Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

باران شروع به باریدن کرده است…

Báo Bình ThuậnBáo Bình Thuận12/05/2023


باران.

آن صدای کوتاه احساسات زیادی را برمی‌انگیزد و بذرهای زندگی زیادی را برای جنب و جوش بیدار می‌کند. آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که یک رگبار باران چقدر می‌تواند برای زندگی مهم باشد؟

خرید.jpg

ساکنان شهر، که در خانه‌های کوچکی با مساحت کمی بیش از صد متر مربع محصور شده‌اند، آرزوی باران را دارند تا هوا را خنک کنند. اما برای مردم روستا که زندگی‌شان در تمام طول سال به کشاورزی وابسته است، باران نجات‌دهنده گونه‌های بی‌شماری است. در طول فصل خشک، کمبود شدید آب آنقدر شدید است که حتی علف‌ها پژمرده می‌شوند و می‌میرند؛ چه چیز دیگری می‌تواند زنده بماند؟ مزارع سوخته و ترک خورده‌اند و در ظهر، بخاری که از مزارع بلند می‌شود مانند ترک‌هایی در هوا به نظر می‌رسد. درختان تمر هندی که ماه گذشته سرسبز و پر از میوه بودند، اکنون لخت هستند و شاخه‌هایشان در برابر آسمان آبی، تیره و خشن است. رقت‌انگیزترین گاوها، بدون علف، مجبور به جویدن کاه خشک کنار برکه هستند. گاهی اوقات، خسته از کاه خشک، آه‌های طولانی و غم‌انگیزی می‌کشند، گویی برای صاحب خود سوگواری می‌کنند، صدایی بسیار غم‌انگیز.

فصل خشک ادامه داشت. گرما همچنان زمین را می‌سوزاند. مردم و حیوانات در انتظار باران، پژمرده شده بودند. برکه‌های روستا که زمانی پر از آب بودند، اکنون کاملاً خشک شده بودند. کمی بعد، خشک شدند، ترک خوردند و مرده روی زمین افتادند و لاشه‌های سفیدشان نمایان شد. تنها گودال کوچکی از آب، به اندازه یک تشت، باقی مانده بود. ماهی‌های زنده مانده برای زنده ماندن تقلا می‌کردند، به این امید که باران به موقع برسد و آنها را از مرگ نجات دهد. اما باران هنوز خیلی دور بود، هنوز نیامده بود؛ فقط دسته‌های مرغ ماهی‌خوار به داخل پرواز می‌کردند و برای تغذیه از ماهی‌ها تقلا می‌کردند و فریادهایشان با صدای بلند طنین‌انداز می‌شد.

روستاییان هر روز با خیره شدن به آسمان آبی فقط می‌توانستند آه بکشند. جویبار بی‌نام و نشان به پایین می‌چکید و با وجود تلاش‌های شبانه‌روزی آنها برای جمع‌آوری آب، هرگز برای نیازهای روزانه‌شان کافی نبود. گهگاه، جایی در این روستای کوچک، صدای مشاجره زوجی به گوش می‌رسید که به دلیل کمبود آب برای شستن لباس یا کاه برای تغذیه گاوهایشان، با هم مشاجره می‌کردند.

خرید.jpg

آسمان صاف و روشن ماند. هوا گرم‌تر و گرم‌تر شد. هوا خفه‌کننده بود. مردم آرزو داشتند که روز زودتر بگذرد، شب از راه برسد تا بتوانند از نسیم خنک لذت ببرند. اما حتی در رختخواب هم نمی‌توانستند بخوابند چون هوا خیلی گرفته بود. پنکه‌ها و کولرها با تمام قدرت کار می‌کردند. کسی به شوخی گفت که قطع برق در این زمان فاجعه‌بار خواهد بود. درست است. خوشبختانه، از زمانی که قیمت میوه اژدها کاهش یافته، مردم استفاده از چراغ‌ها را متوقف کرده‌اند، بنابراین در طول فصل خشک شاهد قطعی برق نبوده‌ایم.

گزارش‌های روزنامه‌ها و تلویزیون نشان می‌دهد که امسال، به دلیل تأثیر ال نینو، هوا به طرز بی‌سابقه‌ای گرم خواهد بود. مردم در روستاها فقط می‌توانند آه بکشند و به یکدیگر نگاه کنند، زیرا می‌دانند که کاری جز دفن کردن قلب‌های سنگین خود در نگرانی نمی‌توانند انجام دهند. سبزیجات بیرون از خانه شکوفا شده‌اند، اما برکه‌ها از قبل خشک شده‌اند. اگر باران به موقع نبارد، تنها کاری که می‌توانند انجام دهند این است که آنها را قبل از موعد برداشت و بفروشند، هر پولی که می‌توانند بگیرند برای بدترین حالت است.

درست زمانی که همه چیز و همه کس از انتظار برای باران خسته شده بودند، بالاخره باران آمد. شادی مردم و حیوانات وصف‌ناپذیر بود. هوا به طور قابل توجهی آرام شد. مردم برای گرفتن خرچنگ و قورباغه به بیرون هجوم آوردند. صدای پارس سگ‌ها از مزارع در تمام طول شب طنین‌انداز بود. اگرچه اولین باران فصل برای رفع تشنگی زمین خشک کافی نبود، اما برای جوانه زدن تیغه‌های کوچک علف کافی بود. تنها در یک شب، جوانه‌های سبز کوچک بی‌شماری از خاک سر برآوردند. مردم نفس راحتی کشیدند. تنها چیزی که لازم بود یک بارش باران دیگر بود و سپس علف برای خوردن گاوها وجود داشت. برای روستاییان، همین کافی بود تا آنها را بسیار خوشحال کند.

بعد از باران، انگار درختان دوباره زنده می‌شوند. درخت تمر هندی که دیروز لخت بود، حالا پوستش شروع به جوانه زدن جوانه‌های کوچک و بنفش پر جنب و جوش کرده است. درخت شعله هم همینطور است؛ شاخه‌های جوانش بیرون زده و به آسمان خیره شده‌اند، سپس چند روز بعد با خجالت جوانه‌های سبز لطیفی را نشان می‌دهند و آماده می‌شوند تا نوید ورود باشکوه تابستان را بدهند. ماهی‌های باقی‌مانده در برکه از فرار باریک خود از مرگ شادمان هستند؛ اگرچه برکه پر نیست، اما برای جلوگیری از منقارهای بلند حواصیل‌ها و حواصیل‌ها کافی است. در مورد مردم، خب، توصیف کامل شادی باران غیرممکن است. اگر حرف من را باور نمی‌کنید، فقط به بازار روستایی بعد از باران نگاه کنید - پر از خوراکی‌های خوشمزه روستایی: قورباغه‌ها، برگ‌های تمر هندی جوان، ماهی سوف، مارماهی، گوبی‌ها... که در سطل‌ها لول می‌خورند. حتی دسته‌هایی از اسفناج آب شیرین و تازه هم وجود دارد. سرخ شده با سیر، می‌تواند یک قابلمه کامل برنج را تمام کند.

تمام آن شادی‌های کوچک به خاطر باران بود. باران ناجی‌ای بود که این سرزمین روستایی را احیا کرد. بنابراین، هر بار که کسی فریاد می‌زد «باران! باران!»، تمام روستا با هیجان سطل، چوب ماهیگیری و شارژر چراغ‌قوه آماده می‌کردند. و آن شب، تمام روستا با شور و هیجان فراوان جشن می‌گرفتند، صدای قورباغه‌ها، پارس سگ‌ها و فریاد مردم... همه اینها یک سمفونی پر جنب و جوش و ملودیک را در گوشه‌ای از روستا ایجاد می‌کرد.



منبع

برچسب: ال نینو

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول