز هم مراقب ماست، او همیشه در کنار ماست، او اغلب ما را تسلی می‌دهد و آرام می‌کند، او یک تکیه‌گاه محکم است... هر زمان که غمگین هستیم. برای بزرگداشت روز زن ویتنامی در 20 اکتبر، روزنامه SGGP اشعاری از فام هونگ دانه و نگوین تان اون را تقدیم می‌کند.

محل دفن مادرم

جفت مادرم آنجا دفن شده بود.

رفتم و دیگر هرگز برنگشتم.

شن‌ها هنوز در ساحل آفتاب‌گیر و بادخیز رودخانه داغ بودند.

چمن‌ها به طرز غم‌انگیزی در پای آب‌بند خشک شدند.

***

در یک شب سرد و مهتابی برگشتم.

قطره شبنم در اواخر شب، عطر موهای جوانی را به یاد می‌آورد.

کدام دست تا اینجا سفر کرده است؟

ما از لحظه جدایی به هم کلمات بدهکاریم.

***

در چشمان من، ابرها و سایه‌ی یک برج دیده می‌شوند.

از زمانی که مجبور به ترک منبع خود شدیم، بی‌هدف سرگردان بوده‌ایم.

هوای آن، من هرگز حق تو را ادا نکرده‌ام.

تبعید هنوز رویایی غم‌انگیز را در سر می‌پروراند.

***

ماه خونین در شعر هان مک تو

در میان گورهای متروک، منتظر یکدیگرند.

امواج به آرامی قدم‌های مسافر را نوازش می‌کنند.

اندکی از حال و هوای زادگاه برای گرم کردن قلب یک زندگی دنیوی کافی نیست.

***

و درون من، یک بعد از ظهر سرد زمستانی نهفته است.

دریای کوی نون در دوردست‌ها، دور از انسان‌ها، غرش می‌کند.

او لرزید و به صخره تکیه داد.

من در زیر باران و باد شدید، خسته و افسرده‌ام.

***

باران همچنان می‌بارد، وداعی غم‌انگیز.

باغ قدیمی هنوز ردپایی از آن زن جوان را در خود جای داده است.

غرق در ملودی دلخراش و غم‌انگیز بودم.

دور بودن از وطن چه سرنوشتی دارد؟

فام هونگ دانه


CN4 tho 2.jpg

پاییز از باغ مادر می‌گذرد.

باغ آفتاب‌گیر حومه شهر، میوه‌ها را زرد کرده است.

باد در مسیری مارپیچ از دامنه تپه به پایین می‌وزید.

بوته گل رز در فصل ریزش برگ‌ها از خواب بیدار می‌شود.

شاخه‌ای برهنه در کنار آسمان ایستاده است، جایی که ابرهای نازک از آن عبور می‌کنند.

***

هر گواوا بوی آفتاب می‌دهد.

پرندگان هنگام بازگشت جیک جیک می‌کنند.

چقدر دلم برای مسیری که از میان شیب چمنزار می‌پیچید تنگ شده است.

من رد پای کسانی را که خستگی‌ناپذیر زحمت می‌کشند، گرامی می‌دارم.

***

چند رگبار باران خفیف، کوه‌ها را خیس کرد.

هوا خیلی روشن بود، اما جنگل هنوز سرد بود.

مسیر پوشیده از برگ‌هایی بود که به آرامی و بی‌صدا تکان می‌خوردند.

قادر به بیان هیچ اسمی نبودم، قلبم از شدت احساسات لبریز شده بود.

***

صدای بیل، حالت خسته.

خم شده، چمن غرق در مه است.

پدر ریشه‌ها را در نور خورشید پرورش می‌دهد، همچنان که تابستان به پایان می‌رسد.

مادر شاخه عصر را می‌کشد و سایه‌های پاییزی را تکان می‌دهد.

نگوین تان آن

منبع: https://www.sggp.org.vn/luon-co-me-trong-doi-post818796.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول