Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مو رای، جنگل دگرگون شده است.

در سال ۱۹۹۲، من راننده‌ی کامیونی بودم که یک گروهان مهندسی از گردان هفدهم، لشکر دهم، سپاه سوم (که اکنون سپاه سی و چهارم است) را برای تعمیر سد شکسته‌ی مو رای (بخش مو رای، ناحیه‌ی سا تای، استان کون توم) حمل می‌کرد. سفر واقعاً وحشتناک بود. شیب‌های تند. جنگل انبوه. با اینکه فقط کمی بیش از سی کیلومتر بود، زیل-۱۵۷ مجبور بود تمام روز غرش کند و تلاش کند تا به مقصد برسد.

Báo Quân đội Nhân dânBáo Quân đội Nhân dân01/09/2025


اولین کاری که باید انجام دهید این است که حصاری از چوب‌های تیز بامبو دور کلبه بکشید.

چند شب اول، مجبور بودیم آتش را تمام شب روشن نگه داریم. به خاطر غرش ببرها، گاهی نزدیک، گاهی دور، هیچکس خوب نمی‌خوابید؛ وحشتناک بود. یک شب، در حالی که نفسمان را در سینه حبس کرده بودیم، به جنگل مهتابی نگاه می‌کردیم. حدود ده متر دورتر از کلبه، دو ببر عظیم‌الجثه کنار هم نشسته بودند و جفت‌گیری می‌کردند. هر روز صبح، جاده قرمز و غبارآلود پر از ردپاهای ضخیم ببر بود.

افسران تیپ ۷۸ اقتصادی -دفاعی، به همراه نویسنده (سمت چپ تصویر)، از روستای لو بازدید می‌کنند.

یک روز بعد از ظهر، با صدای جیغ وحشتناکی از خواب پریدیم. اسلحه‌هایمان را برداشتیم و از جا پریدیم که ناگهان چهره‌ای راه‌راه را دیدیم که به سرعت به سمت جنگل می‌دوید. در جاده خاکی منتهی به کمیته مردمی کمون مو رای، پستچی با صورتی رنگ‌پریده از ترس، کنار دوچرخه‌اش ولو شده بود و کلاهخودش جای پنج پنجه ببر را روی خود داشت. کلاهخود جانش را از یک حمله ناگهانی از بالا نجات داده بود.

کاپیتان نگوین کوانگ تائو، فرمانده گروهان، با دیدن آن صحنه، سرش را تکان داد: «تعداد ببرها در این سرزمین از تعداد انسان‌ها بیشتر است.» این جمله تا حدودی اغراق‌آمیز بود، اما به درستی وضعیت را منعکس می‌کرد. در آن زمان، کمون مو رای مساحتی تقریباً ۱۵۸۰ کیلومتر مربع را پوشش می‌داد ( در سال ۲۰۱۳، کمون مو رای به چهار کمون متعلق به ناحیه سا تای با مساحت ۵۸۵ کیلومتر مربع تقسیم شد . از اول ژوئیه ۲۰۲۵، کمون مو رای متعلق به استان کوانگ نگای است)، که از برخی استان‌های دلتای شمالی در آن زمان بزرگتر بود، در حالی که جمعیت آن فقط کمی بیش از ۱۰۰۰ نفر بود که در جنگل سرگردان بودند. روستاها فقط محل سکونت سالمندان و زنان باردار منتظر زایمان بود.

پس از چند هفته‌ی اول تردید، سربازان کم‌کم جسورتر شدند و برای گشت‌وگذار وارد روستاها شدند. و ما شاهد چیزهای عجیبی بودیم.

اولین نکته عجیب این است که بر روی سقف خانه اشتراکی در روستای لِه، سبدی حصیری آویزان است که حاوی تکه‌ای چوب آب آورده با عاجی در دهان و سنگی تیز است که روستاییان آن را یانگ می‌نامند. جالب اینجاست که یانگ در روستای لِه... می‌تواند تخم بگذارد. سنگ‌های گرد و سفید، مانند تخم کبوتر، از ناکجاآباد در سبد ظاهر می‌شوند. هر ساله در طول جشنواره، روستاییان مراسمی برای حمام کردن یانگ و شمردن تخم‌ها برگزار می‌کنند. به گفته بزرگان روستا، هر چه یانگ در یک سال مشخص تخم بیشتری بگذارد، برداشت محصول پربارتر خواهد بود. این واقعاً یک راز بدون توضیح است.

دومین چیز عجیب، رسم زایمان در جنگل است. زنان رومام و گیا رای در مو رای، وقتی زمان زایمان فرا می‌رسد، به خانه‌ای از پیش ساخته شده در کنار نهر می‌روند، به تنهایی زایمان می‌کنند، بند ناف را گاز می‌گیرند، نوزاد را برای حمام کردن به کنار نهر می‌برند و سپس یک مشت برگ گلانگ می‌جوند تا قدرت خود را بازیابند. به دلیل این رسم زایمان، میزان مرگ و میر مادران بسیار بالاست. وقتی مادر می‌میرد، نوزاد با او دفن می‌شود. نه فقط مادر و فرزند، بلکه با هم در همان تابوت کسانی که قبلاً فوت کرده‌اند، دفن می‌شوند. سپس، بوفالو و خوک برای تقدیم به ارواح ذبح می‌شوند و آنها در قبر می‌خورند، می‌نوشند، گریه می‌کنند و می‌خندند.

در سال ۲۰۰۳، فرماندهی مرزبانی با هماهنگی مجله ادبیات و هنر ارتش، یک مسابقه نویسندگی با موضوع دفاع از مرز برگزار کرد. در آن زمان، من در مدرسه نویسندگی خلاق نگوین دو تحصیل می‌کردم و تصمیم گرفتم به مو رای برگردم. وقتی به روستای له رسیدم، از شنیدن اینکه وای دوک، کودکی که در سال ۱۹۹۸ به همراه مادرش دفن شده بود اما توسط مرزبانان نجات یافته بود، هنوز عموی مادری‌اش، ای نول، و برادر بزرگترش، ای نگان، را در خود جای داده است، بسیار خوشحال شدم. این افراد باور نمی‌کردند که وای دوک هنوز زنده باشد. با دیدن این صحنه، ایده بازگرداندن وای دوک از مرکز رفاه اجتماعی استان کون توم به روستا به ذهنم رسید. درخواست من پذیرفته شد. وقتی وسیله نقلیه UAZ فرماندهی مرزبانی استان کون توم، وای دوک را برگرداند، تمام روستای له به لرزه درآمد. ناگهان صدای ناقوس‌ها به همراه فریادها، گریه‌ها و خنده‌ها بلند شد. از دیدن ترس وای دوک از استقبال ناخوشایند جامعه‌ای که زمانی او را طرد کرده بودند، وحشت کردم. از طریق داستان‌های اشک‌بار و غم‌انگیز پیرمردی به نام «آ نول»، فهمیدم که مردم روم مام نوزاد را نه از روی عشق، بلکه از روی ناچاری ناشی از شرایط، به همراه مادرش دفن کرده‌اند. در میان جنگل سبز و کوه‌های سرخ، بدون شیر یا دارو، کودک به هر حال می‌مرد، بنابراین خانواده با اکراه او را به همراه مادرش دفن کردند تا از نیاز به مراسم خاکسپاری دیگری جلوگیری کنند... این جزئیات، مطالب و احساسات کافی را برای من فراهم کرد تا خاطراتم را با عنوان «در جنگل عمیق»، برنده جایزه اول این مسابقه، بنویسم.

امسال که به مو رای برگشتم، شگفت‌زده شدم. جاده‌های بتنی پهن و وسیع بودند. جنگل‌های کائوچو بی‌پایان امتداد داشتند. اما چیزی که بیش از همه مرا شگفت‌زده کرد، مردم اینجا بودند. در گذشته، آنها در محاصره جنگل‌ها و کوه‌ها زندگی می‌کردند و چهره‌هایشان همیشه گرفته و راکد بود. اکنون، آنها در یک محیط تازه و جدید، سرزنده هستند. به ویژه مردم روم مام، زمانی در انزوا زندگی می‌کردند و با تهدید انقراض ناشی از بیماری و حیوانات وحشی روبرو بودند. در سال ۲۰۰۳، تنها ۱۲۰ نفر باقی مانده بودند، اما اکنون تعداد آنها به ۵۰۰ نفر افزایش یافته است. به لطف توسعه برق، جاده‌ها، مدارس و مراکز درمانی و دسترسی به اینترنت در خانه‌هایشان، جوانان روم مام "آزاد" شده‌اند و در جامعه گسترده‌تر ادغام شده‌اند. روستای لو، از جامعه‌ای با ۱۰۰٪ بی‌سوادی، اکنون صدها کودک دارد که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوند و ده‌ها نفر نیز از کالج و دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند. بیشتر جوانان روستا به عنوان کارگر در تیپ ۷۸ اقتصادی-دفاعی (سپاه پانزدهم ارتش) با میانگین حقوق ۱۰ میلیون دونگ در ماه مشغول به کار شده‌اند.

روستاییان در سال ۲۰۰۳ از وای دوک استقبال کردند.

با مشاهده‌ی کارگران رم مام و گیا رای، به وضوح یک تغییر فیزیکی قابل توجه را می‌بینم. در گذشته، وقتی از روستای له بازدید می‌کردم، متوجه شدم که میانگین قد افراد بالغ رم مام فقط "به اندازه‌ی یک کوزه‌ی شراب" بود، اما اکنون میانگین قد آنها ۱.۶۰ متر است.

هنگام بازدید از مدارس شبانه‌روزی این منطقه، از دیدن بچه‌های روم مام شگفت‌زده شدم. پوست آنها روشن، چشمانشان درخشان و در تعامل با دوستان و بازدیدکنندگان معصوم و با اعتماد به نفس بودند. این نه تنها به دلیل تغذیه خوب، بلکه به این دلیل است که مردم روم مام با مردم کین، گیا رای و شو دانگ ازدواج کرده‌اند و نسل‌های سالم و باهوشی را به وجود آورده‌اند.

در طول اقامتم در مو رای، این فرصت را داشتم که در یک "وعده غذایی همبستگی" دلپذیر برای کارگران تیپ ۷۸ دفاع اقتصادی شرکت کنم. صبحانه مفصل بود، مانند یک ضیافت روستایی در دلتای شمالی، با برنج معطر ST25، گوشت خوک سرخ شده ترد، آبگوشت استخوان با سیب زمینی... و به خصوص دو بشقاب سر و مخلفات خوک. این مواد از یک منطقه منحصر به فرد تولید دام تهیه شده بودند.

منطقه تولید در کنار رودخانه ایا گرای، نزدیک سد مو رای واقع شده است. یک کارخانه تقطیر مدرن با دیگ‌های بزرگ استیل ضد زنگ و یک سیستم تخمیر و تقطیر حلقه بسته. صدها خوک، هر کدام با وزن ۱۰۰ کیلوگرم، از رسوبات شراب برنج در آغل‌های خود مست می‌شوند. هزاران اردک تخم‌گذار آزادانه در استخرهای بزرگ شنا می‌کنند... این واحد با بهره‌گیری از زمین، پنج استخر ایجاد کرده است که انواع مختلف ماهی مانند کپور علفخوار، کپور نقره‌ای، گربه‌ماهی و کپور معمولی در آن پرورش داده می‌شوند... مزایای این مدل نه تنها ارائه غذا و نوشیدنی‌های تمیز با قیمت‌های پایین‌تر از بازار برای کارگران و روستاییان است، بلکه ایجاد یک اکوسیستم پایدار را نیز شامل می‌شود. درختان سالم هستند، ماهی‌ها فراوانند و گونه‌های پرندگان بومی مانند کتیا و چرائو به مو رای بازگشته‌اند. در شب‌هایی که کارگران را در حال استخراج لاستیک همراهی می‌کردم، در منطقه مرزی بین قطعات لاستیکی، با گله‌های میمون، گوزن و گراز وحشی مواجه شدم...

با تماشای غروب آرام خورشید سرخ در پشت کوه‌ها و بازگشت پرندگان به جنگل، احساس عجیبی در درونم فوران کرد. زندگی در مو رای، از سرزمینی وحشی که شبیه جامعه‌ای بدوی با شکار، جمع‌آوری، کشاورزی بر اساس روش بریدن و سوزاندن و تولید مثل درون نژادی بود، اکنون ظاهر یک جامعه روستایی به طور فزاینده‌ای متمدن با کشاورزی به طور فزاینده‌ای مدرن را به خود گرفته است.

این تحول به لطف استراتژی «کمربند سبز مرزی» وزارت دفاع ملی حاصل شده است. نزدیک به 30 سال اجرای مداوم این سیاست، خون، عرق و اشک نسل‌های افسران و سربازان سپاه ارتفاعات مرکزی (سپاه سوم ارتش)، سپاه پانزدهم ارتش و گارد مرزی، بذرهایی را در این سرزمین کاشته است که منجر به میوه‌های شیرین شده است.

با پیروی از اصل «سرزمین خوب، مردم خوب را جذب می‌کند»، نه تنها مردم روم مام در سرزمین و روستای خود آرامش یافته‌اند، بلکه افرادی از بسیاری از گروه‌های قومی و مناطق نیز برای سکونت به مو رای آمده‌اند و یک جامعه چند قومیتی متحد و نزدیک را در ساخت و حفاظت از مرز تشکیل داده‌اند. در مو رای، مطلقاً هیچ تبلیغ غیرقانونی یا مخالفتی با دولت وجود ندارد. من با یک معلم بازنشسته از تان هوآ ملاقات کردم. او گفت وقتی فرزندانش را برای کار به اینجا فرستاد، فکر می‌کرد که آنها تنها پس از چند ماه تا یک سال باید به خانه برگردند. اما واقعیت خلاف این را ثابت کرد. او خودش مجبور شد چمدان‌هایش را ببندد و با فرزندانش به مو رای نقل مکان کند زیرا «زندگی در اینجا بسیار بهتر از خانه است».

من برای بازدید از خانه اشتراکی که روح مرموز یانگ در آن ساکن است، برگشتم. یک تایلندی، یک روشنفکر جوان، کدخدای روستای له و نماینده شورای مردمی استان کون توم گفتند: «یانگ هنوز هم زایمان می‌کند.» هر ساله، روستا هنوز مراسم غسل یانگ را برگزار می‌کند، تخم‌ها را می‌شمارد و آیین‌های سنتی مانند قربانی بوفالو، رقص شوانگ، اجرای گونگ و بافتن پارچه‌های زربفت را اجرا می‌کند... من ناگهان گفتم: «در مورد رسم وحشیانه دفن کودکان با مادرانشان چه؟» نه تنها یک تایلندی، بلکه همه جوانان رومی که در اطراف ما ایستاده بودند، گیج شده بودند. گیجی آنها قابل درک بود، زیرا در سن حدود 20 سالگی، هرگز چنین منظره وحشتناکی را ندیده بودند. فقط بزرگان متفکر به نظر می‌رسیدند و گذشته دور، فقیرانه و تاریک را به یاد می‌آوردند.

دو تین توی


    منبع: https://www.qdnd.vn/80-nam-cach-mang-thang-tam-va-quoc-khanh-2-9/mo-rai-rung-da-chuyen-minh-843992


    نظر (0)

    لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

    در همان موضوع

    در همان دسته‌بندی

    از همان نویسنده

    میراث

    شکل

    کسب و کارها

    امور جاری

    نظام سیاسی

    محلی

    محصول

    Happy Vietnam
    ارگ سلطنتی تانگ لانگ در شب

    ارگ سلطنتی تانگ لانگ در شب

    هوی آن لبخند

    هوی آن لبخند

    نقشه ویتنام که از نمک ساخته شده است.

    نقشه ویتنام که از نمک ساخته شده است.